پیش بینی می شود جنس انتخابات ریاست جمهوری یازدهم
بیشتر به انتخابات نهم شباهت داشته باشد تا انتخابات ۲خرداد یا ۲۲خرداد!
رییس جمهور یازدهم از دل رقابتی سنگین در بستر تردیدها
و ابهامات گسترده اجتماعی انتخاب شود. نمونه این فضا در انتخابات ریاست
جمهوری نهم تجربه شد. رقابت بین افراد و نه دو جناح، تعدد کاندیدا های صالح
و اختلافات جدی سیاسیون هم ریشه، جامعه را دچار سردرگمی کرد و نهایتا در
مرحله دوم انتخابات به واسطه شکل گیری دو قطب متفاوت، آرای شفاف و پیام دار
به صندوق ها ریخته شد.
۱. احمدی نژاد به واسطه تصور شخصی بودن آرای ۲۵
میلیونی، به جد حضور یکی از نزدیکانش را دنبال می کند. بلاشک گزینه اول و
یحتمل آخر او مشایی است که به فرض گذشتن از صافی شورای نگهبان هیچ اقبال
عمومی نمی تواند داشته باشد. گزینه بعدی احمدی نژاد شیخ الاسلام و در وهله
آخر سعیدلو است که آنها نیز به دلیل خلق متین و طبع درونگرایشان نمی
توانند ارتباط مناسبی با عامه مردم برقرار کنند. به فرض {محال} خواست احمدی
نژاد بعید است افراد محبوب و ملیحی چون فتاح یا باقری لنکرانی اراده و حس
حضور در چنین آوردگاه سنگینی را داشته باشند. در شرایط اضطرار حسینیان،
کوثری یا رسایی نیز قابلیت حضور در لیست احمدی نژاد را دارند.
۲. اصولگرایان کارکشته و سنتی طبق سیاق معهود، سراغ
چهره های رسمی و امتحان پس داده می روند. کاندیدای آنها یکی از مدیران ارشد
یا روحانیون طراز اول کشور خواهد بود. سبک خشک، مقید و کلیشه ای آنها در
رقابت و تکراری بودن آرایش ها و حمایت هایشان احتمال پیروزی را به مراتب
کاهش می دهد. آنها تلاش خواهند کرد با ریش سفیدی از موضع پدری بدنه اجتماعی
را نسبت به کاندیدای خود مجاب کنند. موفقیت این فرآیند نزدیک به محال است.
علی لاریجانی، ولایتی، حداد عادل و پورمحمدی کاندیدای مطلوب آنهایند.
۳. جبهه سوم اصولگرایان از پیوند ایثارگران، رهپویان و
جدا شدگان از احمدی نژاد شکل خواهد گرفت. آنها تلاش خواهند کرد با حربه نه
به مشایی و نقد سیاست های فرهنگی دولت تمام منتقدین احمدی نژاد من جمله
توکلی-نادران، قالیباف و خوش چهره-افروغ-سلیمی نمین را جمع کنند. رسیدن به
صفارهرندی قابل پیش بینی است اما حدادعادل، زاکانی و به احتمال ضعیف
قالیباف نیز می تواند کاندیدای نهایی آنها باشند.
۴. اصولگرایان در برابر خود نامزدهایی را نیز خواهند
دید که چون در زمره حمایتی آنها در نیامده اند و صد البته احساس تکلیف می
کنند، به طور مستقل و جدی حضور خواهند داشت. حضور مستقل قالیباف، رضایی و
-از بین وزرا- دانشجو و شکست سنگین آنها بسیار محتمل است.
۵. بنای اولیه طیف مدافع هاشمی رفسنجانی اکتفا
به کاندیدای حداقلی است. آنها در وهله اول نظر به نامزد اصولگرایان سنتی
دارند ولی پیش شرط سنتی ها به نامزدشان برای دوری از هاشمی، نخواهد گذاشت
چنین پیوندی برقرار شود. در وهله بعد آنها تلاش خواهند کرد یکی از نیروهای
مقبول هاشمی، چون روحانی، نجفی یا نوبخت را به اصلاح طلبان پیشنهاد دهند
که نهایتا با یکی از این نامزدها و حمایت بخشی از اصلاح طلبان با صحنه
خواهند آمد.
۶. اصلاح طلبان به میدان داری خاتمی تلاش بسیاری برای
بازگرداندن اعتبار از دست رفته خواهند کرد. آنها با موضع گیری -حتی نمایشی-
بر علیه ابطال طلبانی چون موسوی و کروبی در قالب سیاست " در نظام ، بر
نظام" صف خود را جدا خواهند. کاندیدای اختصاصی آنها چهره موجه با قابلیت رد
شدن از صافی شورای نگهبان است. سید حسن خمینی، عارف یا محتشمی پور نامزد
مطلوب آنهایند اما بعید نیست دوباره فشارها خود خاتمی را به صحنه بکشاند.
نامزدی حسن خمینی تنها شانس آنها برای بازگشت به قدرت است.
۷. اصلاح طلبان برای امتیاز گیری از نظام چهره
های نامداری را نیز به میدان خواهند فرستاد تا با رای عدم صلاحیت شورای
نگهبان موج رسانه ای برای نامزد اصلی ایجاد کنند. بعید نیست خود خاتمی،
نوری یا خویینی ها چنین وظیفه ای را به عهده گیرند. این سیاست در بین توده
عادی مردم اثر عکس خواهد داشت و باعث می شود بدبینی گذشته تقویت شود.
با تمام این احتمالات، رفتار و کارآمدی دولت دهم در
سرنوشت هر کدام از گروه های فوق بیشترین تاثیر را خواهد داشت.