کد خبر: ۴۳۶۹۲۱
زمان انتشار: ۱۳:۵۹     ۰۲ بهمن ۱۳۹۶
مصطفی تاج‌زاده از حمایت تا براندازی نظام جمهوری اسلامی (بخش سوم و پایانی):
آقای تاجزاده ظاهرا مطلع نیستند در همین آمریکای مفتخر به پایبندی به جریان آزاد اطلاعات و مطبوعات آزاد مدت ها است آقای «ادوارد اسنودن» به اتهام اطلاع رسانی بابت عملیات عظیم جاسوسی و شنود مکالمات تلفنی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا از شهروندان عادی آمریکا تا رهبران جهان مجبور به پناهندگی در مسکو شده اند!؟
سرویس سیاسی پایگاه 598/ رضا احمدزاده، با در نظر گرفتن موضوعاتی که در دو بخش قبلی بیان کردیم و دیدیم که چگونه مصطفی تاج زده در نهایت به تقابل با نظام و براندازی رسید و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ماهیت فکری خود و اساتید سیاسی امنیتی غربی خود را که در دوران اصلاحات و استیلای کامل وی و همفکران سیاسی اش بر قوه مجریه واقع شده بود در خیابانهای تهران و در میدان عمل به نمایش گذاشت و در نهایت دستگیر و با تحمل هفت سال حبس بالاخره در 15 اسفند ماه سال 95 آزاد شد.

با آزادی از زندان یاران سابق به دیدارش شتافتند و برای مقاومت مردانه اش! در زندان جمهوری اسلامی به وی خوش امد گفتند و سر سلامتی دادند. از برادر حسن روحانی تا محمدرضا عارف مرد انصراف های اصلاح طلبان در مجلس شورای اسلامی و دیگر سیاسیون.

با تمام این تفاسیر و علیرغم اینکه وی دارای تحصیلات عالیه دانشگاهی است و دارای مسئولیت های مهمی هم در سطح وزارت خانه داشته است نباید اینگونه تصور شود که وی فردی دارای توانایی فکر سازی و تبیین خطوط و استراتژی های سیاسی که می تواند در جایگاه افرادی مانند سعید حجاریان یا عباس عبدی و جلایی پور بنشیند و چشم اندازی از حرکت یک جریان سیاسی را ترسیم کند بلکه همانگونه که اشاره کردیم وی بیشتر به سربازی می ماند که در میدان رزم سیاست مجری راهبردهایی است که به وی دیکته شود در نتیجه اگر وی در مباحث تئوریک و مبانی فکری اصلاح طلبان در داخل و یا همفکران خارجی ایشان وارد شود طبیعی ترین عکس العمل دیگران در برابر وی سخنرانی و ارسال نامه سرگشاده و ... و پاسخ دادن به سخنان او خواهد بود که موضوع این بخش نیز همین موضوع است یعنی بررسی پاسخ یک فعال سیاسی اصلاح طلب! مقیم آمریکا بنام "داریوش سجادی" به سخنان مصطفی تاج زاده که عینا می آوریم و در پایان نتیجه گیری خواهیم کرد .

آقای مصطفی تاج زاده طی سخنانی در نشست با اعضای انجمن وفاق و توسعه دانشجویان دانشگاه شیراز اظهار داشته:

روزی که ما در ایران دغدغه احضارها، توقیف‌های فله‌ای، ردصلاحیت‌های گسترده و امثالهم نداشته باشیم، آن روز آرایش نیروهای سیاسی ما به هم خواهد خورد و مثل بسیاری از کشورهای دموکراتیک لیبرال‌ها در مجموع به یک سمت می‌روند و سوسیالیست‌ها هم در طیف مقابل صف‌رایی خواهند کرد. علت اینکه در کشورهای اروپایی عمده بحث‌ها و رقابت‌ها سر مسائل اقتصادی است، این است که مسائل دیگر برایشان حل شده و نگرانی در این زمینه‌ها ندارند.

مثلاً شما در مناظره‌های میان خانم کلینتون و آقای ترامپ هرگز نمی‌بینید که درباره کتاب، مطبوعات، هنر، موسیقی و سینما مجادله کنند چون این موضوعات برای هر دو طرف حل شده است. هر کس انتخاب شود کاری به مطبوعات و کتاب و فیلم و تئاتر و کنسرت ندارد. اما اختلاف در کشور ما هنوز سیاسی است و جریان‌های سیاسی بر مبنای دفاع از انسداد یا آزادی آرایش گرفته‌اند. از آزادی احزاب، مطبوعات و انتخابات تا آزادی کنسرت، انتشار کتاب، پخش فیلم و سبک زندگی. اگر بتوانیم حقوق و آزادی‌ها را تثبیت کنیم، آن وقت است که می‌توانیم به سمت برند شدن در زمینه اقتصادی و حل و فصل مناقشات در این حوزه حرکت کنیم. این پروسه زمان بر است اما نتیجه می دهد.

اظهارات تاجزاده در پاسخ به دانشجویان مزبور شایسته آن گوشزدی است که: اگر پاسخ گفتن را نابلدید پاسخ نگفتن را که بلدید!

جناب آقای تاجزاده!
اولاً اگر در ایالات متحده اولویت در منازعات و مجادلات انتخاباتی «اقتصاد» است چرائی آن ناظر بر این واقعیت است که آمریکا فونداسیون و استراکچر تمدنی خود را بر شالوده اقتصاد و سرمایه داری و پول سالاری تعریف کرده و طبعا و در اولویت دغدغه شهروندان و بالتبع نامزدهای انتخابات آن است تا بهترین راهکار های اقتصادی مطمح نظر طرفین را در رای گرفتن و رای دادن ملاک قرار دهند.

گذشته از آنکه مبتنی بر کدام قرائن، آزادی رسانه و آزادی مطبوعات و جریان آزاد اطلاعات در آمریکا را مسائلی حل شده و محترم شمرده محسوب می فرمائید!؟

مگر کسی می تواند منکر آن شود که در همین انتخابات گذشته اصلی ترین اعتراض دونالد ترامپ در کمپین های انتخاباتی اش و جمیع سخنرانی ها و مناظرات اش تاکید بر نبود آزادی رسانه و اجماع سنگین رسانه ها علیه وی و بنفع رقیب وی بود؟ امری که اگر جناب تاجزاده در ایام انتخابات در آمریکا تشریف داشتند واقعیت اش را به وضوح می توانستد مشاهده کنند که چگونه امپراطوری رسانه در آمریکا با سنگین ترین و وحشتناک ترین بایکوت ممکن، جو «ترامپ ابلیسی» و «هیلاری قدیسی» را با رسواترین شکل ممکن دامن زده بودند و در این میان چیزی که ارزنی اهمیت نداشت دغدغه جریان آزاد اطلاعات بود.

جناب تاجزاده ظاهرا اطلاع ندارند علی رغم ادعای آزادی رسانه و مطبوعات در آمریکا این سرکار خانم هیلاری کلینتون بود که در ازای مورد پرسش واقع شدن بابت ایمیل های افشا شده اش از طریق «ویکی لیکس» مرد-رندانه ضمن گذشتن از پاسخگوئی بابت محتوای ایمیل ها معترض نقش آفرینی روسیه در هک کردن ایمیل ها شده و اقدام روسیه را دخالت در امور داخلی و انتخابات آمریکا توصیف و قلمداد می کردند.

جناب تاجزاده خوب است نیابتاً به خانم کلینتون بفرمایند: محل نزاع کیستی افشا کننده ایمیل ها نیست و اگر در ایالات متحده اصل جریان آزاد اطلاعات محترم و مقدس محسوب می شود در آن صورت دیگر چه فرقی می کند این اطلاعات را روسیه بدهد یا غیر روسیه و شایسته است «هیلاری مزبور» محتوا را قربانی فرم نکرده و بابت مطالب آن ایمیل های غیر محرمانه در آمریکای مدعی طرفدار «جریان آزاد اطلاعات» پاسخگوئی کنند و به اعتبار ادعای «گردش آزاد اطلاعات» از اطلاع رسانی روسیه استقبال کنند نه اعراض!

آقای تاجزاده در حالی خام اندیشانه برای آزادی مطبوعات و جریان آزاد اطلاعات در آمریکا افسانه سرائی می فرمایند که نزد پایوران همین آمریکای آزاد مفروض انگاشته شده سالها است «جولین آسانژ» به اتهام انتشار جنایات و رسوائی های ارتش ایالات متحده در افغانستان و عراق تحت تعقیب قرار گرفته و بمنظور رُبایش وی از پناهش در سفارت اکوادور در لندن متوسل به ایراد اتهام کذب به مشارالیه شده اند تا بموقع عبرت های لازم بابت فضولی بیش از اندازه در «جریان آزاد اطلاعات» را به مشارالیه تفهیم فرمایند!

آقای تاج زاده ظاهرا مطلع نیستند در همین آمریکای مفتخر به پایبندی به جریان آزاد اطلاعات و مطبوعات آزاد مدت ها است آقای «ادوارد اسنودن» به اتهام اطلاع رسانی بابت عملیات عظیم جاسوسی و شنود مکالمات تلفنی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا از شهروندان عادی آمریکا تا رهبران جهان مجبور به پناهندگی در مسکو شده اند!؟

خیر جناب آقای تاجزاده!
به چنین ژانگولر بازی هائی آزادی مطبوعات نمی گویند. عنوان این تئاتر «آزادی دروغگوئی بنفع هیات حاکمه» است که در آن صورت نیز در انحصار آمریکا نیست و جمیع حکومت های جهان از چنان «آزادی» آغوش گشائی می کنند.

مشکل آقای تاجزاده و بخش بزرگی از هم فکران آقای تاجزاده خام اندیشی و باورداشت تخیلی ایشان از ظواهر و دواعی و مواعید «مهابت مزوری» است بنام ایالات متحده آمریکا!(1)

نتیجه ای که می توان در پایان این نوشتار آورد این است که:

سیاست ورزانی که سابقه مبارزاتی هم در کارنامه خود دارند اگر تهذب اخلاقی نداشته باشند در آخر راه به تقابل با عقایدی که خود روزی مبلغ و حامی آن بودند خواهند رسید.

نشست و برخاست کردن با اقشار خاصی از نخبگان سیاسی و ایشان را نهایتا تمام مردم و یا تنها نماینده مردم دانستن همانی می شود که مصطفی تاج زاده در نهایت به آن رسید یعنی تقابل با نظام و حذف از ساختار سیاسی نظام.

طی دوره های سیاسی و امنیتی براندازی در کوتاه مدت و دراز مدت و در نزد افرادی مانند هابر ماس و دیگران موجبات نوعی بیگانه دوستی و غریبه شدن با فرهنگ خودی را در پی خواهد داشت که همین امر نیز ایشان را در برابر مردم قرار خواهد داد و شکست و زندان و تبعید را در پی خواهد داشت. اگر انقلابات رنگی در کشورهایی هم نتیجه داد به این علت بود که بین فرهنگ کودتاگران و فرهنگ مردم علاوه بر همخوانی و هماهنگی نوعی خلاء اعتقادی در فرهنگ ملی را هم در درون خود داشت در نتیجه انقلاب رنگی بر خلاء ها نشسته و فتنه گران را به کاخ های ریاست جمهوری فرستاده است اما در این غنی از فرهنگ اسلامی – شیعی و ایرانی که برای تمام زوایای زندگی پاسخ داشته و در عالم سیاست نیز بر همین مبنا استراتژی های همسو با خود را ارائه می کند انقلاب های پلکانی رنگی هر قدر هم مرحله به مرحله سخت و شدیدتر شود نخواهد توانست خللی در حرکت مردم ایجاد نماید و تنها شرط استمرار آن نیز بصیرتی توامان با عشق و ایمان به ولایت فقیه می باشد که این امر هم مستمرا در حال انجام است.

آنها به خود هم رحم نمی کنند واقعیتی است انکار ناپذیرزیرا بسیاری از سران فتنه و کسانی که زبانا و فکرا با فتنه گران همراه بودند از رانت های سیاسی خود یا برادران و اقوامشان در راس هرم قدرت برخوردار شدند و توانستند از مجازات حداقلی آن که پشت میل های زندان قرار گرفتن بود رهایی یابند در حالی که امثال مصطفی تاج زاده که تنها از راه همسر شان با برخی از چهرهای خاندان سالار ساختار سیاسی کشور ارتباط پیدا می کنند نتوانستند بهره ای برای رهایی از زندان نصیب خود سازند. البته"روش قربانی سیاسی کردن" یاران برای هیچیک از ناظران و فعالان سیاسی خصوصا اصلاح طلبان راهبردی غربیه و ناآشنا نیست و یادمان نرفته که چگونه محمدرضا عارف قربانی همین سنت سیاسی اصلاحات شد و یا در انتخابات ریاست مجلس و یا ریاست فراکسیون های مهم مجلس دهم و یا روسای مهم دوایر همین مجلس چگونه رفتار اصلاح طلبان و نمایندگان لیست امید نیز بازهم علیرغم همه شعارهای رسانه ای قربانی "عارف" بود که" عارفانه" عطای تمام این مناصب را به عطای مصلحت اندیشی زعمای قوم اصلاحات بخشید و به یکباره تمام فعالیت های خود را لغو و به ادامه سکوت در کسوت فقط نمایندگی بسنده کرد.و اگر هم ادعا کنیم که امثال مصطفی تاج زاده بدلیل فقدان وزانت سیاسی قربانی همان مصلحت اندیش های قوم خود شدند تا دیگر رانت خواران سیاسی آسوده خاطر شوند و یا دیدار برخی افراد نشان دار و مارک دار سیاسی با تاج زاده پس از آزادی از زندان دلجویی از سربازی بود که با فداکردن خود ژنرالهای جریان سیاسی خویش را از اسارت رهایی بخشید پر بیراه نباشد.

آنالیز متن نامه داریوش سجادی برای مصطفی تاج زاده به صورت ذیل خواهد بود:

- خام اندیشانه برای آزادی مطبوعات و جریان آزاد اطلاعات در آمریکا افسانه سرائی می فرمایند.

- گذشته از آنکه مبتنی بر کدام قرائن، آزادی رسانه و آزادی مطبوعات و جریان آزاد اطلاعات در آمریکا را مسائلی حل شده و محترم شمرده محسوب می فرمائید!؟

- جناب تاجزاده ظاهرا اطلاع ندارند علی رغم ادعای آزادی رسانه و مطبوعات در آمریکا این سرکار خانم هیلاری کلینتون بود که در ازای مورد پرسش واقع شدن بابت ایمیل های افشا شده اش از طریق «ویکی لیکس» مردرندانه ضمن گذشتن از پاسخگوئی بابت محتوای ایمیل ها معترض نقش آفرینی روسیه در هک کردن ایمیل ها شده و اقدام روسیه را دخالت در امور داخلی و انتخابات آمریکا توصیف و قلمداد می کردند.

- جناب تاجزاده خوب است نیابتاً به خانم کلینتون بفرمایند: محل نزاع کیستی افشا کننده ایمیل ها نیست و اگر در ایالات متحده اصل جریان آزاد اطلاعات محترم و مقدس محسوب می شود در آن صورت دیگر چه فرقی می کند این اطلاعات را روسیه بدهد یا غیر روسیه و شایسته است «هیلاری مزبور» محتوا را قربانی فرم نکرده و بابت مطالب آن ایمیل های غیر محرمانه در آمریکای مدعی طرفدار «جریان آزاد اطلاعات» پاسخگوئی کنند و به اعتبار ادعای «گردش آزاد اطلاعات» از اطلاع رسانی روسیه استقبال کنند نه اعراض!

- آقای تاجزاده ظاهرا مطلع نیستند در همین آمریکای مفتخر به پایبندی به جریان آزاد اطلاعات و مطبوعات آزاد مدت ها است آقای «ادوارد اسنودن» به اتهام اطلاع رسانی بابت عملیات عظیم جاسوسی و شنود مکالمات تلفنی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا از شهروندان عادی آمریکا تا رهبران جهان مجبور به پناهندگی در مسکو شده اند!؟

- به چنین ژانگولر بازی هائی آزادی مطبوعات نمی گویند.

- مشکل آقای تاجزاده و بخش بزرگی از هم فکران آقای تاجزاده خام اندیشی و باورداشت تخیلی ایشان از ظواهر و دواعی و مواعید «مهابت مزوری» است بنام ایالات متحده آمریکا!

. .در نامه داریوش سجادی واژه ایی دیده می شود که محترمانه وی را فردی بی اطلاع از مسائل سیاسی در ایران می وخواند و این هم در حالی است که داریوش سجادی در آمریکاست و تاج زاده در ایران و سجادی در خود چنان توانی از استدلال می بیند که وی را با واژه هایی مانند :

. خام اندیشانه .

.افسانه سرائی .

.اطلاع ندارند .

.نیابتاً به خانم کلینتون بفرمایند.

.مطلع نیستند .

.ژانگولر بازی .

.باورداشت تخیلی ایشان .

خطاب می کند که خواننده محترم را به تعمق بیشتر در این واژه ها فرا خوانده و به این نکته بسنده می کنیم که هرکسی با خواندن این واژه ها برداشتی به جز بی اطلاعی تاج زاده از مسائل سیاسی و غرق شدن وی در یک دنیای متوهم سیاسی که در آن ایشان و هم مسلکانشان برای رسیدن به قدرت مجاز به هرگونه حرکتی از جمله هماهنگی با سرویس های امنیتی خارجی و رسانه های بیگانه هستند.

منبع:

1- بولتن نیوز/ آزادی دروغ / شماره و تاریخ انتشار:417456-28/8/1395


تنظیم: علی شعبانی
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها