کد خبر: ۴۷۰۹۵۹
تاریخ انتشار:۰۲ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۷:۲۳
چاووش قدس| شعری از استاد علی‌محمد مودب
آسمان پشت سر یار خراسانی ماست/ بادها جمله به فرمان سلیمانی ماست
به گزارش پایگاه خبری 598؛ چاووش قدس، شعری حماسی از استاد علی محمد مودب است که به موضوع قدس و ضرورت نابودی رژیم صهیونیستی اشاره دارد؛ شاعر در این قطعه ادبی سعی می‌کند با استمداد از شهدای مدافع حرم به بیان اهمیت آزادی قدس شریف بپردازد.

باز از کرب و بلا  نغمه لا می‌آید
این صلا دم به دم از کرببلا می‌آید

یار می‌پرسد: در یاوری‌ام یاری هست ؟
هله بشتابد هر جا که جگرداری هست

سر بیارید که سر می طلبد این جاده
ای خوش آن ره که در آن جاده شود سجاده

سر بیارید که سجده است، که سر می طلبد
جاده سجادة خون، مرد خطر می طلبد

جاده می‌خواند هنگامة دل‌ کندن ‌هاست
ای جماعت بشتابید که مولا تنهاست

تیغ‌ها رقص‌کنان، جاده پر از شمشیر است
بشتابید همین لحظه که فردا دیر است

بشتابید که خون‌هاست به جوش آمده‌اند
بغض‌های همه عالم به خروش آمده‌اند

بشتابید شهیدان همه در میدانند
سر بیارید جز آن سر همه سرگردانند

آی ای  اهل ولا! همچو ولی برخیزید !
هر که خونخواه حسین است، علی! برخیزید!

شور فرمان نشور است ز خود باید کند
از سکون، از طمع، از حرص احد باید کند

آب یک جرعه بنوشید که سقا تشنه است
رودها هان بخروشید که دریا تشنه است

آبها جمله مضاف اند تیمم  باید
هر چه پیدا شده جز عشق، همه گم باید!

آبها گِل شده ، گُلها همه زارِ عطش‌اند
باغها شعله‌کشان، رقص بهارِ عطش‌اند

هان دل از  شاید و اما و اگر بردارید
کعبه از بت شده پر باز تبر بردارید!

در یمن آه اویس قرنی شعله‌ور است
جاده ها سفره خونند، زمان سفر است

پیر ما گفت پر از عزم جوانی باشید
سر پر شور حسین همدانی باشید!

آسمان پشت سر یار خراسانی ماست
بادها جمله به فرمان سلیمانی ماست

پا به دریا بگذارید شناور باشید
صولت "مهدی لطفی نیاسر" باشید

شاهد اینکه ز ما ترس و تعلق دور است
تن بی سر شده اصغر پاشاپور است

در شب غیبت دیدار عجب شیرین است
حجت این سخنم خنده "بدر الدین" است

عقل سرخ است که تابیده، حلب توفانی ست
شیخ اشراق زمانه علی  زنجانی ست

همه هستند، شهیدان همه در این راهند
همه هستند شهیدان و تو را می خواهند

بشتابید همه نیزه‌سواران رفتند
بشتابید ابوحامد و یاران رفتند

ای خوشا معرفت لحن خراسانی ها
بامیانی ها، طوسی ها، یمگانی ها

حرف فردوسی بر خاک نخواهد ماندن
"گنگ دژهوخت" به ضحاک نخواهد ماندن

رستم است اینکه پر از غیرت حیدرخوانی ست
آرش است اینکه شبیه "حسن تهرانی" ست

باز "بافنده" پر از شور رجزخوانی هاست
"فاتح" است اینکه علمدار خراسانی هاست

صدرزاده ست که طنازی او گل کرده ست
"حاج احمد" هوس ذکر توسل کرده است

فاطمیون همه دلهای حسینی دارند
زینبیون جگر از عشق  خمینی دارند

می رسیم ای قدس همپای شهیدان به حرم
مغنیه، احمدی روشن و الله کرم

قدس در راه تو ما نیز شهید حرمیم
با "حسین قمی" و با "حججی" همقدمیم

نعره حیدری زینبیون رایت ماست
چشم "فرمانده مطهر" همه سو حجت ماست

"حاج حیدرها" سر مست جنون می آیند
از ره شام بلا زینبیون می آیند

عشق می بارد سرها به تماشا مستند
دل بریدند ز خود تا به خدا پیوستند

هر که دارد سر همراهی سر بسم الله
هر که دارد جگر خوف و خطر بسم الله !

قدس ای قبله اول ! خط پایانی تو
مقصد قافله هند و خراسانی تو!

فرصت خواستن خون خدایی ای قدس
قدس رویای دل انگیز شهیدانی تو

لحظه روشن معراج بشر  خلوت توست
آخرین مرحله هجرت انسانی تو


گنگ دژهوخت: بیت المقدس است در شاهنامه
به خشکی رسیدند سر کینه جوی
به بیت المقدس نهادند روی
چو بر پهلوانی زبان راندند
همی گنگ دژهوختش خواندند
به تازی کنون خانة  پاک خوان
برآورده ایوان ضحاک دان!
نامهایی که در شعر آمده اند نامهای  شهدای مدافع حرم هستند، حاج احمد متوسلیان از اولین شهدای آزادی قدس تا مطهر حسین فرمانده پاکستانی زینبیون و فاتح از سرداران فاطمیون  فقط شهید احمدی روشن شهیدی است که با توطئه اسرائیلی ها ترور شد و شهید حسن طهرانی مقدم   نیز کسی است که مرزهای  جغرافیای عشق را تغییر داد  و سربازان بدون مرز تا همیشه در سایه او می جنگند