کد خبر: ۳۱۱۸۲۰
زمان انتشار: ۱۲:۴۱     ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۴
بررسی آماری نیاز مالی و سود اقتصادی ایالات متحده از توافق نهایی:
با بررسی وضعیت تحریم ها مشاهده می کنیم امریکا هرجا ناچار بوده است، در تحریم هایی که خود وضع نموده دست برده است. در سال 2000 امریکا متوجه شد محصولاتی مانند فرش و خاویار که از ایران خریداری می کرده را در هیچ جای دیگر با همان کیفیت پیدا نمی کند. کوارتز می‌نویسد: ”این لغو تحریم ها چندان بی تناسب با دولتی نبود که در ایران بر سر کار آمده بود. امریکا این کار را برای کمک رسانی به دولت اصلاح طلب در ایران انجام داد!"

به گزارش سرویس بین الملل پایگاه 598، اغلب مردم گمان می کنند در صورت اینکه تحریم ها را علت تمامی نابسامانی ها و مشکلات اقتصادی کشور بدانیم، رفع تحریم ها موضوعی امیدبخش و خوشایند به نظر می رسد و قطعا پایان انزوای اقتصادی این تصور را به ذهن متبادر می سازد که گره از مشکلات بسیاری گشوده خواهد شد. اما آیا سود لغو تحریم ها بیشتر متوجه ایران خواهد شد یا طرف مقابل؟

با نزدیک شدن به زمان اعلام توافق نهایی (30 ژوئن) کارشناسان اقتصادی امریکایی با بازار مصرف خواندن ایران، از سود سرشار رفع تحریم ها برای کارخانجات امریکایی سخن می گویند. نشریه ی کوارتز در این باره می نویسد:

”اعمال یک تخفیف تدریجی در تحریم ها می تواند دروازه های دومین اقتصاد غرب آسیا (پس از عربستان) را به روی کارخانجات امریکایی و غربی باز کند. این مطلب چنان برای تجار و سرمایه داران یالات متحده و اروپا وسوسه انگیز است که منتظر به نتیجه رسیدن مذاکرات در تاریخ 30 ژوئن نمانده اند و از اکنون در حال فراهم نمودن مقدمات سرمایه گذاری در ایران برآمده اند. بازار کشور 80 میلیونی ایرانی پر از مصرف کنندگانی است که تشنه ی محصولات امریکایی هستند که آنها را به یاد زمان شاه می اندازد. البته در راه رسیدن به بازار مصرف جوان ایران مشکلاتی نیز وجود دارد:

1- برداشتن تحریم ها یکباره صورت نمی گیرد. بلکه پروسه ای طولانی و نامعین است که ممکن است سالها به طول بیانجامد.

2- تمامی تحریم ها مشمول تخفیف یا لغو کلی قرار نمی گیرند. باید توجه داشت که بخش عمده ای از آنان مربوط به عدم توجه ایران به حقوق بشر و حمایت وی از گروه های تروریستی است. این تحریم ها در جای خود باقی خواهند ماند!

3- فساد اقتصادی در ایران معضل دیگری است که باید در سرمایه گذاری در ایران به آن توجه داشت."

گرت نادا، کارشناس مسائل ایران در ادامه می نویسد: ”اوج تبادلات اقتصادی ایران و امریکا به سالهایی بر می گردد که ایران متحد اطلاعاتی امریکا در جنگ سرد به حساب می آمد. در سال 1978 امریکا با صادر کردن 3.7 و وارد نمودن 2.9 میلیارد دلار جنس بیشترین مبادلات اقتصادی را با ایران داشت.

در نزدیکی های انقلاب اسلامی، امریکا و آلمان نزدیک ترین روابط را با ایران داشتند و حدود 50000 نفر امریکایی در ایران کار و زندگی می کردند. محصولات امریکایی نظیر تسلیحات جنگی، تجهیزات صنعتی، فناوری و کشاورزی 16% از واردات ایران را تشکیل می دادند. در دهه ی 1970 حدود 50% و 75% از برنج و گندم وارداتی و غلات وارداتی ایران از امریکا خریداری می شد."

نادا در ادامه اعتراف می کند که پس از پایان گروگانگیری اتباع امریکایی شاغل در سفارت امریکا در ایران (1981)، تجارت با ایران دوباره از سر گرفته شد ولی امریکا هیچگاه فراموش نمی کند انقلاب اسلامی چگونه بازار مصرف غنی و پر منفعت ایران را از چنگ امریکا خارج ساخت به طوریکه از صادرات 3.7 میلیارد دلاری امریکا به ایران فقط چیزی در حدود 300 میلیون دلار باقی ماند. همچنین، صادرات ایران به امریکا نیز با کاهشی شدید به حدود 64 میلیون دلار رسید.

اما امریکا در مقطعی تصمیم گرفت برای تنبیه ایرانیان به علت اینکه انقلاب اسلامی را به پیروزی رسانده بودند و یک متحد را از دایره ی متحدین امریکا در منطقه ی غرب آسیا خارج کرده بودند به بهانه های مختلف تحریم اقتصادی وضع کند: حمایت از تروریسم، عدم توفیق در همراهی با سازمان ملل در مسئله ی هسته ای، و تخطی از قوانین حقوق بشری.

در جدول زیر نرخ نزولی صادرات و واردات ایران و امریکا را طی 36 سال مشاهده می کنید:

با بررسی وضعیت تحریم ها مشاهده می کنیم امریکا هرجا ناچار بوده است، در تحریم هایی که خود وضع نموده دست برده است. در سال 2000 امریکا متوجه شد محصولاتی مانند فرش و خاویار که از ایران خریداری می کرده را در هیچ جای دیگر با همان کیفیت پیدا نمی کند. بدین ترتیب تحریم این دو بخش را برداشت. کوارتز در این باره می نویسد: ”این لغو تحریم ها چندان بی تناسب با دولتی نبود که در ایران بر سر کار آمده بود. امریکا این کار را برای کمک رسانی به دولت اصلاح طلب در ایران انجام داد!"

درز ادامه جدول اجناس وارداتی از امریکا به ایران را مشاهده می کنید که اکثر آنان قابل تولید در داخل کشور هستند و در سالهای اخیر به کشور وارد شده اند. این در حالی است که کارخانجات ایران به هیچ عنوان شانس چنین صادراتی به امریکا را نخواهند داشت:



بی بی سی پیشتر به نثل از یک کارشناس مسائل اقتصادی اعلام کرده بود: ”ایران یک بازار وسیع، بکر و نوظهور در جهان است که هر سرمایه گذاری را وسوسه می کند. تقریبا 65% از جمعیت ایران زیر 35 سال سن می کنند و درصد سوادآموزی در 15 تا 24 ساله ها بالای 98% است. حدود 85% از کل جمعیت ایران با سوادند و بیش از نیمی از زنان خانه دار ایرانی به اینترنت دسترسی دارند!"

در سال 2013 (پایان ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد که طی آن بیشترین و کمرشکن ترین تحریم ها اعمال شدند) آنچه که موجبات حیرت کارشناسان اقتصادی امریکایی را فراهم آورده است، [برخلاف برخی کارشناسان داخلی که بسته به جهت وزش باد در عالم سیاست، نرخ ها و درصدهایی که اعلام می کنند نیز متفاوت می شود!!] این است که حتی با وجود تحریم های طاقت فرسا، ایران دومین اقتصاد پویا را در منطقه داشته است (پس از عربستان سعودی).

نشریه ی کوارتز در ادامه به این نکته اشاره می کند که عطش ایرانی ها برای سوارشدن بر ماشین های مدل بالا و همچنین جایگاه دوم زنان ایرانی در مصرف مواد آرایشی، ایران را به بازارمصرفی بزرگ تبدیل کرده که در کنار محصولات دخانی با مارک های نظیر مالبرو اشتیاق تولیدکنندگان امریکایی را به نحو فزاینده ای برای رفع تحریم ها برانگیخته است.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۱
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها