آخرین اخبار
کد خبر: ۴۸۰۷۱۸
تاریخ انتشار: ۲۳ آبان ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۱
یادداشت/
محمدصادق شهبازی
مدتی است دکتر سعید زیباکلام مواضع عجیب می‌گیرند: بی‌سابقگی ولایت‌فقیه در مبارزات انقلابی و نارصایتی از شعار مرگ بر صد ولایت‌فقیه، پیاده کردن بنی‌صدر از قطار انقلاب، تمجید از بازرگانِ مخالف حضور مردم به‌عنوان چهره مهذب خودساخته تراز جمهوریت، ضرورت وداع با ‏مفاهیم قدسی در حکمرانی، مقایسه نهادهای نظام با دربار، اضمحلال و ضد انقلاب شدن نظام، ملت فریب‌خورده و دوزخی ایران و...

استاد مدام با نامه‌‌نگاری و موضعگیری از تیرگی شرایط می‌گویند بی‌آنکه تصویری از امکان اصلاح و ایجاد تغییر پیش بگذارند. تحذیرهایی ‌که بیش از رنگ‌وبوی به‌صدادرآوردن‏ ناقوس بیداری و بسیج برای تغییر و اصلاح، رنگ‌وبوی روضه‌خوانی گرفته و علی‌رغم ادبیات رادیکال، جای مسئولیت‌سازی و حضور در صحنه، به رکود، ناامیدی و حفظ وضع موجود می‌انجامد.

البته هرکس با ایشان تعامل داشته معترف به نیت خیر، آزادگی، دغدغه‌های معنوی و انقلابی‌ ، نقش‌آفرینی‌های‌ ایشان در ‏مواردی مثل اعتراض به مذاکرات هسته‌ای، مفاسد اقتصادی و...همپای دانشجویان، آغوش باز ایشان برای جوانان انقلابی و هزینه دادن در زمانه سکوت محافظه‌کاران است.

اما مواضع‌ غیرقابل قبول متاخر ایشان بعضا تا مرز تجدیدنظرطلبی پیش رفته. استاد به‌درستی دغدغه مقابله با کسانی دارند که به‌اسم ‏ولایت و حفظ نظام و... مانع اصلاح در کشور شده و وضع موجود را حفظ می‌کنند، اما در برابر آن افراط به تفریط دچار شده‌ و در برابر آنها که همه‌‌چیز را به به ولایت فرومی‌کاهند تا بگویند همه‌چیز خوب است، خود به همان رویه در جهت عکس دچار شده‌اند و بالاتر به‌سبک مهندس بازرگان که می‌گفت‏ مبارزه ضداستبداد بود، و استکبارستیزی و ولایت‌فقیه در شعارهای مبارزه نبود و روحانیت مبارزه را تصاحب و استکبار را اضافه کرده، ایشان در مسئله بودن ولایت در مبارزات انقلابی تشکیک می‌کنند و دربرابر آنانکه هر نقد را به‌واسطه دینی بودن نظام نفی می‌کنند، ایشان شأن دینی و معنوی و ابراز‏ارادت به ولایت‌فقیه را نفی کرده‌اند.

البته مشکل بازرگان از جدایی از جامعه و نگاه به شعارهای خویش بود که صرفاً دنبال محدودیت استبداد و سلطنت در چارچوب قانون اساسی بود و توده‌های مردم که نه به خاطر گروههایی مثل ایشان که به‌خاطر امام به صحنه می‌آمدند را نمی‌دید و از ارادت جوانان به‏ ‏امام راحل که این ایده محوری را طرح می‌کردند؟ غیر از این بود که شعار مرگ بر ضد ولایت‌فقیه هم در برابر غربگرایان به‌دنبال قبضه کردن مبارزه و متحجران مخالف دخالت دین در سیاست طراحی شد؟ مشکل از ولایت‌فقیه است یا افراط ان افراد به‌اسم ولایتمداری؟

استاد عزیز اخیرا در مصاحبه‌ای چنان‏ ‏که از ایشان انتظار می‌رود فرمودند که معتقد به اصلاح تدریجی نظام هستند، اما چرا این نگاه واقع‌بینانه در مدل موضع‌گیری ایشان و تصاویر صفر و یکی نسبت به وضع موجود کشور و مواضع عجیب تجدیدنظرطلبانه دیده نمی‌شود؟ تصاویر نفی‌محورکه نگارنده معتقد است ریشه نه در نگاه دینی که در رویکردپست‌مدرن و عاطفی استاد عزیز دارد و به نوسان از مطالبه‌گر و منتقد درون‌گفتمانی تا نقد برون‌گفتمانی و تجدیدنظرطلبی انجامیده.

امیدست ایشان به رویکردی که خود گفته‌اند باز گردند و از اتخاذ مواضع عجیب و هم‌صدایی با غربگرایان و اتخاذ رویکردی با نتیجه‌ای مشابه حافظان وضع موجود، بپرهیزند


نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: