کد خبر: ۴۴۵۲۸۷
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۱۷
یادداشت/ (فلسفه و دلایل بیان این عبارت از سوی رهبر انقلاب)
دکتر امیر حمزه مهرابی
بخشی از فرمایشات رهبر عزیز انقلاب در سخنرانی 22 مرداد 97 حذف شده بود که تا کنون دو روایت نزدیک به هم نقل شده است. ولی هر یک از این دو روایت صحیح باشد، تاثیری در تحلیل ما ندارد. وجه مشترک دو روایت این است: (در قضیه برجام بنده اشتباه کردم که اجازه مذاکره و........دادم. ضرر کردیم).

 به عقیده نگارنده بنا به دلالیل که در پی می آید، بیان این عبارت از جانب رهبری بسیار هوشمندانه و به جا بود و حذف آن عملی ناشیانه و غیر مسئولانه است.  

گروه های مختلف در نحوه مواجهه با واژه « اشتباه کردم»، رویکرد های متعددی را به شرح زیر در پیش گرفتند:

1-یافتن شریک جرم: در قضیه برجام فقط دولت مقصر نیست رهبری هم به اعتراف خودشان مقصرند(حامیان دولت و طرفداران برجام)

2-حذف و سانسور: این عبارت از صوت و تصویر ایشان حذف کردند(دایه های مهربانتر از مادر مثل: مسئولین دفتر ایشان و برخی رسانه های گروهی و مجازی خودی)

3-خود برتر پنداری: ما قبل از رهبری تذکر داده بودیم که این کار اشتباه است.( برخی از مسئولین قبلی)

4-تعجب و انکار: مگر رهبری هم اشتباه می کند؟!(برخی نیروهای انقلابی و ولایتمدار)

5-تعمیم و تسری: چون رهبری یکی دو مورد اقرار به اشتباه کردند، از کجا معلوم که اشتباهی در گذشته نبوده و آینده نیز تکرار نشود؟ ( دشمنان و معاندین)

نقد رویکرد پنجگانه:

این ادعا پذیرفتنی نیست که رهبری در قضیه برجام مقصر است چرا که دیدگاه رهبری و تذکرات ایشان به دولت، همه شنیده و خوانده اند . هرچند دولتی ها در گذشته نیز سعی کرده اند که این شبهه را القاء کنند . رهبری فقط پس از اصرار و سماجت آقایان «اجازه مذاکره به وزیر امور خارجه» با رعایت خصوط قرمز را داده اند حتی تماس تلفنی دو رئیس جمهور را عملی نابجا بر شمردند .در عین حال هیچگاه در جزییات دخالت نکرده و نمی کنند. و بررسی متن و محتوای سند را به کارشناسان، مجلس،شورای امنیت ملی وسایر مراجع قانونی سپرده اند.

این کار به این می ماندکه « بچه لجوجی اصراردارد با چاقو بازی کند. والدین مخالفت می کنند ولی در پایان بگویند: حالا که حرفمان را گوش نمی دهی و اصرار میکنی ، این کار را بکن ولی بدان که چاقو دستت را می برد » . در عین حال مواظب هستند که خطر جانی برایش نداشته باشد.

روش حذف و سانسور، قاعدتاً این اقدام از سوی مسئولین دفتر رهبری صورت گرفته که کاری ناشیانه و غلط بود و تاثیر عکس داشته است. البته این مرسوم و پذیرفتنی است که یک نوشته یا یک مصاحبه، قبل از انتشار توسط نویسنده یا گوینده اصلاح و ویرایش شود ولی پس انتشار ( هرچند محدود) این اقدام پذیرفتنی نیست بویژه اگر بدون اجازه رهبری بوده باشد.

بوده و هستند افرادی که سعی می کنند خود را همه چیز فهم، جلو تر و داناتر از امام و رهبری معرفی کنند، اما اینها به هدفشان نمی رسند .یعنی نه پیش ملت محبوبیت کسب می کنند و نه می توانند اشتباهات فاحش خود را در دوران مسئولیتشان از اذهان پاک کنند.

4و5 -گروه چهارم و پنجم ، مصداق افراط و تفریط هستند و هر دو در اشتباه هستند. چنان که امام علی (ع) می فرمایند: : هَلَكَ فِيَّ رَجُلاَنِ: مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ (حکمت 469)«دو گروه در باره من اشتباه کردند( هلاک شدند) دوستانی که در حق من غلو می کنند و دشمنانی که در حق من جفا می کنند و مرا کمتر از آن آنچه هستم و شان من است،  معرفی می کنند»

در پاسخ به این دو گروه می گوییم که:
نه ولی فقیه معصوم است که اصلا اشتباه نکند. بلکه از سایرین به معصوم نزدیکتر است و به لحاظ «حمایت از جانب امام عصر(عج)»، «احاطه و اشراف به مسائل» و «داشتن تقوا و ورع»، کمترین اشتباه را مرتکب می شود.

و نه آنطور که دشمنان تبلیغ می کنند، ولی فقیه یک فرد عادی است که دچار اشتباه فراوان می شود و می توان در هر تصمیم ایشان تشکیک کرد.

فلسفه بیان این عبارت:

گردن گیری پدرانه :
در هنگامه ای که طشت رسوایی برجام از بام افتاده است و همه دنبال مقصر می گردند، دولت در معرض سقوط یا استعفاء است و همه به روی یکدیگر پنجه می کشند،  برای جلوگیری از تشتت و اختلاف که برای جامعه سم مهلک است و ضررش بیش از بتون ریزی در قلب راکتور هسته ای است، امام جامعه همچون پدری مهربان همه شماتت ها را به جان می خرد و شجاعانه و ایثار گرانه مسئولیت این شکست را می پذیرد . رهبری با این بیان همچون یک مربی حرفه ای تیم فوتبال ، مردانه مسئولیت شکست تیمش را به گردن می گیرد و از شماتت بازیکنانش پرهیز می کند و مثل پدری که بچه اش سنگ به شیشه همسایه زده، خود شخصاً پوزش می طلبد و قضیه را فیصله می دهد.

جلوگیری از تکرار برجام:
وقتی هنوز از سوی برخی خواص، زمزمه تکرار مذاکره و پذیریش برجام های 2 و 3 شنیده می شود. ایشان با این بیان، آب پاکی روی دست همه ریختند که دیگر این اجازه تکرار چنین کاری به شما داده نخواهد شد و این پنبه را از گوش خود بیرون بیاورید.

اطمینان بخشی به صحت تصمیمات :
بیان و اعتراف به اشتباه برای مردم اطمینان آورتر است که امام و رهبر ابایی ندارد از اینکه اگر در موارد بسیار نادر و محدود، اشتباهی صورت گرفت، رهبری شخصاً بدون پرده پوشی و رودربایستی در زمان و شرایط مناسب با مردم خود در میان می گذارند. در این صورت است که مردم مطمئن می شوند که سایر تصمیمات درست و صحیح بوده اند وگرنه در دنیای کنونی، اطلاعات از جاهای دیگر درز می کند و مردم درهمه تصمیمات رهبرتردید می کنند. چنان که ایشان در مورد «تداوم سیاست کنترل جمعیت» و امام راحل(ره)  نیز در دو مورد اعتراف کردند .مثل : قضیه «مسامحه با برخی از مفسدین» و «سپردن مسئولیتها به افراد نا اهل» ( بازرگان و تایید بنی صدر و قائم مقامی منتظری)

فرهنگ سازی:
واقعا مردم ما نجیب و بزرگوارند. عذر خواهی و اعتراف به اشتباه و تقصیر ، قدر و شان کسی کم نمی کند. وقتی در حادثه قطار 400هموطن در آتش می سوزند. در سقوط هواپیما تمام سرنشینان تکه تکه می شوند . وقتی در عرض چند روز همه چیز چند برابر می شود و سخنگوی دولت می گوید: دولت دلیلی برای عذرخواهی نمی‌بیند و...

رهبر خود پیش قدم می شوند(و در موضوعی که هیچ یا کمترین تقصیر داشته اند) اعتراف به اشتباه می کنند. ایشان در گذشته نیز به طرق مختلف تلاش کرده اند فرهنگ عذر خواهی و پذیریش مسئولیت را در بین مسئولین ترویج و نهادینه کنند . چنان که در دیدار با هیات دولت با ذکر مثالی از تیم ملی فوتبال، فرمودند مردم ما قدر شناس و فهیم هستند و حتی وقتی تیم نتیجه نمی گیرد، بازتشویقشان می کنند. دولت نیز باید اینگونه عمل کند( نقل به مضمون) 

اتمام حجت با خواص:
بیان علنی این عبارت در واقع اتمام حجت به خواص هم است که دیگر به من فشار نیاورید و مردم را دچار اشتباه محاسباتی نکنید که به تبعیت از فرمایش نبی مکرم اسلام(ص) « لا يُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَيْنِ »( مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود)

اشتبا دیگر تکرار نمی شود و و جام زهرهای بعدی را نمی توانید به من بنوشانید .  

 هشدار به جامعه:
تجربه تاریخی نشان داده است که مردم با تصمیمات احساسی و نسنجیده خود می توانند بگونه ای عرصه را بر رهبر ( و حتی امام معصوم ) تنگ کنند که تسلیم خواسته های نادرست آنان شوند هرچند مضرات و خسارت های این تصمیم به خود مردم و جامعه برمی گردد. امامی که همه هشدارها به مردم داده اند ولی تبلیغات و شایعات دشمن غلبه پیدا کرده است. تحمیل حکمیت بر امام علی (ع) و صلح بر امام حسن(ع) در گذشته و قطعنامه 598 و برجام در زمان معاصر، از جمله تحمیل خواست مردم و خواص بر امام و رهبر جامعه بوده است. رهبری با این بیان به مردم فهماندند که باید از نتایج برجام و معضلات اقتصادی این روز ها درس بگیرند و در انتخابات خود بیشتر به توصیه و رهنمود های رهبر عمل کنند.

مصداق نرمش قهرمانانه:
رهبری عزیز از مدت ها قبل با بیان مثال های تاریخی و توصیه به دولت مردان اصطلاح « نرمش قهرمانانه » را وارد فرهنگ مدیریت سیاسی و دیپلماسی کردند. در عمل نیز بارها این تاکتیک را بکار گرفته اند . به عقیده بنده، استفاده از واژه « من اشتباه کردم»  شاید به تعبیر برخی دلسوزان، برای نظام و رهبری هزینه داشته است ولی به عقیده من این اعتراف وعذر تقصیر به درگاه خداوند و ملت آوردن هزینه اش خیلی کمتر از لجاجت برتداوم یک کار اشتباه و خسارت بار است.اقدامی که در عرف نظامی قدیم به «عقب نشینی» تاکتیکی معروف بود.
   
دفع اَفسد به فاسد:
از یک سو رهبر انقلاب بارها و بارها با بیان «غیرقابل  اعتماد بودن آمریکا »،«بی نتیجه بودن» و «خوشبین نبودن به این مذاکرات » و اینکه « وقتی خرشان از پل گذشت به ریش شما می خندند»  بر اشتباه بودن مذاکره با آمریکا تاکید داشتند.

از سوی دیگر روحانیون تکنوکرات، لیبرال ها، و غربزده ها مدعی بودند «علت مشکلات آن است که شما با دنیا سر ستیز دارید» و « ما زبان دنیا را بلدیم» و «می شود همه مشکلات را با مذاکره حل کرد».

اکثریت مردم در سه انتخابات به «رویکرد دوم» رای دادند و باور داشتند که با مذاکره می توان همه مشکلات را حل کرد.

لذا رهبری با اینکه می دانستند این مسیر اشتباه است ولی مجبور بود برای کشیدن خط بطلان به تفکر غربگرایی و تجربه و عبرت آموزی مردم و اثبات ناکارآمدی تفکر لیبرالی ، اجازه مذاکره را به اصرار کنندگان(دولت) بدهد تا از فساد بیشتر و بزرگتری جلو گیری کند (دفع  افسد به فاسد کند) و در عین حال با زبان مختلف، اشتباه و بی نتیجه بودن آن را متذکر شوند.

اگر در آن زمان، رهبری به رای و خواست مردم توجهی نمی کردند و به علم و یقین خود عمل می فرمودند و این اوضاع اقتصادی پیش می آمد، همین مسئولین و مردم چی می گفتند؟

مسئولین می گفتند: ما بلد بودیم و می توانستیم ولی اجازه ندادند. مردم هم مسبب همه این اوضاع نابسامان اقتصادی را رهبری می دانستند و نظام و دین و...را ناکارآمد معرفی می کردند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: