یادداشت/
کرونای چینی، کروناهای ایرانی!
دکتر شفیع بهرامیان
کد خبر: ۴۶۷۶۳۹
تاريخ: ۰۸ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۵
بالاخره کرونا از چین و ماچین به ما هم رسید البته با انواع جدید و جهش یافته و به مراتب خطرناک‌تر از کرونا ویروس سرزمین زرد!

حالا جامعه ما با چندین کرونای کشنده و خطرناک جهش یافته‌تر از نوع چینی، در حال نبرد است نبردی ناعادلانه و ناظر بر حملات فراوان یک سو و دفاع ضعیف و ناامیدانه سمت دیگر (مردم).
اما نوع جهش یافته کروناهایی که اکنون به سرزمین ایران رسیده است به ترتیب کشندگی عبارتند از:

مقام نخست، «کرونای بی‌اعتمادی»؛ هیچ شخصی به کس دیگر و یا نهاد دیگر در رابطه با آمار و وضعیت موجود و مهار و درمان اعتمادی ندارد، هرکسی گمان می‌کند بجز خودش، هیچ پشت و پناهی در برابر این ویروس ندارد! این امر برخی تلاش‌های نهادها و سازمان‌های دولتی و عمومی را به چالش کشیده است! شاید همه چیز نرمال نیست اما هستند پزشکان و پرستاران و نهادهایی که جز نجات مردم، اکنون دغدغه دیگری ندارند.

مقام دوم به «کرونای اجتماعی» می‌رسد؛ ترس و وحشت، عملا همه اذهان و افکار جامعه را فلج کرده است، بیماری‌های روحی و روانی ناشی از ترس ابتلا به کرونا عملا چندین برابر خود کرونا در حال تهدید پهنه نظام سلامت جامعه است، بلحاظ روانی بالای ۹۰ درصد جامعه عملا در ترس و هراس به‌سر می‌برد و همین امر بهترین بستر برای تلفات بالای کرونا ویروس است.

رتبه سوم اما به «کرونای اقتصادی» می‌رسد؛ فقدان و یا ضعف روحیه همبستگی و یا تعلق ملی در برخی از فعالان اقتصادی عمده و خرده کشور، بازار عرضه محصولات و اقلام اولیه زندگی را بشدت ویروسی کرده بصورتی که در سه روز گذشته، حجم خرید مردم در مقایسه با مدت مشابه هفته قبل، حدود ۳۰ درصد افزایش یافته بدون آنکه دلیل موجهی برای کمبود و قحطی این مواد در جریان باشد! بعبارتی این حجم از تقاضای کاذب، سبب احتکار و کمیابی بسیاری از اقلام مورد نیاز زندگی مردم، افزایش بی‌رویه قیمت‌ها و همچنین ایجاد بازار سیاه شده و می‌شود، این یعنی کرونای اقتصادی که دارد آخرین میخ را بر تابوت سبد مصرفی طبقه مستضعف و حتی متوسط جامعه در نبود نظارت کافی و قاطع نهادهای مسئول می‌کوبد!

رتبه چهارم کروناهای جهش یافته ایرانی به «کرونای رسانه‌ای» می‌رسد؛ هیچ نظام و استراتژی جامع و مناسب رسانه‌ای در سطح کلان و خرد برای مدیریت ارتباطات بحران این بیماری به‌چشم نمی‌خورد!
آموزش پیشگیری و مواجهه بدون ایجاد جو روانی امیدبخشانه و همدلانه در مردم، محکوم به شکست است، گرچه رسانه‌ها، چه ملی و و دولتی و چه غیر ملی و شبکه‌های اجتماعی، جسته و‌ گریخته در حال انتشار برخی موارد آموزشی‌اند اما همانها نیز بدلیل فقدان راهبرد و استراتژی مشخص، سبب ترس، هراس، سردرگمی و‌ بی اعتمادی مردم شده و این امر کارکرد اطلاع رسان و آموزش دهنده و همبستگی سازشان را با چالش‌های جدی مواجه کرده است!

و آخرین رتبه بلحاظ خطر کشندگی به همان «کرونا ویروس» چینی می‌رسد که گرچه در مقایسه با سارس و مورس و آنفلوآنزا، کمتر تلفات می‌گیرد اما اکنون در سایه کرونای «بی‌تدبیری و بی‌اعتمادی  و مدیریت ناصحیح بحران» در حال نابودی همه زیرساخت‌های اجتماعی، اقتصادی، بهداشتی، روحی، روانی، جسمی و حتی سیاسی جامعه است.

به یک جمله در پایان بسنده می‌کنم: «اکنون هیچ کسی برای شما دلسوزتر از خودتان نیست، اگر هشدارهای سلامت فردی را جدی بگیرید، این ویروس هم، قطعا رفتنی است و دوران ظهور و افولی دارد، شاید تا چند هفته آینده! پس مواظب خود و هم باشیم تا آن روز و آرزو کنیم که همه، دست در دست هم و با روحی ملی و میهنی، بتوانیم بر کروناهای بی‌اعتمادی، اجتماعی، اقتصادی و رسانه‌ای موجود هم فایق آییم.»