آخرین اخبار
کد خبر: ۴۵۷۹۲۶
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۲
یادداشت/
علی سروش

در تقابل ایران و امریکا که تقابلی نه صرفا سیاسی که تقابل دو پارادایم و یک مواجهه تمدنی است، کنگره امریکا نقش بسیار مهمی دارد، که متاسفانه از سوی سیاستمداران و اندیشمندان ایرانی همواره مغفول بوده است و کمتر به این نهاد موثر ایالات متحده امریکا توجه شده است، و همواره صرفا به دولت امریکا و کاخ سفید توجه شده است.

تحریم ها یا با تصویب ابتدایی کنگره ایجاد می شود و یا با حکم و دستور رئیس جمهور،که آن هم نیز در نهایت به تصویب کنگره می رسند. تحریم‌های آمریکا یا به واسطه صدور یک مصوبه قانونی از سوی کنگره آمریکا وضع می‌شوند و یا به وسیله حکمی (دستور اجرایی) که رئیس جمهور صادر می‌کند. البته نوعی از همپوشانی هم بین این دو وجود دارد. جدا از دستورات اجرایی که رئیس‌جمهور به ابتکار خود صادر کرده است، یک‌سری دستورات اجرایی دیگر نیز صادر شده‌اند که مبتنی بر مصوبات کنگره هستند یا متعاقباً در مصوبات کنگره تأیید شده‌اند.

دشمنی و تقابل کنگره امریکا با ملت ایران سابقه طولانی دارد و مختص دوره اخیر نیست، از جمله مهم ترین قانون هایی که کنگره امریکا علیه ایران داشته است، می توان به قانون داماتو که در اوت 1996 تصویب شد وکاتسا که در دوره اخیر در ژوئن 2017 تصویب شد، اشاره نمود.

کنگره امریکا نه تنها نقش مستقل و مستقیمی در دشمنی و ضدیت با مردم ایران در ادوار مختلف داشته است، بلکه در دشمنی با ایران برخی مواقع حتی گوی سبقت از دولت ایالات متحده و کاخ سفید ربوده است. به عنوان مثال پس از برجام این کنگره بود که دور جدید تحریم ها علیه ایران را آغاز نمود؛ کنگره آمریکادر نوامبر ۲۰۱۶ به صورت اجماع آرا با ۴۱۹ رأی موافق و یک رأی مخالف درمجلس نمایندگان آمریکاو ۹۹ رأی موافق از ۹۹ فرد حاضر درسنای آمریکا،قانون تحریم ایرانرا تمدید کرد.

تنها در سه سال اخیر 286 طرح در کنگره امریکا مطرح شده است که مستقیم و یا غیرمستقیم در ضدیت و دشمنی با مردم ایران بوده است. علیرغم این دشمنی ها و تلاشهای برنامه ریزی شده و مطالعات دقیق کنگره امریکا علیه مردم ایران، متاسفانه در دوره های مختلف خصوصا در دوره دهم مجلس شورای اسلامی اقدامات درخوری نداشته است نه تنها اقدامات متقابل مجلس شورای اسلامی در برابر این دشمنی از لحاظ کمی قابل مقایسه نیست بلکه از لحاظ کیفی هم به هیچ وجه با اقدامات و مصوبات دقیق و هوشمندانه کنگره شباهتی ندارد.

این درحالی است که متاسفانه دستگاه دیپلماسی کشور و نهادهای مرتبط با دولت خصوصا وزارت خارجه ، در این تقابل دیپلماتیک پاپس کشیده اند و نه تنها هیچ اقدام مشابهی انجام نداده اند بلکه حتی عزم اقدامات جدی در این جنگ دیپلماتیک ندارند، و امید می رفت مجلس که قرار بوده خانه ملت باشد، از حقوق از دست رفته ملت دفاع کنند و اقدامات مضاعفی در این عرصه داشته باشند.

این رخوت و انفعال مجلس در نوروز امسال (1/1/98) اینگونه در بیانات مقام معظم رهبری بازتاب پیدا نمود: «کنگره در دو سال گذشته، ۲۲۶ طرح و لایحه علیه جمهوری اسلامی ارائه و یا تصویب کرده است که البته باید از مجلس خودمان هم گلایه و سؤال بکنیم که مجلس شورای اسلامی تاکنون چند طرح و یا لایحه علیه خباثت های امریکا ارائه یا تصویب کرده است؟»

تنها اتفاق مثبتی که بعد از این مطالبه صریح و مستقیم مقام معظم رهبری، در مجلس رخ داد، پاسخ و اقدام متقابل مجلس در تروریست دانست سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از سوی امریکا بود، که مبتنی بر این اقدام مجلس شورای اسلامی،فرماندهی مرکزی آمریکا در منطقه (سنتکام) و نیروها، سازمان‌ها و نهادهای تحت اختیار این فرماندهی تروریست اعلام شناخته شد و هر گونه کمک اعم از نظامی، اطلاعاتی، مالی، فنی، آموزشی، خدماتیوتدارکاتیبهآنهاجهتتقابلباسپاهپاسدارانانقلاباسلامیوجمهوری اسلامی ایران، همکاری در اقدام تروریستی محسوب می گردد.

بعد از اقدامات مستمر ،برنامه ریزی شده و بی سابقه ضدایرانی از سوی دولت و کنگره امریکا در چندماه اخیر و بعد از مطالبه صریح مقام معظم رهبری از مجلس، به جز این تک مصوبه ضدامریکایی که آن هم اقدامی منفعلانه در برابر اقدام دولت امریکا در تروریست خواندن سپاه بود، شاهد هیچ اقدام جدی و اثرگذاری نبوده ایم.

با مطالعه برخی طرح های ضدامریکایی که در کمیسیون امنیت ملی مجلس در حال بررسی است و گزارش کمیسیون امنیت ملی درباره عملکرد حقوق بشری امریکا در سال 97 که در 20 خرداد 98 در صحن مجلس قرائت شد، مشخص می گردد، همچنان مجلس عزم جدی ای در استفاده از ظرفیت های قانونی و نظارتی خود در حفظ و صیانت حقوق ملت مظلوم ایران در برابر زیاده خواهی ها و تهدیدهای دولت و کنگره امریکا ندارد.

در برابر 226 طرح ضدایرانی موجود در کنگره امریکا در حال حاضر به گفته رییس کمیسون امنیت ملی مجلس فقط حدود 18 طرح ضدامریکایی در این کمیسیون در حال بررسی است، که بخش مهمی از این طرح ها صرفا به الزام دولت به گزارش و افشای اقدامات امریکا محدود شده است که تقریبا هیچ ثمره و اثر جدی ای ندارد و منافع امریکا را تهدید نمی کند، برخی از این طرح ها عبارتند از:

- الزام دولت به شناسایی و افشای نقش ایالات متحده امریکا در تروریسم سایبری

- طرح الزام دولت به بررسی و اعلام عمومی نقش ایالات متحده امریکا و رژیم صهیونیستی در شکل دهی به تروریسم سلفی

- و....

همچنین در گزارش کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره عملکرد حقوق بشری امریکا در سال 97، نیز نهایتا یکسری گزارشهای بدیهی و تکراری بیان شده است که غیراز برد رسانه ای بسیار محدود هیچ کارکرد ویژه ای ندارد، در جمع بندی این گزارش آمده است:

«در مجموع، مستندات گزارش حاضر، به وضوح کارنامه سیاه آمریکا در حوزه حقوق بشر را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که آمریکا از صلاحیت و صداقت لازم برای سخن گفتن در باب حقوق بشر برخوردار نیست و اصولاً در این حوزه نه تنها پیشرفتی نداشته، بلکه با مصادیق نقض متعدد و خروج از شورای حقوق بشر دچار نوعی عقبگرد نیز شده است. اساساً این کشور به‌دنبال دستیابی، حفظ و تداوم سلطه خود بر جهان بوده و به‌منظور نیل به این هدف از ابزار‌های مختلفی، چون ادعای حمایت از اصول و مبانی حقوق بشر و رشد و گسترش دموکراسی بهره‌برداری می‌کند.»

این درحالی است که گزارش های کنگره امریکا از ایران صرفا یک گزارش سیاسی و رسان های نیست بلکه گزارشی است برای اقدامات برنامه ریزی شده بعدی، برخلاف چنین گزارش هایی که در مجلس شورای اسلامی قرائت می گردد.

در مجموع بنظر می رسد مجلس عزم جدی در این حوزه بسیار استراتژیک ندارد و برخلاف آرایش جنگی کنگره امریکا مجلس شورای اسلامی نه تنها آرایش جنگی نگرفته است بلکه صرفا به اقداماتی بسیار محدود و بی هزینه و اثر در برابر جنگ تمام عیار اقتصادی و روانی امریکا بسنده کرده است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: