آخرین اخبار
کد خبر: ۴۶۰۷۷۸
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۳:۰۴
یادداشت/
پژمان کریمی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در حیطه ادبیات و بستر چاپ و عرضه کتاب کشور، ابزار «سانسور» جای خود را به «ممیزی» داد.
ممیزی چیست؟
ممیزی به شکل کاملا فشرده؛ «نسبت‌سنجی یک اثر ادبی و هنری با قانون و ارزش‌ها و هنجارهای یک جامعه و مصلحت عمومی و ملی است.»
اما تفاوت سانسور و ممیزی چیست؟
به گفته‌ ای؛ سانسور، اعمال «جرح و تعدیل یا حذف» بر پایه منافع دون فردی و گروهی، با ماهیت سلیقگی است اما ممیزی؛ متکی به قانون و مولفه‌های ارزشمدارانه و ناظر بر منافع ملی است.
دشمنان داخلی و خارجی مردم ایران، در قبال جمهوری اسلامی ایران به شکل ناجوانمردانه و رذیلانه ، دو رفتار توامان بروز می‌دهند:
اولا:بر واقعیت سانسور و نیز بر اعمال ضروری و عاقلانه ممیزی در تمام کشورهای جهان چشم می‌بندند و آن را عامدانه کتمان می‌کنند. آنها تاکید می‌نمایند و ادعا می‌کنند؛ تنها ایران و چند کشور انگشت‌شمار، نظر مساعد به سانسور یا ممیزی دارند.
به‌واقع؛ در کجای دنیا سانسور وجود ندارد و در چند نقطه از جهان، ممیزی اعمال می‌شود؟
دوم: ممیزی در ایران را که یک ضرورت ناگریز در جهت ایجاد و نگهداشت سلامت روانی و اخلاقی فرد و جامعه و نیز تکریم حریم خانواده و امنیت ملی است، مترادف با سانسور قرار می‌دهند.
خب، از آنجا که هر انسانی بنا به فطرت خود، به آزادی میل دارد و دوست دارد که حرف و کلام و اثرش را چنانکه می‌پسندد، به دور از اعمال سلیقه دیگری یا دیگران ارائه سازد، با وجود ناآگاهی و سطحی بودن، قطعا در برابر سانسور ادعا شده و نظام جمهوری اسلامی، موضع منفی می‌گیرد.
کسانی هم هستند که نسبت به دین الهی دارای خصومت‌اند و خوب هم می‌دانند که در ایران نه سانسور بلکه؛ ممیزی اعمال می‌شود اما بنا به خصومت یاد شده، مدعی سانسور می‌شوند و هیاهو می‌کنند!
 برخی از قلم به دستان معاند با دین الهی اسلام و انقلاب اسلامی، به هر دلیلی؛ مثل میل بیشتر به دیده شدن، مطرح شدن، ارج یافتن در نزد بیگانگان، نه تنها روی خوش به ممیزی نشان نمی‌دهند و علیه آن سخن می‌گویند و در برابرش می‌نویسند، بلکه آثار خود را هم در دایره ممیزی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار نمی‌دهند.
اینان به دو صورت آثارشان منتشر می‌شود و در داخل مرزهای جمهوری اسلامی بدست مخاطبان- ولو اندک - می‌رسد:
یک: ناشرانی در کشورهای همسایه و خاصه افغانستان آثار را منتشر می‌کنند.
دو: موسسات نشر معاند و یا همدست با گروهک‌ها در کشورهای غربی، با افراد‌گریزان از ممیزی وارد همکاری و تعامل می‌شوند.
در کشور ما به دلیل ضعف نظارت و بهتر بگوییم؛ نبود اراده نظارت دقیق، کتاب‌های صف کشیدگان در برابر ممیزی، به راحتی در دسترس است.
این در حالی است که اغلب نویسندگان و شاعران انقلاب اسلامی (که به واقع برخی از آنان در ردیف نخبگان ادبی قابل توصیف‌اند) به دلیل کم بودن موسسات نشر متعهد و کم بنیه بودن ناشران دینمدار، برای انتشار آثارشان باید تلاش فراوان کنند.
درد بزرگ اینکه گاه برخی رسانه‌های داخلی و دولتی در گفت‌وگوهای بیجا و اغراق‌آمیز و نیز به اصطلاح نقدهای سطحی، به بزرگنمایی نام قلم به دستان معاند و آثار اغلب سطحی‌شان می‌پردازند.
با این حال خوب است بدانیم؛ با وجود حمایت خارجی و گروهکی، آثار اهالی معاند حیطه قلم، همچنان منزوی‌اند و از گروه کوچک مخاطبان در ایران برخوردارند. بزرگترین گواه ما، کم بودن شمارگان کتاب‌های ممیزی نشده و ممیزی شده  معاندان است.
برچسب ها: پژمان کریمی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: