کد خبر: ۳۳۷۱۱۳
زمان انتشار: ۱۱:۵۸     ۱۲ شهريور ۱۳۹۴
یادداشت ۵۹۸؛
مجدالدین معلمی
برای چون منی که در ارزیابی فیلم ها، اصل را بر قصه می دانم و حتی به تعبیری تندتر، کل سینما را صنعت داستان پردازی می دانم، نقد نوشتن درباره ی فیلم فاخر و ان شاءالله ماندگاری چون "محمد" که به زعم من تعمدا" داستان گریز است، سخت است! اما تصور می کنم این فیلم آن قدر ارزش دارد که عقاید تکنیکی و سلایق ساختاری مان را کنار بگذاریم و به ابراز ارادت مجموعه ی فیلمساز به مقام شامخ رحمت للعالمین احترام بگذاریم.

"محمد" مجید مجیدی را به حق باید ستود؛ حتی آنها که به افراط فیلم را کلیپی 170 دقیقه ای می خوانند نمی توانند از امتیازات این فیلم به سادگی بگذرند. فیلم به لحاظ ساختاری و تکنیکی در اوج استانداردهای جهانی است و مجیدی برای فیلمش کم نگذاشته است. تصویر، تدوین، صدا{جز صدای ابوطالب}، موسیقی، گریم، بازیگران و . . . همه عاری از نقص هستند. مجیدی چنان خود را درگیر جزییات کرده که در این قریب سه ساعت فیلم کمترین خطا را داشته است.

محاسن متعددی از "محمد" می توان برشمرد؛ یکی از مهم ترین محاسن فیلم، آرامش، لطافت و بی حاشیه  بودن آن است. فیلم کمتر دنبال حرف های بزرگ، جدل و تفلسف می رود و بنا دارد با روایتی روان، عاری از پیچیدگی و با کمترین دیالوگ جلوه ی مهربانی و برکت پیامبر را ترسیم کند؛ لذا اغراق نیست که این فیلم با دو واژه ی "عاشقانه ی مجیدی" یا "فیلم شاعرانه ی مجیدی" خوانده و توصیف می شود. هرچند نباید از هوشمندی مجیدی در نشان دادن کینه و عداوت تاریخی یهودیان با اسلام گذشت.

"محمد" مجید مجیدی در روایت دچار نوعی پردازش مستندگونه است و تمامی ویژگی های گونه ی "مستند بازسازی" را دارد. در این سبک روایت مستندگونه، بنا نیست حدیث نفس فیلمساز و تخیلات او از وقایع آن زمان را ببینیم بلکه تصاویر و کادرهای دلربا جای روایت داستانی یا حتی دیالوگ های ادیبانه را گرفته است. گویی رسالت اصلی فیلم ثبت تصاویر شبه مستند و لطیف از حیات پربرکت رسول مکرم قرار بوده است.

تعمد و اصرار مجیدی برای فرار از قصه گویی حیرت آور است! به وضوح پیداست از داستان زندگی پیامبر اعظم، نمی خواهد چیزی بیش از کتاب های تاریخ مدرسه به بیننده ارایه دهد و این در حالی است که ده ها نقطه ی حساس فیلم مانند وقوع نشانه های میلاد پیامبر یا حمله ی ابرهه  یا زندگی دایه ی حضرت یا زنده به گور کردن دختران و . . . وجود دارد که فرصت فوق العاده ای برای داستان گویی برای فیلمساز فراهم می کند.

این احتیاط مفرط مجیدی در اضافه کردن داستان به تاریخ، برای فیلم بزرگی چون "محمد" هم امتیاز و فرصت است و هم محدودیت و تهدید!

امتیاز است چرا که با توجه به تعدد اقوال فقهی و تاریخی در بین شیعیان و اهل سنت و نیز نا آزموده بودن این عرصه، فیلم را از گزند حمله ی تند متعصبین به تاریخ و گرایش های خاص فقهی در امان می گذارد. و نیز این فرصت را برای فیلم فراهم می کند که همه ی سلایق و عقاید فقهی و تاریخی در کل عالم اسلام از دیدن فیلم لذت و بهره ببرند.

از سویی دیگر؛ کم حرفی محدودیت است چرا که از این فرصت عظیم برای ترسیم چهره ای جامع از پیامبر اعظم و بیان بخش عمده ای از معارف و اهداف رسالت ایشان، بهره ی کمی می برد. این وفاداری بیش از انتظار به تاریخ تهدید هم می تواند باشد؛ چرا که بعد از مدتی که شور، هیجان و احساسات تماشاگر از دیدن فیلمی خیره کننده به سردی گرایید، ممکن است فیلم در حافظه ی تاریخ گم شود. تجربه نشان داده، فیلم هایی که حرف های فراتر از زمان ندارند، زود فراموش می شوند!

با تمام این اوصاف و نقدها، به مجید مجیدی حق می دهم در عصری که جهان، متاسفانه از اسلام بوی خشونت و خبر خونین می شنود، برای تصویرسازی از وجهه ی پیامبر بزرگ اسلام در منظر مخاطب جهانی از این شیوه ی شاعرانه، بی حاشیه و کم حرف استفاده کند.

"محمد" مجید مجیدی مثل همه ی مصنوعات بشر بی عیب نیست ولی حسب توان الکن بشر در وصف و ثنای پیغمبر خدا و با عنایت به تلخی های زمان، فیلمی قابل احترام و ستایش است. ممکن است افرادی باشند که چون من انتظار فیلمی قصه گو و روایتی جامع تر از "محمد" را داشتند ولی نباید فراموش کرد این اولین گام سینمای ایران و دومین فیلم جهان اسلام درباره ی حضرت خاتم الانبیاء است. مجیدی را باید ستود و به تولیدات کامل تری برای آینده اندیشید.

در یک کلام می توان "محمد" را یک عاشقانه ی آرام در ثنای پیامبر عظیم الشان اسلام دانست. عاشقانه ای که از همه ی ابزار و لوازم ممکن هنر مدرن سینما، برای ثبت تصویری جاودانه بر تارک تاریخ سینمای جهان بهره گرفته است. ان شاءالله که موفق باشد.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها