آدینه 19 شهریور 1389
Friday September 10, 2010
الجُمعة 2 شوّال 1431
دروغ سازي عليه رجانيوزورئيس جمهور
عکس/سردمدار جریان قرآن سوزی در آمریکا
دعا و شرح دعاي روز بيستونهم ماه مبارك رمضان
جمعه به طور قطع عيد فطر است
شبکه سازی غرب برای مواجهه با تحول در علوم انسانی
"جراحت، هیچ ارتباطی به ماه رمضان نداشت"
زلزله 4 بار زنجان را لرزاند
میزان فطریه؛ نان 1500و برنج 7000 تومان
اظهارات آیتالله صافی درباره رهبر معظم انقلاب
12 كشورعربي جمعه عيدفطر است
جزئیات برگزاری نماز عید فطر
از هیاهو دست بردارید،به فکر تولید علم باشد
مجلس نیمی ازسال تعطیل است
عکس/تکاندهندهترین تصویرسال
آقازاده فراري همچنان شكايت ميكند
تحرکات انجمن حجتیه درقم
فرار از رسوايي دروغ 11سپتامبر
جمعه به طور قطع عيد فطر است
دعا و شرح دعاي روز بيستونهم ماه مبارك رمضان
عکس/سردمدار جریان قرآن سوزی در آمریکا
دروغ سازي عليه رجانيوزورئيس جمهور
اعتراف رژيم صهيونيستي به صحت افشا گری های حزب الله
مجلس خودش را2هفته تعطیل کرد
اين صحنه ها در لسآنجلس هم اجرا نمي شود+عکس
عكس/جنسيت نامشخص درايرانسل
عکس/میهمان همایش ایرانیان در کاخ سفید
فعالیت حزب مشاركت در دانشگاهها
شنبه تعطیل شد
هاشمی رفسنجانی چه گفت؟
زلزله رشت را لرزاند
افزايش تعطيلات عيد فطر منتفي شد
پس لرزه های درگیری فیزیکی با حزب الله کرمانشاه
همکاری بنی اعتماد با بنیاد باران
خواهر زن توني بلر در تهران
عکس/نتیجه غیبت لاریجانی
دعای روز بیست و هشتم رمضان
نامه همسریک آزاده به همسرتاجزاده
تذکر سیدحسن به سیدیاسر
اهم بیانات رهبر انقلاب در جمع کارآفرینان
بزرگترین آزاد راه ایران، از قم تا مشهد
بگو مگوي رحيمي و بهبهاني
واریز یارانه نقدی هر دوماه یکبار
سفرسيدحسن خميني به پاكستان
مرکز سیاسی کشور از تهران جدا می شود
فتنه به دنبال کوچ از تهران!
{1}
##LOC[OK]##
{1}
##LOC[OK]##
##LOC[Cancel]##
{1}
##LOC[OK]##
##LOC[Cancel]##
تاریخ انتشار :
21 اسفند 1388
ارسال برای دوستان
نسخه چاپی
تفسیر آیه "افك" از نگاه استاد مطهری:
شایعه را دفن كنید!
در هر جامعهای یكی از بزرگترین خطرها این است كه صفوف مشخص نباشد، افراد مؤمن و افراد منافق همه در یك صف باشند. تا وقتی كه اوضاع آرام است، خطری ندارد. یك تكان كه به اجتماع بخورد، اجتماع از ناحیهی منافقین، بزرگترین صدمهها را میبیند. لهذا به واسطهی حوادثی كه برای جامعه پیش میآید، باطنها آشكار میشود
"به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است." فراخوان اخلاقی ویژهی رهبری در خطبههای نماز عید فطر امسال، تاكنون ذهنها و دلهای بسیاری را به خود مشغول كرده و واكنشهای گوناگونی را در میان مردم، نخبگان و مسؤولان برانگیخته است.
فراخوانی كه ضمن گلایه از فضاى سوءظن و بدگمانى در جامعه، بر لزوم دور كردن این عادات از خود تأكید دارد: "فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهیم." و در بخشی از آن، به آیهی مشهور "إفك" در قرآن اشاره شده: "فضا را نباید از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كریم میفرماید: لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً؛ وقتى میشنوید كه یكى را متهم میكنند، چرا به همدیگر حسن ظن ندارید؟"
رهبری همچنین توصیهی اخلاقی برآمده از این آیه را به كل جامعه تعمیم داده و با ابراز ناخرسندی از نسبت دادن اموری كه شایسته و در شأن نظام اسلامی نیست از سوی برخی افراد، خاطر نشان كردند: "تهمت زدن به یك شخص گناه است، تهمت زدن به یك نظام اسلامى، به یك مجموعه، گناه بسیار بزرگترى است.
+
"
آنچه در پی میآید، تفسیر آیهی افك از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری است در جلد چهارم از مجموعهی "آشنایی با قرآن" كه با اندكی تلخیص میخوانیم. با گذشت حدود 40 سال، سخن استاد همچنان تازه است...
***
"إن الذین جاؤوا بالإفك عصبة منكم، لاتحسبوه شراً لكم بل هو خیر لكم؛ لكل امرئ منهم ما اكتسب من الإثم و الذی تولی كبره منهم له عذاب عظیم. لولا إذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً و قالوا هذا إفك مبین." سورهی نور؛ آیات 11 و 12
"افك" دروغ بزرگی (تهمتی) است كه برای بردن آبروی رسول خدا بعضی از منافقین برای همسر رسول خدا جعل كردند. داستانش را قبلاً به تفصیل نقل كردیم.1 اكنون آیات را میخوانیم و نكاتی كه از این آیات استفاده میشود كه نكات تربیتی و اجتماعی بسیار حساسی است و حتی مورد ابتلای خود ما در زمان خودمان است بیان میكنیم.
آیه میفرماید: إن الذین جاؤوا بالإفك عصبة منكم، بدانید آنان كه "افك" را ساختند و خلق كردند، یك دستهی متشكل و یك عده افراد به هم وابسته از خود شما هستند. قرآن به این وسیله مؤمنین و مسلمین را بیدار میكند كه توجه داشته باشید در داخل خود شما، از متظاهران به اسلام، افراد و دستهجاتی هستند كه دنبال مقصدها و هدفهای خطرناك میباشند. قرآن میخواهد بگوید كسانی كه این قصهی "افك" را ساختند، از روی غفلت و بیتوجهی و ولنگاری نبود، روی منظور و هدف بود؛ هدف هم بیآبرو ساختن پیغمبر و از اعتبار انداختن پیغمبر بود كه به هدفشان نرسیدند.
تلخِ شیرین
قرآن میگوید آنها یك دستهی به هم وابسته از میان خود شما بودند و بعد میگوید این شرّی بود كه نتیجهاش خیر بود و در واقع این شر نبود: "لاتحسبوه شراً لكم، بل هو خیر لكم"؛ گمان نكنید كه این یك حادثهی سوئی بود و شكستی برای شما مسلمانان بود؛ خیر. این داستان با همهی تلخی آن، به سود جامعهی اسلامی بود.
حال چرا قرآن این داستان را خیر میداند نه شر و حال آن كه داستان بسیار تلخی بود؟ داستانی برای مفتضح كردن پیغمبر اكرم ساخته بودند و روزهای متوالی- حدود چهل روز- گذشت تا اینكه وحی نازل شد و تدریجاً اوضاع روشن گردید. خدا میداند در این مدت بر پیغمبر اكرم و نزدیكان آن حضرت چه گذشت!
این را به دو دلیل قرآن میگوید خیر است: یك دلیل اینكه این گروه منافق، شناخته شدند. در هر جامعهای یكی از بزرگترین خطرها این است كه صفوف مشخص نباشد، افراد مؤمن و افراد منافق همه در یك صف باشند. تا وقتی كه اوضاع آرام است، خطری ندارد. یك تكان كه به اجتماع بخورد، اجتماع از ناحیهی منافقین، بزرگترین صدمهها را میبیند. لهذا به واسطهی حوادثی كه برای جامعه پیش میآید، باطنها آشكار میشود و آزمایش پیش میآید؛ مؤمنها در صف مؤمنین قرار میگیرند و منافقها پردهی نفاقشان دریده میشود و در صفی كه شایستهی آن هستند، قرار میگیرند. این یك خیر بزرگ برای جامعه است. آن منافقینی كه این داستان را جعل كرده بودند، آنچه برایشان به تعبیر قرآن ماند، "اثم" بود. اثم یعنی داغ گناه. تا زنده بودند، دیگر اعتبار پیدا نكردند.
فایده دوم این بود كه سازندگان داستان، این داستان را آگاهانه جعل كردند نه ناآگاهانه، ولی عامهی مسلمین ناآگاهانه ابزار این "عصبه" قرار گرفتند. اكثریت مسلمین با اینكه مسلمان بودند، با ایمان و مخلص بودند و غرض و مرضی نداشتند، بلندگوی این عُصبه قرار گرفتند؛ ولی از روی عدم آگاهی و عدم توجه كه خود قرآن مطلب را خوب تشریح میكند. این یك خطر بزرگ است برای یك اجتماع، كه افرادش ناآگاه باشند. دشمن اگر زیرك باشد خود اینها را ابزار علیه خودشان قرار میدهد. یك داستان جعل میكند، بعد این داستان را به زبان خود اینها میاندازد تا خودشان قصهای را كه دشمنشان علیه خودشان جعل كرده بازگو كنند. این علتش ناآگاهی است و نباید مردمی اینقدر ناآگاه باشند كه حرفی را كه دشمن ساخته، ندانسته بازگو كنند.
بیدارباش: شایعه را دفن كنید!
حرفی كه دشمن جعل میكند، وظیفهی شما این است كه همانجا دفنش كنید. اصلاً دشمن میخواهد این پخش بشود. شما باید دفنش كنید و به یك نفر هم نگویید تا به این وسیله با حربهی سكوت نقشهی دشمن را نقش بر آب كنید.2
فایدهی این داستان این بود كه اشتباهی كه مسلمین كردند، مشخص شد؛ یعنی حرفی را كه یك عُصبه (یك جمعیت و یك دستهی به هم وابسته) جعل كردند، سادهلوحانه و ناآگاهانه از آنها شنیدند و بعد كه به هم رسیدند، گفتند: چنین حرفی شنیدم، آن یكی گفت: من هم شنیدم، دیگری گفت: نمیدانم، خدا عالم است! باز این برای او نقل كرد و نتیجه این شد كه جامعهی مسلمان، سادهلوحانه و ناآگاهانه بلندگوی یك جمعیت چند نفری شد.
این داستان افك كه پیدا شد، یك بیدارباش عجیبی بود. همه چشمها را به هم مالیدند: از یك طرف آنها را شناختیم و از طرف دیگر خودمان را شناختیم. ما چرا چنین اشتباه بزرگی را مرتكب شدیم؟ چرا ابزار دست اینها شدیم!؟
یك دوست خیلی قدیمی داریم... از آن نقطههای خیلی دور دست تهران آمده بود اینجا. بعد كه تفسیر تمام شد و من میخواستم به منزل بروم، گفت ما یك ماشین ناقابل داریم، با همدیگر سوار شدیم. در بین راه گفت: میدانی من برای چه كاری به اینجا آمدم؟ میگفتند در مسجد الجواد "أشهد أن علیاً ولی الله" نمیگویند. من گفتم بروم ببینم واقعاً نمیگویند؟ گفتم: خدا پدرت را بیامرزد كه باز لااقل اینقدر حرص داشتی كه بیایی ببینی آیا میگویند یا نمیگویند. حال یك كسی میآید مثلاً راجع به مسجد الجواد میگوید در مسجد الجواد "أشهد أن علیاً ولی الله" نمیگویند، آن یكی میگوید: من هم شنیدم "اشهد ان علیا ولی الله" نمیگویند! یك وقت میبینی همهی مردم میگویند ما شنیدیم در مسجد الجواد "أشهد أن علیاً ولی الله" نمیگویند!
اسلام چه میگوید؟ میگوید هر وقت چنین چیزی شنیدی، ابداً به زبان نیاور. اگر دغدغه داری، خودت برو تحقیق كن؛ تو كه حوصلهی تحقیق كردن نداری، دیگر چرا بازگو میكنی؟! حق بازگو كردن نداری...
بلندگوی شایعات دشمن نباشید!
فایدهی دوم همین بود كه به مسلمین یك آگاهی و یك هوشیاری داد. در خود قرآن آورده كه برای همیشه بماند؛ مردم بخوانند و برای همیشه درس بگیرند كه مسلمان! ناآگاهانه ابزار قرار نگیر؛ ناآگاهانه بلندگوی دشمن نباش!
این كه قرآن میگوید: "لاتحسبوه شراً لكم بل هو خیر لكم" در واقع میخواهد بگوید: اینها درس است برایتان، مسلمین! قرآنتان را بخوانید و تفسیر كنید كه از اینها پند بگیرید؛ دیگر ناآگاهانه بلندگوی شایعاتی كه دشمنان شما برای شما جعل میكنند قرار نگیرید.
"إن الذین جاؤوا بالإفك عصبة منكم لاتحسبوه شراً لكم، بل هو خیر لكم لكل امریء منهم ما اكتسب من الإثم". بعد میگوید: آن بدبختها كه این داستان را جعل كرده بودند، هر كدامشان به اندازهی خودشان داغ گناه را كسب كردند؛ عواقب گناه را متحمل شدند. قرآن میگوید: یك نفر از اینها بود كه قسمت معظم این گناه را او به عهده گرفت. (مقصود "عبد الله بن اُبی" است كه به او "عبد الله بن اُبی بن سلول" هم میگویند.)
"و الذی تولی كبره منهم، له عذاب عظیم" آنكه قسمت معظم این گناه را به گردن گرفت، خدا عذابی بزرگ برای او آماده كرده است. غیر از داغ بدنامی دنیا كه تا دنیا دنیاست، به نام "رئیسالمنافقین" شناخته میشود، در آن جهان خداوند عذاب عظیمی به او خواهد چشانید.
مسلمان، من و او ندارد!
"لولا إذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیرا". قرآن میتوانست به این تعبیر بگوید: ای مسلمانها! چرا آنوقت كه شنیدید، به برادران مسلمانتان گمان بد بردید و گمان خوب نبردید؟ اگر چنین میگفت، مطلب سادهای گفته بود. ولی قرآن همین مطلب را با بیان دیگر میگوید. نمیگوید چرا به برادران مؤمن و خواهران مؤمنتان گمان بد بردید؟ میگوید: "چرا به خودتان گمان بد بردید؟" یعنی توجه داشته باشید: شما یك پیكرید، شما به قول مولوی "نفس واحد" هستید:
مؤمنان هستند نفس واحده
همهی مسلمانها و مؤمنین باید اینطور حساب كنند كه اعضای یك پیكرند. اگر تهمتی به یك مؤمن زده میشود، آن را به خودشان تلقی كنند. این یك نكته كه به جای اینكه بگوید چرا به برادران مؤمن گمان خیر نبردید، میگوید چرا به خودتان گمان خیر نبردید؟ یعنی مسلمان "من" و "او" نباید داشته باشد. مسلمان باید بداند عِرض برادر مسلمان عِرض اوست. آبروی برادر مسلمان، آبروی خودش است.
نكتهی دوم اینكه باز نمیگوید چرا "شما" به خودتان گمان خوب نبردید؟ میگوید: چرا "مؤمنین و مؤمنات" به خودشان گمان خوب نبردند؟
اولاً زن و مرد را با هم ذكر میكند؛ یعنی زن و مرد ندارد. ثانیاً كلمهی "ایمان" را دخالت میدهد. میخواهد بگوید ایمان ملاك وحدت و اتحاد است. مؤمنان از آن جهت كه مؤمن هستند، نفس واحد هستند؛ یعنی ملاك وحدت و اتحاد را هم بیان میكند. در واقع میخواهد بگوید: ای مردان مؤمن و ای زنان مؤمن! آیا اگر به شما چنین تهمتی زده بودند، حاضر بودید تهمتی را كه به خودتان زدهاند، بازگو كنید؟ هرجا بنشینید، بگویید به من چنین تهمتی زدهاند و دربارهی من چنین حرفی میزنند!؟ هیچوقت دربارهی خودتان چنین حرفی میگفتید!؟ چطور اگر دربارهی شما حرفی بزنند، خودتان میفهمید كه باید سكوت كنید و حرف بدی را كه مردم برای شما جعل كردهاند، دیگر خودتان اشاعه نمیدهید ولی وقتی كه دربارهی برادران و خواهران مؤمن خودتان حرفی را میشنوید، همان كاری را كه دربارهی خودتان میكنید، دربارهی آنها نمیكنید؟
باید بگوئیم دروغ است!
"لولا إذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً و قالوا هذا إفك مبین" آن وقتی كه شنیدید، چرا مؤمنین گمان خوب دربارهی خودشان نبردند؟ چرا همانجا كه شنیدند، نگفتند این یك دروغ بزرگ است؟
پیغمبر اكرم یك ماه یا بیشتر سكوت كرد. مسلمانان غافل به جای اینكه روز اول بگویند: "هذا إفك مبین" این واقعه دروغ است، واقعهی جعل شده را بازگو كردند؛ نشستند و گفتند: "شنیدیم" و آن را نقل مجالسشان كردند. قرآن میگوید: شما روز اول باید میگفتید: "هذا إفك مبین". پس بعد از این آگاه باشید این افكها كه در میان شما جعل میشود، فوراً بگویید: "هذا إفك مبین".
"لولا جاؤوا علیه بأربعة شهداء فاذ لم یأتوا بالشهداء فاولئك عندالله هم الكاذبون". شما در كارتان قانون و حساب دارید. اسلام برای شما وظیفه معین كرده؛ شرعاً وظیفه دارید كه هر تهمتی نسبت به یك مسلمان شنیدید، مادامی كه بینهی شرعی اقامه نشده است، بگویید دروغ است؛ در نزد خدا دروغ است. مقصود از جملهی "در نزد خدا دروغ است" این است كه در قانون الهی دروغ است.
تكلیف بسیار روشنی است. بعد از این ما باید بدانیم اگر فردی دربارهی فردی یا دربارهی مؤسسهای حرفی زد، ما چه وظیفهای داریم؟ آیا وظیفه داریم سكوت كنیم؟ آیا وظیفه داریم حتی بگوییم "ما كه نمیدانیم، خدا عالم است؟"، "من چه میدانم، شاید باشد شاید نباشد؟"، آیا وظیفه داریم در مجالس نقل كنیم، بگوییم چنین چیزی میگویند؟ وظیفهمان چیست؟ مادامی كه بینهی شرعی اقامه نشده است و مادامی كه شرعاً بر ما ثابت نشده، باید بگوییم دروغ است! فقط وقتی كه شرعاً ثابت شد و یقین پیدا كردیم- مثلاً در مورد زنا چهار شاهد عادل و در مورد غیر زنا دو شاهد عادل شهادت دادند، به چشم خودمان دیدیم یا به گوش خودمان شنیدیم (این بینه شرعی است)- آنگاه وظیفهی دیگری داریم. مادامی كه بینهی شرعی نیست، نه حق داریم بازگو كنیم، نه حق داریم بگوییم "نمیدانیم" یا بگوییم "شاید هست، شاید نیست" و نه حق داریم سكوت كنیم. بلكه وظیفه داریم بگوییم دروغ است.
هر وقت شرعاً ثابت شد، آن وقت وظیفهی ما مبارزه كردن است. البته در هر موردی یك وظیفهای داریم. در بعضی از مسائل باید ما مبارزه كنیم، در بعضی مسائل حاكم شرعی باید وظیفهاش را انجام بدهد؛ مثل مورد زنا. قرآن میگوید: شما ای مسلمین، شما هم با این زبان به زبان كردن، دهان به دهان كردن، گناه بزرگی مرتكب شدید، ولی خدا از این گناهان میگذرد و گذشت. متوجه باشید كه بعد از این دیگر این كار را نكنید "و لولا فضل الله علیكم و رحمته" اگر رحمت الهی برای شما مسلمانها در دنیا و در آخرت نبود، "لمسكم فیما افضتم فیه عذاب عظیم" هرآینه به شما به خاطر حرف و نقلهای بدون دلیل كه در آن وارد شدید، عذاب عظیم میرسید؛ هم در دنیا و هم در آخرت. فقط لطف خدا جلوی عذاب دنیا و آخرت را گرفت. پس متوجه باشید، دیگر چنین كاری نكنید.
این گناه را كوچك نشمارید!
كدام گناه و افاضه؟ در چه چیزی ما فرو رفته بودیم و غور میكردیم و حرفش را میزدیم؟ "إذ تلقونه بألسنتكم" آنگاه كه به زبان خودتان تلقی میكردید؛ یعنی زبان به زبان در میان شما میگشت. "و تقولون بأفواهكم ما لیس لكم به علم". یك چیزی كه اصلاً در دل شما جا نداشت، چون نمیدانستید "و تحسبونه هیناً" خیال میكردید یك امر كوچكی است، اما "و هو عندالله عظیم" و حال آنكه این در نزد خدا خیلی بزرگ است، صحبت آبروی مسلمین است و اینجا مخصوصاً آبروی پیغمبر است. "و لولا إذ سمعتموه قلتم ما یكون لنا أن نتكلم بهذا" چرا آن وقتی كه شنیدید، نگفتید كه ما حق نداریم در اینباره حرف بزنیم، حق نداریم این را بازگو كنیم؟ (بلكه گفتیم باید منفی سخن بگوییم؛ یعنی اگر كسی گفت، ما بگوییم: دروغ است، نه تنها مثبت حرف نزنیم و خودش را پخش نكنیم، بلكه باید منفی حرف بزنیم؛ یعنی در جواب دیگران بگوییم: دروغ است. این را در جملهی دوم میفرماید) باید میگفتید: "ما یكون لنا أن نتكلم بهذا "برای ما چنین حقی نیست كه در اینباره سخنی بگوییم؛ بلكه "سبحانك هذا بهتان عظیم" باید بگویم سبحانالله؛ این یك بهتان و دروغ بسیار بزرگ است.
"یعظكم الله أن تعودوا لمثله ابداً" خدا موعظه میكند شما مسلمانها را كه مبادا دیگر به مانند این قضیه برگردید و تكرار كنید، تا دامنهی قیامت متوجه باشید كه دیگر ابزار دست یك جمعیت نشوید؛ دروغهای دشمنان را علیه خودتان اشاعه ندهید! "یبین الله لكم الآیات و الله علیم حكیم" خدا اینطور آیات خودش را برای مصلحت شما بیان میكند. خدا همه چیز را میداند، از خفایا آگاه است و حكیم است و بر اساس حكمتش این آیات را برای شما نازل فرموده است.
اهل بدعت را مبهوت كنید!
حدیثی در كتب حدیث هست كه مضمون آن این است كه هر وقت اهل بدعت را دیدید، با آنها مبارزه كنید. "بدعت" یعنی كسی در دین خدا چیزی را وارد كند كه از دین نیست؛ از پیش خود چیزی را جعل كند كه مربوط به دین نیست. همه وظیفه دارند كه با بدعت مبارزه كنند. مثلاً صلوات فرستادن، همه وقت خوب است. شما در هر شرایطی كه صلوات بفرستید، یك عمل مستحبی را انجام دادهاید. فرض كنید یك گوینده حرف میزند، در وسط حرف خودش، برای اینكه رفع خستگی كرده باشد، به جمعیت میگوید: صلواتی بفرستید. این امر خوبی است. اما اگر شما فكر كنید كه در اسلام یك چنین سنتی هست كه در وسط حرف گوینده، صلوات بفرستید و به عنوان یك امر اسلامی این كار را بكنید، این "بدعت" است. بدانید چنین دستوری در اسلام نرسیده كه در وسط موعظهی یك نفر، صلوات بفرستید...
افرادی پیدا میشوند كه در دین بدعت ایجاد میكنند. یك كسی میآید میگوید من نایب خاص امام زمان هستم، مثل علیمحمد باب. این را "اهل بدعت" میگویند. در حدیث است اگر اهل بدعت پیدا شدند، با اهل بدعت مبارزه كنید. عالِم باید مبارزه كند و حق ندارد ساكت باشد. در یك حدیث تعبیر چنین است: "و باهتوهم" یعنی مبهوتشان كنید، بیچارهشان كنید؛ یعنی با آنها مباحثه كنید و دلیلهایشان را بشكنید. "فبهت الذی كفر"3 چنانكه ابراهیم، آن كافر زمان خودش را مبهوت كرد، شما هم مبهوتش كنید.
بعضی آدمهای كمسواد "باهتوهم" را اینجور معنی كردند: به آنها تهمت بزنید و دروغ ببندید! بعد میگویند: اهل بدعت، دشمن خدا هستند و من دروغ علیه او جعل میكنم. با هركسی هم كه دشمنی شخصی داشته باشد، میگوید: این ملعون، اهل بدعت است! صغری و كبری تشكیل میدهد، بعد هم شروع میكند به دروغ جعل كردن علیه او. شما ببینید اگر جامعهای به این بیماری مبتلا باشد كه دشمنهای شخصی خودش را اهل بدعت بداند و حدیث باهتوهم را هم چنین معنی كند كه دروغ جعل كن، با دشمنهای خودش چه میكند! آن وقت است كه شما میبینید دروغ اندر دروغ جعل میشود.
... به اینچنین جامعهای كه كارش جعل است، كارش بهتان و تهمت زدن است، قرآن وعدهی عذاب داده است.
منبع :
دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای
نظرات خوانندگان
مجموعا 0 نظر تائید شده در مورد این خبر به ثبت رسیده است
اظهار نظر
نام
نشانی الکترونیکی
نظر
کد امنتیی
کلیه حقوق محفوظ می باشد . نقل مطلب با ذکر منبع بلامانع می باشد © پایگاه خبری تحلیلی 598
آمار