آخرین اخبار
کد خبر: ۳۰۲۴۴۵
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۸
سفر به نجف و مشاهده آثار حضور سیاسی و تکنولوژی غرب از یک سو و از سویی دیگر دیدار با امام خمینی(ره) و استفاده از محضر ایشان به ویژه در بحث ولایت فقیه بر ايشان تأثير عمیق نهاد و اندیشه ی سیاسی و اجتماعی ایشان را نظام و سامانی نو بخشید؛ به گونه‌ای که گویی حلقه ی مفقوده‌ی او در این‌گونه مباحث از درس‌های خارج امام خمینی (ره) بر او مکشوف و روشن می‌شود.
پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم- محمدرضا کتابی/ شاید بتوان گفت اولین مواجهه و غرب ستیزی استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی(ره) با غرب و محصولات غربی در ایام نوجوانی و تحت تأثیر و تربیت خاص مکتب پدر شکل گرفته است. مرحوم آیت الله العظمی سید نورالدین حسینی شیرازی از مراجعی بود که حضور جدی درمسائل سیاسی ـ اجتماعی داشت و شاید بتوان گفت تنها مرجعی بود که حزبی سیاسی‌ـ مذهبی را پایه گذاری کرد و نفوذ بسیاری در جامعه آن زمان داشت. بر همین اساس استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی در تمام عمر به‌ویژه در ایام نوجوانی و جوانی به‌شدت تحت تأثیر شخصیت پدر بود. روحیه ی متعبد و معنوی، اندیشه ی علمی و توانایی‌های سیاسی اجتماعی و مخصوصاً روحیه غرب ستیزی و استکبار ستیزی در مزرعه ی مستعدّ وجود او از همین جریان زلال، اشراب و آبیاری شده است.

سفر به نجف اشرف و مشاهده آثار حضور سیاسی و تکنولوژی غرب از یک سو و از سویی دیگر توفیق حضور در حوزه‌ی علمیّه ی نجف و دیدار با امام خمینی(ره) و استفاده از محضر ایشان به ویژه در بحث ولایت فقیه بر ايشان تأثير عمیق نهاد و اندیشه ی سیاسی و اجتماعی ایشان را نظام و سامانی نو بخشید؛ به گونه‌ای که گویی حلقه ی مفقوده‌ی او در این‌گونه مباحث از درس‌های خارج امام خمینی (ره) بر او مکشوف و روشن می‌شود.

علاوه بر این، برخورد مستقیم با افکار و آثار مارکسیستی کاپیتالیستی آن زمان و بحث و بررسی پیرامون هیاهوها، شبهات و تبلیغات ماده‌گرایانه‌ی مشهود و مطرح در آن مقطع و اندیشیدن برای پاسخ گویی به شبهات و خنثی‌سازی تبلیغات در دفاع از حقانیت اسلام، ایشان را در جایگاه استادی آشنا و مسلط برمبانی مکاتب غیر الهی شرقی و غربی قرار داد.

علاوه بر این موارد با حضور در مجلس خبرگان قانون اساسی به خوبی خطرات نفوذ اندیشه های غربی در تفکر انقلاب بر ایشان روشن گردید و در همین راستا مخالفت های صریحی با اندیشه های غربی امثال ابوالحسن بنی صدر اتخاذ می نمود.

اگر چه استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی مبحث مستقلی پیرامون غرب شناسی عرضه نکرده است ولی همواره مباحث اثباتی خود از بستر نقد و نقض آغاز می کرد مخصوصاً در باب توصیف و نقد تمدن مادی دنیای امروز مباحث فراوانی در لابلای مباحث این استاد گرانسنگ مطرح می باشد.


۱- رویکرد تمدنی در تحلیل غرب

رویکرد استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی در باب شناخت غرب رویکردی تمدنی است و از این منظر او غرب مدرن را در کلیت خود تمدنی مادی می داند که براساس مبانی، اصول و رویکردی مادی در تمامی شئون تمدنی خود شکل گرفته است و لذا تمدن اسلامی تفاوتی بنیادین با تمدن مادی دارد. البته تفاوت بارز غرب شناسی و غرب ستیزی استاد با دیگران در اینست که اگرچه استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی تقابل غرب و اسلام را یک تقابل همه جانبه می داند اما هیچ گاه دستاوردهای غرب را به-طور مطلق نفی نمی‌کند؛ بلکه مدعی است عبور از غرب نه با نفی آن، بلکه با «گذار» از آن ممکن و میسور است. علت پيدايش این نظریۀ به ظاهر دوگانه، رویکرد روش شناختی این مکتب، رویکرد کل نگری و سیستمی در منطق سازی می باشد.

اگرچه نگرش استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی، تمامیّت غرب مدرن را با جهت مادی و دنیوی آمیخته دانسته و عبور از آن را لازم مي شمرد، اما به منظور عبور از دوران گذار و گذر از عالَم غربی، انزوا و بازگشت به نظام پيش از تجدّد را نيز تجویز نمی کند؛ بلکه بر نوعی خاص از اخذ و اقتباسِ مشروط ، براساس الگو و مدل برآمده از نظام نیازمندي های بومی و ارزشی دینی تصریح دارد.


۲ ـ جهت گیری حاکم بر تمدن مادی

مهمترین توجه در توصیف غرب، توجه به جهتگیری حاکم در روند شکل گیری غرب جدید و به تعبیر دیگر روح حاکم بر دنیای جدید است. در نگاه استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی روح حاکم بر دنیای مدرن پرستش ماده و تناسبات ماده می باشد و راندمان انساني كه در غرب پرورش پيدا مي‌كند. همه چيزش مادي تعريف مي‌شود. در نظر ایشان "مدرنيته تكامل گرا بوده و وحدت و كثرت جديد، موضوعات جديد، روابط جديد و در پايان، حالات جديد، ادبيات جديد، آثار جديد را مي‌طلبد ولي نسبيت گرايي مادي بر آن حاكم است.

بنابراین معیار اساسی، توسعه در غرب بهره وری بیشتر و رفاه مادی بیشتر است. بر اساس همین جهتگیری حاکم است که تحریک به شهوات اساس مدیریت و سرپرستی اجتماعی در غرب مدرن است.

در نگاه استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی تمدن ها، ظهور و بروز تمایلات و اندیشه های بشری است ولذا روح تمدن مدرن دنیای امروز هم تصویر دنیا پرستی است که در غالب ساختارهای اجتماعی و تکنولوژی ظهور پیدا می کند.

در نگاه ایشان جریان جهتگیری مادی غرب در تمامی حوزه های حیات فردی و اجتماعی غرب به گونه ای رخ داده است که بسیار متفاوت با جریان کفر در تاریخ گذشته بشریت دارد. تعبیر ایشان این است که شرح صدر کفر در دنیای غرب بسیار پیچیده شده است.


۳ـ ارکان اساسی غرب

استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی در مباحث مختلف خود برش های متفاوتی نسبت به تحلیل ارکان اساسی غرب داشته اند اما در اینجا تنها به یک نمونه آن اشاره می گردد که اتفاقاً آخرین جلسه استاد در زمان حیات بوده است . در این جلسه استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی ، سه رکن اساسی مدرنیته را دستگاه تولید، توزیع و مصرف آن می داند.
الف ـ دستگاه توليد در مدرنيته، نظام مفاهيم آن است و اين نظام عمدتاً بر پاية روش علوم استوار است. روش علوم، پيش فرضها و راندمان آن، حسي فرض مي شود. پس مدرنيته با قوانين عالم محسوس سر و كار دارد و مفاهيم آن هم كاربردي است. كارآمدي هاي اين مفاهيم هر چند در يك نظامِ منطقيِ منسجمِ قابلِ تعريف، عرضه نمي‌شوند، ولي طبقه بندي منطقي نسبي دارند و بر يكديگر تأثير مي‌گذارند؛ به گونه اي كه «علوم پايه»، نقش اصول اعتقادات و «علوم تجربي»، نقش فروع اعتقادات و «علوم انساني» نقش مسائل و حل مسائل را بر عهده دارد. نظام مدرنيته، مفاهيم كار آمد را منحصر در همين مفاهيم مي‌بيند.

اگر «علوم پايه» را متناظر و نه مطابق با «اصول» بگيريم، آن گاه «علوم تجربي»، متناظر با «فروع» است و «علوم انساني» نيز متناظر با «كاربرد فروع در مسائل و جزئيات» است.

در دستگاه توليد مدرنتيه فقط به "توليد نظام مفاهيم" اكتفاء نمي شود بلكه "آموزش مفاهيم" نيز بسيار مهم است. در واقع یک نظام آموزشي واحد و طبقه بندي اطلاعات بنيان نهاده شده است؛ يعني در نظام مفاهيم معلوم شده است كه چه تركيبي از چه اطلاعاتي در هر مرتبه اي لازم است و در كجا به آن، "اطلاعات عمومي" يا "اطلاعات كارشناسي" و يا "اطلاعات تخصصي" اطلاق مي‌شود. اين نظام مفاهيم به پذيرش جهاني هم رسيده است؛ يعني از طريق طبقه بندي عمومي شان پذيرفته شده است كه به هر كس با طي چه مرحله از مراحل تحصيل، مثلاً مدرك ديپلم يا ليسانس داده مي¬شود؛ لذا هر شخص با هر يك از اين مراتب تحصيلي در هر جاي دنيا پذيرفته مي‌شود.

از سویی دیگر بر اساس تعاريف و سپس شاخصه هايي، ارزشيابي هايي نيز بر روي مؤسسات آموزشي جهاني انجام گرفته و ارزش و رتبه علمي هر دانشگاه هم مشخص و به صورت رسمي ثبت شده است؛ به طوري كه شما از هر دانشگاهي و در هر سطحي باشيد، ميزان كارآمدي شما شناخته شده است.

ب: در نظام مدرنيته يك دستگاه توزيع و به عبارت ديگر يك ساختار اجتماعي نيز وجود دارد كه به انسان ها بر حسب مرتبه اي كه اطلاع پيدا كرده اند، جايگاه و اختيار داده مي‌شود؛ يعني اختيار به گونه اي توزيع مي‌شود كه حق تصميم سازي و تصميم گيري به آنها داده مي‌شود و هماهنگي ارتباطات انساني را بر عهده مي‌گيرند. به عبارت ديگر، رفتار انسان ها در شئون مختلف، زير چتر نظام توزيع يا ساختارهاي اجتماعي مي‌رود. رفتار اجتماعي در كليه سطوح، تعيين اختيار و تصميم درباره آن و تشخيص آن در اين ساختارهاي اجتماعي انجام مي‌گيرد. در همه اين حالات، رفتار شما در گردش ارتباطات و رفتار اجتماعي بايد در قالب ساختارهاي اجتماعي باشد.

ج: دستگاه توليد، در نظام مدرنيته براي دستگاه توزيع اختيار و وظايف اجتماعي، انسانهايي كارآمد را توليد مي‌كند. ويژگي دستگاه توزيع اين است كه علاوه بر توليد محصولات اجتماعي، نظام نياز و ارضاء نيز به صورت اجتماعي توليد مي شود. اين توليد ابتدا زمينه ساز تخلف است، ولي به تدريج تخلف از آن دشوار مي‌شود؛ به گونه اي كه به تدريج تخلف ناپذير مي‌شود؛ يعني براي گرايش غالب (۷۰%) ضرورت و امتناع عيني ايجاد مي شود؛ همانند استفاده از لوازمي كه در ابتداي پيدايش گاهي مورد مخالفت واقع مي‌شده امّا امروزه در بعضي از موارد انسان نمي‌تواند مخالفت بكند و يا مجبور است مدرن ترين وسايل از جمله ماهواره و اينترنت را داشته باشد.

در اين حال، زبان اجتماعي، ادبيات جامعه و كل ارتباطات و به تبع آن مفهوم مجاري حس و مجاري سنجش تغيير مي‌كند. در نتيجه قلب يا اخلاق در بستري زندگي مي‌كند كه تحريكات، سنجشها و محاسبات آن بستر به طور كلي مادي است. البته نه اينكه انسان مطلقاً مسخ مي‌شود؛ انسان اختيار دارد، ولكن دايرة اختيارات اجتماعي تنگ¬تر مي‌شود و اختيارات فردي در امور فردي به يك نسبتي مي‌تواند، هنوز الهي باشد.


۴ ـ فرایند بسط غرب

استاد حسینی الهاشمی بر اساس مدل تمدنی خود، سه رکن اساسی یک تمدن را از بعد نرم افزاری "نظام گرایش، نظام بینش ، و نظام دانش" می داند ومعتقد است اولین گام در شکل گیری یک تمدن، تغییر در نظام تمایلات اجتماعی می باشد. به نظر او در غرب هم ابتدا تمایلات و زیبا شناسی اجتماعی تغییر کرد.

در واقع انقلاب هنری در نقاشی و معماری، پسند اجتماعي را تغییر داد و زيبايي شناسي را تغییر داد و سپس تفكر عوض شد و اين منتهي به يك انقلاب در پذيرفته شده‏هاي فلسفي و ديني و دگرگونی ساختارهای اجتماعی شد.

در نگاه استاد حسینی الهاشمی اساس حرکت و توسعه در غرب "تنوع طلبی برمحور تلذذ از دنیا" می باشد و از نظرگاه ایشان تمدن مادی جهان امروز چه به شکل غربی و چه به شکل شرقی آن تماماً در اینکه اساساً تمدنی مادی می باشند مشترک هستند و در دنیای امروز جهان گیر شده است.

بر این اساس فرایند توسعه و بسط غرب جدید بر اساس "اصل بودن بهره وری مادی و مدیریت جریان نیاز و ارضاء" صورت می گیرد.

استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی ویژگی تمدن جدید را استعمار جدید بشریت می داند که تفاوت جدی آن با استعمار کهنه در آن است که در این شیوه از استعمار، تلطیف فردی صورت می گیرد، ولی در عین حال همانند استعمار کهنه به دنبال آن است که جهانی سازی کرده و فرهنگ و ارزش های خود را تحمیل بر ملت ها کرده و در سایه آن منابع آنها را به غارت ببرد.


۵ - نقد غرب

آخرین محور در نگاه غرب شناسی استاد، نقد غرب از نگاه ایشان می باشد. البته نقد های ایشان نوعآ نقدهای بنیادین می باشد که در فضای مطلوب حیات انقلاب اسلامی به پذیرش عمومی تبدیل می گردد. نقدهای ایشان نوعآ با رویکردی تمدنی و حتی عمیق تر از آن با رویکردی از منظر فلسفه تاریخ شیعی می باشد که این نوع نقدها بسیار متفاوت وعمیقتر از نقد های موردی و نوعآ انتزاعی به عرصه های مختلف تمدن یک پارچه غرب می باشد.

این نقدها دارای ابعاد مختلفی می باشد که از مهمترین آنها نقد به مبانی و اهداف تمدن غرب از یک طرف و نقد به ارکان سازنده تمدن غرب، یعنی علوم، ساختارها و محصولات تمدنی غرب می باشد.

از منظر استاد حسینی الهاشمی غرب مدرن ادامه جریان تاریخی الحاد و جبهه باطل در عصر حاضر می باشد. البته با این تفاوت که در عصر حاضر جریان الحاد به یک شرح صدری در کفر خود دست یافته است که در گذشته تاریخ نظیر آن را نمی توان یافت. از ویژگی های دنیای مدرن ـکه بسیار متفاوت از جریان باطل در گذشته می باشدـ اینست که در غرب امروز الحاد و مناسک آن به صورت بسیار پیچیده و ظریف اقامه می گردد.

در نگاه استاد غرب امروز توانسته است به صورت هماهنگ تمامی نرم افزارها و سخت افزارها و حتی سبک زنگی خاصی را بر اساس جهتگیری مادی خود بنا کند . حال اگر کسی نگاه تمدنی به غرب امروز نداشته باشد و به کیفیت جهانی شدن آن اشراف نداشته باشد در تحلیل و ارزیابی غزب دچار ساده اندیشی می شود و به راحتی با نگاهی تفکیکی و جزیره ای و با نگاهی ظاهربین حکم به صحت و امکان استفاده از بسیاری از نرم افزارها و سخت افزارهای دنیای مدرن می دهد. در نگاه تمدنی استاد در غرب مدرن سراسر برخاسته شده از جریان کفر و الحاد است و هیچگونه خیری در آن یافت نمی شود.

از نگاه ایشان انسان مدرن بر اساس حاکمیت تناسبات مادی به کالائی تبدیل شده و در زیر فشار دنیای ماشینی غرب به بحران هویت رسیده است.

حذف شدن انسان در جریان توسعه مادی ( حاکم شدن محصولات طبیعی بر اخلاق)، کالا شدن و از بین رفتن هویت زن، بن بست بحران اخلاقی، حاکمیت نسبیت مادی بر اخلاق، تبعیت اخلاق از تکنولوژی، عدم وجود محبت در غرب، عدم امکان تحقق آزادی ودمکراسی در غرب، محو دمکراسی در سایه حفظ رشد نرخ سود سرمایه و جایگزینی استبداد به جای دمکراسی، عدم تحقق نظام آزاد اقتصادی، عدم تحقق عدالت، عدم تحقق امنیت در تمدن مادی، توسعه اضطراب، استواری جامعه بر ترس، عدم تحقق رفاه عادلانه و فاصله طبقاتی از دیگر نقدهای جدی استاد به تمدن غرب می باشد.

در آخر اینکه در نگاه استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی غرب مدرن، یک کلّ و مجموعه هماهنگ و نظامند در قالب یک تمدن با همه اجزاء سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تمدنی خود در دنیای امروز می-باشد که هدف و غایت آن، کام جویی هرچه بیشتر از دنیا، با تکیه برسه اصل: هستی شناسی مادی ، کافی دانستن عقل و حس خود بنیاد بشر در شناخت آن، همراه با توجه محض به حق محوری انسان، در تمتّع از عالم است. در حالی که اسلام نیز مدعی تمدنی هماهنگ و منظم که هدف و غایت آن، توسعۀعبودیت خداوند در همه شؤون و همه سطوح با تکیه بر عقل متعبّد به وحی می باشد.

از نظر استاد حسینی الهاشمی، این دو تمدن با چنین تعاریفی، چه در جهت، چه در ساختار و چه در کارآیی، اوصافی متفاوت و شاخصه هایي مغایر با یکدیگر دارند که تقابل و عدم آشتی آنها یک ضرورت بوده و می باشد.

ایشان با توجه به عامل یکپارچگی و جهت کلّي غرب معتقد است که نظامی یکپارچه و منظم در غرب شکل گرفته است که نه تنها غایت آن، هیچگاه با اسلام سازگار نخواهد بود بلكه در تعارض قطعی با اسلام است .بنابراين اگر او مدرنیتۀ غربی و دستاوردهای آن را به صورت مطلق باطل میداند، منظور روح حاکم بر غرب است که از منظر این اندیشه با مفهوم «جهت» غرب مطالعه می شود. اما در باب ساختارها و محصولات غربی می توان با تصرف و گزینش روشمند در دوران گذار استفاده بهینه نمود .اگرچه لازم است با تمام توان براساس مهندسی تمدن اسلامی در پی تولید نرم افزارها و سخت افزارهای متناسب همت گمارد و زمینه تحقق انقلاب فرهنگی و رفع کامل آسیب های نظام اسلامی را فراهم آورد و در سطح جهانی نسخه جدید زیست انسانی را جایگزین نسخه های مادی نموده و زمینه تحقق حکومت عدل مهدوی(عج) را فراهم نمود. انشاءالله.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: