آخرین اخبار
کد خبر: ۴۶۲۵۶۰
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۸
یادداشت/
حمید داودآبادی
داداشای دیروز، دو تا و سه و حتی چهارتایی، حسود بودند. خیلی هم.
تا یکی شون می رفت جبهه، اون یکی ها حسودی می کردند و با اولین اعزام راهی میدان جنگ می شدند!

شهید "رحیم علوی" در آغوش برادر 14ساله خود شهید "کریم علوی"
 
داداشای امروز هم حسودند ولی چه حسودی!
تا یکیشون رئیس میشه، اون یکی بهش آویزون میشه که چی؟ منم میخوام خدمت کنم. حالا به خلق الله نشد، به جیبم که میشه!
 
داداشای دیروز، تا می دیدند یکیشون شهید شده، اون یکی برای اینکه خودش رو به اون برسونه، می رفت وسط خون و آتش، تا از اون جا نمونه!
 
داداشای امروز، تا می بینند اون یکی حق امضا برای واردات داره، میشن "بیزینس من" و از شیر مرغ تا جون آدمیزاد رو از اجانب وارد می کنند تا مبادا اقتصاد مملکت خودکفا بشه!
 
داداشای دیروز، تا می  دیدند اون یکی پیکرش توی بیابونای داغ و تفتیده جنوب یا کوهستانهای یخ بسته غرب جامونده، نمی رفت اونو بیاره، اول پیکر بقیه شهدا رو برمی داشت  و در آخر اگر می تونست، داداش خودش رو هم می آورد عقب!
 
داداشای امروز، تا اون یکی کاره ای میشه، بدون هرگونه ضوابط قانونی، فقط به صرف داداش بودن، بانک می زنند و پول مردم رو توش نگه داری می کنند تا خدایی ناکرده کسی اونا رو ندزده!
 
داداشای دیروز، تا اون یکی فرمانده گردان یا لشکر می شد، خودش رو بین نیروها قایم می کرد و بروز نمی داد داداشش فرمانده است، که مبادا شب عملیات نگذارند جزو نیروهای خط شکن باشه و جانش را فدا کنه!
 
داداشای امروز، تا می فهمند قرار است داداش دزدش را بگیرند، اون رو خط قرمز خودش اعلام می کند و بی خیال دین و انقلاب و مملکت، تهدید می کند که:
"اگر به اون دست بزنید، من ..."
 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: