آخرین اخبار
کد خبر: ۴۶۴۱۹۶
تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۹۸ - ۱۱:۳۲
از نظر عقلی درخواست فرزند از سوی بهشتیان و متولد شدن فرزند در آن جا مانع عقلی ندارد، امّا هم چنان که گفتیم به خاطر کاستی درک انسان از چگونگی جهان آخرت حکم قطعی به زاد و ولد در آن جا نمی توان داد، مگر آن که آیه یا روایت معتبری بر این مسئله دلالت کند که با بررسی هایی که ما انجام دادیم به آیه یا روایتی در این زمینه دست نیافتیم.
به گزارش پایگاه 598، خبرگزاری حوزه پاسخ به سؤالات و شبهات موجود در جامعه از وظایف مراکز حوزوی و دینی است که این خبرگزاری در شماره های گوناگون به ارائه برخی از پرسش ها و شبهات و پاسخ های آن، برگرفته از «مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم» خواهد پرداخت.

- سؤال

آیا در بهشت زاد و ولد هست یا خیر؟ اگر نیست، تکلیف کسانی که در دنیا به هر دلیلی زاد و ولد نداشته اند چه می شود؟ این که گفته می شود جزئیات آخرت برای ما روشن نیست یعنی چه؟

- پاسخ

بهشت، یعنی کانون انواع مواهب و نعمت های الهی، اعم از مادی و معنوی، و سرانجام همه سعادتمندان است.

در آیات و روایات درباره صفات بهشتیان، نعمتهای بهشت و... مطالب بسیاری آمده است. با این وجود ما هر ترسیمی که از بهشت و نعمت های آن در ذهن خود داشته باشیم و هر فکری در سر بپرورانیم با معیارها و مفاهیمی است که از مواهب این جهان داریم و ترسیم کاملی از بهشت نخواهد بود؛ زیرا  بهشت،   برتر و بالاتر و عمیق تر از آن چیزی است که دیده و خوانده ایم.

به همین جهت است که دانشمندان علوم دینی، در ترسیم بهشت تنها به آیات و روایات موجود بسنده نموده و از ترسیم جزئیات خودداری می کنند.

نعمت های بهشت

هر چند در آیات و روایات نعمت های متعدد بهشت شمارش شده است؛ امّا از آن جا که طبیعتِ محدود این جهان به ما اجازه نمی دهد که تصور همه جانبه ای از نعمت های مادی و معنوی جهان دیگر داشته باشیم و از سوی دیگر طبع تنوع طلب انسان خواهان انواع نعمت ها است، لذا در روایات و آیات پا از شمارش نعمت ها فراتر گذاشته شده  و با صراحت اعلام  گردیده که آنچه در آنجا بخواهید از نعمت های رنگارنگ مادی و معنوی در اختیار شما قرار

می گیرد.

برای نمونه در آیه ۷۱ سورة زخرف می خوانیم: «در بهشت آنچه دل می خواهد و چشم از آن لذت می برد موجود است».

به عبارت دیگر در بهشت خدای متعال آن چنان قدرتی به انسان می بخشد که اراده او سبب پیدایش هرگونه موهبتی است به خلاف دنیا که اراده انسان همیشه تابع وجود اسباب و فراهم بودن زمینه ها است ولی در قیامت به محض این که چیزی را می خواهد و طلب می کند به فرمان پروردگار ایجاد می شود و این امتیاز عجیبی است. [۱]

محدوده خواست بهشتیان

هر چند آیات قرآن کریم، بر این نکته دلالت دارد که بهشتیان هر آنچه بخواهند برایشان فراهم می شود، امّا این بدان معنا نیست که آنان امور حرام، پست، رنج آور و جز این ها را نیز بخواهند.

در واقع در بهشت تقاضای روح و نفس بهشتیان جز پاکی ها و لذت هایی که در شأن یک انسان پاک است نخواهد بود. به تعبیر دیگر بهشتیان با روح پاکی که در آن جا دارند هرگز تمایل به خواست اعمال پست و رنج آور نمی کنند؛ چرا که تمایل و کشش روح نسبت به  ­چنین اموری از ویژگی های ارواح بیمار دوزخی است.

حاصل آن که بهشت عالمی است که انسان به طور کامل با واقعیت ها هماهنگ می شود:[۲]

بهشت و زاد و ولد در آن

معلوم می شود که از نظر عقلی درخواست فرزند از سوی بهشتیان و متولد شدن فرزند در آن جا مانع عقلی ندارد، امّا هم چنان که گفتیم به خاطر کاستی درک انسان از چگونگی جهان آخرت حکم قطعی به زاد و ولد در آن جا نمی توان داد، مگر آن که آیه یا روایت معتبری بر این مسئله دلالت کند که با بررسی هایی که ما انجام دادیم به آیه یا روایتی در این زمینه دست نیافتیم.

به علاوه اگر کسی در این دنیا زاد و ولد نداشته باشد و به خاطر آن دچار سختی و مشکل شود خداوند در آخرت پاداشی به او خواهد داد؛ ولی لزومی ندارد که به خاطر بچه دار نشدن در این دنیا، حتماً در آن جهان دارای فرزند باشد؛ بلکه ممکن است خداوند پاداش های دیگری به او بدهد که از نعمت داشتن فرزند هم بالاتر باشد.

امّا این که می گویند جزئیات معاد برای ما معلوم نیست به این معناست که اگر آیه یا روایتی در کار نباشد و معصومین ـ علیهم السلام ـ به ما خبر نداده باشند، عقل ما راهی برای شناخت جزئیات معاد ندارد ولی در مواردی که دلیلی درون دینی داشته باشیم یعنی از طریق وحی یا اخبار غیبی که از ناحیه معصومان صادر شده باشد در این صورت بر همان اساس قضاوت می کنیم و لذا با قاطعیت می گوییم در جهنم مثلاً هفت طبقه وجود دارد. [۳] (یا این که در آخرت چیزی تحت عنوان حوض کوثر وجود دارد).[۴]

--------------------------

معرفی منبع جهت مطالعه بیشتر:

۱. پیام قرآن، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران، ج ۶، ص ۳۰۰ـ۳۰۵، دارالکتب الاسلامیه.

------------------------

پی نوشت ها:

[۱] . طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، قم، جامعه مدرسین، ج ۱۷، ص ۲۶۰.

[۲] . مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۴ هـ. ش، ج ۲۱، ص ۱۱۶.

[۳]. حجر/۴۴.

[۴]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۸، ص ۱۸، ح۲.


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: