آخرین اخبار
کد خبر: ۱۰۰۷۸۴
تعداد نظرات: ۱۰ نظر
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۰
پژوهش استاد"عباس‌معلمی"پيرامون کاهش‌وجهش‌جمعيت(2)؛
وضعيت کنوني جامعه عدالت جنسيتي را بر هم زده است. نمونه بارز اين عدم عدالت اين است که مردان بعد از اخذ ديپلم يک سال فرصت دارند که وارد دانشگاه شوند. اگر در اين دو سال نتوانند وارد دانشگاه شوند بايد به سربازي بروند. سربازي حدود دو سال طول مي کشد. پسرها در همين يک يا دو سال يا از ادامه تحصيل منصرف مي شوند. به همين دليل در رقابت کنکور با خانم ها، تعداد پذيرفته شدگان مرد کمتر مي شود. اگر رقابت آزاد باشد و عدالت جنسيتي رعايت شود خوب است اما بايد متناسب با شرايط کشور، براي خانم ها هم طي کردن دوره هايي را تعريف کرد. خانم ها هم مي توانند به شکل محدودتري آموزش نظامي ببينند.
پایگاه 598، پرونده کنترل جمعیت، آثار و پیامدها/ به دنبال طرح مسئله رشد جمعیت کشور و بروز اختلاف نظر های کارشناسان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی پایگاه 598 با راه اندازی پرونده ویژه "کنترل جمعیت، آثار و پیامدها" سعی در فضائی برای تضارب آراء و اندیشه داشته است. نوشتار پیش رو پژوهشی است از مهندس عباس معلمی (رئیس گروه فرهنگی و اجتماعی فرهنگستان علوم اسلامی و قائم مقام اسبق مرکز پژوهش ها اسلامی صدا و سیما) پیرامون عوامل و راهکار های کاهش، کنترل و جهش جمعیت در ایران که در بخش نخست آن تاريخچه مسئله جمعيت در کشور، آثار کاهش جمعیت در نظام اجتماعی، ضرورت درک ریشه های کاهش جمعیت مورد پژوهش قرار گرفته است، در بخش دوم و پایانی این نوشتار به مسئله تخصيص امکانات و افزايش جمعيت و در نهایت به راهکارهاي افزايش جمعيت در وضعيت کنوني کشور پرداخته می شود که تقدیم خوانندگان محترم می گردد.

بخش دوم و پایانی



4ـ افزايش جمعيت و مسئله تخصيص امکانات


همۀ مسائل فوق، باعث افزايش سن ازدواج و کاهش زاد و ولد شده است. بدين ترتيب پدران و مادران يا تمايلي به داشتن فرزند ندارند و يا به داشتن يک يا دو فرزند اکتفا مي کنند.

اين وضعيت، بسيار خطرناک است. کشوري که در تقابل دائمي تمدني با مستکبرين جهان و تمدن غربي است، بايد جمعيتي جوان، پرتوان و نوآور داشته باشد. رکود جمعيتي باعث کاهش رشد جمعيت شده و به پيري جمعيت منجر مي شود. جمعيت پير فاقد نوآوري، تحول خواهي و شجاعت است و به سازش با شرايط تمايل دارد. به هر حال روند رشد جمعيت کارشناسان جامعه اعم از سياست گذاران و دانشمندان اجتماعي را به اين نتيجه رسانده که وضعيت کنوني جمعيت بسيار خطرناک است و به سرعت بايد مانع کاهش جمعيت يا پير شدن جمعيت شد.

البته اين نظر، اکنون نيز مخالفاني دارد، که معتقدند جمعيت بايد به لحاظ کيفي جمعيت مناسبي باشد نه از لحاظ تعداد؛ آنها جمعيت زياد را به تنهايي عامل قدرت نمي دانند. به عقيده آنها جمعيت کيفي عامل قدرت است. البته اين به نسبتي درست است. اما از طرفي رشد کيفي لزوماً به معني کاهش جمعيت نيست و رشد جمعيت ضرورتاً مانع رشد کيفي نخواهد شد. اگر که سازمان دهي اجتماعي، يا سازمان دهي خانوادگي درست باشد. اين عده معتقدند امکانات کشور براي رشد جمعيت مناسب نيست و تصور مي کنند با افزايش جمعيت امکانات کاهش مي يابد و نسل هاي بعدي با مشکلات فراواني روبه رو مي شوند.

اين اظهارنظرها تا حدودي احساسي و فاقد دقت علمي است؛ چرا که بزرگ ترين امکان و عامل قدرت يک کشور نيروي انساني است. نيروي انساني توانمند است که امکانات بالقوه را بالفعل مي کند. اگر يک جامعه مانند دويست سال پيش رفتار کند که براي تامين انرژي هيزم بسوزانند زغال بسوزاند رشد جمعيت آن نيز بايد به توقف کشيده شود و ممکن است همۀ جنگل هاي خود را طي يک سال به هيزم و زغال تبديل کند. يافتن منابع جديد انرژي مانند سوخت هاي هيدروکربني، نفت و مشتقات آن، انرژي خورشيد، انرژي باد، انرژي گرماي درون زمين و حتي انرژي هسته اي و راه هاي استفاده از آنها توسط نيروي انساني صورت مي گيرد. براي مثال کشاورزي به شيوه قديم، ميزان برداشت محصول از يک قطعه زمين را بسيار محدود مي کند در حالي که يافتن راه هاي جديد استفاده بهينه از آب و زمين حتي تغييرات ژنتيکي باعث افزايش محصولات کشاورزي مي شود.

اين نوآوري ها به وسيله انسان ايجاد مي شود. اين ادعا که هر فرد اضافه مساوي با يک عامل مصرف اضافه است، ادعاي دقيقي نيست. هر يک نفر اضافه، فقط يک دهان اضافه نيست بلکه دو دست اضافه و يک فکر اضافه هم هست؛ به عبارتي در رد اين ادعاي احساسي، بايد آن پاسخ احساسي را مطرح کرد. در حالي که به صورت منطقي، عامل جمعيت و به عبارتي نيروي انساني موجب افزايش قدرت است؛ البته مشروط به اينکه به شکل صحيح تربيت و سازماندهي شود؛ بنابراين اشکالاتي که در اين زمينه وجود دارد بيش از هر چيز به ساختارها و تنظيمات اجتماعي بستگي دارد. امروزه شايد ادعا شود که يکي از بهره مندترين کشورها، کشورهاي اروپايي يا آمريکا هستند. اما آيا افرادي که در آمريکا زندگي مي کنند و جزو يک درصد ثروتمند جامعه هستند، به امکانات زندگي خود قانع هستند؟ غرب ساختاري به وجود آورده که براي مثال امکانات فراوان کشوري مانند آمريکا در اختيار يک درصد از جمعيت آن قرار دارد و علاوه بر اين سعي مي کند از امکانات ساير کشورها نيز به نفع خود استفاده کند؛ به عبارت ديگر حتي فقر خود را صادر و از مواد اوليه، نيروي کار ارزان و بازار مصرف ساير کشورها بهره برداري مي کند.

اين حرص و طمعي که در يک طبقه خاص ايجاد مي شود به هيچ وجه قابل اشباع نيست؛ بنابراين عامل بروز فقر در يک جامعه، وجود امکانات کم نيست بلکه به نسبتي مربوط به ساختار و سازمان اجتماعي آن جامعه است. اگر الگوي توزيع و تخصيص امکانات اجتماعي و قوانين تخصيص، توليد، توزيع و مصرف، قوانين درستي باشد ـ که در فرهنگ اسلامي درباره همۀ اين موارد، مطالب بسيار زيادي وجود داردـ فقر و بيکاري و ظلم و استثمار به شکلي که امروز در جهان وجود دارد بروز نخواهد کرد. اگر کسي بخواهد از اين نظر دفاع کند بهتر است از بحث هاي احساسي فاصله بگيرد و به بحث دقيق علمي بپرازد. اگر الگوهاي زندگي تغيير کند، وجود چه امکاني براي چه جمعيتي لازم است؟ انسان حريصي که همۀ دنيا را در اختيار دارد، به فرموده امام (ره)، اگر بداند که در ساير کرات هم چيزي هست مي گويد: من آن را هم مي خواهم. البته اين فرمايش امام مربوط به اصلِ خداجويي انسان است که امروزه شکل مادي غلطي پيدا کرده است. انسان دنبال مطلق است و از آنجا که مطلق در دنيا و در امور مادي قرار ندارد بنابراين انسان مي خواهد همه چيز را در تملک خود داشته باشد. اين انديشۀ و ساختار اجتماعي متمرکز و نظام توليد و توزيع متمرکز لوازم خاصي دارد. بدين ترتيب طبقه بندي مصرفي و به عبارتي طبقه بندي اقتصادي در جامعه به وجود مي آيد که طبقات پايين را نسبت به طبقۀ بالاتر و آخرين طبقه را نيز نسبت به اوهام و آمال تحريک مي کند که البته هيچ يک از آنها هم اشباع نخواهد شد. اين از لوازم خاص اين الگو است. با تغيير اين الگو همه چيز تغيير خواهد کرد. حال اينکه الگوي اسلامي چيست و کدام يک از احکام اقتصادي و اجتماعي اسلام بايد در بخش توليد، توزيع، مصرف و در بخش معاملات پولي، به کار گرفته شود، از مباحث دقيق اقتصادي است.

پس از اين تحليل نوبت به برنامه ريزي متناسب با شرايط موجود است. در اين برنامه ريزي بايد دقت کرد که بار ديگر دچار جامعه جهش جمعيتي نشود. البته بسيار بعيد است که چنين جهشي اتفاق افتد. ولي به هر حال برنامه ريزان، سياست گذاران جامعه بايد به عواقب سوء جهش جمعيت توجه داشته باشند.

5ـ راهکارهاي افزايش جمعيت در وضعيت کنوني

در اين زمينه راهکارهاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي وجود دارد که بايد به آن ها توجه کرد. اين راهکارها بايد ناظر به ريشه هاي رکود جمعيتي باشد. به عبارت ديگر راهکارهاي مقابله با مشکل بايد متناسب با علت بروز مشکل باشد. راهکارهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي وجود دارد. اما مسلم اين است که راهکار اصلي بايد متناسب با علت بروز مشکل باشد.

ـ راهکارهاي کم اثر براي افزايش جمعيت
به عنوان راهکار اقتصادي، مي توان يارانه هاي جلوگيري از بارداري و وسائل پيشگيري را حذف کرد. ظاهراً در چند روز اخير هم وزارت بهداشت و درمان، چنين تصميمي داشته و بودجه مربوط به اين امر را حذف کرده  است. بدين ترتيب اگر کسي بخواهد خود را مقطوع النسل کند، بايد هزينه هاي آن را بپردازد. چرا که دولت هيچ يارانه اي در اين زمينه پرداخت نخواهد کرد. اين اقدامات اثر جزئي دارد؛ همچنين ارائه تسهيلات مالي به کسي که قصد فرزنددار شدن دارد با آنکه مؤثر است اما کم اثر مي باشد. در مثالي ديگر اگر با طبقه بندي يارانه ها به بيش از چهار فرزند هم کوپن داده شود، بيمه شوند و يا حتي به فرزندان بيش تر يارانه بيشتري داده شود کم اثر است؛ اگر هم موثر باشد ممکن است جمعيت را به صورت نامتعادل افزايش دهد؛ به اين معنا که زاد و ولد در مناطقي که مردم فقر اقتصادي شديد دارند افزايش مي يابد. البته شايد اين طرح بهتر باشد که يارانه پرداخت شود اما تا زمان معيني در اختيار خانواده قرار نگيرد. مانند پيشنهاد دولت نهم که براي هر کودکي که به دنيا مي آيد يک سپرده بانکي افتتاح شود و به مرور هم دولت و هم خانواده مبلغ سپرده را افزايش دهند. شايد آثار منفي اين شيوه کم تر باشد ولي به هر حال ممکن است جمعيت را نامتوازن کند. اگر براين اساس در مناطق محروم جمعيت افزايش يابد هيچ تضميني وجود ندارد که اين جمعيت به صورت کيفي پرورش و تربيت شود. خانواده هايي که به محض بهتر شدن نسبي وضعيت اقتصادي حاضر به بچه دار شدن مي شوند، معلوم نيست بتوانند فرزندان خود را خوب تربيت کنند. بنابراين اين اقدام نيز خيلي مؤثر نخواهد بود.

به نظر مي رسد ابتدا بايد تبليغات فراوان رسانه اي اعم از رسانۀ ملي و غير ملي، در مورد کاهش جمعيت قطع شود. بعضي از اين تبليغات مستقيم و بعضي از آنها غير مستقيم است. در تبليغات مستقيم خانواده هاي پر جمعيت را به سخره مي گيرند و خانواده هاي کم جمعيت را بهره مند و در رفاه نشان مي دهند؛ در تبليغات غير مستقيم يک زندگي متداول بدون فرزند يا با فرزند کم، تبليغ ميشود. امروزه در فيلم هاي ايراني و حتي در سريال هاي خارجي به ندرت فرزندي وجود دارد. اگر هم بيش از يک يا دو فرزند در فيلمي باشد، حتماً جنبۀ طنز دارد. به هر حال اين تبليغات جامعه را به سمت کاهش جمعيت سوق مي دهد. مي توان توليد اين گونه فيلم ها و سريال ها را محدود کرد و يا بر خلاف آنها فيلم ساخت. بهترين عامل تبليغ سبک زندگي خاص و ترويج آن توليدات نمايشي و بستر تحقق آن صدا و سيما است. رسانه ها مي توانند به راحتي آداب متفاوتي را در زندگي تبليغ کنند و يک سبک را زشت و ديگري را زيبا نشان دهند. بااين حال تمام اين اقدامات هم کم اثر است.

ـ ارائه الگوي حضور اجتماعي زنان، متناسب با ازدواج و زاد و ولد
مهم ترين عامل، حضور اجتماعي زنان است. حضور اجتماعي زنان نبايد مانع ازدواج و زاد و ولد تلقي شود. بايد الگوهايي به جامعه عرضه شود که نشان دهد زنان با وجود تحصيل و اشتغال موفق بوده اند و فرزندان موفقي را نيز تربيت کرده اند. در اين الگوسازي بايد نشان داد که اشتغال زنان مانع همسرداري و فرزندداري نيست. مي توان زنان موفقي را که علاوه بر حضور اجتماعي مناسب، در وظيفه همسرداري و فرزندداري خود هم موفق بوده اند به عنوان الگو معرفي کرد. در تبليغات بايد نقش مهم محيط خانواده را در تربيت فرزندان و تاثير آن در سياست، اقتصاد و فرهنگ جامعه تبيين کرد. خانواده اولين کانون تربيت انسان است. جامعه اي که فرزندانش در کانون خانواده تربيت نشود و بنيان خانواده در آن به جاي محبت و ايثار بر پايه جنگ و ستيز و تخريب شکل گيرد دچار مشکلات خانوادگي است. وجود چنين مشکلي در جوامع غربي به راحتي قابل مشاهده است. بنابراين نبايد تصور کرد که حضور زنان در فعاليت هاي اجتماعي تنها عامل ارتقاي شخصيت اجتماعي آنان است و برعکس خانه داري و ايجاد محيط امن و ايثار و محبت در خانه براي تربيت مناسب فرزند ضد ارزش و کاري بيهوده است که تاثيري در اجتماع ندارد. شخصيت هاي بزرگ هر کشوري تحت تربيت مادراني متعهد و در يک محيط سالم خانوادگي پرورش يافته اند. بايد مشخص کرد که حضور اجتماعي زنان در کجا و به چه صورتي مناسب و کجا و به چه صورتي غير مناسب است. اين نکته درباره آقايان هم مطرح است. اما از آنجا که عامل اصلي افزايش جمعيت زنان هستند. حضور اجتماعي مناسب زنان از اهميت بيشتري برخوردار است، زيرا سن بارداري زنان محدود است.

ـ مناسب سازي رشته هاي تحصيلي با خصوصيات جنسي
يکي از اقدامات موثر، مناسب سازي رشته هاي تحصيلي با ضرورت هاي اجتماعي و با خصوصيات جنسي است. يکي از مشکلات اين است که بعضي از رشته ها که انتقال دانش و مهارت در آن به سادگي انجام مي شود مانند رشته هاي علوم انساني، در هر دانشگاهي وجود دارد و هر دانشگاه غير انتفاعي اي نيز در يک محيط بسيار محدود اين رشته ها را ارائه مي دهد. حتي مديريت اين دانشگاه ها از مديريت يک مهدکودک هم ساده تر است. بنابراين در عمل ورودي بعضي از رشته ها، افزايش مي يابد که متناسب با شرايط کشور نيست. اگر مردي در رشته اي که با شرايط کشور سازگار نيست تحصيل کند در يافت شغل با مشکل مواجه مي شود و در نتيجه نمي تواند ازدواج کند. زنان هم پس از تحصيلات دانشگاهي با توجه به اينکه مناسبات اجتماعي شان تغيير مي کند به سادگي نمي توانند ازدواج کنند. اين در حالي است که اگر جمعيت يک منطقه بيش از حد باشد، براي پيدا کردن شغل، رقابت ايجاد مي شود.

از طرفي تعدادي از اين مشاغل محدودي هم توسط خانم ها تصاحب مي شود که ممکن است ازدواج کرده باشند و همسرشان هم شاغل باشد؛ در اين صورت يک موقعيت شغلي را اشغال کرده و مانع ورود مرد جواني مي شود که مي تواند به وسيله اين شغل درآمد کسب کرده و ازدواج کند. بدين ترتيب رقابت بر سر تصاحب شغل افزايش مي يابد و مشکلاتي را به وجود مي آورد. بنابراين بايد مشخص شود که کشور در هر رشته اي اعم از کارشناسي، کارشناسي ارشد، دکترا و... به چند نفر فارغ التحصيل در سال هاي آينده نياز دارد تا متناسب با نياز کشور دانشجو پذيرفته شود. به صرف وجود ظرفيت دانشگاه ها نبايد دانشجو پذيرفته شود. نکتۀ دوم اين است که رشتۀ تحصيلي بايد با جنسيت دانشجو هماهنگ باشد. امروزه اين عدم تناسب در جامعه وجود دارد. بعضي از آقايان و خانم ها در رشته هايي تحصيل مي کنند که تناسبي با جنسيت آنها ندارد. بايد با تحقيقات جامعه شناسي، روان شناسي مبتني بر معارف اسلامي مشخص شود که به تناسب خصوصيات جسمي، فکري، روحي و نقش هايي که زن و مرد در خانواده و اجتماع بايد ايفا کند، در چه رشته هايي بايد تحصيل کنند؛ کدام رشته ها مختص مردان و کدام رشته ها مختص زنان باشد و کدام رشته ها مشترک باشد؟ بايد روشن شود که در هر رشته اي به چه نسبتي نياز به تحصيل خانم ها و به چه نسبتي نياز به حضور مردان وجود دارد. بدين ترتيب افراد، متناسب با ضرورت هاي خانوادگي، تمدني و اجتماعي رشد پيدا کنند و پس از تحصيل در دانشگاه دانش و مهارت آنها مورد استفاده جامعه قرار گيرد. اين برنامه ريزي بايد مانع ايجاد توقعات نابه جا در افراد شود. تحصيلات دانشگاهي نبايد باعث شود که افراد کار کردن در برخي مشاغل را دون شان خود بدانند. اين نکته درباره ازدواج نيز مطرح است.

ـ پي گيري و دفاع از عدالت جنسيتي
وضعيت کنوني جامعه عدالت جنسيتي را بر هم زده است. نمونه بارز اين عدم عدالت اين است که پسرها بعد از ديپلم يک يا دو سال فرصت دارند که وارد دانشگاه شوند. اگر در اين دو سال نتوانند وارد دانشگاه شوند بايد به سربازي بروند. سربازي حدود دو سال طول مي کشد. پسرها در همين يک يا دو سال يا از ادامه تحصيل منصرف مي شوند يا حداقل طي اين مدت از محيط تحصيلي دور مي شوند. به همين دليل در رقابت کنکور با خانم ها، تعداد پذيرفته شدگان مرد کمتر مي شود. حتي اينکه تعداد شرکت کنندگان مرد کمتر مي شود، يک علتش به اين برمي گردد.

اگر رقابت آزاد باشد و عدالت جنسيتي رعايت شود خوب است اما بايد متناسب با شرايط کشور، براي خانم ها هم طي کردن دوره هايي را تعريف کرد. خانم ها هم مي توانند به شکل محدودتري آموزش نظامي ببينند. البته مي توان براي خانم ها آموزش هاي متفاوتي را طي اين دو سال تعريف کرد؛ دفاع غير نظامي، امداد پزشکي، کمک هاي اوليه و... که مي تواند در زندگي خانوادگي هم کاربرد داشته باشد. اين آموزش ها مي تواند متناسب با شرايط جنگ تعريف مي شود که تعداد زيادي از مردان مجبور مي شوند به جبهه ها بروند و در نتيجه اداره کشور بيش تر به دست خانم ها خواهد بود. همان گونه که پسرها براي مقابله با حمله ناخواسته آموزش نظامي مي بينند و بايد به جبهه ها هجوم ببرند. خانم ها هم بايد متناسب با خود آموزش ببينند و در وضعيت بحراني به کشور کمک کنند. البته جايگاه زنان و نقشي را که بايد در زمان جنگ بازي کنند متفاوت است. در صورت اجراي چنين طرحي تعادل جنسيتي برقرار شود و در نتيجه در پذيرش رشته هاي دانشگاهي نيز تعادل جنسيتي به وجود مي آيد. بايد براي خانم هائي که مي خواهند استخدام رسمي شوند يا حدي از فعاليت هاي اجتماعي را بپذيرند طي کردن اين دوره اجباري باشد.

ـ مناسب سازي شغل مشخصات زنان يا مردان
تناسب شغل و وضعيت جنسي هم بايد تعريف شود. بايد بتوان در برنامه ريزي ها همچنين در کارهاي فرهنگي، تناسب شغل را تعريف کرد. حقيقت اين است که شايستۀ يک زن مسلمان ايراني نيست که در مشاغل پستي کار کند که بعضي از مردان حاضر به انجام آن نيستند. مشاغلي که دستمزد بسيار پاييني دارد و تنش هاي روحي و رواني زيادي است شايسته نيست که يک خانم تلفنچي، منشي و يا فروشنده بوده و هميشه با مردان و زنان در ارتباط باشد و مدام تنش هاي اجتماعي را تحمل کند، فقط به اين دليل که اين مشاغل دستمزد بسيار پاييني دارند و مردان حاضر نيستند در اين مشاغل کار کنند. در بعضي شرکت هاي خصوصي، فروشگاه ها و حتي سوپرمارکت ها و مغازه ها از خانم هايي استفاده مي شود که دستمزدشان با هزينۀ رفت و آمد و پوشاکشان، تفاوت چنداني ندارد. آنها فقط براي اينکه شاغل باشند به اين گونه مشاغل تن مي دهند. چرا که شخصيت اجتماعي را در شاغل بودن مي دانند. و خانه داري، فرزندداري و همسرداري را مغاير با شئونات اجتماعي تصور مي کنند. بدين ترتيب با حضور زنان در اين مشاغل دستمزد آن شغل ها پايين آمده و اين فرصت هاي شغلي از مردان گرفته مي شود.

بنابراين مناسب سازي شغل و کيفيت شغل از مباحث مهم در اين رابطه است، مي توان بسياري از شغل هايي را که امکان دورکاري در آنها وجود دارد، به عهدۀ خانم ها گذاشت. بدين ترتيب يک خانم همزمان که در خانه حضور دارد و نياز به حضور اجتماعي زيادي ندارد، مي تواند امور شغلي خود را انجام دهد. امروزه بسياري از کارهاي رايانه اي را مي توان در محيط خانه انجام داد. مشاغلي مانند خياطي خانم ها، بهداشت و درمان خانم ها و امثال آنها اموري هستند که بايد به عهده زنان باشد. در اين گونه مشاغل، زنان مجبور نيستند مانند کارمندان بانک از ابتداي صبح تا بعد از ظهر در محل کارش حضور داشته باشد زن در اين وضعيت نمي تواند به وظايف خود در قبال فرزندان و همسر خود بپردازد. زن در چنين محيطي از قبيل صندوق دار بانک مدام با افراد مختلف برخورد دارد و نگران است که در دريافت و پرداخت ها دچار اشتباه نشده و در پايان روز کاري با کسري پول مواجه نشود؛ بنابراين مشاغل بايد از نظر نوع کار، ساعات حضور، محيط کار و... مناسب سازي شوند.

حضور خانم ها در محيط هاي محفوظ لوازمي دارد که با محيط هاي مختلط متفاوت است. محيط هاي کاري زنان تا آنجا که ممکن است بايد مخصوص خانم ها باشد. براي مثال زنان بايد در محيط بيمارستان مخصوص زنان، محيط آموزشي مخصوص زنان، محيط پرورشي مخصوص زنان و حتي محيط خريد و فروش مخصوص زنان به فعاليت بپردازند. اين امر در اصلاح وضعيت نقش مهمي خواهد داشت.

ـ عبور از ازدواج هاي سخت به ازدواج هاي آسان
از ديگر بحث هاي مهم، ازدواج آسان است. موانع ازدواج بيش از هر چيز ناشي از نوع مسائل روحي، رواني و بينشي است. تصور مي شود محدوديت مسکن و شغل مانع اصلي ازدواج است اما همۀ اينها به تعريف شغل و مسکن بستگي دارد؛ يعني آيا زندگي يک زوج جوان همراه با پدر و مادر و استفاده از امکانات منزل والدين در آغاز زندگي ممکن نيست؟ در بعضي از خانواده ها انجام ميشود نتيجه خوبي هم داشته است؛ در اين شيوه مقدار هزينه هاي زندگي زوج جوان کاهش پيدا مي کند و آنها مي توانند با درآمد کمتري زندگي مشترک را شروع کنند. ازدواج هايي که با مشکلات اقتصادي اما همدلي و همفکري شروع مي شوند. در آينده به زندگي بهتري مي رسند. در اين صورت زندگي شيرين تري خواهند داشت. لازم نيست از اول توقع طرفين اين باشد که پسر منزل و ماشين و شغل پردرآمد و دختر جهيزيۀ کامل داشته باشد. مي توان ازدواج را با عقد شروع کرد و هم خانه شدن به تأخير بيفتد؛ در بعضي از شهرستان ها مانند قم، مرسوم است که بين عقد و هم خانه شدن دو يا سه سال فاصله وجود دارد. در اين سه سال جهيزيه فراهم مي شود و پسر هم تحصيلات يا شغل خود را کامل مي کند.

بنابراين در ازدواج بايد به سمت سهل گيري رفت و ازدواج را به يک امر آسان تبديل کرد. ازدواج آسان هم بايد بين افرادي که ازدواج اولشان است محقق شود و هم بين افرادي که در ازدواج اول خود شکست خورده اند يا همسر نامطلوب داشته اند و يا همسر خود را در اثر حادثه از دست داده اند. امکان ازدواج آسان بايد براي اين افراد هم فراهم شود. براساس آموزه هاي ديني کسي که ازدواج مي کند نيمي از دينش را حفظ کرده است. زن و مرد ستر و حجاب يکديگرند خداوند از خزانۀ غيب خود به زن و مردي که ازدواج مي کنند مي بخشد. خداوند مي فرمايد شما دختران و پسران فقير را به ازدواج يکديگر در آوريد؛ ما خود از خزانۀ غيب به آنها مي بخشيم. نفرموده اند اول پول دار شويد بعد ازدواج کنيد. اينها مواردي است که اگر مورد توجه قرار گيرند مؤثر واقع مي شوند. اين موارد از محورهاي مهم افزايش حيا و غيرت اجتماعي هستند. خلاصه اينکه آنچه به حيا و غيرت اجتماعي لطمه مي زند بايد از زندگي و محيط اجتماعي حذف شود. متأسفانه بعضاً در رسانه ها به مسئله حيا و غيرت، طعنه مي زنند و باعث تضعيف آن مي شوند. اگر اين معضلات حل شود محيط اجتماع ديگر محيط بهره مندي و تحريک جنسي نخواهد بود و اشباع جنسي تنها در محيط خانواده خواهد بود.
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۴
انتشار یافته: ۱۰
محغ
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۳:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۹/۲۹
1
9
برای این مثلا استاد بسیار متاسفم. این آقا انگار از اوضاع سربازها خبر ندارد. به جای این که این دوره سربازی را حداقل تبدیل به 1 دوره ی آموزشی مفید کند می خواهد گسترش اش بدهد به خانم ها! سن ازدواج بالا رفته عمر مردم تلف شده، تنها راه حلی که به فکرش رسیده دوره های اجباری برای زنان است. واقعا برایش متاسفم.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۲۸ - ۱۳۹۱/۰۹/۳۰
2
7
چرا سربازی رو حذف یا محدود به همون 2 ماه آموزشی نکنیم؟!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۲:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۹/۳۰
3
8
تو همینش موندید بیچاره ها
محمود
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۷:۵۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۳۰
2
61
روحانیون هم به خدمت سربازی نمیروند اگر این موضوع مقدس است روحانیون می بایست برای اقدام به مقدسات افضل تر از همه باشند
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۵۳ - ۱۳۹۱/۰۹/۳۰
0
58
این صحبتها شاید عین واقعیت باشه اما واقعیت خیلی آزاردهنده تر از این شده این صحبتها مال سال 85 و الان دیگه 92 را آغاز می کنیم!
ایراد بزرگی که وجود داره اینه که آقایون به حرفهایی که راجع به دین می زنند اعتقادی ندارند!
سعید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۱۷ - ۱۳۹۱/۰۹/۳۰
2
24
جانا سخن از دل ما می گویی بسیار بجا وعالی است
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۰۴ - ۱۳۹۱/۰۹/۳۰
5
1
گل گفتي ولي يك كم دير گفتي
كو گوش شنوا
سرایدار اخراجی دانشگاه آزاد
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۸:۲۳ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۱
4
1
بالاخره یک نفر در این مملکت یک چیزی فهمید ولی کو گوش شنوا برای عمل!؟
متذکر
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۰:۱۹ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۲
5
10
اولا روحانیون هم به سربازی میرن
این یک
ثانیا برو اطلاعاتت روزیاد کن
بعدا باهات کار دارم بلا
یونس
|
UNITED STATES
|
۰۷:۳۱ - ۱۳۹۱/۱۰/۰۲
1
2
دکتر حسن عباسی سالهاست داره برای حذف سربازی تلاش می کنه اما کو گوش شنوا؟
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: