آخرین اخبار
کد خبر: ۴۸۰۱۴۸
تاریخ انتشار: ۱۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۸
یادداشت/
رسول رضایی

طی چند ماه اخیر شاهد هستیم که روزنامه ها و رسانه های منسوب به جریان غربگرا و طیف واشنگتن دوستان ، که بهتر است از آنها به «جریان تحریف» یا «پادوهای داخلی آمریکا» تعبیر نماییم، مشغول ارائه یک آدرس غلط دیگر برای حل مشکلات اقتصادی است. جریان مدعی اصلاحات که تا پیش از این حل تمام مشکلات اقتصادی را محدود و منحصر به راهبرد «مذاکره، سازش و برجام» کرده بود، و انتظار داشت که با عقب نشینی از حقوق هسته ای و اعطای امتیازات یک طرفه به دشمن بدعهد، و با اتخاذ دیپلماسی التماسی استرحامی، کلید عبور از تحریمها و تهدیدها را بکار اندازد و آنچنان رفاهی ایجاد کند که ملت دیگر به این 45 هزار تومان یارانه توجهی نکند، و متاسفانه شاهد بودیم که از همین رهگذر غلط، خسارات متعددی را گریبانگیر کشور نمود و فاصله های طبقاتی را عمیق تر ساخت و گرانی های افسار گسیخته را پدید آورد ؛ متاسفانه اکنون نیز ماه ها است که به بزرگنمایی و برجسته سازی انتخابات آمریکا روی آورده، و بمنظور ایجاد اختلال در دستگاه محاسباتی مردم و مسئولین درصدد است تا با لاپوشانی سوء مدیریت داخلی و کتمان بی تدبیری های دولت موسوم به «تدبیر و امید»، ادعا نماید که کلید عبور از تحریمها و تهدیدها در این است که «جو بایدن» نامزد حزب دموکرات آمریکا رای بیاورد ، تا اوضاع گل و بلبل گردد و زمینه برای مذاکره مجدد و بازگشت به برجام بدفرجام فراهم گشته، و حتی مقدمه برای انجام برجام 2 (بخوانید چشم پوشی از امتیاز تسلیحات موشکی و واگذاری قدرت منطقه ای) بستر سازی شود ، تا شاید تحریمها لغو یا حداقل تعلیق گردد و ثبات قیمت ارز رقم بخورد!!! .

در همین راستا روزنامه های زنجیره ای و شبه روشنفکران غربگرا و طیف واشنتگتن پرستان دست به دست هم داده اند تا بطور مکرر به بزک سازی«جو بایدن» نامزد دموکرات انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا پرداخته و در اقدامی تأمل‌برانگیز، پیروزی وی را «رویای ایرانی آبان 99»! نامگذاریکنند! و تبدیل به ستاد انتخاباتی «جو بایدن» در ایران گردند !!!

ترامپ و بایدن،بازیگر یا کارگردان ؟!

فریب دادن و دل خوش کردن مردم برای پیروزی «جو بایدن» توسط جریان تحریف، به امید آنکه ثبات به قیمت دلار بازگردد و مشکلات اقتصادی سامان یابد، در حالی است که تجربیات 40 ساله انقلاب اسلامی حاکی از آنست که دو حزب «جمهوری‌خواهان» و «دموکرات‌ها» در زورگویی و قلدرمآبی و باج خواهی و اعمال دشمنیو قداره کشی علیه مردم ایران، یا هر کشور مستضعفی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، و تنها در تاکتیکها و روشها اندکی با همدیگر اختلاف سلیقه دارند. به عبارت روشن تر حکایت ‌ترامپ و بایدن، مصداق همان مثل قدیمی ما ایرانیها ‌است که می‌گوید «سگ زرد، برادر شغال است».

شاهد و دلیل بر این مطلب آنست که به اعتراف کارشناسان و باریک بینان سیاسی ، ساختار سیاسی آمریکا به‌گونه‌ای طراحی شده است که رئیس‌جمهور آمریکا، همچون عروسک خیمه شب بازی مجری چشم و گوش بسته تدابیر پشت‌پرده طبقه حاکم صهیونیسم و زرسالاران یهودی و شورای روابط خارجی آمریکا است. بر همین اساس میتوان گفت که روسای‌جمهور آمریکا صرفا درخصوص تکنیکها و روش اجرای سیاست‌های خصمانه و استعمارگرانهو استثماری با یکدیگر تفاوت دارند. در این میان ‌انسان نمایی همچون «ترامپ» ، نماد آمریکای بدون نقاب و بدون روتوش است. نمایش کامل و عریانی است از توحش و سفاهت و سنگدلی و قساوت و حیوانیت. ‌«ترامپ» نماد جنون آمریکایی و کابوی قرن بیست و یکمی ‌است که ماهیت آمریکا را بدون سرخاب و سفید آب و بدون هفت قلم آرایش، به نمایش گذاشته است.

اما دموکرات‌های زرنگ و گندم نمایان جو فروش می‌کوشند تا با استفاده از دروغ‌ها و ریاکاریها و مکرهای متعارف و ژست های حقوق بشری خویش، و با بکارگیری نقاب نفاق، چهره‌ای زیبا از هیولای بدسیرت و متوحش و متمدن نمای آمریکا به نمایش بگذارند. چهره‌ای که از یکسو خوش خیال‌ها و غربزدگان و غربگدایان را خام می‌کند، و آنها را دچار خطای محاسباتی ساخته، و از سوی دیگر ابزار لازم را در اختیار پادوهای داخلی و ستون پنجم و جریان نفاق و تحریفبرای بزک سازی دولت استکباری و ‌تروریست و جهان خوارآمریکا قرار می‌دهد.

کلید حل مشکلات کجاست ؟!

این در حالی است که صاحبنظران منصف و کارشناسان باتجربه و همچنین مقامات عالی نظام بارها تأکید کرده‌اند که راه‌حل رفع مشکلات کشور در داخل است، نه در نگاه به خارج. به عنوان نمونه رهبر معظم انقلاب در 21 مهر 99 فرمودند: «اگرچه بسیاری از مشکلات ما مربوط به خارج از کشور است اما علاج آنها در داخل و با تکیه بر محاسبه درست و نگاه صحیح به مسائل کشور و منطقه و با بکارگیری تدبیر، تلاش، خرد و عزم راسخ است، بنابراین نباید علاج را در خارج از کشور جست‌وجو کرد چرا که ما هیچ خیر و بهره‌ای از خارج نمی‌بینیم و سر و صدای اراذل مسلط بر ملت آمریکا نیز نباید ذهن کسی را مشغول کند».

از این رو باید دقت داشت که برخلاف فضاسازیها و عملیات روانی رسانه ای جریان تحریف و مدعیان اصلاحات و جریان نفاق و جریان لیبرال غربگرا، راه‌حل حقیقی رفع مشکلات کشور در داخل است نه در خارج. کلید حل مشکلات اقتصادی در اعتماد به وعده الهی، اتکا به توان داخلی، میدان دادن به جوانان مومن، متخصص و انقلابی، مجاهدت و کار شبانه‌روزی، اهتمام در اجرای اقتصاد مقاومتی، بی‌اعتمادی به دشمن و اتخاذ راهبرد «مقاومت» است . ملت بصیر ایران میبایست این تجربه تلخ برجام را برای خود یادآوری کرده و مایه عبرت قرار دهد که آدرس غلط و مسموم «مذاکره، سازش، تسلیم، انفعال، عقب نشینی از حقوق هسته ای» که در زرورق زیبای «تعامل، تنش زدایی» ارائه میگردد، نه تنها موجب گشایش اقتصادی نمیگردد، بلکه قفل محکمتری بر چرخ اقتصاد و صنعت مینهد، و تعطیلی کارخانجات و رکود تولید و گرانی افسار گسیخته را به ارمغان خواهد آورد.

لطفا خود را دپرس نکنید !

دعوت به «تفکر، تعقل، بصیرت» مطلبی است که به طور مکرر در آیات قرآن و روایات بر آن تاکید شده است ، و متاسفانه بی توجهی به آن ، همان چیزی بود که گریبانگیر گروهک «خوارج» گردید ، و بر اثر حماقت و ساده اندیشی و بی بصیرتی و جمود فکری شان، فریب آدرسهای غلط «جریان نفاق» را خوردند، و تن به وعده های معاویه و عمرو عاص شیاد دادند، و زمینه ای را فراهم آوردند که حکمیت را به امیرالمومنین j تحمیل نمودند.

متاسفانه در این چند سال اخیر نیز علی رغم هشدارهای فراوان رهبر انقلاب مبنی بر لزوم بی اعتمادی به وعده های آمریکا و سم بودن راهکار «مذاکره» ، و ضرورت رای دادن به تفکر «انقلابی» با رویکرد «خودباوری، اعتماد به جوانان و فعال سازی ظرفیتهای داخلی» ، شاهد بودیم که عده ای از مردم فریب شعارهای رنگارنگ طیف غربگرا و کدخدا پرست را خوردند ، و کلید «مذاکره و سازش» را تنها راهکار پائین آمدن قیمت دلار تلقی کردند و خیال نمودند که با عقب نشینی از حقوق هسته ای ، هم چرخ کارخانه ها میچرخد و هم چرخ سانتریفیوژها میچرخد. اما تجربه تلخ برجام و اعتماد به آمریکای جنایتکار نشان داد که علی رغم اعطای هزینه های سنگین و زیر سوال رفتن عزت و شخصیت کشور ، نه چرخ اقتصاد چرخید و نه چرخ سانتریفیوژها چرخید.

از این رو باید گفت که بی بصیرت ها و ساده اندیشان و خوش خیالهایی که دروغ غربگراهادرباره انتخابات آمریکا را جدی بگیرند و تصور نمایند که حل مشکلات اقتصادی به پیروزی «جو بایدن» در انتخابات آمریکا وابسته است؛ دو احتمال بیشتر، پیش رو ندارند:

الف _ یاانسان نمایی به نام «دونالد ترامپ» دوباره پیروز انتخابات می شود و لذا ساده اندیشان داخلی که چشم امید به «بایدن» بسته بودند، دِپرس می شوند و افسردگی شدید می گیرند؛ و منتظر گران شدن دوباره دلار و ارزاق عمومی خواهند بود.

ب _ یا گندم نمای جو فروشی به نام «جو بایدن» پیروز می شود و در نتیجه ساده اندیشان و بی بصیرتهای داخلی موقتا هیجان زده می شوند، و چه بسا به خیابانها بریزند و مراسم جشن و پایکوبی برگزار کنند و شاید دوباره اسکناس هزار تومانی را کنار اسکناس یک دلاری بگذارند و امیدهای واهی در سر بپرورانند، (همچون زمانی که پیروزی آقای روحانی را در خیابانها جشن گرفتند) . در این صورت به این ساده اندیشان بی بصیرت وطنی باید گفت : دیر یا زود با دیدن واقعیت پشت پرده جناب آقای «بایدن» و با فهمیدن اینکه « سگ زرد برادر شغال است» و این نیز بدتر از ترامپ است، دِپرس دوبله می شوند و باز هم افسردگی شدیدخواهند گرفت.

بنابراین با این جماعت خوش باور و غربگرا و گوش به فرمان جریان تحریف باید گفت : این چه کاری است آخر؟!چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟! آدم عاقل این کار را با خودش نمی کند و هرگز وارد بازی دو سر باخت و و شرط بندیسراسر خسارت نمی شود.

آیا زمان عقلانیت و بصیرت فرا نرسیده ؟!

بله میدانیم که جریان نفاق و پادوهای داخلی آمریکا و جریان غربگرایان واشنگتن پرست و ورشکسته که سالها آدرس برجام میدادند و امضای جان کری را تضمین میدانستند، امروز مجبور به این گرگیجه اجباری هستند؛ و مجبور هستند برای لاپوشانی سوء مدیریت داخلی و کتمان بی تدبیریهای خویش، آدرس غلط بدهند و همه چیز را منوط به پیروزی «جو بایدن» نمایند تا بلکه اندک آبرویی برای آبرای نداشته خود دست و پا کنند. اما جای این پرسش باقیست که ملت ایران چرا دوباره باید فریب وعده ها و دروغها و آدرسهای غلط این طیف ورشکسته و سرشکسته و خودباخته و مرعوب و مستسبع را بخورد؟!

آیا وقت آن نرسیده که از تاریخ بدفرجام برجام عبرت بگیریم و چشم امید به کدخدا و انتخابات آمریکا نداشته باشیم؟! آیا وقت آن فرا نرسیده که چشم بصیرت باز کنیم و گوش به توصیه های رهبر انقلاب بدهیم و راهبرد عزتمندانه «مقاومت، خودباوری، اعتماد به جوانان» را بر راهبرد حقارت آمیز «سازش، مذاکره ، دیپلماسی التماسی» ترجیح دهیم؟!

آیا وقت آن نرسیده که کلید حل مشکلات را در نیویورک و واشنگتن و ژنو و لوزان و ... جستجو نکنیم، بلکه کلید حل مشکلات را در داخل، و درحمایت از تولید داخلی، روی آوردن به اقتصاد مقاومتی، مبارزه با واردات بی رویه، مقابله با قاچاق، کنار گذاشتن نسخه های اقتصاد لیبرال ، حمایت از کار و سرمایه ایرانی، میدان دادن به تفکر جهادی و ... جستجو نماییم؟!

آیا وقت دانستن این مطلب فرا نرسیده که این جماعت غربگرا و اهل سازش،یکی از عوامل اصلی ماندگاری تحریم های آمریکا هستند؛ و در واقع کاسب واقعی تحریم همین آقایان غربگرا و کدخدا پرست و غیر انقلابی هستند. چه زمان هایی که خواستار تشدید تحریم ها برای به زانو درآمدن ایران شدند؛و چه زمان هایی که با ارسال پالس ضعف و ناتوانی، به دشمن مستاصل روحیه دادند و صلح امام حسن j را تحریف کردند و درس سازش و مذاکره از کربلا گرفتند! .

آیا وقت آن فرانرسیده که چشم بصیرت باز کنیم و بفهمیم «بایدن و ترامپ» آن قدری خطرناک نیستند که این «جریان غربگرا ، غرب اندیش، غرب ستایش، غربگدا، واشنگتن پرست» با تفکر «سازش، تسلیم، اعتماد به غرب» و این جماعت منافق نفوذیو ... خطرناکو خسارت آفرین هستند ؟! آیا وقت آن نرسیده که بدانیم منافقین و ستون پنجم و پادوهای داخلی آمریکا و آنها که آدرس «برجام» میدادند، از کفار و مشرکین بدتر و خطرناک ترند ، و باید با آنها سرسختانه و به عنوان دشمن مسلّم و مقدّم برخورد کرد.

امید آنکه اگرخطمنافقین نفوذی غربگرا که «خط تحریف» و اغواگری و واژگون سازی حقایق است، با غیرت ملی و روشنگری و اعتراض نخبگان شکسته شود، قطعا خط تحریم و مشکلات خودساخته شکستنی است، و آمریکای رو به افول قطعا از بین رفتنی و نابود شدنی است، و ان شاء الله با آمدن دولت جوان انقلابی، این امر سریع تر تحقق خواهد یافت و تمام این مشکلات اقتصادی سامان خواهد پذیرفت، و زمینه برای ساخت جامعه و تمدن اسلامی مهیا خواهد شد و زمین آماده طلوع خورشید ولایت دوازدهم خواهد شد.

تالیف و تنظیم : رسول رضایی ، طلبه و پژوهشگر حوزه علمیه اصفهان