کد خبر: ۲۹۴۵۰۰
زمان انتشار: ۱۳:۰۸     ۲۱ بهمن ۱۳۹۳
بحران اصلی اتحادیه اروپا که همان رشد اقتصادی است همان چیزی است که اتحادیه آن را بعنوان هدف اصلی خود قرار داد و بخاطر آن تشکیل شد. حوزه‌های فرهنگی، وضعیت اقلیت‌ها، مبحث سیاست خارجی و دفاعی اتحادیه اروپا، نفوذ کشورهای خارجی بر سیاست های منطقه یورو، مشکلات امنیتی و چالش‌ها و بحران‌های اقتصادی تنها گوشه‌ای از مسایل پیش روی کشورهای اروپایی است که آینده مبهمی را برای یورو رقم زده است.

به گزارش پایگاه 598 به نقل از دیدبان: اتحادیه اروپا که در سال 1957 توسط شش کشور با هدف سیاسی-اقتصادی شکل گرفت، درسال 1993 با اجرای توافقنامه «ماستریخت» و پیوستن کشورهای جدید به اتحادیه، گسترش یافت و تعداد آن‌ به 28 کشور رسید.

این اتحادیه درابتدا با اتخاذ سیاست‌های مختلف در زمینه‌های گوناگون کشاورزی، تجاری و سیاسی در سطح منطقه و بین‌الملل توانست پله‌های ترقی را یکی پس از دیگری درنوردد و دست‌آوردهای موفقیت‌آمیز خود را درعرصه جهانی به نمایش درآورد. با جولان دادن آرمان‌شهر اتحادیه اروپا در سطح جهان، بسیاری از کشورهایی که حتی در زمینه‌های جغرافیایی، فرهنگی، سیاسی هیچ تناسبی با اتحادیه اروپا نداشتند در صدد دادن امتیازهای گوناگون در زمینه‌های مختلف برای جلب رضایت کشورهای اتحادیه به منظور پیوستن به اتحادیه برآمدند. اما این میل و رغبت کشورها برای پیوستن به اتحادیه اروپا زیاد به طول نینجامید که دلیل آن‌هم سقوط اروپا به دره بحران‌ها و چالش‌هاست.

بحران اصلی که اتحادیه اروپا در آن قرار گرفته است همان چیزی است که اتحادیه آن را بعنوان هدف اصلی خود قرار داد و بخاطر آن تشکیل شد یعنی «رشد اقتصادی». بحران یورو که بعنوان سبب اصلی، پایه‌های اتحادیه اروپا را فلج کرد از یونان شروع گردید و دامن گیر سایر کشورهای اتحادیه اروپا نیز شد. اما مسئله یورو تنها بحران دامن‌گیر اتحادیه نبود بلکه بحران‌‌های دیگر مانند تروریسم، شکاف‌های هویتی، شهروندان اتحادیه و شکاف‌های فرهنگی مهاجران اروپا، افراط گرایی، نژاد پرستی، ملی گرایی از عواملی است که به آتش این بحران می‌افزاید.

در کنار این موارد موضوعی مانند تجزیه طلبی از اتحادیه اروپا که ماه‌های اخیر دولت مردان انگلیس از آن صحبت می کنند قدرت اتحادیه اروپا را کاهش داده است. احزاب و گروه‌هایی که دم از جدایی می زنند کم و بیش همان مسیری را طی می کنند که احزاب نوظهور ضد اروپا در پیش گرفته اند.

ظهور این جریان های جدید، هم زمان با تشدید چالش های پیش روی بروکسل موجب شده تا نتوان به صراحت و قطعیت در مورد آینده آن سخن گفت.

احزابی همچون دزدان دریایی، پنج ستاره، آلمان جایگزین، بریتانیای مستقل که همگی از احزاب ضد یورو محسوب می شوند با سیاست‌های اتحادیه اروپا مخالف هستند.(1)

حوزه‌های فرهنگی، وضعیت اقلیت‌ها، مبحث سیاست خارجی و دفاعی اتحادیه اروپا، حاکمیت برخی قدرت‌های داخلی و نفوذ کشورهای خارجی بر سیاست های منطقه یورو، مشکلات امنیتی و چالش‌ها و بحران‌های اقتصادی تنها گوشه‌ای از مسایل پیش روی کشورهای اروپایی است که آینده مبهمی را برای یورو رقم زده است.

این یک بحران سیستماتیک است که همه جوانب اتحادیه اروپا را در بر می گیرد. این بحران ناشی از عدم اطمینان به نخبگان سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپاست.(2)

دلایل مختلفی می‌توان برای این بحران‌ها برشمرد که مهمترین آن‌ها عبارتند از:

1. ماهیت ناهمگون سیاست های اتحادیه اروپا؛

2. فقدان سیاست خارجی منسجم و قابل قبول تمامی اعضا اتحادیه اروپا؛

3. عدم تدوین قاون اساسی و میثاق منسجم و قدرتمند؛

4. فرآیند بودجه و اختلاف نظر بر سر منابع و تخصیص بودجه؛

5.حضورکمرنگ مردمی و افکار عمومی اروپا در انتخابات و رفراندوم ها،

6.عدم پویایی و توازن داخلی؛

7. مشکلات اقتصادی ،تجاری و بازرگانی پس از بحران مالی سپتامبر 2008؛

8.مساله هویت و شخصیت اتحادیه اروپا؛

9. کثرت گرایی(پلورالیسم)؛

10. نهادها و فرآیندهای تصمیم گیری؛

11. قبول نکردن پول واحد یورو توسط 3 کشور انگلستان ،سوئد و دانمارک؛

12. اختلاف نظر بر سر مبنای اتحادیه اروپا (اروپای بین الدول بر اساس همکاری و نقش بازیگری دولت‌ها یا اروپای بین الملل بر اساس همگرایی و نقش تعدد بازیگران مختلف)؛

13. عضوگیری جدید و تاثیرات متعاقب آن؛

14. فرآیند پذیرش تصمیمات اتحادیه اروپا در پارلمانها و قوانین داخلی اعضا؛

15. تقابل کشورهای مرکز و شرق اروپا با اروپای غربی؛

16. مشکلات زمینه سازی مکانیزم فدرالیسم و ایالات متحده اروپا؛

17. نقش بیگانگان و دخالت و نفوذ آنان در اتحادیه اروپا به خصوص ایالات متحده آمریکا(3)

این عوامل باعث ایجاد سه بحران اصلی در اروپا گردید که هرکدام را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می‌دهیم:

بحران یورو

در سال 2005 'میلتون فریدمن' اقتصاددان آمریکایی در گفت وگو با مجله آلمانی «اشپیگل» پیش بینی کرده بود که از سال 2010 افول اقتصادی اروپا شروع می شود و اتحادیه اروپا کم کم در سراشیب سقوط قرار می گیرد.(4)

بحران مالی کنونی در اتحادیة اروپا سهمگین‌ترین بحرانی است که اتحادیه از زمان تشکیل خود در سال 1957 تاکنون بدان گرفتار بوده است.(5)

این بحران که از اوایل آوریل 2010 از یونان آغاز شد موجی از نگرانی و هیجان در بازارهای مالی اروپا و دیگر بازارهای جهانی بوجود آورد. این بحران خیلی سریع ابعاد بزرگتری به خود ‌گرفت و بی ثبات شدن واحد پول مشترک کشورهای عضو اتحادیه اروپا،یورو را با خطری جدی روبه‌رو کرد. بدهی های فوق العاده سنگین به بانک‌های خارجی، مشکلات زیادی را نه تنها برای کشورهای مبتلابه اروپایی بلکه برای سایر مناطق و حوزه‌های اقتصادی جهان، بوجود آورد.(6)

بسیاری از کارشناسان بر این عقیده هستند بحران مالی که اکنون یونان را تا مرز ورشکستگی پیش برده است در آینده کشورهای دیگر منطقه یورو را نیز درگیر خواهد کرد و این فرآیند آغازی بر فروپاشی همگرایی و نقطه عزیمت واگرایی در اتحادیه اروپا خواهد بود.(7)

نقطه تولد اتحادیه اروپا اقتصاد بود و احتمالا نیز نقطه پایانی آن هم اقتصاد خواهد بود. قدرت‌های بزرگ اتحادیه، برای مهار بحران جدیدی که دامنگیر آنها شده بود، پول‌هایی را در اختیار کشورهای ضعیف‌تر قرار دادند که برخی از آنها همچون اسپانیا از آن بهره‌برداری مفید کردند و در راه توسعه گام برداشتند و برخی دیگر که از زیر ساختی لازم برای بهره برداری بهتر از آن برخوردار نبودند نیز آن را هدر دادند. اما دیری نپایید که با آشکار شدن تبعات منفی این سیاست، این راهکار با بن‌بست مواجه شد.(8)

درهم تنیدگی ساختارها و مناسبات تجاری-مالی کشورهای مختلف به یکدیگر سبب شده که این بحران بسان ظروف مرتبطه عمل کند و خیلی سریع به سایر مناطق تجاری جهان سرایت نماید. بسیاری از اقتصاددانان بحران کنونی منطقه یورو، را ناشی از مشکلات مالی یونان، پرتغال، ایرلند و اسپانیا قلمداد می‌کنند اما بسیاری از اقتصاددانان، ریشه بحران یورو را عمیق‌تر و زاییده تناقضات ساختاری این نظام پولی می‌دانند. این بحران به خوبی ضعف ساختارهای اقتصادی و عدم‌هماهنگی در اتحادیه اروپا را نشان داد.(9)

از مهمترین ریشه‌های بحران یورو در اروپا می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مشکلات ساختاری (فقدان سازو کارهای لازم برای ایجاد اتحادیه‌ی پولی)؛
  • عدم موازنه بین اقتصادی منطقه یورو؛
  • جایگاه تاریخی و اقتصادی آلمان و جاه طلبی‌های ناشی از آن؛
  • بی‌انضباطی مالی اعضاء و غیررقابتی بودن اقتصاد آنان به دلیل سیطره دولت بر اقتصاد
  • سیکل‌های اقتصادی و بحران اقتصادی جهان(10)

نکته دیگری که باعث نگرانی اعضای اتحادیه اروپا در بحران بوجود آمده مخصوصا در زمینه اقتصاد عبارت است از عدم واکنش ایالات متحده آمریکا. سکوت «معنادار» آمریکا که موجب شده رسانه‌ها و سیاستمداران آمریکایی به طرز عجیبی در برابر چشم اندازهای اقتصادی تیره و تار اروپا سکوت پیشه کنند بیش از پیش ارائه چشم اندازی روشن و مشخص از آینده مالی و اقتصادی اروپا را با مشکل مواجه ساخته و آن را در پرده ای از ابهام قرار داده بود.(11)

مابین این خطوط و در جریان این بحران کم تر کسی به بازیای که دولت آمریکا انجام داده توجه می‌ کرد. دراین بازی دلار، یورو را به چالشی سرنوشت ساز کشید  که راه بازگشتی برای آن نگذاشته است. یورو یا باید این بحران را پشت سر بگذارد و یا پایان تاریخ مصرف خود را اعلام کند.

دلار آمریکا چندین دهه است که به عنوان یکی از معتبرترین پول‌های جهان در بسیاری موارد و قیمت گذاری‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. با وجود حضور پول‌هایی که در درازای تاریخ اقتصادی آمریکا در اقتصاد جهانی حضور داشتند دلار هم چنان پول معیار قیمت گذاری جهانی است. اقتصاد آمریکا با پذیرش بخشی از بحران جهانی یورو را وارد چالشی کرده است که در صورت عدم موفقیت برای عبور از این بحران محکوم به شکست خواهد بود.

این اقدام توسط دولت آمریکا دو راه پیش روی یورو می گذارد یا باید هم راه دلار و اقتصاد آمریکا بخشی از بار مالی جهانی را به دوش بکشد و یا شکست را بپذیرد.(12)

بحران تروریست

تروریسم در همه اشکال آن به منزله یک تهدید جدی برای صلح و امنیت بین المللی تلقی می‌گردد. اتحادیه اروپا خود را بازیگری موثر در مبارزه با تروریسم می‌داند و اسناد متعددی را در این رابطه به تصویب رسانده است. این اتحادیه در حوزه خارجی اقداماتی مانند، افزایش همکاری‌های بین المللی، همکاری با سازمان‌های بین المللی و مقابله با تامین مالی تروریسم را به انجام رسانده است.(13)

تروریست‌هایی که در سوریه و عراق درحال درگیری با دولت و مردم منطقه عراق و شام هستند بیشتر از کشورهای اروپای غربی و فرانسه برای جنگی که آن را جهاد می‌دانند، از مسیرهایی که به ترکیه، بالکان و مراکش ختم شده و تحت کنترل سیستم امنیتی فرانسه است وارد این مناطق شده اند که بنا به انگیزه‌های مختلف عقیدتی، سیاسی، اقتصادی و برخی هم از روی ماجراجویی به صفوف گروه‌های شورشی و تروریستی ملحق گردیدند که بیشتر با دلارهای بادآورده سعودی و هماهنگی برخی نهادهای جاسوسی در غرب و مرکز جاسوسی موساد وابسته به رژیم صهیونیستی جذب سوریه می شوند. در این راستا آنچه که بیش از پیش جلب توجه می کند ورود و حضور تروریست هایی است که دارای تابعیت اروپایی بوده و در دو سال اخیر از کشورهای مختلف اروپا به ویژه فرانسه، آلمان، انگلیس، بلژیک، دانمارک، هلند و بیشتر از ترکیه عازم جنگ در سوریه شده اند. (14)

بین چهار تا پنج هزار دارنده تابعیت اروپایی در کنار گروههای تروریستی در سوریه می جنگند. این افراد امروز تبدیل به معضلی شده و برای کشورها و شهروندان اروپایی ایجاد ترس و حشت می کند. این ترس و وحشت با عملیات تروریستی چندین تن از جنگ طلبان داعشی در شهر پاریس فرانسه در ساختمان مجله «شارلی ابدو»افزایش گردید. شرایط کنونی نشان می دهد آتشی را که حامیان تروریست در سوریه و عراق برافروخته‌اند دامنگیر خود آنها شده است و این گروههای تروریستی به تهدیدی برای کشورهای حامی خود تبدیل شده‌اند. امروز به نظر میرسد هزینههای جنگ سوریه بیشتر از آنست که در ابتدا تصور می‌ شد. افزایش تعداد آوارگان شامی و عراقی و مشکلاتی که برای همسایگان عربی ایجاد شده است، می‌تواند امنیت در این کشورها را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و این مسئله‌ای نیست که به نفع کشورهای اروپایی و همپیمانانشان باشد.(15)

بی تردید مهم ترین انگیزه ی ورود روزافزون تروریست‌های اروپایی به ویژه گروه های سنی جوان برای جنگ به سوریه را باید در داخل اروپا جستجو کرد که ریشه در بحران هایی عدیده اجتماعی که متعاقب بحران اقتصادی اروپا سر باز کرده است دارد که به موازات شناسایی انگیزه، نیروهای انگیزاننده نیز خود به خود قابل شناخت خواهد بود. در حقیقت بحران اقتصادی اروپا در چهار سال گذشته چالش های متعددی پیش روی دولت های اروپایی قرار داده است که از جمله این چالش ها می توان به بیکاری و سیل جوانان بیکار و جویای کار و همچنین فقر و بی پولی و بی خانمانی و در کنار آن افزایش ناهنجاری های اجتماعی و خشونت طلبی به ویژه در میان جوانان اروپایی اشاره کرد که در مجموع سبب شده است، جوانان اروپایی که از فقر و نداری و کارتن خوابی رنج می برند، در قبال دریافت تنها چند دلار به راحتی با ترک خانه وکاشانه خود دست به هر کاری زده و برای هر کسی و در هر نقطه ای از جهان که می خواهد باشد به اسبی سرکش تبدیل شوند.(16)

ترس عمده مقامات دولتی و امنیتی این است که در زمانی این افراد با گذرنامه های معتبر و به عنوان شهروند اروپایی به کشورشان بازگردند باید چه برخوردی در برابر آنها نشان دهند و اگر خواستند دست به فعالیت هایی بزنند چگونه آنها را مهار کنند.(17)

مقامات غربی هرگز نمی خواهند تروریست های دست پروده خود را به اجتماع اروپا بازگردانند. از منظر اروپایی ها پایان بحران سوریه و عراق بدون پیروزی تروریست ها معنایی ندارد زیرا که سران اروپا،شهروندانی که دوره عملی تروریستی دیدند را در میان جامعه خود تحمل نمی کند و البته از اقدامات آنها در خاک سوریه به شدت حمایت میشود.(18)

مقامات آمریکایی نیز از طرحهای گروههای تروریستی مرتبط با القاعده در سوریه نگرانند زیرا بیم آن وجود دارد که القاعده از اتباع آمریکایی و اروپایی برای اجرای حملات در این کشورها استفاده کند و به یارگیری از میان آنها و آموزش آنها بپردازد. روزنامه نیویورک تایمز فاش کرد شماری از تندروهای مرتبط با شبکه القاعده در سوریه برای آموزش و به خدمت گیری آمریکایی‌ها و غربی‌هایی که در سوریه می جنگند تلاش می کنند تا پس از بازگشت به کشورهایشان عملیات انجام دهند.(19)

از دیگر عواملی که اتحادیه اروپا را مورد تهدید تروریسم قرار می‌دهد اقدام اتحادیه اروپایی در خارج ساختن نام یکی از باسابقه ترین و بدنام ترین گروههای تروریستی جهان(سازمان مجاهدین خلق ایران) از لیست سیاه به منزله تشویق تروریسم بوده و فضا و فرصت مناسبی را به تروریست ها در اروپا خواهد داد تا ظرفیت آزاد شده خود را در مسیر اهداف تروریستی علیه شهروندان اروپایی بکار گیرند.(20)

مسئله دین و نوع نگاه به این مهم نیز نقش مهمی در زمینه تهدید تروریسم دراتحادیه اروپا بوده است. شکاف های نژادی به شکل گیری تروریسم اروپایی کمک نموده است. شاید توجه بیش از حد کشورهای غربی به مسئله اسلام و مسلمانان و نسبت دادن بی جای تروریسم به آنها، سبب غفلت آنها از شکل گیری گروه های نژادپرست در زیر پوسته جامعه غربی است.(21)

بحران هویت

گفتمان ملی­گرایی و سیاست هویتی بر اساس برجسته نمودن مسائل قومی، نژادی و فرهنگی اکنون از مهم‌ترین چالش­های پیش روی اتحادیه‌ی اروپایی است که سخت به دنبال یکسان‌سازی هویتی در بستر ارزش­ها و فرهنگ اروپایی است. قرار گرفتن شهروندان و دولت­های اروپایی با ملیت و به تبع آن، هویت جداگانه، زیر پرچم واحد اتحادیه‌ی اروپا باعث شده است این اتحادیه در تعریف هویت واحد اروپایی خود دچار مشکل و مواجه با تنگناهای هویتی شود.

گسترش به شرق اتحادیه‌ی اروپا بر این چالش­های هویتی دامن زده و مشکلات اتحادیه‌ی اروپا در این حوزه را بیشتر نموده است. به نظر دیدبان اتحادیه‌ی اروپا متشکل از فرهنگ­های مختلف اروپایی است و هر یک از کشورها مرزهای خود را در این زمینه مشخص کرده­ اند. در این میان، زبان یک متمایزکننده‌ی بسیار قوی است که در سراسر اروپا وجود دارد. این موضوع به میزانی جدی است که حتی در کشورهایی مانند بلژیک، که از چند زبان استفاده می‌کنند، مرزهای استفاده‌ی زبانی مشخص است و هر یک از مناطق خود را متعلق به فرهنگ خاصی می‌دانند. این موارد در قلب اروپا به خوبی بیانگر شکاف­هایی است که میان غرب و شرق اروپا می­تواند وجود داشته باشد.

بعد از جنگ جهانی دوم، هویت ملی کشورهای اروپایی در معرض تهدید بیشتری از جانب مهاجرین از قاره‌های مختلف و به ویژه آفریقا و آسیا قرار گرفت. بعدها همین چالش به اتحادیه‌ی اروپا انتقال یافت. نتیجه‌ی ابتدایی مهاجرت، شکل­گیری فرهنگ­های مختلف در اروپا بود. مهاجرت معضلات دیگری را نیز برای اروپا رقم زده است، اما چندفرهنگی شدن جامعه یکی از مهم‌ترین معضلات آن‌هاست. اتحادیه‌ی اروپا به موج­های مهاجرت، قاچاق انسان و قاچاق مواد مخدر از شمال آفریقا به عنوان منبع تهدید می­نگرد. از بخش شمال آفریقا سالانه 500 هزار نفر به اروپا مهاجرت می­کنند.

دولتمردان اروپایی، برای پوشش این موارد اختلافی، بر وجوه مشترک فرهنگی تأکید می­ کنند. اصلی­ ترین مورد در این زمینه کلیسا و مذهب مسیحی است؛ اما بسیاری از دین‌داران و غیردین‌داران در یک نقطه اشتراک دارند که دین نمی­تواند عامل وحدت‌بخش فرهنگ­های مختلف در اروپا باشد. این در حالی است که هم‌اکنون نیز اتحادیه‌ی اروپا با چالش­های مهاجرت فرهنگی روبه‌روست. طبق آمار، با توجه به رشد منفی جمعیت در کشورهای اروپایی، این روند در سال2030 تشدید می­گردد.(22)

مآخذ:

1- توماس بلینک-lhvnews.com/fa/news/7842/

2-باشگاه اندیشه- http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/86193

3- طالب کوشندهhttp://kooshandeh.blogfa.com/post/12-

4--باشگاه اندیشه http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/86193

5- آفتاّب –داود کیانیaftabnews.ir/fa/news/151623

6- دیپلماسی ایرانی-دکتر سعید خالوزادهhttp://irdiplomacy.ir/fa/page/1899741/

7-- باشگاه اندیشه http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/86193

8-همشهری دیپلمتیک-دکتر احمد نقیب زادهhttp://diplomatic.hmg.ir/index.php/segment/SN/item

9- دیپلماسی ایرانی-دکتر سعید خالوزادهhttp://irdiplomacy.ir/fa/page/1899741/

10- باشگاه اندیشهhttp://andishe-ap.org/index.php/foreign-policy/139-europe-crisis

11- موسسه چشم انداز توسعه و امنیت-حمید خوش آیند-http://idsp.ir/fa/pages/?cid=6753

12- یک صفحه-http://www.yeksafe.com/index.php/economic/5-union-eu

13-فصلنامه مطالعه سیاسیhttp://psiw.journals.ikiu.ac.ir/?_action=articleInfo&article=1

14- قطره-www.ghatreh.com/news/nn17702121-

15-خبر آنلاین-دکتر سعید خالوزاده- http://khabaronline.ir/(X(1)S(fzkoke015hoeqfy5gibaew1u))/detail/332911/World/europe

16- قطره-www.ghatreh.com/news/nn17702121

17- خبر آنلاین-دکتر سعید خالوزاده-http://khabaronline.ir/(X(1)S(fzkoke015hoeqfy5gibaew1u))/detail/332911/World/europe

18-تراز-محمد مهدی صادقیhttp://sokhanonline.ir/fa/news/2167

19- خبر آنلاین-دکتر سعید خالوزاده-http://khabaronline.ir/(X(1)S(fzkoke015hoeqfy5gibaew1u))/detail/332911/World/europe

20-ریا نووستی-http://pe.rian.ru/defense_safety/terrorism/20090127/119813207.html

21--تراز-محمد مهدی صادقیhttp://sokhanonline.ir/fa/news/2167

22-اندیشه سیاسی-http://siasi.porsemani.ir/content/


نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها