کد خبر: ۳۲۰۲۵۴
زمان انتشار: ۱۰:۳۱     ۲۳ خرداد ۱۳۹۴
حمید فرخ نژاد گفت: سينما هيچ گونه ارزشي ندارد که ستاره اي داشته باشد. به بازيگراني که در اين رشته تحصيل کرده و تئاتر خوانده اند کار نمي دهند. بنا بر اين عقيده شخصي من اين است که بازي در سينما عشق و انگيزه اي ندارد و خيلي خوشحالم که کمتر در آن حضور دارم.
به گزارش پایگاه 598 ، رسالت نوشت: حميد فرخ نژاد متولد ۱۳۴۸ و تحصيلکرده رشته کارگرداني تئاتر در دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. فرخ نژاد فعاليت خود را در سينما به عنوان دستيار کارگردان آغاز کرد. در سال ۱۳۶۹ با بازي در فيلم "در کوچه هاي عشق" خسرو سينايي فعاليت خود را شروع کرد و در سال ۱۳۷۸ بازي در فيلم "عروس آتش" که دومين فيلم کارنامه سينمايي اش بود، آغاز درخشش او در سينما به حساب مي آيد. آنچه در ادامه مي خوانيد حرف هاي اين هنرمند باسابقه است که تقديم حضورتان مي شود؛

* در شروع اين گفتگو مي خواهيم از حال و هواي حميد فرخ نژاد که ستاره سينماي ايران است جويا شويم. آيا اين اجازه را داريم؟
خواهش مي کنم. حال عمومي ام بد نيست. خدا را شکر. اما اگر بخواهم در مجموع از فضاي کلي هنر و سينما بگويم، در کل اصلاً خوشايند نيست.

* چه طور شد زماني که ورود به عرصه بازيگري مشکل بود و به راحتي نمي شد ستاره شد، به ستاره سينماي ايران تبديل شديد؟
خودم هم هيچ وقت فکر نمي کردم ستاره سينما شوم، چون سينما ستاره اي ندارد، در واقع سينما هيچ گونه ارزشي ندارد که ستاره اي داشته باشد و يا آن شخص که بدون گذراندن دوره بازيگري و تحصيل در اين رشته بازي مي کند. به بازيگراني که در اين رشته تحصيل کرده و تئاتر خوانده اند کار نمي دهند. بنا بر اين عقيده شخصي من اين است که بازي در سينما عشق و انگيزه اي ندارد و خيلي خوشحالم که کمتر در آن حضور دارم.

* پس خودتان چگونه وارد سينما شديد؟
من در اين رشته تحصيل کردم و در تئاتر بازي مي کردم. البته آن زمان که من خودم وارد سينما شدم به هيچ عنوان سينما را نمي شناختم. البته من براي بازي خودم سخن نمي گويم بلکه راجع به آدم هايي صحبت مي کنم که خيلي به گردن اين سينما حق دارند.

* به طور مثال چه کساني؟
آدم هايي که سوخته اند و ديگر در سينما نيستند. خيلي ها زحمت کشيده اند و ديگر نيستند. خسرو شکيبايي و امثال اين گونه افراد که سال ها نقش اصلي را در فيلم ها بازي مي کردند. داستان اين است که عده اي در اين رشته تحصيل کرده اند و اکنون دارند آواز مي خوانند! واقعاً نمي دانم يعني چه؟ خيلي بد است که ما در اين شرايط هستيم. زماني به اين مسئله فکر مي کردم که شايد برخي اتفاق ها در زندگي يک هنرمند باعث مي شود که از مسير اصلي اش دور شود.

* قبول داريد که عده اي به عشق حميد فرخ نژاد مي رفتند و عکس شما روي جلد مجله ها و بيلبورد بر فروش گيشه تأثير داشت؟
راستش را بخواهيد من خودم را باور نداشتم، چون هيچ زمان خودم را درگير اين مسائل در زندگي ام نکردم و نخواستم مغرور شوم. وقتي انسان تغيير مي کند علامت خطري است و بايد خيلي از لحاظ آسيب هاي اجتماعي مراقب خود باشد. در هر حرفه اي اين مشکلات وجود دارد، مهم اين است که وقتي انسان کار مي کند رفتاري معقول داشته باشد. هنرمندان بايد مراقب شخصيت خود باشند تا آسيب نبينند و اين سينما چيزي ندارد که انسان بخواهد در آن کار کند. بايد مراقب باشيم که به بيراهه نرويم.

* از تشکيل سازمان سينمايي کشور راضي هستيد؟
بله، حد اقل ما بدون واسطه با وزارت ارشاد رابطه پيدا مي کنيم.

* با بازي در فيلم سينمايي "در کوچه هاي عشق" خسرو سينايي به شهرت رسيديد. نظرتان در باره آن چيست؟
فيلمنامه نوشته مي شود و ما بازي مي کنيم، وقتي فيلمي اکران مي شود برخورد مردم برايم اهميت دارد و با همه مسائل موجود چه خوب و چه بد براي نقش زحمت مي کشم و نمي توانم بگويم که براي ارائه نقش انرژي نمي گذارم.

* هنگام دريافت جايزه سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد براي فيلم "استرداد" چه احساسي داشتيد؟
هنوز هم سيمرغم را دارم. وقتي از من پرسيدند چه احساسي داري؟ گفتم خيلي وزنش سنگين بود. جوايز بسياري گرفتم. جايزه تأثيري بر روند کاري ام نداشت. وقتي که کار مي کنم نمي توانم کم بگذارم. مردم برايم اهميت دارند.

* دستمزدي که از بازيگري مي گيريد راضي کننده هست؟
اکنون ۳ برابر آن دوران دستمزد دريافت مي کنم.

* نسل جديد سوپراستارهاي سينماي ايران را چگونه مي بينيد؟ آيا توان جذب تماشاچي به سينما را دارند و فروش گيشه را تضمين مي کنند؟
هر دوره اي جوان خاص خودش را دارد. اکنون به طور مثال محمد رضا گلزار مطرح شده است و خيلي خوب هم بازي مي کند و عده اي علاقه مند دارد. مسلماً عده اي به خاطر عکس روي جلد او به سينما مي روند. آن موقع که جوان بودم فکر نمي کردم مردم به خاطر من سينما مي روند اما حالا با زمينه فکري و مطالعاتي بيشتر کار مي کنم.

* شما نويسندگي، کارگرداني و توليد برخي فيلم ها را نيز بر عهده داشته ايد. چه طور، هم در بازيگري فعاليت داريد و هم کارگرداني و نويسندگي؟ برايتان مشکل نيست؟
وقتي شما به چيزي علاقه داريد نه خسته تان مي کند و نه از کارتان دلزده مي شويد. براي من هم همين طور است. نه نويسندگي و نه کارگرداني و نه بازيگري، خسته ام نمي کنند چون عاشقانه علاقه دارم و دوست ندارم از آنها دور باشم.

* شباهت تلويزيون و تئاتر به ارتباط با تماشاگر برمي گردد؟
من هميشه اين بحث را داشته ام که بازيگري در تئاتر و تلويزيون و سينما تفاوت چنداني ندارند. درست مثل الفباي فارسي که مفهومشان يکي است و فقط شيوه ارائه اش متفاوت است. در صحنه يک اندازه قاب و تماشاگر داريم و در سينما و تلويزيون هم گونه هاي ديگري. ارتباط با قشر گسترده اي از مردم است. در تئاتر، مردم انتخاب مي کنند و به تماشاي تئاتر مي نشينند ولي درتلويزيون با اين حجم کانال بايد مردم از حضورت مطلع شوند و دنبالت کنند.

* تا الآن جوابتان را از مردم گرفته ايد؟
من وقتي روي صحنه هستم ارتباط نفس به نفس با تماشاگر باعث مي شود همان لحظه جوابم را بگيرم و اگر نقصي هست همان لحظه اصلاحش کنم. اگر در تلويزيون اين شانس را داشته باشي که کار همزمان ضبط شود مي تواني کارت را اصلاح و ترميم کني.

* برخي بازيگران براي اينکه در يک نقش کليشه نشوند، از نقش کم مي گذرند. به نظرم يکي از ويژگي هاي بازي شما اين است که از کليشه شدن نمي ترسيد؟
چند تا مقوله هست و در همه جاي دنيا وجود دارد؛ برخي بازيگران با توجه به نوع بازي شان برايشان نقشي نوشته مي شود مثل جيم کري که با سينماي ما خيلي متفاوت است. من اين دغدغه را در تئاتر ندارم چون تنوع در نقش هاي نمايشنامه ها خيلي زياد است و حتي اگر ريسک بازي در سن ۳۰ سال پيرتر از خودت را بپذيري، امکان کليشه شدن در آن خيلي ضعيف است. يک روز روسي بازي مي کني و روز ديگر فرانسوي. ولي براي تصوير ما اين اتفاق زياد مي افتد، چرايي اش را بايد سياست گذارها جواب دهند. وقتي يک بازيگر در يک نقش خوب ظاهر مي شود ديگر نبايد کارگردان ها فکر کنند اين بازيگر فقط به درد اين نقش مي خورد. به نظر من اين مسئله به ضعف ما در زمينه نوشتاري بر مي گردد. من هميشه يک الگوي ذهني داشته ام که فقط متوسل به خدا و کمکش بوده و هستم. اميدوارم هميشه نگاهم کند و از من روي برنگرداند.

* شهرت تان باعث نمي شود که نتوانيد آن طور که دوست داريد با خانواده همراه باشيد؟
با اينکه ابراز لطف مردم براي خانواده ام هم جذاب است و ما را خوشحال هم مي کند، اما گاهي واقعاً امکان اين را که مثلاً من بتوانم با فراغ بال با خانواده به پارک بروم، ندارم. حتي يک قدم زدن کوچک.

* آيا پيش آمده که قسمت هايي از فيلمنامه به پيشنهاد شما تغيير کند؟
معمولاً اگر فرصتي پيش بيايد که بتوانم نظرم رابه کارگردان بگويم، حتماً اين کار را
مي کنم. شايد در آن کار فرجي شود.

* در حال حاضر مشغول کار جديدي هستيد؟
نه متأسفانه. فعلاً هيچ.

* دغدغه اين روزهاي حميد فرخ نژاد چيست؟
واقعيتش را بخواهيد خيلي نگران وضع سينما هستم و بس.

* چرا؟ مگر قرار است اتفاقي بيفتد؟
چون سينما مربوط به کار من و همه هنرمندان است. اگر همين طوري پيش برود معلوم نيست چه بر سر ما هنرمندان در سال هاي بعد خواهد آمد.

* صحبت پاياني ؟
اميدوارم خدا به همه هنرمندان رحم کند، کار ما را پر رونق کند تا فراموش نشده و شرمنده مردم نشويم. از شما هم ممنون و سپاسگزارم که حرف دل ما هنرمندان را انعکاس مي دهيد تا بالأخره مسئولي جوابگوي سئوالات ما باشد. فقط اميدواريم ما هنرمندان نسل قديم که تمام جان مان را گذاشتيم، روزگاري فراموش نشويم.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها