آخرین اخبار
کد خبر: ۲۶۴۸۴۶
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۰۵ آبان ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۸
پیرامون دعوای فدراسیون فوتبال و صداوسیما برسر «حق پخش»:
آیا روی آنتن رفتن کلیت فوتبال ایران و حواشی آن نیست که خواه ناخواه به کام مردم می نشیند واز این رهگذر، هم باشگاههای فوتبال (با تمام دارایی های معنوی و برندی شان) و هم بازیکنان و مربیان لیگ برتر به شهرتی و نان و نوایی می رسند؟/ چاه برنامه ی 90 اگر برای مردم ما آب ندارد آیا برای مربیان، داوران و بازیکنانی که دائما «شو» میشوند نان ندارد؟
سرویس فرهنگی پایگاه 598 - مهران موزون/ شاید برای اولین بار باشد که هم فدراسیون فوتبال و هم باشگاه داران لیگ برتری به اتحاد کلامی رسیده اند. اتحادی که حداکثر تا روشن شدن وضعیت چیزی بنام «حق پخش» فوتبال موضوعیت دارد و پس از آن باز هم دعواهای همیشگی و رایج بین فدراسیون و باشگاههای لیگ برتر از سر گرفته خواهد شد.

اینروزها خیلی ها یک طرفه حق را به فدراسیون فوتبال داده و صداوسیما را بدهکار این قصه قلمداد میکنند اما کمی توجه منصفانه تر به داستان، ممکن است وجدانهای بیدار را به سمت و سویی دیگر راهنمایی کند. بهترین مسیر کاوش منصفانه در این خصوص نیز طرح پرسشهای ویژه و ناشنیده ای است که ممکن است ناخوشایند برخیها در فوتبال کشور باشد.



 اگر در قالب بحثمان بخواهیم مسئولیت های ملی و فرهنگی فدراسیون فوتبال و رسانه ملی را  در خصوص پردازش متعهدانه به فوتبال مملکت کنار بگذاریم و صرفا نگاهی پول محور به آن داشته باشیم (همان چیزی که اینروزها موضوع مستقیم دعواست) آیا نمی توان به پرسشهای زیر هم اندیشید؟

پرسش اول :

آیا شاکله فوتبال حرفه ای ایران با ساختار فوتبال حرفه ای اروپا همخوانی لازم را دارد که برخی از دوستان توپ بدهکاری را یکسویه به زمین صداوسیما می اندازند آنهم به این دلیل که حق پخش فوتبال حقی شناخته شده در دیگر کشورهاست؟

مردم اروپا بابت زیبایی حرکات و بازی  فوتبالیست هایشان است که مبلغی را برای ورود به ورزشگاهها و یا تماشا از رسانه ها پرداخت میکنند آیا در ایران نیز همینطور است؟

آیا حقیقت این نیست که بسیاری از بازیکنان فوتبال کشورمان، حتی استاندارد دویدن ساده در زمین فوتبال را هم ندارند و با یک قیاس ساده (نسبت به بازیکنان اروپایی) میتوان تشخیص داد که بسیاری از فوتبالیستهای محترم لیگ برتر ایران به هنگام دویدن در مستطیل سبز، حرکت دست و پاهایشان تناسب و هارمونی لازم را با هم ندارد؟ ایضاً ضرباتی که به توپ میزنند و مهارهای ضعیفی که حوالی دروازه روی توپ دارند و ....

بنابراین کیفیت فوتبالی که تماشاچی ایرانی به نظاره می نشیند با کیفیت آنچه که بازیکنان لیگهای اروپایی به نمایش میگذارند قابل مقایسه نیست.

تماشاچی اروپایی به میزان بی اخلاقی های سطح پایینی که در حاشیه فوتبال ایران اتفاق می افتد ذهن و روحش درگیر نابخردی های سخیف بازیکنان و مربیان لیگهایشان نیست و ضریب اطمینان  روانی یک تماشاچی اروپایی به فوتبال بی حاشیه در کشورشان خیلی بالاتر از ایران است.

اشتباه نکنید دوستان!

این پرسشی کاملا مرتبط با بحث بود زیرا رقم چشمان نظاره گر تماشای فوتبال است که رقم حق پخش فوتبال و درآمد آن را معین میکند و این دقیقاً همان بهانه ای است که فدراسیون بابت کمیت آن از صداوسیما خود را طلبکار میداند اما توجه ندارد که سهم مهمی از خیره شدن این چشمها در فوتبال ایران بابت پرداختن به حاشیه های فوتبال است نه متن آن.(زهی تأسف)

لذا فدراسیون و باشگاههای کشور، در حقیقت پول جذابیت گربه رقصانی و حاشیه سازی های بازیکنان و مربیان خویش را طلب میکند نه فوتبال بازی کردنشان را. آیا چنین درآمد پنهانی در قالب و لعاب «ورزش»  دون شأن اخلاق اسلامی و کرامتهای انسانی که هیچ! حتی دون شأن فوتبال حرفه ای(به معنای فیفایی آن) نیست؟

کذب یا صدق این ادعا آنجا ثابت خواهد شد که فدراسیون در حرکتی غیرتمندانه!! اقدام به فیلمبرداری و تولید تصاویر لیگ برترش در شبکه خانگی نماید.

آنگاه باید دید که آیا مردم ایران برای دیدن این لیگ بی کیفیت حاضرند پولی پرداخت کنند؟

این یک سوال اساسی است : اگر فوتبال داران کشور، مدعی کیفیت ارائه محصول خویش (فوتبال حرفه ای) هستند چرا مستقیماً پول این فوتبال را از مردم نمی گیرند و صداوسیما را کنار نمیزنند؟ انحصار پخش زنده ی صداوسیما را نمی توان بهانه ی لازم برای حمله به این پیشنهاد دانست زیرا فدراسیون فوتبال نیز انحصارات خاص خویش را دارد بنابراین اگر مُشک فوتبال ایران خود می بوید نیازی به گفتن عطار فدراسیون و باشگاهها نیست و ایضاً نیازی به دیدن آنلاین فوتبال هم نیست بالاخره دیدن فوتبال لیگ برتر قدرتمندی!!! همچون فوتبال ایران با دور روز تأخیر، از طریق شبکه خانگی و یا با دو ساعت تأخیر از طریق سایتهایی همچون آپارات نشان خواهد داد که مردم ایران تا کجا حاضرند برای این فوتبال خرج کنند؟

آقایان سایت راه بیاندازند و فیلم فوتبالشان را با تأخیری دوساعته از طریق یک وبسایت آفلاین ارائه کنند و پولش را از مشتری بگیرند!

فراموش نشود که همه ی اینها بافرض نادیده انگاشتن مسئولیت های ملی و فرهنگی هر دو طرف دعواست که اگر بخواهیم نادیده نگیریم باید فریاد برآریم که پس مسئولیت ملی  و مردمی صداوسیما چه میشود و ایضاً کلیت مطالبات فدراسیون و باشگاهها نیز در همین راستا زیر سوال است.

پرسش دوم :

آیا به این نکته  توجه شده است که صداوسیما منافع و مبنایی خصوصی!  برای چانه زدن ندارد ؟ چه اینکه ارقام هزینه های این سازمان صرف تولید محتوا برای همین ملت میشود اما باشگاههای فوتبال چه؟ چانه میزنند و پول بِرند و شهرتشان را از رسانه ملی ایرانیان میخواهند تا به جیب اشخاص حقیقی (از بازیکن گرفته یا مربی ) بریزند.

در اینجا منظور این نیست که اشخاص حقیقی در تعامل با جایگاههای حقوقی، حق دریافت مطالبات قانونی خویش را ندارند بلکه در فضای کنونی رسانه های کشور طوری بحث میشود  که گویی جایگاه های هزینه ای بین فوتبال و صداو سیما یکی است.

آیا براستی چنین است؟

پرسش سوم :

مکرر شنیده میشود که به درآمدهای تبلیغاتی برنامه هایی همچون 90  و .. تعریض زده شده و مبالغ نجومی برای درآمد سالیانه این برنامه ادعا میشود که به عقیده ی این قلم، نشر این ادعا جای بررسی و پیگیرد قانونی دارد تا کسانی که جوسازی دروغ در این زمینه میکنند مورد بازخواست مراجع ذیربط قرار گیرند.

اما از خودمان بپرسیم آیا 90 تنها برنامه ی فوتبالی صداوسیماست؟ البته که خیر!

پس دلیل محبوبیت بالای این برنامه چیست؟

آیا پاسخی جز همان «حواشی فوتبال» دارد؟

بنابراین یکبار دیگر تکرار می کنیم : آیا بدنه فوتبال کشور شرم نمیکند که پول «حاشیه  سازی» های خود را میخواهد نه پول فوتبال بازی؟

متاسفانه باید اذعان داشت که صداوسیما هم با تمام یال و کوپالش ، با حاشیه های این فوتبال همراه بوده و به همین دلیل هم سالهاست که مجریان و گزارشگرانی همچون عادل فردوسی پور ، کیوان شفیع، جواد خیابانی، مزدک میرزایی، بهروان، علیپور و ... هیچکدام کیفیت و سواد رپرتاژ در حد یک گزارشگر فوتبال کانال ZDF آلمان را ندارند.

حقیقت این است که شایسته ی چنان فوتبالی چنین گزارشگرانی هم هست که عمدتاً در قاب تلویزیون، گزارشی رادیویی را ارائه میکنند به گونه ای که میتوان با چشم بسته به گزارش آنها توجه کرد و بدتر از آن اینکه حجم قابل توجهی از پرحرفی های تمامی این گزارشگران (بلااستثناء) به جای آنکه معطوف گزارش فنی و هوشمندانه بازی باشد ناظر به حواشی اخلاقی و معرفی متادیتای خصوصی و نیمه خصوصی بازیکنان است. آری!

شایسته ی چنان فوتبال نازلی، چنین گزارشگران و چنین برنامه هایی است که هفته ای یکبار مردم مظلوم کشور تا نیمه های شب باید پای برنامه یی بنشینند که حضرات فدراسیون و باشگاههای فوتبال، بیش از آنکه بازیکنان چمن باشند بازیگران بازار مکاره ی مچ گیری و دعوای اخلاقی و گربه رقصانی رو ی آنتن هستند.

نشان به این نشان که اکثر فوتبالی های شاکی از 90 و فردوسی پور که گاهی به خون او (علی الظاهر) تشنه اند و او را نابود کننده ی فوتبال میدانند دائم الآنتن اند و مرتب زنبیل شان پشت خط تلفن برنامه ی 90 است. این به سخره گرفتن شعور مردم توسط کسانی که ادعای شأنیت فوتبالی دارند نیست؟ کسی که برنامه ی 90 را مافیای نابود کننده فوتبال میداند اگر صداقت و مردانگی کلام داشته باشد حتی یک ثانیه هم در برنامه 90 نباید دیده یا شنیده شود.

پرسش چهارم :

فدراسیون فوتبال بهتر است خود را به کوچه علی چپ نزند چرا که صداوسیما به لحاظ اقتصادی!! ضرر خاصی از عدم پخش فوتبال لیگ برتر ایران نمیکند زیرا جایگزینی پخش زنده ی لیگ های  با کیفیت اروپایی و ارتقاء کیفی ذائقه ی تماشاچی ایرانی در دراز مدت چنان بلایی برسر فوتبال کشور خواهد آورد که تماشاچیان ایرانی یحتمل برای تماشاچی بازی های فوتبال آماتور (بنام حرفه ای)  به ورزشگاههای کشور هم نخواهند رفت، درست  همان بلایی که فیلمهای پرتکنیک هالیوود برسر سینمای دوریالی ایران آورده اند و مسئولان سینمای کشور مدام در حال گاز گرفتن زمین اند که چگونه سالن های سینما را از انقراض نجات دهند آنوقت است  که فدراسیون فوتبال باید به شرایطی بیاندیشد که ملتمسانه برای آوردن دوربین های رسانه ملی به ورزشگاهها و دراختیار گذاشتن بستر پخش زنده، مبالغی هنگفت نیز بپردازد.

آیا این بستر تلویزیون نیست که موجب شهرت بازیکنان و بالا و پایین شدن رقم قراردادهای آنان میشود؟

آیا روی آنتن رفتن کلیت فوتبال ایران و حواشی آن نیست که خواه ناخواه به کام مردم می نشیند واز این رهگذر، هم باشگاههای فوتبال (با تمام دارایی های معنوی و برندی شان) و هم بازیکنان و مربیان لیگ برتر  به شهرتی  و نان و نوایی می رسند؟

چاه برنامه ی 90 اگر برای مردم ما آب ندارد آیا برای مربیان، داوران و بازیکنانی که دائما «شو» میشوند نان ندارد؟

چرا نانی را که آنتن صداوسیما برایتان تکه و پاره میکند ناسپاسی میکنید؟

اگر نکته ی بالا را قبول ندارید که باید گفت : فدراسیون لطف کند و قید بستر به دردنخور و غیر موثر صداو سیما را بزند و به شبکه خانگی روی آورد. اما اگر پاسخ مثبت است (که هست) و ما درست میگوییم، آقایان زحمت بکشند و دُنگ این ارتقای برند و شهرت کسب شده از صدقه سر آنتن را به رسانه ملی بپردازند.

هان ای فدراسیون محترم فوتبال، اگر خیر سرتان فوتبال را صنعت! میدانید، منصف باشید و حق نمایش محصولات این صنعت(بازیکنان و مربیان و بازی هایشان) را روی آنتن ملی بپردازید.
این قلم حتی آن مبلغ چند ده میلیاردی را که صداوسیما به شما سالیانه میپردازد ظالمانه و خارج از قاعده میداند.

پرسش پنجم:

صداوسیما یک بنگاه خصوصی مانند تلویزیون های خصوصی اروپا نیست که مانند آنان با او برخورد شود، با بودجه بیت المال اداره میشود لذا،

مبالغی که شما حریصانه طلب میکنید درحقیقت از کیسه ملی طلب می کنید. همان ملی که پیراهن تیمش را سکویی برای پرتاب بازیکنان شما به کشورهای حوزه خلیج قرار داده است.

پرسش ششم :

سالهاست که ورزشهای پرافتخار و مظلومی همچون کُشتی فریاد میزنند که اینقدر برای ورزش وارداتی و کم بازده فوتبال سرمایه گذاری نکنید و به ورزشهای مدال آوری همچون کشتی رسیدگی کنید اما گوش شنوایی برای این موضوع تاکنون نبوده است.

ایضاً در سالهای اخیر درخشش ورزش والیبال در عرصه  های جهانی به حد کافی و وافی روی مدافعان ورزش قهرمانی فوتبال را کم کرده است.

آیا حذف فوتبال بی کیفیت لیگ برتر ایران از آنتن ملی را نباید به فال نیک گرفت؟

آیا وقت آن نیست که ذائقه ملی مخاطبان صداوسیما را به سمت ورزشهای کم خشونت تر و پربازده تری همچون والیبال و کشتی سوق داد؟

آیا وقت آن نشده که برند و آبروی مالی و اقتصادی این ورزشها را افزایش دهیم؟

آیا فوتبالیستهای ایران در 50 سال اخیر توانسته اند به اندازه ی 10 سال اخیر والیبال، برای این مردم آبرو بخرند؟

آیا وقت آن نیست که لیگ برتر فوتبال از کانون توجه رسانه ای کنار برود و دوربین صداوسیما روی فوتبال آموزشگاهها و همگانی کشور تمرکز کند؟ متاسفانه چاه ویل قراردادهای نجومی و بی توجیه فوتبالیستهای کم فروش کشور، تنها چیزی است که توجه پولخواهان فدراسیون را جلب نمیکند.

همان بهتر که خود فوتبالیها برای آنتن طاقچه بالا بگذارند و با دست خویش گور فوتبال به اصطلاح حرفه ای کشور را بکَنَند تا سالیان آینده همین حضرات بر دربهای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بوسه بزنند و دخیل ببندند.   
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
انتشار یافته: ۲
حمید
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۸/۰۹
0
0
با تشکر از بحثهای فنی تان تنها یک مورد نیاز به اصلاح دارد انهم کلمه علی چپ بود که ان شألله دوست عزیزمان نام حضرت علی علیه السلام را در این موارد بکار نمیبرند
بیننده
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۸/۱۰
0
0
واقعا سوالهای افتضاحی بود
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: