آخرین اخبار
کد خبر: ۴۴۲۰۶۳
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۱
یادداشت؛
هادی معصومی زارع

بسم الله الرحمن الرحیم

  1. چند روز پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی عراق، مقاله ای با عنوان « در باب انتخابات عراق، بیانیه مرجعیت و ائتلاف فتح» از نویسنده در باب انگیزه های هجمه های بی سابقه علیه ائتلاف فتح انتشار یافت که در آن با استناد به نظرسنجی های مطرح شده در عراق، پیروزی قدرتمند ائتلاف فتح و نیز رتبه چهارم تا پنجم برای ائتلاف سائرون به رهبری سیدمقتدی صدر پیش بینی شده و مهم ترین دلیل این هجمه ها، رتبه دوم احتمالی ائتلاف فتح در انتخابات عراق عنوان شده بود.
  2. در پی نوشت های مقاله اشاره شده بود که « نویسنده به دلیل عدم حضور میدانی و رصد میدانی وضعیت انتخاباتی نمی تواند نظرسنجی های مختلف را مورد رد یا تایید قرار دهد. با این حال آن چه درباره رتبه بندی ائتلاف ها نقل شد، بر اساس اکثر نظرسنجی های بی طرفانه است.»
  3. گواه اتقان نظرسنجی های یادشده و یا لااقل حاکمیت #احساس اتقان آن ها، پیروزی قدرتمند ائتلاف فتح و کسب رتبه دوم آن از یک سو و هشدارهای مصرح سیدمقتصدی صدر و تعداد دیگری از رهبران جریان صدر و ائتلاف سائرون  مبنی بر تلاش «احزاب»، «فصائل مسلح» و «میلیشیات» برای تقلب در انتخابات پارلمانی ۲۰۱۸م عراق بود. روشن است که این جریان در صورت احساس پیروزی و کسب رتبه نخست در انتخابات هیچ گاه چنین هشدارهایی را ضروری نمی دانست.
  4. با این حال با توجه به ظهور نه چندان قدرتمند جریان صدر در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۴م و کسب تنها ۲۸ کرسی انتخاباتی از سوی کتله الاحرار وابسته به این جریان، براستی درخشش مجدد این جریان در انتخابات هفته گذشته معلول چه مولفه ها و فاکتورهایی است؟! آیا اساسا آن گونه که تقریبا تمامی تحلیل های رایج اعلام می دارند و با استناد به تعداد کرسی های بدست آمده برای جریان صدر، می توان مقتدی صدر را پیروز انتخابات جاری عنوان کرد؟! پاسخ دقیق به این پرسش از دو رهگذر تحلیلی-آماری مقدور است. با این حال، نویسنده می خواهد مقدمتا چند نکته در باب این انتخابات را طرح و مورد اشاره قرار دهد.
  5. نخستین مساله مهم، مشارکت بسیار پایین انتخاباتی (۴۴.۵%) بود که اگر چه قابل پیش بینی بود و نویسنده نیز به مزاح اشاره کرده بود که ممکن است تعداد نامزدهای انتخاباتی بیشتر از تعداد مشارکت کنندگان و رای دهندگان باشد اما این سطح پایین مشارکت به ویژه در استان های شیعی  قابل انتظار نبود. این پدیده را بیش از هرچیز می توان ناشی از احساس یاس و سرخوردگی از تغییر، و نگاه این همانی نسبت به سیاستمداران عراقی و عدم تمییز میان سیاستمداران فاسد و غیرفاسد عنوان کرد.
  6. در انتخابات سال ۲۰۱۴ قریب به ۱۲ میلیون نفر در یک مشارکت ۶۲% در انتخابات شرکت داشته اند ولی در سال ۲۰۱۸م این مشارکت به کمتر از ۴۴% و ده میلیون نفر (کاهش بیش از ۱۷%) تنزل یافته است. اگرچه برخی در همین سطح از مشارکت نیز تردیدهای جدی وارد کرده اند. به عنوان نمونه ایاد علاوی به صراحت از مشارکت کمتر از بیست درصدی در انتخابات سخن گفته است.
  7. حس یاس و ناامیدی چنان در جامعه شیعی عراق ریشه دوانده که حتی بیانیه مرجعیت اعلای عراق نیز نتوانست توده های (حتی) شیعی را به مشارکت در فرایند سیاسی وادارد. مساله ای که جای تحلیل  و بررسی های جامعه شناسانه دارد. فراتر از این، مشارکت مردمی در استان های کردی و سنی نیز وضعیت بهتری را تجربه نکرده است و از میان هجده استان عراقی، مشارکت تنها در سه استان نینوی، سلیمانیه و دیاله پنجاه تا پنجاه و سه درصد بوده و در باقی استان ها این میزان، کمتر از پنجاه درصد و  با ۳۳% مشارکت واجدین رای دهی، بغداد در آخرین رتبه قرار گرفته است.
  8. تعدادی از ائتلاف های شکست خورده ، نسبت به تقلب در انتخابات و دستکاری آراء هشدار داده و خواستار بازشماری دستی حدود ۵% از صندوق های رای شده اند. با توجه به اشکالات جدی وارده بر ماشین های رای گیری الکترونیکی و تست های ناموفق مکرر آن در دوره قبل از انتخابات و نیز مکلف بودگی کمیساریای عالی انتخابات عراق در پذیرش چنین خواسته ای، امتناع این کمیساریا  از قبول بازشماری پنج درصدی صندوق های رای، می تواند تردیدها و ادعاهای مطروحه را تقویت کند. به طور ویژه انتخابات در شهر کرکوک محل منازعه جدی بوده است. به نظر می رسد ائتلاف سائرون (به عنوان پیروز نخست) قلبا با بازشماری رندوم درصدی از صندوق های رای مخالفت داشته باشد و تمامی طرف های دیگر از جمله ائتلاف فتح، دولت قانون، الوطنیه و حتی القرار از بازشماری دستی درصدی از صندوق ها استقبال کنند.
  9. ائتلاف فتح در نخستین تجربه انتخاباتی خود، بی آن که همچون دیگران دست به برساختن یک ائتلاف «چتری» زده باشد و تنها با تکیه بر ظرفیت های گفتمانی خود، توانست ۴۷ کرسی انتخاباتی (شامل ۱۳۶۷۵۱۸ رای و ۱۲.۶% آراء) را از آن خود کرده و در چهار استان عراق، رتبه اول حمایت مردمی و در کل عراق رتبه دوم پس از ائتلاف سائرون را از آن خود کند. رتبه دوم هادی عامری سرلیست ائتلاف فتح در بغداد  و رای بالاتر وی نسبت به ماجده التمیمی سرلیست ائتلاف سائرون نیز به نوبه خود بسیار قابل تامل و معنادار است و نشان دهنده محبوبیت مردمی این «فرمانده .سابق» حشد است که مستظهر به پشتوانه هیچ یک از بیوت مرجعیت نبوده است
  10. شکست بسیاری از چهره های مطرح مجلس فعلی عراق، یکی از پدیده های انتخاباتی قابل توجه و البته قابل پیش بینی این دوره از انتخابات بود. حنان الفتلاوی سرلیست ائتلاف اراده، سلیم الجبوری رئیس فعلی پارلمان، موفق الربیعی، علی العلاق، مشعان الجبوری، سکندر وتوت، کاظم الصیادی، همام حمودی، سلمان الجمیلی، کمال الساعدی و عباس البیاتی از این جمله هستند.
  11. رتبه اول نوری مالکی با اختلاف دو تا چندبرابری نسبت به سرلیست های دیگر ائتلاف ها در بغداد (حدود ۱۰۲ هزار رای) کماکان نشان دهنده جایگاه مردمی وی در میان جامعه شیعی عراق است. نوری مالکی موفق شد در اوج حملات رسانه ای، قریب به دو برابر رای نسبت به هر یک از سرلیست های ائتلاف سائرون و نیز ائتلاف نصر یعنی حیدرالعبادی نخست وزیر فعلی عراق جذب سبد خود کند. این در حالی است که بیانیه مرجعیت در جمعه پیش از انتخابات، به طور ضمنی بر ضرورت پرهیز از رای دادن به چهره های «فاسد»ی که تا پیش از این در راس قدرت بوده اند، تاکید داشت. ضمیری که در ادبیات سیاسی بغداد و عراق به نوری مالکی بازگشت داشت.
  12. شکست فاحش فهرست ائتلاف قانون نسبت به انتخابات سال ۲۰۱۴م (ازدست دادن ۶۷ کرسی) نیز از پدیده های دیگر این انتخابات بود که البته قابل پیش بینی بود. مهم ترین دلایل این شکست را می بایست در مواردی همچون پخش شدن توان حزب الدعوه در دو فهرست دولت قانون به رهبری نوری مالکی و نصر به رهبری حیدرالعبادی، بیانیه مرجعیت و تاکید بر شعار المجرب لا یجرب ، اشتهار برخی از چهره های موجود در این فهرست به فسادهای مالی و در نهایت جداشدن ظرفیت برخی از فرماندهان سابق حشدالشعبی در قالب ائتلاف فتح به رهبری هادی عامری از فهرست دولت قانون بود.
  13. فهرست های انتخاباتی الوطنیه به زعامت ایاد علاوی، و فهرست دموکرات کردستان به رهبری نیچروان بارزانی موفق نشدند بیش از کرسی های فعلی خود، کرسی جدیدی را به دست آورند اما فهرست های حکمت به رهبری عمار حکیم، اتحادیه میهنی به رهبری کوسرت رسول علی و ائتلاف القرار به رهبری اسامه النجیفی به ترتیب ده، سه و نُه کرسی پارلمانی را از دست دادند.
  14. تفوق و چیرگی خالد العبیدی وزیر دفاع معزول سابق عراق  بر چهره  های نامداری همچون ایادعلاوی و اسامه النجیفی  نیز نکته قابل توجهی است.
  15. در پایان همان طور که پیش بینی شده بود « در انتخابات جاری هیچ فهرستی نخواهد توانست به تنهایی پیروز انتخابات شود و فهرست ها تنها با تعداد اندکی نسبت به یکدیگر پیشی خواهند گرفت.» از همین رو همچون گذشته، انتخاب نخست وزیر در گروی اتحاد چندگانه ای از ائتلاف های پیروز خواهد بود. این روزها ماراتن نفسگیری میان ائتلاف های پیروز برای تعیین پست نخست وزیری و البته به موازات آن رقابت های سختی در خصوص پست های ریاست جمهوری و ریاست مجلس نیز میان کردها و اهل سنت آغاز شده است. کار به جایی رسیده است که خمیس الخنجر، تامین کننده مالی اصلی جریان های تروریستی و تکفیری از سال ۲۰۰۶ بدین سو نیز با اخذ تضمین های امنیتی از چندروز پیش وارد عراق شده و  به عنوان نامزد احتمالی ریاست جمهوری مطرح شده است و با برخی از چهره های سیاسی عراق نیز دیدار و گفتگو داشته است.
  16. با گذار از همه این ها، براستی پیروزی سائرون را چگونه می بایست تحلیل کرد؟ مهم ترین دلایل و اسباب تفوق فهرست سیدمقتدی صدر بر دیگر رقبای شیعی خود چه بود؟ نویسنده می کوشد از دو منظر تحلیلی-آماری این مساله را مورد بررسی قرار داده و به تحلیل بنشیند.
  17. در حوزه تحلیلی: واقعیت آن است که کسب رتبه نخست انتخاباتی از سوی جریان صدر را می بایست معلول اسباب و علت های متعددی برشمرد. به طور مشخص جوان گرایی و به میدان آوردن چهره های جدید، ارائه یک چهره ضدفساد از خود، قدرت بسیج اجتماعی برآمده از کاریزمای شخص سیدمقتدی صدر، چتری بودن ائتلاف سائرون، تکثر فهرست های انتخاباتی شیعی، و در نهایت مشارکت حداقلی در استان های شیعی در انتخابات را می بایست شش دلیل اصلی تفوق جریان صدر عنوان کرد.
  18. نخست: شاید بتوان ائتلاف سائرون را تنها ائتلافی عنوان کرد که به هیچ عنوان از چهره های قدیمی سپهر سیاست عراق بهره نبرده و شخص مقتدی صدر حتی اعضای فراکسیون الاحرار وابسته به خود را از مشارکت در انتخابات جاری منع نموده و با ترکیبی یکدست «جوان» و «غیرمشهور» وارد میدان رقابت شده بود. مساله ای که به ویژه در ذیل شعار لایجرب المجرب، و بهره گیری برخی از فهرست های انتخاباتی همچون دولت قانون، فتح، نصر و حتی تا حدودی فهرست حکمت از تعداد زیادی از عناصر و چهره های پابه سن گذاشته و تکراری عرصه سیاست، زمینه ساز توفیق ائتلاف سائرون گردید. به عنوان نمونه رئیس حزب الاستقامه، حزب رسمی مقتدی صدر پزشک جراح ۴۲ ساله جوانی به اسم حسن العاقولی است که تا پیش از این هیچ تجربه سیاسی نداشته است. سرخوردگی مردم عراق از عملکرد نمایندگان خود، آثارش را در ترکیب فعلی پارلمان عراق برجای گذاشته و در نتیجه منجر به تغییر بیش از هفتاددرصدی ترکیب مجلس عراق گردید. از میان ۳۲۹ کرسی پارلمانی، سهم چهره های جدید ۲۳۲ کرسی (معادل ۷۰.۵%) و سهم چهره های قدیمی نود وهفت کرسی (معادل ۲۹.۵%) کرسی های پارلمانی شده است. یکی از رازهای پیروزی سائرون در همین شناخت دقیق از وضعیت اجتماعی عراق و فهم سرخوردگی مردمی از چهره های قدیمی است. منع اعضای کتله الاحرار از مشارکت در کارزار انتخاباتی از سوی سیدمقتدی صدر، در همین شناخت صائب و دقیق اجتماعی نهفته بود. المجرب لا یجرب!
  19. دوم: خلال سه ساله گذشته شعارها و راهپیمایی های ضدفساد مقتدی صدر از او چهره ای فسادستیز ارائه کرده است که برای ریشه کن کردن فساد و صاحب منصبان فاسد در کشور عزمی راسخ دارد. به طور طبیعی فسادهای گسترده سازمان یافته در میان مسئولان رده بالای عراقی و غارت بخش های مهمی از ثروت های نفتی این کشور در سال های گذشته، سیدمقتدی را به این صرافت انداخته است که این بار با شعار مبارزه با فساد، افکار عمومی عراق را متوجه خود ساخته و خود را در نقش ی ابرمنجی سیاسی و اجتماعی نشان دهد. روشن است که در شرایط انتفاء گفتمان مقاومت ضداشغالگری و در فضایی که سیدمقتدی صدر بعنوان یک کنشگر سیاسی رسمی، مورد حمایت علنی یا ضمنی برخی از قدرت های منطقه ای و بین المللی دیگر نمی تواند سلاح هواداران خود را به سوی شش هزار نیروی امریکایی مستقر در عراق بگیرد، بلند کردن گفتمان فسادستیزی می تواند بار دیگر وی را در نقش یک رهبر سیاسی فعال و الگویی در طراز حوزه علمیه «ناطقه» معرفی کند.
  20. سوم: فاکتور موثر دیگر در پیروزی سائرون را می بایست بهره گیری این ائتلاف از یک سازه «چتری» و رنگین کمانی» عنوان کرد. ائتلافی که شامل طیف های مختلفی از گرایش های سیاسی شامل چهره های اسلام گرا، سکولار و حتی کمونیست بوده است. روشن است که چنین ائتلاف هایی از مزیت سرازیرشدن آراء طیف های مختلف در سبد آرای خود بهره می برند. در چنین شرایطی است که برخلاف ائتلاف فتح که به صورت طبیعی و به دلیل ماهیت گفتمانی خود، تنها موفق به همراه سازی طیف خاصی و معینی از طبقات جامعه می گردند، ائتلاف های رنگین کمانی و چتری، همراهی طیف های مختلف اجتماعی را با خود خواهند داشت. به طور خاص، سائرون ترکیبی رنگین کمانی از احزاب مختلف اسلام گرا و سکولار همچون ایستادگی ملی، حزب کمونیسم، حزب تجمع مردمی، حزب ترقی و اصلاح، حزب دولت عادل و حزب جوانان و تغییر بود.
  21. چهارم: تکثر فهرست های انتخاباتی در جامعه شیعی عراق از دیگر عواملی است که منجر به پراکنده شدن طیف آرای هواداران دیگر گروه ها و تفوق نامزدهای مورد حمایت صدر در برخی حوزه ها گردید.  در همین زمینه در برخی از حوزه های انتخاباتی، نامزدهای سائرون با نسبت بسیار ناچیزی نسبت به نامزدهای فتح یا دیگر ائتلاف ها موفق به پیروزی شده و موفقیتشان را بیش از هر چیز مدیون تکثر نامزدهای انتخاباتی بوده اند. در برخی از حوزه های انتخاباتی، میزان آرای نامزدهای پیروز از فهرست سائرون تنها چندصد رای بیشتر از نامزدهای دیگر فهرست ها و به طور خاص نامزدهای ائتلاف فتح و نصر بوده است. فراتر از این سائرون در قیاسِ با ائتلاف فتح تنها موفق به کسب ۱۳۳ هزار رای بیشتر (۱.۲% آراء)  شده است که تقسیم این عدد به ۵۵ کرسی پارلمانی مکسوبه توسط این ائتلاف، نشان دهنده میانگین دوهزار و چهارصد رای بیشتر هر یک از نامزدهای پیروز این جریان در قیاس با ائتلاف فتح است. در چنین فضایی، ائتلاف دیگر فهرست ها در کنار توجه به برخی ملاحظات عشایری در استان های جنوبی می توانست راه را بر پیروزی اعضای ائتلاف سائرون سخت و ناهموار کند.
  22. پنجم: واقعیت آن است که مقتدی صدر را می توان تنها رهبر سیاسی عراق عنوان کرد که از کاریزمای بالا و توان بسیج مردمی گسترده ای برخوردار است. شاید در کشور عراق در دوره پسابعث نتوان هیچ رهبری را از حیث قدرت بسیج سازی اجتماعی همچون مقتدی صدر عنوان کرد. چنین میّزه ای، منجر به حضور حداکثری هواداران وی در پای صندوق های رای شده است و می توان مدعی شد که تنها جریانی که در انتخابات های پی در پی عراق و به طور خاص در انتخابات اخیر، به صورت حداکثری در پای صندوق های رای حاضر شده اند، هوداران جریان صدر بوده اند. از دید نویسنده از حیث بسیج اجتماعی و نیز حضور در عرصه های حساس سیاسی و امنیتی هوداران صدر همانند طبقه وفادار به جمهوری اسلامی در ایران هستند که در تمامی عرصه های مشارکت سیاسی (انتخابات، جنگ، راهپیمایی و…) حضور حداکثری و تامی دارند. چنین میزه ای به ویژه در سایه کمرنگ بودن مشارکت عمومی و شرکت هواداران دیگر جریان ها، پیروزی شیرینی را برای سائرون به ارمغان آورد. روشن است که هیچ یک از رهبران سیاسی عراق، از چنین ویژگی بسیج کنندگی برخوردار نیستند. نویسنده خود در سه هفته منتهی به انتخابات، در بغداد و در گفتگوهایش با منتسبان حشد بارها شاهد تردید بسیای از ایشان برای شرکت در انتخابات بود. فضایی که شاید تجربه آن در میان هواداران صدر سالبه به انتفاء موضوع باشد. برای جوانان پرشوری که از دادن سر و یا حتی بریدن سر در راه سیدمقتدی صدر دریغ ندارند ، مشارکت در یک فرایند سیاسی به درخواست «القائد المفدی» بسیار پیش پا افتاده و حتمی است.
  23. ششم: با این حال و با صرف نظر از پنج مولفه فوق، به نظر می رسد مهم ترین عامل پیروزی ائتلاف سائرون در انتخابات جاری را می بایست حضور حداقلی مردم در پای صندوق های رای عنوان کرد. چه آن که پنج فاکتور یادشده تا پیش از این نیز قابل پیش بینی بوده و لذا با لحاظ آن ها کارشناسان و تحلیلگران عراق می بایست پیروزی جریان صدر و ائتلاف سائرون را پیش بینی می کردند. این در حالی است که در تمامی نظرسنجی های یادشده، سائرون در رتبه های چهارم یا پنجم طبقه بندی می گردید و کسب رتبه نخست از سوی این ائتلاف، برای همگان غیرقابل انتظار بود. با لحاظ این توضیح است که در حقیقت مهم ترین رکن پیروزی ائتلاف سائرون را می بایست قهر بسیاری از مردم با صندوق های رای عنوان کرد. گذشت که جریان صدر تنها جریانی است که از قدرت بالای بسیج سازی اجتماعی و سیاسی و حتی نظامی هواداران خود برخوردار است. و نیز گذشت که می توان مدعی بود که تقریبا تمامی هواداران سیدمقتدی صدر مشارکت فعالانه ای در انتخابات داشته اند. از این رو مشارکت پایین مردمی را می بایست مهم ترین دلیل کسب ۵۴ کرسی پارلمانی عراق از سوی سائرون عنوان کرد. وضعیت جریان صدر همانند وضعیت جریان موسوم به اصولگرایی در انتخابات پارلمانی ایران در تهران است. نسبت سطح مشارکت مردم و پیروزی یا شکست اصولگرایان یک ربطه دائمی و ثابت است. مشارکت حداقلی در شهر تهران، پیروزی دائمی اصولگرایان را تضمین خواهد کرد و بالعکس مشارکت حداکثری، پیروزی جریان موسوم به اصلاحات را! مدعا آن است که اگر تنها چیزی میان پنج تا هشت درصد دیگر از واجدین شرایط در مناطق شیعی در انتخابات مشارکت می جستند، به احتمال زیاد وضعیت سائرون چیزی غیر از این بود.
  24. و اما در حوزه آماری: ائتلاف سائرون که تنها هفت کرسی بیشتر از ائتلاف فتح بدست آورده، از طیف ائتلاف های چتری و رنگین کمانی و مشتمل بر جریان های مختلف فکری-گفتمانی از طیف های مختلف اسلام گرا تا سکولار و مسلمان تا کمونیست و بی حجاب تا باحجاب را در برگرفته واز همین رو موفق به جذب آرای طیف های مختلف به سبد آرای خود گردیدند. ولی این بدان معنا نخواهد بود که سائرون موفق به جذب اکثریت آرای مردم عراق شده است. برای فهم این مساله نگاهی آماری و مقایسه ای میان این انتخابات با انتخابات سال ۲۰۱۴ خواهیم داشت.
  25. همان طور که گذشت در سال ۲۰۱۴م قریب به شصت و دو درصد مردم در انتخابات پالمانی آن سال مشارکت کرده و کتله الاحرار فهرست وابسته به صدر به همراه ائتلاف با جریان النخب و تجمع الشراکه  موفق به کسب مجموعا ۳۴ کرسی معادل هفت درصد آرا  (۹۱۷,۵۸۹ رای) و یک دهم کرسی های پارلمانی شدند. این در حالی است که جریان صدر در انتخابات سال ۲۰۱۰ به تنهایی ۳۹ کرسی را به دست آورده بود. مساله ای که نشان دهنده تنزل جایگاه این جریان در میان محافل و جمهور شیعی بود. به طور خاص برخی سیاست های مقتدی و جریان صدر در کشاکش بحران داعش و ریزش های مستمر در بنده و طیف نخبگانی این جریان، این پیش بینی را پدید آورده بود که دوره جدید و انتخابات سال ۲۰۱۸  نیز شاهد تنزل بیشتر تعداد کرسی های پارلمانی صدر خواهد بود.
  26. با این حال، در انتخابات دو هفته قبل اما از میان بیشتر از ۲۴ میلیون واجد شرایط تنها ۴۵% در پای صندوق های رای حاضر شده اند و آمارها نشانگر کاهش ۱۷% شرکت کنندگان در انتخابات نسبت به انتخابات سال ۲۰۱۴م بوده است. همچنین بیش از ۵۷% شیعیان در هشت استان شیعه جنوبی (بغداد با جمعیت چندمیلیونی شیعه و مشارکت ۳۳% را استثناء می کنیم) حتی در پای صندوق های رای حاضر نشده اند.  این بدان معناست که بیشتر از نیمی از  شیعیان عراق به درخواست های مکرر سید مقتدی (و حتی مرجعیت اعلی) برای مشارکت در فرایند سیاسی و حذف آن چه آن را «دزدها و  فاسدان» می خواند،  پاسخ مثبتی نداده اند. این در حالی است که جریان صدر اساسا مدعی زعامت و رهبری سیاسی (و فراتر از آن دینی) شیعیان عراق بوده و سیدمقتدی صدر را به عنوان راهبر شایسته عراق پسابعثی معرفی می کنند که به ویژه  اکثریت مطلق توده های شیعی همگی گوش به فرمان «ایشان» هستند.
  27. از سوی دیگر سهم جریان صدر از کل آرای ریخته شده در صندوق ها ۱۵۰۰۸۶۲ رای یعنی ۱۳.۸% آراء بوده است. این بدان معناست که سهم جریان صدر و نامزدهای آن از مجموع آرای واجدین شرایط اندکی بیش از ۶% درصد آراء بوده است.  این در حالی است که سیدمقتدی صدر در انتخابات گذشته یک چهره کاملا شیعی وارد میدان شده و سبد آرای وی به طور کامل شیعی و اسلام گرا بوده است. با این حال در دوره جدید از یک ائتلاف رنگین کمانی و چتری بهره می جسته است و لذا روشن است که بخشی از سبد رای وی را گروه ها و جریان های غیرشیعی تشکیل می داده اند. توجه به صندوق های رای بغداد (شهرک صدر بغداد و شهر نجف دو پایگاه اصلی گفتمانی جریان صدر به شمار می آیند) کمی مساله را واضح تر می کند. مشارکت انتخاباتی در سال ۲۰۱۴م در بغداد حدود ۶۶% واجدین شرایط معادل  ۲۸۲۱۹۰۰ رای بود که از میان جریان صدر با دو فهرست کتله الاحرار و تجمع نخب تنها موفق به کسب ۳۵۲۸۱۵ رای معادل ۱۲.۵% آرا افراد رای دهنده شدند. با این حال در انتخابات جاری پارلمانی از میان ۵۵۳۳۴۵۵ واجد شرایط رای دهی در بغداد، تنها ۱۸۳۵۶۴۰ نفر معادل ۳۳% واجدین شرایط رای در بغداد پای صندوق های رای حاضر شدند. یعنی حدود چهل درصد کاهش مشارکت تنها در بغداد در مقایسه با سال ۲۰۱۴م. در این میان ائتلاف سائرون موفق شد با کسب ۴۱۳۶۳۸ رای حدود ۲۲.۵% آرای شرکت کنندگان در بغداد معادل ۷% آرای واجدین شرایط رای را به خود جذب کرده و ۱۹ کرسی پارلمانی را از آن خود کرده و رتبه اول بغداد را به دست آورد. این بدان معناست که جریان صدر تدر مقایسه با انتخابات سال ۲۰۱۴ تنها ۶۰۸۲۳ رای بیشتر (۱.۰۹% آرای واجدین رای) بدست آورده است که در فرض مشارکت حداکثری یا چنددرصدی بیشتر، تحقق چنین پیروزی برای این ائتلاف سخت و دشوار و چه بسا ممتنع بود. نکته قابل تامل آن است که جریان صدر این شصت هزار رای بیشتر را در ائتلاف با برخی از گروه های سکولار و کمونیست پیش گفته بدست آورده است. این مساله آن گاه قابل فهم است که معلوم شود حزب کمونیست عراق در انتخابات سال ۲۰۱۴م در ضمن ائتلاف مدنی دموکراتیک به همراه حزب الشعب و جریان دموکراتیک موفق به کسب ۱۱۲۵۶۳ رای شدند. با این حال در انتخابات اخیر، حزب کمونیست با پیوستن به ائتلاف سائرون در انتخابات مشارکت کرده و دو حزب دیگر به صورت مستقل در انتخابات مشارکت کرده و موفق به کسب اندکی بیشاتر از ۶۱۰۰۰ رای شده اند. دقیقا معادل آرائی که حزب کمونیست به سبد آرای سائرون ریخته است. این دقیقا همان هسته مرکزی این نوشته است که تاکید دارد پیروزی سائرون در انتخابات اخیر را نباید به پای افزایش محبوبیت جریان صدر و سیدمقتدی صدر نوشت.
  28. نتیجه آن که جریان صدر علیرغم شرکت در یک قمار بزرگ سیاسی و با ائتلاف با گروه های سکولار و کمونیست، نتوانسته است رای موافق حدود ۹۴% آرای واجدین شرایط رای در کل عراق و حدود هشتاددرصد آرای شعیان را به سوی خود جذب کند. این درست در تعارض با شعارهای دائمی این جریان مبنی بر مقبولیت مطلق این جریان در میان محافل شیعی است.
  29. با توجه به قدرت بسیج سازی عمومی سیدمقتدی، سوال این است که آیا جریان صدر به حجم ۶% خود در میان توده مردم عراق واقف و به آن اکتفا خواهد کرد یا با توسل به روش های قدرت نمایی خیابانی، سهم بیشتری از ۹۴% دیگر کیک قدرت در عراق را خواستار خواهد شد؟ سوال دیگری که مطرح است آن است که اساسا همپیوندی میان سیدمقتدی صدر -که از دو سال قبل بدین سو در حال پاسخ به پرسش های شرعی و زمینه سازی برای مرجعیت دینی در عراق به ویژه در دوره نجف پساسیستانی است- با جریان های سکولار و کمونیست در میان جامعه شیعی عراق از او چهره ای ملی و محبوب خواهد ساخت یا پایه های مرجعیت آینده وی را به ویژه در میان محافل مذهبی و حوزوی نجف سست خواهد کرد؟! برای پاسخ به این پرسش چندسال دیگر باید به صبر نشست. اگرچه مساله مرجعیت سید، تنها مساله وقت و مترصد نجف پساسیستانی است.
  30. نتیجه آن که پیروزی مقتدی صدر را بیش از هر چیز و پیش از آن که ناشی از قدرت او بدانیم، می بایست ناشی از ضعف «رقبا» عنوان کرد.  فقدان قدرت قبل ملاحظه بسیج سازی اجتماعی ، عدم برخورداری از رهبری  کاریزماتیک، بهره گیری از برخی چهره های فاسد در فهرست های انتخاباتی خود، بهره گیری از چهره های پیر و فرتوت و قدیمی و در نهایت ائتلاف های غیرچتری رقیبان صدر، سهم زیادی در پیروزی سائرون داشته است.
  31. با این حال، جریان صدر امروز صاحب ۵۴ کرسی پارلمان عراق (یک ششم کرسی های پارلمان) و در ذیل تحولات جاری و اخبار واصله از سوی رسانه های جمعی، به احتمال زیاد نقش محوری در تعیین نخست وزیر اینده این کشور ایفا خواهد نمود. مساله ای که به هیچ عنوان قابل انکار نخواهد بود. با یان حال مساله مهم تر که تقریبا به چشم نیامد آن بود که جریان صدر در یک همپیمانی بی سابقه با گروه های سکولار و کمونیست، منتهای وزن خود در عراق و به طور خاص در میان شیعیان این کشور را نشان داد: ۶%. با توجه به ویژگی برجسته بسیج شوندگی صدری ها، می توان مدعی بود که عدم مشارکت ۵۵% و عدم رای دهی قریب به هشتاددرصدی به این جریان در مناطق شیعی، نشان از غیرصدری بودن اکثریت مطلق شیعیان عراق و ضعف پایگاه مردمی این جریان در میان توده های شیعی است. ضعفی، که میّزه بسیج شوندگی و همسبتگی قاعده-راس در هرم روابط رهبر-پیرو آن را جبران کرده و پیروزی شیرین اخیر را برای این جریان رقم زده است.

مجددا تاکید می شود که پیروزی جریان موسوم به اصولگرایی در تهران در شرایط مشارکت حداقلی را نباید به پای محبوبیت بالای این جریان و برخورداری آن از پایگاه حداکثری مردمی در تهران قلمداد کرد. ماجرا برای جریان صدر در عراق هم فعلا همین است تا در آینده  و در ذیل موفقیت یا ناکامی این جریان در پارلمان جدید چه شود!


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: