کد خبر: ۲۱۶۵۳
زمان انتشار: ۲۱:۰۸     ۰۸ مهر ۱۳۹۰
پایگاه 598: مقاله پیش رو بر آن است تا به واکاوی فیلم جدید تلوزیون دولتی انگلیس (BBC) که با موضوع زندگانی سیاسی مقام عظمای ولایت (روحی فداه) ساخته شده بپردازد.

منظور چیست؟ (خوانش اهداف دشمن)

فردای برگزاری اجلاس بیداری اسلامی و سخنرانی مقام عظمای ولایت و رهنمودهای ایشان در نقش امام امت برای اندیشمندان جهان اسلام، به ناگاه شبکه تلویزیونی دولت انگلیس صفحه ویژه ای برای هجمه مستقیم به مقام معظم رهبری در سایت خود گشود و  فیلمی را نیز با همین موضوع پخش نمود. آنچه از محتوای فیلم برمی‌آید نشان دهنده وجود یک پروژه عملیات روانی کامل برای احیای فتنه سیاه 88 در انتخابات مجلس شورای اسلامی پیش روست. پروژه ای که با پخش این فیلم و راه اندازی آن صفحه ویژه ای به عنوان اولین مرحله کلید زده شد. پروژه ای که تشکیک در مشروعیت و کارآمدی نظام هدف اصلی آن است. با توجه به ناگهانی بودن این حرکتِ بنگاهِ سخن پراکنی انگلیس که بر خلاف مشی قطره چکانی اوست و با مدّ نظر قرار دادن مقطع زمانی آن یعنی درست فردای نقش آفرینی فعال و آشکار امام امت در اجلاس بین المللی بیداری اسلامی می‌توان دریافت که انگلیس و متحدانش از نقش فعال مقام معظم رهبری در منطقه احساس خطر نموده و لذا پروژه از پیش طراحی شده را زودتر از موعد مقرر کلید زده است. انگلیس و متحدانش به این فهم مشترک رسیده اند که انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در نقش الگو و نیروی محرکه قیام های منطقه عمل کند لذا خوب می‌دانند که برای مهار موج سهمگین بیداری اسلامی، باید مشروعیت، کار آمدی، نفوذ و ... نظام جمهوری اسلامی را مورد هدف قرار دهند که این امر موجب ایجاد یاس و نا امیدی برای مردم به پا خاسته منطقه می شود. اما در طول سالهای پس از انقلاب  اسلامی آن چیزی که همه برنامه سازی ها و پروژه های انگلیس، آمریکا و متحدانش را عقیم گذاشته فهم قاصر آنها از نقش ولایت فقیه در میان مردمان مسلمان این سرزمین است. نقشی که مردمان این سرزمین می‌دانند که تا زمانی که پشتیبان اویند آسیبی به مملکت شان نمی‌رسد.

و اما اسرائیلیات سازندگان این فیلم:

1-بهایی برای اسلام خواهی

سازندگان فیلم در مصاحبه خود با محمود مراد خانی (خواهر زاده مقام معظم رهبری) سعی می کنند مقام معظم رهبری را در سالهای پیش از انقلاب آخوندی متجدد و روشنفکر مآب معرفی کنند که به بهای این تجدد 6 بار زندانی شده است. این در حالی است که ایشان از جمله شاگران و نزدیکان حضرت امام (ره) بودند که در راه اسلام خواهی مبارزه کردند و اگر 6 بار زندانی شدند این بهایی بود برای اسلام خواهی ایشان. با وجود متن سخنرانی ها و مواضع پیش ازانقلاب ایشان که درج آن در این مقال مهتاب شبی خواهد و آسوده مجالی. لذا القاء تجدد مآبی ایشان پیش از انقلاب را می‌توان از جمله اسرائیلیات این فیلم به اصطلاح مستند دانست.

2- چهره کلیدی

فیلم سعی می‌کند نقش مقام معظم رهبری را در سالهای پیش از انقلاب و همچنین در جریان انقلاب اسلامی نادیده بگیرد و با بیان این مطلب که : «دوستی ایشان با اکبر هاشمی و بهشتی؛ دو چهره کلیدی انقلاب، او را به آیت الله خمینی (ره) نزدیکتر کرد». تلاش دارد از این موضوع چشم پوشی نماید که حضرت آیت الله خامنه ای (روحی فداه) همچون اکبر هاشمی و شهید بهشتی از شاگردان امام (ره) بوده و یکی از اصلی ترین نیروهای انقلاب اسلامی به شمار می‌رفته. بخش مضحک این مستند آنجاست که ابوالحسن بنی صدر مدعی می‌شود مقام معظم رهبری در جریان انقلاب اسلامی فقط زندانی و تبعید می‌شوند و جز این نقشی در انقلاب نداشته اند. این را کسی مدعی می‌شود که برای انقلاب حتی یک سیلی هم نخورده و فقط در هواپیمای امام عظیم الشان راحل حضور داشته و به پلوی بعد از انقلاب رسیده است.

3- شرم آور چیست؟

در بخش دیگری از فیلم، جان لیمبرت (از اعضای سفارت آمریکا که در جریان تسخیر لانه جاسوسی بدست دانشجویان، بازداشت شده بود). روز بازدید مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) از بازداشت شدگان لانه جاسوسی آمریکا را باز خوانی می کند. لیمبرت در رابطه با مصاحبه تلویزیونی مقام معظم رهبری در آن روز، که ایشان وضع بازداشت شدگان را راضی کننده توصیف کرده بود، لیمبرت اظهار می‌دارد که آن مصاحبه را شرم آور می‌داند و می‌گوید: «اگر دوبار ایشان را ببینم این را به رویش هم می‌گویم». لیمبرت و این فیلم هیچ گاه درباره اینکه آیا جاسوسی، توطئه، طراحی کودتا، جنایت و ترور نیروهای انقلاب اسلامی و ... در قالب سفارتخانه آیا شرم آور است یا نه؟ سخن به میان نیاوردند. و آیا اینکه در آمریکا یا هر جای دیگر دنیا کسانی را به این جرم بازداشت کنند با او چه برخوردی خواهند کرد نیز چیزی نمی گویند!

4- مردی برای  دفاع

در قسمت دیگری از فیلم سعی می‌شود سوابق حضور حضرت آقا در جبهه های نبرد حق علیه باطل زیر سوال رود. در این بخش از فیلم بنی صدر مدعی می‌شود که «هیچ کس حضرت آیت الله خامنه ای را در خط مقدم جبهه ها ندیده!». در ادامه شبکه دولتی انگلیس با همراهی بنی صدر اقدام به تاریخ نویسی جدیدی می‌کند؛ این فیلم مدعی می‌شود:با سهل انگاری مقام معظم رهبری در جبهه «کرخه کور» رزمندگان شکستی را متحمل می‌شوند! لذا نمایندگان طرفدار بنی صدر درباره «کرخه کور» از حضرت آقا توضیح می‌خواهند. حضرت آقا هم با اکثریت نمایندگان هم حزبیش، بنی صدر رئیس جمهور را متهم به کم کاری در جبهه ها می‌کند و این اتهام منجر به رای به عدم کفایت سیاسی بنی صدر می‌شود!!!. این به اصطلاح مستند این تاریخ سازی آشکار و دروغین را انجام می‌دهد اما هیچ گاه به این موضوع اشاره نکرد که همراه با آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) بسیاری از فرماندهان ارتش نیز به عملکرد رئیس جمهور وقت معترض بودند. از جمله آنان سپهبد شهید صیاد شیرازی که به دلیل اعتراضاتش توسط بنی صدر خلع درجه و از ارتش اخراج شد.

این فیلم هیچ گاه به ماجرای شب 26 تیر اشاره نمی‌کند، شبی که با کارشکنی رئیس جمهور وقت می‌رفت که سوسنگرد هم به عاقبت خرمشهر دچار شود که با دخالت مستقیم مقام معظم رهبری و شهید بزرگوار دکتر چمران در آن شب و کسب اجازه از امام راحل عظیم الشان، و با ارسال نامه ای به فرمانده لشکر 92 زرهی اهواز، صبحی حماسه گونه رقم می‌خورد و سوسنگرد از خطر سقوط رهایی مي یابد.

 بنی صدر زمین داد تا دشمن زمانی کافی بیابد تا ناموس سوسنگرد را به اشک آه بنشاند. و آنان را به رسم پدران عصر جاهلیتش زنده به گور کند.

لازم به ذکر است که بسیاری از فرماندهان نظامی بر این امر شاهد بودند که حضرت آقا در برخی عملیاتهای شناسایی و چریکی حضور میافت و از نزدیک به اداره امور دفاع می پرداخت.

جدا از همه آنچه در این زمینه اشاره شد، گفتنی است یکی از دلایلی که موجب شد نمایندگان به عدم کفایت سیاسی بنی صدر رای دهند ماجرای حمایت ایشان از سازمان مجاهدین خلق بود؛ حمایتی که تا مسلح شدن این سازمان پیش رفت؛ سازمانی که وقتی اولین منتخب تاریخ ایران، در پاریس شیرینی ازدواج دخترش فيروزه بنی صدر و مسعود رجوی (آن داماد همیشه در حجله!) را می‌خورد با همان امکانات اهدایی او نمایندگان ملت و منتخبان مردم در دولت را به شهادت می‌رساندند.

بنی صدر سازمانی را مسلح کرد که به اقرار اعضای آن در بیانیه ها و تریبون های رسمیش، 12 هزار نفر از مردم بیکناه جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساند. 12 هزار زن، کودک، پیر و جوان که بسیاری شان روزگاری شاید به او رای داده بودند. البته بد نمی شد اگر سازندگان فیلم به سراغ مدیر خود"صادق صبا" می رفتند تا از او بپرسند که چرا دولت انگلیس و رسانه هایش از این سازمان تروریستی بی طرفانه حمایت می کند! شاید دلیل نپرسیدن این سوال از آقای صبا به دلیل مشغله کاری ایشان با خانم "پ.ق"  باشد! شاید...


5- حوزه اختیارات                        

در بخشی از این به اصطلاح مستند شبکه دولتی انگلیس، با بیان این موضوع که مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری به حوزه اختیارتشان معترض بودند؛ سعی می‌شود القاء کند که رئیس جمهور چه در زمان خود ایشان و چه در زمان بعد از ایشان یک مقام تشریفاتی است و هیچ اختیاری از خود ندارد؛ این در حالی است که در زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری جایگاه دیگری به نام نخست وزیری وجود داشت که با ریاست بر کابینه عملا رئیس جمهور را به مقام تشریفاتی بدل می‌کرد. در همان زمان حضرت امام(ره) به این امر واقف بودند لذا در اصلاح قانون اساسی جایگاه نخست وزیری حذف و اختیارات آن به رئیس جمهور رسید.

6-خورشيدي در آسمان فقاهت

 مهدی خلجی(نویسنده اسرائیلیاتی درباره زندگی نامه سیاسی مقام معظم رهبری) در بخشی از این فیلم ماجرایی را این چنین نقل می‌کند:  «مقام معظم رهبری در زمان ریاست جمهوری شان بحثی فقهی درباره اختیارات ولایت فقیه در چار چوب شریعت و قانون مطرح می‌کنند. امام به این موضوع به شدت معترض می‌شود؛ این سخن برای رئیس جمهور وقت سنگین می‌آید لذا ایشان به پشت بام کاخ ریاست جمهوری! می‌روند و به سختی می‌گریند، برخی نزد امام(ره) جهت ترمیم چهره رئیس جمهور وساطت می‌کنند که در نتیجه امام (ره) در نامه ای ایشان را خورشید آسمان می‌خوانند.»

چند نکته در این نقل قولِ تحریف شده وجود دارد:

اول آنکه بحث مقام معظم رهبری، بحثی فقهی بوده و حضرت امام(ره) در پاسخ به مضمون بیان داشته که اختیارات ولی فقیه فراتر از حکم اولیه، ثانویه است. در بیان دیگری از امام(ره) آمده است: ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است.

دوم آنکه بیان امام بیانی استاد گونه و شاگرد گونه و علمی بوده، نه اعتراض شدید! اما در این میان جریانی که امروزه با تابلو روحانیون مبارز شناخته می‌شود، در آن روزگار در رسانه ها و تریبون های خود هجمه سنگینی بر علیه رئیس جمهور وقت حضرت آیت الله خامنه ای (روحی فداه) وارد آوردند. از جمله آنها نامه سرگشاده حجتی کرمانی بود که مدعی می‌شد بار دیگر دست استکبار از آستین فلانی خارج شد و .... اما همین آقایان که مدافعان سرسخت آن روزِ سخن امام بودند چرا بعد از امام به ولایت فقیه پشت کرده و گاهاً روبروی ولایت فقیه ایستادند؟ اینان به اعتبار سخن آن روزشان جایگاه امروزشان چیست؟

سوم اینکه وقتی امام این هجمه سنگین به شاگرد با کفایت و ولایتمدارش را دید در نامه ای ایشان را چون خورشیدی در آسمان فقاهت توصیف کردند و این تاییدی بر جایگاه علمی مقام معظم رهبری بود؛ جایگاهی که در ادامه فیلم به آن نیز خدشه وارد می‌شود.

7- آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)

سازندگان این فیلم در بخشی از این به اصطلاح مستند مدعی می‌شوند«از عصر روزی که حضرت آقا، به امامت امت منصوب می‌شوند، روزنامه او را آیت الله می خوانند».

اینان شاهد ادعای خود را اظهارات علی تهرانی(کسی که در بحبوحه جنگ از رادیو بغداد و از رسانه دشمن؛ نظام اسلامی، امام(ره) و رزمندگان اسلام را به باد ناسزا و انتقاد می‌گرفت) و آیت الله منتظری (کسی که از مهدی هاشمی"برادر دامادش" و تیم ترور او تا لحظه آخر حمایت کرده و جلوی امام(ره) می‌ایستد و نهایتاً طی نامه ای از سوی امام مورد غضب واقع می شود.) قرار می‌دهند.

خدشه به جایگاه علمی مقام معظم رهبری پروژه نخ نمایی است که در طول سالیان سال از سوی دشمن دنبال می‌شده، پروژه ای که در سالهای ابتدایی نهضت و حتی در سالهای انقلاب نسبت به حضرت امام خمینی(ره) هم بیان می شد. لازم به ذکر است این رسانه بد سابقه در این فیلم بیان هم پالگی های خود را به عنوان نص تاریخ می‌خواند اما هیچ گاه بیان عالمانی که عمر خود را در راه علوم اسلامی سپری کرده اند را در رابطه با آیت الله خامنه ای (روحی فداه) را انعکاس نمی‌دهد. در این باره لازم به ذکر است آیت الله صدوقی پیش از انقلاب اسلامی ایشان را آیت الله العظمی می‌خواند و حضرت امام(ره) هم ایشان را چون خورشیدی در آسمان فقاهت می‌دانستند و حضرات آیات بهاء الدینی، فاضل لنکرانی، گلپایگانی، علامه حسن زاده آملی، جوادی آملی، مصباح یزدی، شاهرودی،  مشکینی، مومن ، خز علی، مهدوی کنی و ... از منظر علمی تاییدات و تمجیدات خاصی از ایشان دارند.جدا از علم دو شاخصه دیگر نیز برای شرایط ولی فقیه بیان شده آن هم تقوا و تدبیر است که در این باره از شیخ محمد تقی بهلول تا آیت الله بهاء الدینی تا شهید مطهری تا علامه حسن زاده آملی و آیت الله بهجت سخنان و تاییدات خاصی نسبت به مقام معظم رهبری بیان می‌کنند که بیان آن سخنان مهتاب شبی خواهد و آسوده مجالی.

البته نباید فراموش کرد که خبرگان رهبری که آخرت خود را برای دنیای هیچ کسی صرف نمی کنند و همه شان دارای درجات علمی و منتخب مردم هستند، متفق القول جایگاه رفیع علمی حضرت آیت الله خامنه ای (زید عزه) را تایید می کنند.

8- چهار وزارتخانه

در این مستند برای تشریفاتی جلوه دادن نقش ریاست جمهوری، علی مزروعی مدعی می‌شود که آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت مجبور می‌شود وزارتخانه های اطلاعات، کشور، امور خارجه و دفاع را در اختیار جناح راست قرار دهد. این بیان از سوی آقای مزروعی از دو حالت خارج نیست؛ اول اینکه یا او در دوران سازندگی در خواب زمستانی بوده و یا اینکه علاقه خاصی به جعل ناشیانه تاریخ دارد.

این مطلبی است که هر تازه به عرصه سیاست وارد شده ای می‌داند که آقای هاشمی رفسنجانی در آن روزگار از چهزه های شاخص جریان راست سنتی بوده است و اگر وزارتخانه هایی را هم اعطا کرده باشد؛ وزارتخانه هایی است که در اختیار جریان چپ قرار داده اند. مطمئناً هر سیاستمداری در این بده بِستان، چهار وزارتخانه اصلی فوق الذکر را برای جناح خود نگه می‌دارد و البته نزدیکترین افراد به خود را هم در آنها مامور به خدمت می‌کند و این امری است طبیعی مانند آنچه در وزارت اطلاعات آ ن زمان رخ داد و علی فلاحیان از دوستان و همراهان همیشگی آقای هاشمی رفسنجانی مامور به خدمت در این وزارتخانه شد. البته در همان روزگار آقای سعید مظفری(حجاریان) از معاونین همین وزارتخانه بوده است!!!

9- 20 میلیون رای به خاتمی

در بخشی از فیلم مورد اشاره قسمتی از سخنرانی 13 رجب آیت الله منتظری پخش می‌شود که در آن معنای 20 میلیون رای به خاتمی، "نه" مردم به ولی فقیه تعبیر می‌شود. در پاسخ به این سخن و در تفسیر رای مردم به خاتمی چند نکته حائز اهمیت است.

اول آنکه برخلاف این روزهای آقای هاشمی که ژست آزادی خواهشان گوش فلک را کر کرده؛ ایشان در زمان ریاست شان بر قوه مجریه، بشدت فضای نقد را بسته بودند و کوچکترین نقد را به بدترین شکل ممکن پاسخ می‌گفتند و لذا شعارهای آزادی خواهانه خاتمی بشدت مردم را به خود جذب کرد. بخشی از رای مردم به خاتمی را می‌توان "نه" به دوران بسته سازندگی تعبیر کرد و "نه" ای که بسیاری شان از طرفداران اصیل نظام بودند.

 دوم اینکه رای به خاتمی؛ رای به "سه سید فاطمی؛خمینی، خامنه ای و خاتمی" بود.اگر پوسترهای تبلیغاتی و سخنرانی های آقای خاتمی را کمی واکاوی کنیم می توان به این نتیجه رسید که آقای خاتمی در شعار ولایتمداری، یاوری رهبری و قانونمداری چیزی کمتر از آقای ناطق نگذاشت.

 اشتباه آقای ناطق این بود که خود را در امتداد آقای هاشمی تعریف کرد. در همین رابطه لازم به ذکر است که هیچ کس نمی‌تواند 13 میلیون رای به موسوی را نه به ولایت فقیه و قانون اساسی، تفسیر کند؛ کاری که این فیلم درصدد القای آن است چرا که آقای موسوی پیش از انتخابات در شعارها و تبلیغات خود، خود را ملتزم به ولایت فقیه و قانون اساسی معرفی می‌کرد و رای اکثریت قاطع مردم، ، رای به موسوی ولایتمدار و قانونمدار بود. رای به نخست وزیر امام و دوران دفاع مقدس بوده است. نه رای به فردی که بدون سند دروغ بزرگی را می‌گوید؛ دروغی با عنوان تقلب بزرگ.

نکته سوم اینکه رای مردم، رای به عملکرد همیشه افراد نیست، همان ها که به سه سید فاطمی رای دادند وقتی عملکرد آقای خاتمی را دیدند به کاندیدای مورد حمایت حزب او «مصطفی معین» "نه" بزرگی گفتند و احمدی نژاد ولایتمدار و خادم مردم را برگزیدند و مطمئناً اگر احمدی نژاد را در شعارها و اداعاهایش صادق نیابند بدون تعارف به فرد دیگری اقبال خواهند کرد.

نکته چهارم و آخر در این باره این می‌باشد که اکثریت جامعه در چارچوب قانون اساسی در انتخابات شرکت کرده اند و رای داده اند. رای آنها پیش از اینکه به فرد خاصی باشد رای به قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی می‌باشد. در روزهای پس از انتخاب آقای خاتمی، بهزاد نبوی و اطرافیان آقای خاتمی بحث از رفراندوم قانون اساسی می‌کردند این در حالی بود که مردم با درصد بالایی در چارچوب قانون اساسی که چند صد هزار نفر برای اجرای آن به شهادت رسیده اند در انتخابات شرکت می کنند. بعد از انتخابات 88 نیز برخی از معاندان و جاهلان، سخن از رفراندوم به زبان می راندند که در پاسخ شان باید گفت در آخرین انتخابات در جمهوری اسلامی ایران بالاترین حد نصاب شرکت در انتخابات ثبت شده است و 85 درصد مردم بار دیگر در تایید نظام اسلامی و قانون اساسی رای داده اند. این در حالی است که مردم برخی از کشورهای غربی با حد نصاب 35 درصد شرکت کننده در انتخابات هنوز بر همان قانون اساسی گذشته عمل می‌کنند.



10- قتل های زنجیره ای

در نتیجه تفسیر آیت الله منتظری از رای مردم، این فیلم با بیان اینکه بهای "نه" به ولایت فقیه را در انتخابات 76 روشنفکران منتقد پرداختند و با پخش تشییع جنازه محمد مختاری به موضوع قتل های زنجیره ای پاییز 77 می‌پردازد و مدعی می‌شود وزارت اطلاعاتی که زیر نظر رهبر فعالیت می‌کند عامل این قتلهاست و این سخن چیزی جز ذبح حقیقت بر پای منافع انگلیس و متحدانش نیست. چرا که این فیلم هیچ گاه به نام مصطفی موسوی(کاظمی) اشاره ای نمی‌کند و تنها یک هدف برای عدم اشاره به نام عامل قتلها می‌توان متصور شد و آن جعل و تحریف این واقعه تاریخی است چرا که همراه با نام مصطفی کاظمی لاجرم بسیاری چیزها را هم باید گفت:

باید گفت که او از حامیان افراطی خاتمی بوده.

باید گفت که او پیش از وقوع این قتلها رئیس جمهور وقت را نسبت به وقوع قتل ها مطلع کرده بود که البته با بی اعتنایی مواجه شده بود.

باید گفت که او پس از وقوع قتلها به دفتر ریاست جمهوری می‌رود و معترف می‌شود که این قتلها توسط وی سازماندهی شده است.

و باید گفت ...

این فیلم هیچ گاه نمی‌گوید که در رابطه با قتل ها برای بازجویی از نیروهای مخلص و متعهد وزارت اطلاعات افرادی از سوی علی ربیعی (عباد) مشاور امنیتی رئیس جمهور فرستاده می‌شوند که در اصل از سوی سعید حجاریان انتخاب شده بودند. افرادی که در بازجویی های خود به بدترین شکل ممکن بازجوشونده ها را شکنجه می‌کردند. این شکنجه ها که به اطلاع دفتر مقام معظم رهبری می‌رسد، آقای مروی از سوی قوه قضاییه برای بررسی  فرستاده می‌شود. وی در بازرسی های خود با دو بازجو شونده مواجه می‌شود که از شدت شکنجه در حال مرگ بودند و کلیه هایشان از کار افتاده بود. یکی از این دو نفر که استخوان کف پایش هم بیرون زده بود! همسر سعید امامی بود. حال باید پرسید مگر می‌شود بازجوهای دفتر ریاست جمهوری کاری کنند و رئیس جمهور وقت از آن خبر نداشته باشد؟

در رابطه با سعید امامی (اسلامی) باید گفت که وی از سوی اصلاح طلبان به عاملیت قتلها متهم می‌شد؛ اتهامی که هیچگاه ثابت نشد. پس از بازداشت و بازجویی هایی که از سوی بازجوهای فوق الذکر از وی صورت میگیرد گفته شد که سعید امامی با داروی نظافت خود کشی کرده است. روح الله حسینیان در این باره می‌گوید: «یک استکان داروی نظافت کسی را نمی‌کشد. من گواهی فوت ایشان را دارم و پزشکی قانونی هیچ گزارشی راجع به مرگ ایشان ننوشتند و نوشتند علت مرگ: نا معلوم. آقای سعید امامی چهار روز در بیمارستان بودند و بعد از چهار روز فوت کرد. معلوم است که این دارو این قدر موثر نبوده که همان لحظات ایشان را از بین ببرد و حتی خبر دادند که ایشان خوب شده، بیایید ببریدش.» سعید امامی دو ساعت قبل از مرخصی با ایست قلبی فوت نمود. حسینیان در ادامه سخن خود در این باره می‌گوید: «ایست قلبی با آمپول هوا امکان پذیر است.»

سوال اینجاست کسانی که مدعی اند که دانستن حق مردم است چرا نگذاشتند سعید امامی دانسته هایش را به زبان آورد؟

اینها چند نکته از هزاران بود که تلویزیون دولتی انگلیس به آن هیچ گاه نپرداخت.

11- پایگاه دشمن

این فیلم در مصاحبه خود با علی مزروعی با اشاره به ماجرای سخنرانی مقام معظم رهبری که فرمودند:«بعضی مطبوعات پایگاه دشمن هستند و باید جلوی آنها گرفته شود10/2/1379»مدعی می‌شود بعد از این سخنرانی مقام معظم رهبری کنترل رسانه ها را بدست می‌گیرد در ادامه سازندگا ن این فیلم با بیان اینکه «علی خامنه ای روزگاری هم نشین روشنفکران بوده ولی امروز آنها را دشمن خود می‌بیند» سعی می‌کند این موضوع را القاء کند که مقام معظم رهبری طی سالهای قبل از انقلاب تا امروز در مواضع و اندیشه های خود دچار چرخش شده است در این رابطه بیان چند نکته که این فیلم به آنها نمی‌پردازد لازم است.

اول آنکه روزنامه های آن روز چه می‌نگاشتند که پایگاه دشمن بودند. در تبیین این موضوع لازم به ذکر است جدا از شارلتانیزم ژورنالیستی آن روزهای روزنامه های زنجیره ای اصلاح طلب که اتهام زنی، فرا فکنی و غوغا سالاری از جمله مشخصه های آنان بود . حمله بی محابا به مقدسات مردم نیز در این روزنامه ها شیوع افسار گسیخته ای داشت. جهت فهم بهتر این هجمه ناجوانمردانه رسانه ای به مقدسات اسلام عزیز به برخی تیترهای آن در ادامه اشاره می‌شود؛«پیشتر به دلیل مطالب ذکر شده در این تیترها از ساحت مقدس امام زمان(عج) و مقام عظمای ولایت و مردم شریف عذر خواهی می‌کنم»

-       اعتقاد به عصمت ادعایی معیوب و مخدوش است.(نشریه توانا، 22 شهریور77)

-       ولایت پیامبر بعد از او به کسی منتقل نشده است.(ماهنامه کیهان، بهمن77)

-       گفتار فاطمه(علیها السلام) نمی تواند الگوی زنان امروز باشد.(ماهنامه زنان، شماره 59)

-       جامعه ولایی، انحصار توتالیتر و ضد مردمی(روزنامه همشهری، 19 شهریور77)

-       نظریه عینیت سیاست و دیانت زاییده افکار عامیانه و قدیمی است.(هفته نامه آبان، 21 شهریور77)

-       امام خمینی و شهید نواب صفوی خشونت گرا و کسروی و کلیمی زاده اصلاح طلب بودند.(روزنامه نشاط، اسفند77)

-       روحانیت قشری گرا و حتی تقلید از امام خمینی(ره) کورکورانه بوده است.(روزنامه ایران، 18 شهریور77)

-       جمهوری اسلامی حکومت لمپنیسم و فشار است.(هفته نامه آبان، 27 شهریور77)

-       اباحه گری جزو لاینفک جامعه مدنی است و اگر می‌خواهید در تشکیل جامعه مدنی سهیم باشید موسیقی بیاموزید، سازتان را نه در خلوت انس بلکه بر سر کوچه ها بنوازید.(نگاه نو، بهار77)

دو دیگر اینکه آنچه این جملات به اثبات می‌رساند چرخش روشنفکران از اصول انقلابی شان است نه چرخش مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) در مخالفت با آنان. آنچه تغییر کرده ی دیدگاه روشنفکران به اسلام و نظام اسلامی است و لا غیر.

سه دیگر آنکه همه مردم ایران بر این باورند که نویسندگان اینگونه جملات مزدوران دشمن آمریکایی و انگلیسی‌اند. این روزها همه آنانی که روزگاری با بیان اینگونه مطالب در روزنامه های اصلاح طلب قلم فرسایی می‌کردند مامنی به نام شبکه تلویزیونیBBC  یافته اند؛شبکه ای برای دولت انگلیس.

12- مردم به تحصن پشت می کنند

فیلم مذکور در ادامه مصاحبه مزروعی و ماجرای استعفاء و تحصن نمایندگان را مطرح می‌کند. این در حالی است که باید از سازندگان فیلم و علی مزروعی پرسید که آیا مردم از تحصن شما حمایت کردند؟ دریغ از حضور حتی یکنفر. انتظار می‌رفت سازندگان فیلم به تجمع 45 نفره متحصنین در دانشکده فنی دانشگاه تهران در حمایت از متحصنین هم می‌پرداخت. تجمعی که زیبا کلام در آن جمع اظهار داشت:«مردم حامی متحصنین کجایند؟7/11/1382»

13- کودتای خیابانی و حماسه 23 تیر

در ادامه تحریفات تاریخی، این فیلم به ماجرای 18 تیر می‌پردازد و اظهار می‌دارد که فردای 18 تیر در حمایت از دانشجویان هزار نفر بر علیه نظام اسلامی شعار می‌دهند. این در حالی است که تاریخ نویسان نو ظهور بی بی سی هیچ گاه به لبیک مردم به امام خامنه ای در 23 تیر87  اشاره نمی‌کند. روزی که میلیون ها نفر در دفاع از ولایت فقیه و نظام اسلامی این کودتای خیابانی را خنثی کردند. کودتایی که مصطفی تاج زاده(معاون وزارت کشور دولت اصلاحات) و عبدالله نوری (وزیر کشور دولت اصلاحات) در خط مقدم آن قرار داشتند.

14- ادعایی بدون سند و منطق

سازندگان انگلیسی این مستند ادعای عجیبی می‌کنند! و آنهم اینکه بدلیل حمایت فرزند مقام معظم رهبری از احمدی نژاد وی به ریاست جمهوری انتخاب شد. سازندگان این فیلم هیچگاه نمی‌خواهد باور کند که آن چیزی که احمدی نژاد را به ریاست جمهوری رساند رای مردم بود و آن چیزی که از نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه تا پای جان در برابر هجوم دولتشان و متحدانش دفاع می‌کند؛ همین مردم  است. مردمی که هیچ گاه در تحلیل های این فیلم و هم پالگی های آنان به آن هیچ اشاره ای نمی‌شود.

15- تا آخرین نفس

در دو بخش به اصطلاح مستند مذکور سخنی از مقام معظم رهبری در ماجرای 18 تیر و نماز جمعه بعد از انتخابات پخش می‌شود که در آن حضرت امام خامنه ای در مناجات و استغاثه به حضرت ولی عصر(عج) خداوند را شاهد می‌گیرند که تا آخرین نفس در راه خدا ایستاده اند و حاضرند در این راه پر بهجت جان خود را نثار کنند.

فیلم مذکور این سخن را به منزله ایستادگی تا آخرین نفس مقابل دشمنان فرض می‌کنند و با القاء اینکه این دشمنان، مردم اند سعی می‌کند سخن حضرت آقا را در مقابله با مردم تعبیر کند . در این رابطه باید گفت اینکه شبکه دولتی انگلیس سخن ایستادگی در راه خدا را ایستادگی در راه دشمن دانسته و خود را مخاطب این جمله قرار می‌دهد حرف درستی است اما این که خود را صدای مردم ایران تعبیر کرده و مخاطب این جمله را به مردم ایران تعمیم می‌دهد پروژه نخ نمایی است که بارها و بارها از سوی این شبکه و رسانه های استکبار دنبال شده و مطمئنا بهره ای از آن نیست.

16- مردم پاسدار انقلاب اسلامی

در جای دیگر این مستند با پخش شعار «خامنه ای کوثر است»؛ «دشمن او ابتر است». آن هم از سوی نظامیان و پاسداران انقلاب اسلامی سعی می‌شود به مخاطب القاء شود که حامیان حضرت آقا فقط نظامیان اند. این در حالی است که حامیان ولایت فقیه و بازوی اصلی او در مقابله با دشمنان اسلام مردم اند. مردمی که در راهپیمایی های مختلف حضور خود را به اثبات رسانده اند. حضوری که این فیلم و شبکه بی بی سی هیچ گاه علاقه به فهم و انعکاس آن ندارند.

17- مردم شناسی دوشنبه بعد از انتخابات

از ابتدا تا انتهای فیلم سعی می‌شود دو نکته القاء شود؛ اول اینکه راهپیمایان روز دوشنبه بعد از انتخابات که جمع کثیری بودند، همه مخالف نظام اسلامی و ولایت فقیه اند و دوم اینکه حضور این جمعیت در تمام اعتراضات 8 ماه فتنه ادامه داشت. در پاسخ به این شبهه افکنی و دروغگویی آشکار باید گفت؛ جمعیت 25 خرداد را باید قشر بندی کرد: جمع کثیری از آنان که مدافعان همیشگی نظام بودند متناسب با روحیه حق خواهی و ظلم ستیزی تحت تاثیر ادعاهای مهندس موسوی را که زمانی نخست وزیر دوران امام (ره) بوده و برای احقاق حق یک مظلوم در آن راهپیمایی شرکت کردند و در طول روزهای بعدی با خارج شدن مهندس موسوی از مجاری قانونی و عدم ارائه اسناد اعای تقلب بزرگ و گسترده، از اطراف او پراکنده شده اند. و نباید فراموش کرد که بعد از خطبه های نماز جمعه مقام معظم رهبری پس از فراخوان مجمع خائن روحانیون مبارز در روز شنبه 30 خرداد از آن جمعیت کثیر25 خرداد فقط چند هزار جوان فعال میدانی در قالب گروه فشار برای مدعیان تقلب گسترده باقی مانده بود که رفته رفته با عدم ارائه اسناد و رادیکال شدن فضا، از تعداد آنان نیز کاسته می‌شد. لازم به ذکر است که 9 دی حماسه ای است که سازندگان و سفارش دهندگان این مستند هیچ گاه دوست ندارند به آن بپردازند، توسط همه مردم ایران آفریده شد که بسیاری از آنان به موسویِ نخست وزیر امام، موسویِ ولایتمدار و موسویِ قانونگرا رای داده بودند. نه به موسوی که از آشوبگران عاشورا و حرمت شکنان عزای فرزند زهرا(س) حمایت می‌کند.

18- ادعای بزرگی که فتنه آفرید

مزروعی در بخشی از مصاحبه خود در این فیلم انگلیسی اظهار می‌دارد که فارغ از اینکه تقلب شده یا نه! مقام معظم رهبری باید با معترضین وارد گفتگو می‌شد. در پاسخ باید گفت: ادعای تقلب بزرگ و گسترده ادعای بزرگی است که نمی‌شود از آن چشم پوشی کرد.آقای مهندس با این ادعا که اسناد و مدارک این شعبده بازی آشکار را ارائه خواهد داد، بسیاری از جوانان حامی خود را به منازععه خیابانی کشاند. سوال اصلی اینجاست که اگر تقلب بزرگ و گسترده شده پس اسناد را ارائه دهید و اگر تقلبی در کار نبوده آقای موسوی مسئول مستقیم همه خونهای ریخته شده است.

ضمنا نباید فراموش کرد که در همان روزهای ابتدایی مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) هم با آقای مهندس موسوی و هم با نماینده کاندیداها گفتگوی مستقیم داشتند. اما اگر آقای مزروعی به یاد آورند در آن روز آقای موسوی و همه هم پالگی های آقای مزروعی بدون سند، بدون تاسی به مجاری قانونی خواستار ابطال انتخابات بودند و لا غیر!

19- امامت امت

 در هیچ جای فیلم مذکور از لفظ امام استفاده نمی‌شود. گوینده فیلم هیچ گاه برای حضرت امام خمینی(ره) لفظ امام را بکار نمی‌برد و همچنین برای امام خامنه ای.چرا که آنان خوب می‌دانند لفظ امام همراه با خود معنای وسیعی از یک تئوری برای اداره جامعه و جهان می‌نمایاند. تئوری که درست نقطه مقابل لیبرال دموکراسی است.

همه آنچه اشاره شد بخشی از اسرائیلیات تلویزیون بی طرف!!! دولت انگلیس بود. اسرائیلیاتی که این فیلم نه اولین آن بوده و نه آخرینش.

در پایان با سخنی از امام عزیز به عرش سفر کرده مان این مقاله را به پایان می‌برم:

«درست آنچه برای ما روشن و واضح است،برای نسلهای آینده مبهم می‌باشد و تاریخ روشنگر نسلهای آینده است و امروز قلم های مسموم درصدد تحریف واقعیات هستند؛ باید نویسندگان امین این قلم ها را بشکنند.»

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها