آخرین اخبار
کد خبر: ۴۵۵۹۱۳
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۴:۵۶
یادداشت؛
مسعود پيرهادي

دولت هاي يازدهم و دوازدهم، در کنار تمام ويژگي هاي منفي و مثبت، يک شاخصه بسيار بزرگ دارد و آن هم فرصت سوزي است، فرصت سوزي دولت هم، خلاف آنچه عموم مي پندارند، صرفا ناظر به مسئله هسته اي نبوده است.
۱٫ با روي کار آمدن دولت آقاي روحاني، طرح سهميه بندي بنزين و کارت سوخت، کنار گذاشته شد. توجيهات هم متعدد بود، اما آنچه روشن است آن که اين توجيهات اگر مقبول و منطقي بود، پنج سال بعد، همين دولت تلاش نمي کرد دوباره سهميه بندي بنزين را از سر بگيرد و کارت سوخت را احيا کند. حال ببينيد در کنار بالا رفتن مداوم مصرف بنزين کشور و افزايش قاچاق سوخت، چه سرمايه بزرگي از کشور از بين رفته است. طرح سهميه بندي، اگر اين پنج سال هم ولو با اشکالاتي اجرا شده بود، هم اينک به بلوغ رسيده و بسياري از اشکالاتش برطرف شده بود.
۲٫ با روي کار آمدن دولت جديد، طرح مسکن مهر متوقف شد و حتي وزير جديد که هشت سال پيش هم وزير بود، بدون توجه به خيل جمعيتي که در اين خانه ها زندگي مي کنند، طرح مسکن مهر را مزخرف خواند. وزارت مسکن، هنگامي که در برابر اين مطالبه عمومي قرار گرفت که جايگزين چيست، از طرحي به نام مسکن اجتماعي خبر داد. اما دقيقا پنج سال بعد، همان وزير با استعفا، از قطار دولت پياده شد، بدون اينکه حتي يک خانه در قالب طرح مسکن اجتماعي ساخته باشد. حال وزير جديد پس از پنج سال مي گويد مسکن مهر را از سر خواهد گرفت. چه کسي پاسخگوي اين همه فرصت سوزيست.
۳٫ طرح ها و اشکالات از اين دست فراوانند و فقط هم مختص به اين دولت نيستند. يک روز وزارت بازرگاني و صنايع و معادن ادغام شده و حالا قرار است وزارت تازه تأسيس صمت، دوباره تفکيک شود. يک روز دانشگاه علوم پزشکي ايران بين دانشگاه هاي
تهران و شهيد بهشتي تقسيم مي شود و صدها دانشجو و استاد و کارمند را سردرگم مي کند، اما چند سال بعد دوباره زمزمه استقلالش به ميان مي آيد و روز از نو، روزي از نو.
۴٫ روزي انرژي هسته اي حق مسلم ما بود، روز به روز خبرهاي مسرت بخش و غرورآفرين به سمع و نظر مردم مي رسيد و به ايراني بودن خود افتخار مي کردند؛ تا اينکه نگاه عوض شد، مقاومت جاي خود را به سازش داد و رضايت خدا و کدخدا اشتباه شد. حالا بعد از چند سال تعطيلي و سيمان کاري دوباره قرار است تکاني به خود بدهيم؛ تصور کنيد اگر آن روال، ادامه دار مي ماند؛ امروز کجا ايستاده بوديم؟
۵٫ گزاره هاي پيش گفته نشانگر آن است که اساسا بدنه مديريتي و اجرايي کشور، اعتقاد چنداني به اين که زمان، يکي از سرمايه‌هاي اصلي نسل هاي مختلف کشور است ندارد.
مردم ايران! يادتان هست آن روزي که توافق امضا شده بود و تصاوير در آغوش کشيدن وزير خارجه ما و همتايان خارجي اش از رسانه ها پخش شد، يادتان هست روزي که وزير خارجه و معاونين او و رئيس سازمان انرژي اتمي و چند نفر ديگر نشان لياقت و هديه‌هاي آنچناني از دست رئيس جمهور دريافت کردند؟ آن چند جوان ساده دلي که آن شب‌ها به خيابان‌هاي تهران آمدند و جشن و پايکوبي کردند، احتمالا امروز به سرمايه و زماني که از دست خودشان و ديگران رفته مي انديشند و حسرت مي‌خورند.
هميشه ميل بيت المال، توي ذوق مي زند اما حيف هايي که با بي‌تدبيري ها رخ مي دهد چندين برابر است.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: