آخرین اخبار
کد خبر: ۴۶۸۰۱۷
تاریخ انتشار: ۲۱ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۳:۴۷
یادداشت/
محمدمهدی معماریان
جناب آقای دهباشی سلام
بی مقدمه بنویسم :
بله ! تاریخ را فاتحان می نویسند، همانطوری که رییس دولت یازدهم تاریخ را نوشت و رقم زد. طوری که رییس ماند و انگار نه انگار حسین دهباشی‌یی برای روی کار امدنش بی منت ! چه تلاش‌ها که نکرده بود.
راستش خیلی خواستم با کنایه بنویسم که مباد خاطر عاطر آزرده شود، اما دیدم رک و راست - هر چند اشتباه- نوشته اید ، گفتم پس جای مجامله و پرده پوشی نیست.
صریح بنویسم :
اولا : اگر آن عمامه دارانی که گفتید این قدر قدرت داشتند ، مطمئن باشید شما - همانطور که خود بارها ادعا کرده اید- نمیتوانستید با ابداع یک کلید مچ همه‌شان را بخوابانید. واقع نگر باشید همین عمامه دارانی که میگویید اکثرشان علنا و بی پرده پوشی مخالف روی کار آمدن دولت محبوبِ آن موقع و مغضوبِ این روزهای شما بودند. اما شما یک‌تنه مچ همه را خواباندید. به راستی روحانیتی که از یک مستندساز تاریخ نگار شکست میخورد این قدر قدرت دارد؟
ثانیا : آن عمامه داران که ظاهرا سبب رنجش خاطر شما شده اند نه ساکن قمند نه از جنس عمامه داران قم!
باور ندارید ؟ اعتراضات سال‌های اخیر قمی‌های‌شان را ببینید و ببینید آیا زورشان به کجا رسیده است ؟
اگر آنها زوری داشتند بهره های بانکی و جریمه دیرکرد قسط ، کمر خیلی ها - از جمله عمامه داران قم - را خم نکرده بود.
اگر آنها زوری داشتند بسیاری از اتفاقات ظاهرا فرهنگی در این مملکت رح نداده بود. قمی ها میگویند اما تصمیم گیران جای دیگری می برند و میدوزند.
ثالثا : حتما میدانید تصمیم به قرنطینه یک شهر ، تصمیم فلان نهاد یا مرکز خاص نیست. فرض را بگذاریم بر اینکه کرونا یک مرتبه از چین آمد به قم. آن هم قمی که نه به دریا راه دارد ، نه فرودگاه دارد و نه به جاده ابریشم مسیر!
فرض کنید تاجر قمی از وسط ووهان ، شیفت شد به وسط حرم حضرت معصومه - فرض محال که محال نیست- چه کسی باید دستور قرنطینه شهر را می‌داد؟ آیت الله های نشسته در قم ؟ همانها که خواستند اما زورشان به بهره های بانکی نرسید؟ همانها که صدای اعتراض بلند کردند و هرگز شنیده نشد؟
خب ! میدانید قرنطینه برای ما مردم قم حتما سخت بود ، اما مگر بنزین سه هزار تومانی سخت نبود ؟ اعتراض نکردیم ؟ اما همه‌مان هر روز داریم باک ماشینمان را با همین قیمت پر می‌کنیم.
پس می بینید قرنطینه هم یک کار دولتی-حکومتی است و اساسا همان‌قدر که عمامه داران قم موفق به برگرداندن قیمت بنزین شدند - علیرغم اعتراض و بیانیه های رسمی- موفق به شکست قرنطینه هم میشدند.
تصمیم به عدم قرنطینه را آدمی هم شکل و هم لباس شما گرفت. نماینده اش رسما آن را متعلق به قرون وسطی خواند. شما بگویید جرم ما چیست؟
از شهرمان بیرون آمدیم ؟ آیا شما اگر کارمند اداره ای باشید که دولت آن را تعطیل هم نکرده و مجبورید سر کلر بروید ، به خاطر تشخیص خودتان ، کارتان را ترک میکنید؟ آن هم در شرایطی که حتما از بازار کار اطلاع دارید. باورش سخت یا آسان ، اما در قم ما هم هستند کسانی که زندگی شان در قم و کارشان در تهران است. مثل خیلی های دیگر .
راستی شما منبع درآمدتان از کجاست که به یک راننده بین شهری که باید خرج خانه و دانشگاه فرزندان و پس انداز ازدواج و قسط و هزار خرج تحمیلی دیگر را بدهد ، میگویید چون قمی هستی بنشین در خانه و پایت را از شهر بیرون نگذار؟
شما که تا حالا -به خاطر خدا یا منصب از دست رفته‌تان، نمیدانم - اینهمه به دولت دیروزْ محبوب و امروزْ مغضوبتان انتقاد کرده اید ، کاش حالا که صدای مرگ را ظاهرا در کوچه پس کوچه های شهر شنیده اید به جای خالی کردن ترستان بر عده ای آدم کم اثر یا شاید بی اثر صدایتان را بر کسانی بلند میکردید که با ویروس زبان نفهم همان برخوردی را میکنند که با مردم زبان فهم باشعور !
فکر میکنند ویروس هم با بخشنامه و دستور حل میشود و راستش را بخواهید کارشان را خوب بلدند!
وقتی می بینند نخبگان جامعه ! ادرس غلط به مردم می‌دهند!
وقتی می بینند اهل فهم جامعه به جای یقه آنان ، یقه مشتی آدم بی تقصیر را گرفته اند.
آقای دهباشی عزیز !
خشونت بد است.
تشویق به خشونت هم بد است.
تاثیر در خشونت هم همانقدر بد است.
کاش میفهمیدید ، دیر یا زود ، این ویروس شرش را کم خواهد کرد، حالا یا با تدبیر دولت -که کمی عجیب است - یا مثل همیشه با کمک طبیعت و گرم شدن هوا ، اما آنچه می ماند زخم این خشونت هاست که جامعه را میدرد.
به هر حال تاریخ را فاتحان مینویسند ، اما همیشه آزاده هایی پیدا می‌شوند که ولو به درد و رنج ، حقیقت تاریخ را پیدا کنند.
میترسم آزاده های آینده در صفحات متروک تاریخ ، کسی را پیدا کنند که کلید به دست تدبیرْشعاران داد ولی خودش در دل تاریخ آنها گم شد و هر از گاهی برای دیده شدن ، لگدی به این و آن زد!
بگردید حتما نمونه هایش را در تاریخ خواهید یافت.
برادرِ حاتم طایی نباشیم!
با تجدید ارادت.
برادر کوچک تاریخ‌خوانتان - معماریان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: