کد خبر: ۲۰۷۹۵۷
زمان انتشار: ۱۱:۱۲     ۰۸ اسفند ۱۳۹۲
آموزش و پرورش نباید دستخوش بازی های سیاسی قرار گیرد، برخی بدون در نظر گرفتن آسیب های وارد شده به این قشر از آن سو استفاده می کنند.
به گزارش پایگاه 598 به نقل از فرهنگ نیوز،8 اسفند مصادف با سالروز تاسیس ستادهای امور تربیتی در مدارس توسط شهیدان رجایی و باهنر در سال 1359 است. به همین مناسبتخبرنگار فرهنگ نیوزدر مصاحبه ای اختصاصی بامهندس محمود فرشیدیکه یکی از فعالان عرصه آموزش و پرورش ابعاد مختلف این اتفاق را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.فرشیدی در اولین دولت احمدی نژاد، تصدی وزارت آموزش و پرورش را عهده دار بود که می توان تشکیل ستاد تحول بنیادین در آموزش و پرورش را از نقاط کلیدی کارنامه کاری ایشان برشمرد. آنچه در ادامه خواهد آمد با موضوع تربیت و اهمیت آن در مدارس می باشد.

" کانون تربیت اسلامی" پاسخی بود به رویکرد ضد تربیتی دولت کارگزاران

*** بعد از جدا شدن از دولت وارد چه عرصه ای شدید؟

دغدغه همیشگی ام در تمام این سال ها بحث تعلیم و تربیت بود. از سال 59-60 و در زمان شهید باهنر رسما وارد آموزش پرورش شدم. ایجاد تشکیلاتی با عنوان " کانون تربیت اسلامی" در سال 77 عکس العملی نسبت به نظام جدید متوسطه در دولت کارگزاران بود که رویکرد تربیتی نداشت. در آن زمانگروهی خدمت مقام معظم رهبری رسیدند و در مورد حزب و تشکیلات سوال کردند و ایشان غریب به این مضمون فرمودند که در غرب هدف حزب کسب قدرت است در اسلام هدف از ایجاد تشکیلات ترویج اندیشه است.ما دیدیم مصداق سخن ایشان کار ماست که می خواهیم تعلیم و تربیت اسلامی را ترویج دهیم. پس تشکیلاتمان را در وزارت کشور به ثبت رساندیم. این تشکیلات هم اکنون هم به عنوان یکی از احزاب قدیمی کشور و با رویکرد تربیتی و مسائل آموزش و پروش نسل آینده مطرح است.

بعد از دوران مسئولیتم در دولت احساس کردم همین کانون تربیت اسلامی بهترین جا برای ترویج افکار و کمک به دوستان است. در سال 88 با عده ای از دوستان یک تجمع دیگری تحت عنوان " کانون مدارس اسلامی" را راه اندازی کردیم که هدفمان ترویج الگوی مدرسه اسلامی در تمامی مدارس دولتی و غیر دولتی با شعار " تعامل- تعالی- توسعه " بود.

ایجاد مدارس اسلامی راه گشای تحولی بنیادین در نظام آموزش و پرورش

***کانون مدارس اسلامی چه هدفی را دنبال می کند؟

از حدود 60-70 سال پیش، وقتی که آموزش و پرورش در قالب دین زدایی در خدمت دولت های گذشته درآمد متدینین هوشیار جامعه سعی کردند این توطئه را خنثی کنند. سراغ ایجاد فضایی رفتند که بچه ها در آن هم به سبک جدید درس بخوانند و هم متدین شوند. و مدرسه اسلامی ساختند که پیشینه آن به زمان آیت الله فومنی، شهید بهشتی، شهید رجایی و شهید باهنر و خیلی دیگر از بزرگان ما برمیگردد. مدارس کمال مدارس رفاه و مدرسه دین و دانش شهید بهشتی در قم و مدارس جامع تعلیمات اسلامی از این دست هستند. بعد از انقلاب انتظار می رفت همه مدارس یکباره اسلامی شوند ولی اینگونه نشد و این ضرورت ایجاد شد که این مدارس دوباره دست به دست هم دهند و از این الگوی مدارس اسلامی دفاع کنند. مخصوصا الان که بحث تحول بنیادین مطرح است یکی از شعارهای ما " مدرسه اسلامی ره گشای تحول بنیادین" است.هم اکنون یک سری از مدارس عضو تشکیلات ما هستند که دارای سه شاخصه اصلی اند: 1- در این مدارس برای تربیت اسلامی همان اندازه ارزش قائل می شوند که برای آموزش ریاضی و فیزیک. 2- عام المنفعه هستند یعنی یا خیریه اند یا وقف اند. 3- ارزش های انقلاب در این مدارس پررنگ است.

برخی در دوران اصلاحات اعتقادی به آموزش و پروش اسلامی نداشتند

***تاریخچه امور تربیتی مدارس به چه زمانی برمی گردد؟

امور تربیتی در زمان طاغوت هم بوده و آنها در راستای تربیت شاهنشاهی تلاش میکردند. در این راستا بچه ها را به اردوهای عمران ملی و کاخ جوان میبردند که در واقع ترویج اختلاط و فساد بود. بعد از انقلاب دو نهاد بیشتر مورد توجه شخصیت های برجسته آموزش و پروش یعنی شهید رجایی و شهید باهنر قرار گرفت. یکی تربیت معلم و دیگری امور تربیتی بود. این دو قسمت بعد از انقلاب دگرگون شد که البته این دو نهاد در ابتدای تاسیس بخش بالنده و تاثیر گذاری داشتند. ولی بعدا به دلیل فقدان این بزرگواران و اینکه ما نتوانستیم آن نگاه جامع را ایجاد کنیم، یک سری تداخل وظایف بین کار معلم و کار مربی تربیتی ایجاد شد و اینها بهانه شد تا در دوران اصلاحات کسانی که اصلا باور به آموزش و پروش اسلامی نداشتند معاونت پرورشی را حذف کردند. ایشان این شبهه تضاد نما را دست آویز خود ساختند که تربیت کار همه است، چه معلم و چه مدیر مسئولیت تربیتی در قبال دانش آموزان دارند و با این استدلال می گفتند پس مربی پرورشی چه کاره است؟

سرایدار مدرسههم باید متدین باشد

اما آنچه که مسئله را شفاف می سازد به نظر من این است که بطور کلی هدف هر حرکتی که در آموزش و پروش صورت می گیرد تربیت اسلامی است و تربیت اسلامی همه فعالیت های کوچک و بزرگ آموزش و پروش را جهت میدهد. یعنی حتی سریداری که برای مدرسه استخدام میشود باید یک فرد متدین دلبسته به ارزشهای انقلاب باشد، یا تدریس فیزیک در نهایت بچه ها را به توحید برساند و در غیر اینصورت بچه ها دچار تضاد خواهند شد.

مثلا در کتاب ریاضی چهارم دبستان برای آموزش درس کسر و بخش نوشته بود: در زمان فراعنه مصر کارگران بخشی از یک نان را دریافت میکردند وعکس یکی از فراعنه مصر، گذاشته شده بود که کارگری در برابرش زانو زده و فرعون به ازای کار کارگر قسمتی از نان را به او می دهد. ولی ما پیشنهاد دادیم برای تدریس این مطلب عکس یک مزرعه گندم گذاشته شود و نوشته شود مسلمان ها وقتی گندم می کارند بخشی از آن را به عنوان زکات به مستضعفین می پردازند. پس تربیت اسلامی هدف و آرمان ماست.

دو نوع فعالیت داریم یک فعالیت هایی آموزشی هستند که معلم محورند و تربیت به طور غیر مستقیم و به همین شکلی که مثال زدم اتفاق می افتد ومعلم در قالب اطلاعات علمی بچه ها را طوری تربیت می کند که نهایتا به توحید برسند. فعالیت دیگر پرورشی است هدف پرورش هم تربیت است اما با این تفاوت که پرورش دانش آموز محور است. مثلا در جبهه که ظاهرش راندن دشمن از کشور بود اما نهایت تربیت و انسان سازی بود و به قول امام (ره) فتح الفتوح بود. پس اگر اینگونه ورود کنیم به فعالیت های آموزشی و پرورشی و تربیتی تعارضی وجود نخواهد داشت.

Description:

آموزش ابعاد مختلف تربیت در مدارس

جمهوری اسلامی هم یک مدرسه بزرگ است که هدفش تربیت انسان هاست. و قوی ترین بازویش آموزش و پروش است. ما می توانیم درس تعلیمات دینی در مدارس داشته باشیم و صرف گرفتن نمره باعث خواندن آن شود یا در سطح بالاتر بچه ها را اهل نماز و روزه کند، اینها یک دینداری حداقلی است اما نگاهی که در سند تحول بنیادین یا در فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی داریم جامعیت است. و یعنی هیچ حرکتی نباید صورت بگیرد الا اینکه برای تامین یکی از اهداف تربیتی اسلام باشد.و ساحت های مختلفی برای این منظور تعریف شده: یکی اینکه به دانش آموز بیاموزیم که چگونه با حفظ جهت گیری الهی علم بیاموزد، چگونه به اعمال عبادی و ارتباط با خدا بپردازد، ساحت دیگر فرهنگی و هنری است ، ساحت دیگر تربیت بدنی است تا به سلامت جسم و محیط زیستش اهمیت بدهد، یک بعد دیگر سیاسی است تا استکبار ستیز و دارای قدرت تشخص شود، تقویت بعد اجتماعی او تا فردی نوع دوست در جامعه باشد، ساحت دیگر اقتصادی است تا بتواند کسب و کاری برای خود داشته باشه. پس برای رسیدن به این اهداف چه برنامه هایی باید در این 12 سال برای انسان خام پیاده کنیم تا به آن الگو برسیم.

چرا غرب بر ایدئولوژی باطل خود محکم بایستد، ما برنامه ای برای تربیت اسلامی فرزندانمان نداشته باشیم؟!

همانطور که بارها دیدیم تیم های ورزشی بیگانه با شنیدن سرود رسمی کشورشان دست روی قلبشان میگذارند و سرود را تکرار می کنند، این یک عمل فی البداهه نیست بلکه آن فرد را طی سالها آموزش دادند ، پس اگر ما هم میخواهیم در سند چشم انداز تحول بنیادین خودمان به جایی برسیم که هر فردی مفتخر به ایرانی بودن خودش باشد باید فرزندانمان را از امروز بر این اساس تربیت کنیم.

مشکل ما این است که عده ای می گویند: گروهی در صدد ایدئولوژیک سازی آموزش و پرورش هستند. آیا از این ایدئولژیک تر که در غرب حتی اجازه نمی دهند دانش آموزی روسری سرش کند و او را اخراج می کنند؟!اینکه در آنجا یهودی می تواند طبق آداب و رسوم خودش پوشش داشته باشد ولی اگر یک مسلمان حجاب داشت اخراجش کنند، این ایدئولوژیک نیست؟ چرا آنها بر باطل خود اینقدر سرسخت باشند و ما بر حقانیت خودمان رها باشیم. زمانی که مقام معظم رهبری درباره احیای پرورشی فرمودند اشاره کردند که در غرب هم هست.مدرسه صرفا برای این نیست که فرد چند کلمه درس بیاموزد و از آن فرار کند بلکه باید بتواند وقتی بیکار هم هست طبق استعدادش در آن حضور یابد، به آزمایش ها مختلف یا ورزش مورد علاقه اش و ... بپردازد. همین تعطیلی روزهای پنج شنبه فرصت مناسبی است که در مدارس مسابقات ورزشی برگزار شود. مخصوصا در زمان ما که خانه ها کوچک است و گروه همسالان در اطراف بچه ها کم است مدرسه میتواند محیط بسیارمناسبی باشد.

باید معیار انتخاب معلم آموزشی و مربی پرورشی پایبندی شان به ارزش ها باشد

***همانطور که گفتید آموزش، معلم محور است، مثلا برای انتخاب معلم فیزیک می توان تخصص و دانش او را ملاک قرار داد. آیا نهادی هست که معلمین پرورشی را آموزش دهد؟ و چه ملاک هایی برای انتخاب مربی پرورشی باید مدنظر قرار گیرد؟

معلم پرورشی در نظام آموزشی ما هنوز نتوانسته جایگاه خودش را به درستی داشته باشد. چون در یک دوره ای آن را حذف کردند و امکانات و بودجه اش را پخش کردند و این نقش تازه میخواهد احیا شود. ولی در سالهای اول انقلاب مراکز تربیت معلم، معلم پرورشی تربیت می کردند. از نظر من شاخصه های انتخاب معلم آموزشی و معلم پرورشی هیچ فرقی نمی کند و تنها مهارت هاشان در عمل متفاوت است و کار معلم پرورشی برای رشد دادن عرصه های غیر از علم در بچه ها خلاقانه تر است. اما از نظر باورهای اعتقادی هیچ فرقی نمی کنند. در واقع هر دو هدف یکسانی دارند که از دو مسیر متفاوت برای رسیدن به آن تلاش می کنند.

***سایر نهادها می توانند در این راستا به آموزش و پرورش کمک کنند؟ مثلا طرح صالحین بسیج که مخاطبش نونهالان و نوجوانان هستند چقدر می تواند در ارتباط با مدارس، به خصوص مدارس دولتی موثر باشد؟

با توجه به مسئولیت سنگین آموزش و پروش در عرصه تربیت، طبیعی است که به تنهایی از عهده این مسئولیت برنمی آید. پس باید دست نیاز به سمت افراد ونهادهایی که با او هم هدف هستنند دراز کند. ولی هر سازمانی ضوابط مربوط به خود را دارد. در مدارس هم در کنار این شور و شوق ارتباط با بچه ها یکسری نظم و انضباط معینی باید وجود داشته باشد تا جلوی مشکلات احتمالی را بگیرد، زیرا در صورت بروز حتی یک مورد اشکال کسانی که مخالف اصل این موضوع هستند سو استفاده خواهند کرد.

پیشنهاد من به بسیج این است همانطوری که خیلی از مدارس زنجیره ای وجود دارند که رویکرد اسلامی هم ندارند ولی به خاطر سطح علمی آن مدارس بچه ها به آن سمت جذب می شوند،بسیج در کنار طرحی مثل صالحین در امر مدرسه داری ورود پیدا کند و مدارسی اسلامی در سراسر کشور راه اندازی کند که این در واقع، پاسخی است به نیاز جامعه ما و در این زمان که بحث تهاجم فرهنگی هم مطرح هست این موضوع می تواند گامی موثر در مقابله با دشمن هم باشد.

لزوم تبیین اهمیت تربیت برای دولت، خانواده، مسئولین مدرارس و رسانه/سند تحول بنیادین چرا در رسانه تبیین نمی شود؟

***چرا در شهرهای بزرگ به خصوص شاهد هستیم که والدین بیشتر به افزایش بار علمی فرزندانشان اهمیت می دهند تا به بعد تربیتی آنها؟ چه کنیم تا این طرز تفکر مردم تغییر کند و خواستار این باشند که تخصص و تفکر دینی بچه ها با هم رشد پیدا کند؟

اگر مدارسی داشته باشیم که هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ دینی بالا باشند حتما خانواده ها از آنها استقبال می کنند. و ما هم از این نوع مدارس داریم که البته نیاز به حمایت دولت دارند تا بتوانند الگوی موفقشان را در جایی دیگر و در مدرسه ای دیگر پیاده کنند. از طرف دیگر افرادی هستند که با اینکه شاید خودشان پایبندی زیادی هم نداشته باشند ولی دوست دارند بچه هایی معتقد داشته باشند.اهمیت مسائل تربیتی و یک محیط امن برای تحصیل بچه ها موضوعی است که باید برای خانواده ها تبیین شود و آموزش و پروش باید پاسخگوی مطالبات تربیتی جامعه باشد. اگر برای مدیران مدارس ما تبیین شود که اگر شما مسلمان هستید این بچه ها امانت های امیرالمومنین (ع) و حضرت زهرا(س) هستند برای شما و از شما بازخواست میشود که با امانت های ما چه کردید، در امر تربیت بچه ها ما شاهد جهش بزرگی خواهیم بود.رسانه ها هم مسئولند، همانطور که این بچه ها یک پنجم جمعیت کشور را دارا هستند به همین نسبت باید به آنها اهمیت داد. به اینکه آینده و تربیت اینها چگونه رقم می خورد؟ چرا سند تحول بنیادین که تصویب هم شده در رسانه ها به وضوح تبیین نشده است

***بعضی اوقات دیده می شود در بسیاری از مدارس معلمین پرورشی برای این منظور تعلیم داده نشده اند و در ساعات پرورشی یا به حل تمرین یک درس دیگری پرداخته می شود یا صرف شعر خواندن و لطیفه گفتن بچه ها می شود، آیا آموزش و پرورش برنامه مدونی برای ساعات پرورشی دارد؟

از طرفی ساعات پرورشی باید قابلیت انعطاف و برنامه ریزی را داشته باشد و کلیشه ای نباشد، از طرف دیگر در همین سند تحول بنیادین حدوداً 110 راهکار برای ساعات پرورشی پیشنهاد شده که از عهده معلم پرورشی خارج است و نیاز به یک شورای پرورشی در مدرسه دارد تا مشخص شود در این مدارس چه برنامه هایی قرار است اجرا شود. محور کار پرورشی مشارکت دادن بچه هاست و باید استعدادهای بچه ها به صورت جهت دار پرورش داده شود مثلا در زمینه همین لطیفه گفتن بچه ها میتوان یک مسابقه شعار علیه آمریکا برگزار شود و در سایر زمینه ها هم به همین صورت...

***نظرتان در مورد رویکرد دولت ها به مقوله آموزش و پرورش چگونه است؟

در ساختار دولت ها آموزش و پرورش هم وزارتخانه ایست در راستای سایر وزارتخانه ها. حال اینکه حاصل کار آموزش و پرورش دو خصوصیت اصلی دارد:1- دیر بازده است، یعنی بعد از 12 سال مشخص میشود در قلب و عقل این فرد چه تحولی رخ داده است. 2- نامحسوس است. بودجه آن به نسبت سایر وزارتخانه ها زیاد است و متقاضیان بی زبانی دارد که ادعای حقشان را نمی کنند. ولی رویکرد دولت ها یا سیاسی است یا اقتصادی و کمتر به موضوع فرهنگی می پردازند. و از طرف دیگر وزارتخانه های دیگر برای افراد جامعه کالا یا خدمات تولید می کنند اما آموزش و پرورش انسان ها را تربیت می کند پس دستگاهی هم عرض بقیه دستگاه ها نیست. و از طرف دیگر دولت و مجلس ما 4 ساله است و هر 4 سال مدیران سازمان عوض می شوند. به این دلایل به نظر من آموزش و پرورش نباید یک وزارتخانه مرتبط به دولت باشد بلکه باید نهادی مرتبط با حکومت باشد. (مثل سازمان صدا و سیما) تا به راحتی و با هر موجی متلاطم نشود.

نقشه راه آموزش و پرورش (سند تحول بنیادین) مشخص است

***خاطره ای از این دو سال حضورتان در وزارت برای ما بفرمایید.

یکی حضورم در ستاد تنظیمسند تحول بنیادینبود که البته پیش از ما دردوران اصلاحاتسندی با نام سند ملی تهیه شده بود که رویکرد غیر دینی داشت و وقتی مقام معظم رهبری فرمودند باید فلسفه تعلیمات اسلامی اساس کار باشد ستادی برای این منظور ایجاد و این سند تنظیم شد که الحمدالله مورد تایید مقام معظم رهبری هم قرار گرفت. پس ما الان نقشه راه داریم و کلیدی ترین کاری بود که انجام شد. غیر از اینبحث برنامه درسی ملی با این رویکرد که همه چیز هدف پیدا و پنهان اسلامی داشته باشد و این فقط خاص ایران نیست، کشورهای دیگر هم دارند که آشکار هم نمی کنند و اهداف پنهانشان را دنبال می کنند.مثلا در غرب در ظاهر درسی تدریس میشه اما در باطن حس وطن پرستی در بچه ها نهادینه می شود. احیای پرورشی وتصویب اعتبار چهار میلیارد دلاری جهت مقاوم سازی و نوسازی مدارس از کارهایی بود که صورت گرفت.

نباید با تغییر دولت ها جامعه هدف سازمان آموزش و پرورش دستخوش بازی های سیاسی قرار بگیرد

*** انتقادی به عملکرد خودتان مخصوصا در آن زمان که عهده دار مقام وزارت بودید دارید؟

اگر غیر از این باشد که خیلی باید خودخواه یا غافل بوده باشم که رفتار و اعمال خودم را مورد نقد قرار ندهم. به صورت مصداقی اگر بخواهم مطلبی را بیان کنم شاید به برخی افراد نباید اعتماد میکردم، بودند معدود افرادی که حتی بعدا بر علیه خود من کار کردند.البته در آن دولت هم بستر این گونه رفتار فراهم بود، و وزیر جایگاه محکمی نداشت. نه تنها من بلکه همه وزرا ممکن بود دور زده شوند، و افرادی که با مقامات بالایی ارتباط داشتند تقویت می شدند.اگر در ارتباط با این افراد تدبیر بیشتری به خرج میدادم بهتر بود.

***پیامد عزل و نصب هایی که در وزارت آموزش و پرورش بواسطه تغییر دولت ها اتفاق می افتد و هر گروه مطابق سلایق خودش برنامه ریزی و عمل میکند روی این سازمان و مخصوصا روی دانش آموزان ما در آینده چه خواهد بود؟

تغییر و تحولات به خودی خود طبیعی است و قرار نیست صندلی ریاست به کسی وفا کند. اما تقاضای معقولی است که فردی که روی کار می آید به نسبت فرد قبلی ویژگی های بهتری داشته باشد و طبیعی است که هر مدیر به تیمی نیاز داشته باشد که اهداف و برنامه های مورد نظرش را بهتر درک کنند. ولیآنچه قابل قبول نیست این است که آموزش و پرورش دستخوش بازی های سیاسی قرار بگیرد و چون جامعه هدف این سازمان از معلمین تا دانش آموزان بسیار گسترده است برخی بدون در نظر گرفتن آسیب های وارد شده به این قشر از آن سو استفاده می کنند.و این مطلب خطرناک است . مثلا در دوره اصلاحات برای اینکه رای بیشتری داشته باشند سن رای را با یک هدف سیاسی پایین آوردند. و نه تنها روی آموزش و پرورش بلکه هر جا که ممکن است مورد نفوذ افراد فتنه گر قرار بگیرد چه در رسانه ها چه جشنواره های سینمایی و... باید هوشیاری لازم را داشت.

***با تشکر از شما اگر سخن پایانی دارید بفرمایید.

با تشکر متقابل از شما؛ رسالت تربیتی رسانه را بیشتر مورد توجه قرار دهید، تا سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری و مطالبات مردم از مدرسه بیش از پیش تبیین شود.


نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها