آخرین اخبار
کد خبر: ۴۴۲۴۵۷
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۶
یادداشت؛
مهران ابراهیمیان
سکوت‌های بی‌جا گاهی نشانه رضاست و این رضایت اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت مناسب باشد، اما در درازمدت به نفع هیچ‌کس نیست الا ترازکردن هزینه‌ها یا تنظیم تقاضا با عرضه‌های محدود! اما بهای آن؟! البته واضح است که با اظهارنظر درباره بر هم خوردن بازارهای مختلف بلافاصله باید مسئولیت و اثبات ناکارآمدی برخی از مسئولان نیز عیان شود، زیرا بعد از گذشت پنج سال دیگر نمی‌توان انگشت اتهام را به سوی دولت دهم گرفت یا گردن نهادهای موازی و دولت در سایه انداخت.

مثلاً همین وضعیت خودرو که نمایندگان از دپوی دهها هزار آن خبر داده‌اند که نه دست نهادی خاص و نه بخش خصوصی است، مدیران هر دو خودروساز بزرگ را دولت تعیین می‌کند و مدعی هستند که بعد از برجام دیگر خروج خودروسازان مشترک هم تکرار نمی‌شود؟

افزایش قیمت‌ها که این روزها مرتب از سوی مسئولان حباب عنوان می‌شود، اما به شوخی و در فضای مجازی با آوردن مثال‌هایی مانند گرانی‌های سکه، مسکن، طلا و خودرو می‌گویند، کل ایران دستگاه حباب‌ساز شده و کف و صابون !

این فضای حبابی و سکوت دولتی یک بن‌بست واضح در سیستم اطلاع‌رسانی دولت است که مانند دستگاه مکشی پرقدرت اعتماد و سرمایه اجتماعی‌اش را کم می‌کند.

لابد دولتمردان اقتصادی در این ایام چهار موضوع را در حوزه اقتصادی به خوبی فهمیده‌اند که:

1- رها‌سازی بازارها در چنین سیستم اقتصادی به معنای افزایش لجام‌گسیخته قیمت‌ها است.

2- کنترل تورم با سیاست‌های پولی و افزایش نرخ سود که منجر به افزایش نقدینگی تا سه برابر در مدت پنج سال شده است و در نهایت چه نتیجه‌ای دارد و تعویق تورم با افزایش نقدینگی حتماً از سرکوب قیمت‌ها توسط دولت آثاری به مراتب سخت‌تر و دردناک‌تر دارد.

3- آثار روانی و واقعی تحریم‌ها غیرقابل انکار است و نباید همه این آثار را برگردن یک طرح مانند مسکن مهر و خلق پول برای این موضوع انداخت و برای کسب رأی در انتخابات نباید دروغ گفت.

4- قواعد اقتصادی با پنهان‌کاری موقت یا انداختن تقصیر کم‌کاری و بی‌توجهی به تولید قابل نقض نیست، با عنایت به این چهار موضوع باید دولت با جرئت و پذیرش واقعیت‌ها و اعترافات به خطاها بیش از همه با مردم همراه شود یا دست‌کم با قبول سهم خود در شکل‌گیری این روند اقدامات لازم را انجام دهد و از مردم عذرخواهی کند و تقاضای همکاری و همراهی مردم را داشته باشد. نمی‌توان تنها به امید برگزاری جام‌جهانی و درگیری ذهنی برای ساعت‌های خاص تصور کرد که دیگر مردم نیاز به تدبیر در بازارها ندارند!
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: