کد خبر: ۵۱۵۷۳۹
زمان انتشار: ۱۰:۲۱     ۲۵ مهر ۱۴۰۱
لیدرهایی که سر بزنگاه پشت معترضان را خالی می‌کنند/
ماجرای رنگ عوض کردن خانم بلاگر مدعی لیدری اعتراضات،برای برخی صاحبان آنلاین‌شاپ‌ها،یک تلنگر بود. یکی از این افراد اینطور نوشته:«خیلی از ماها هم قرارداد داشتیم. خیلی از ماها برای نگذاشتن تبلیغات،تهدید به شکایت شدیم. خیلی‌ها بهمون التماس کردن گفتن نون‌مون آجر شد، معرفی‌مون رو بذارید. گفتیم نمیشه. بعد،امثال شما که یک ماه مردم رو تحریک کردید،الان قراردادهاتون مهم شده؟حقاً که اون بالاسری خودش حقایق رو آشکار می‌کنه. حالا فهمیدید کسانی که اون ور آبن،فقط خواستن به اقتصادتون ضربه بزنن؟کاش مردم‌مون دست از ساده بودن بردارن.»

به گزارش پایگاه 598، «ما نمی‌توانیم بگوییم چطور فکر کنید اما می‌توانیم تعیین کنیم درباره چه چیزی فکر کنید.» اگر بخواهیم کارکرد رسانه‌ها و اثرگذاری آنها بر افکار و رفتار مخاطبان را در یک جمله خلاصه کنیم، چیزی شبیه همین جمله می‌شود. این نگاه به رسانه‌ها که در علوم ارتباطات اجتماعی به نظریه «برجسته سازی» معروف است، نقش رسانه‌ها در هدایت افکار عمومی را اینطور تشریح می‌کند:‌ «رسانه‌ها با بزرگ و برجسته کردن برخی از موضوعات، بر اولویت‌های مردم تأثیر می‌گذارند. به عبارت دیگر، رسانه‌ها گرچه نمی‌توانند تعیین کنند که مخاطبان چطور فکر کنند اما می‌توانند تعیین کنند که درباره چه چیزی فکر کنند.»

حالا اگر با این مقدمه، اتفاقات یک ماه اخیر کشورمان را مرور کنیم، به درک کامل‌تری از این نظریه و چگونگی تاثیرگذاری رسانه‌ها بر مردم خواهیم رسید؛ رسانه‌هایی که امروز دیگر در روزنامه و خبرگزاری و رادیو و تلویزیون خلاصه نمی‌شود و با ظهور فضای مجازی، دچار تحولی باورنکردنی شده است. اینطور است که در کنار قدرت رسانه در تاثیرگذاری بر افکار عمومی،‌ از نقش پیاده‌نظام مجازی هم در ضریب دادن به محتواهای رسانه‌ها نباید غافل شد. بررسی مصداق‌ها، تصویر روشن‌تری از نقش‌آفرینی فعالان فضای مجازی یا همان بلاگرها در فتنه اخیر پیش چشم‌مان قرار می‌دهد؛ بلاگرهای منفعت‌طلبی که هرچه می‌گذرد، بیشتر پرده از ماهیت‌شان می‌افتد و مشخص می‌شود هدف آنها از ورود به این غائله، فقط نفع شخصی و کسب موقعیت‌های مالی بهتر بوده...

انتحار رسانه‌ای برای داغ کردن تنور اغتشاشات

بعد از اتفاق تلخی که ایران را عزادار یکی از دخترانش کرد، رسانه‌های معاند با بسیج تمام عِدّه و عُدّه حقیقی و مجازی‌شان به میدان آمدند و با سیل اخبار جعلی و محتواهای جهت‌دار تلاش کردند روایت خود از این حادثه را به ذهنیت غالب مخاطبان تبدیل کنند. این رسانه‌ها با طوفان دروغ‌هایی که به راه انداختند، تمام همت خود را به کار بستند تا مخاطب را وادار کنند از زاویه دلخواه آنها به این اتفاق تلخ نگاه کند و به همان نکاتی که آنها تعیین می‌کنند، فکر کند.

این بار اما ماجرا به رفتارهای حرفه‌ای با تکنیک‌های جذاب رسانه‌ای محدود نماند و کار به جایی رسید که بازیگران این میدان دست به یک انتحار رسانه‌ای زدند. اینطور بود که بعد از تحریک مردم ایران با محوریت فوت مهسا امینی و شروع اعتراضات خیابانی،‌ این رسانه‌ها نقاب از چهره برداشتند و به‌صورت علنی به آموزش خشونت و ترغیب مردم به تعرض به پلیس پرداختند. همه اینها اما انگار برای آنها فقط یک مقدمه بود تا از نیت و هدف نهایی خود از این آشوب‌افکنی‌ها و اغتشاش‌آفرینی‌ها رونمایی کنند. «تجزیه»، همان خواب نحسی بود که این رسانه‌ها برای ایران اسلامی دیده بودند و برای محقق شدن این نقشه شوم،‌ تمام امکانات‌شان را به کار گرفتند؛ حرکتی که به قول یکی از کارشناسان رسانه، قمار بر سر اعتبار رسانه‌ای‌شان بود.

پیاده نظام مجازی؛ خدمتگزار اغتشاشگران و اغواکننده معترضان

در این میان اما نمی‌توان از نقش یک حلقه واسط در این ماجرا چشم‌پوشی کرد. واقعیت این است که اگر پیاده‌نظام مجازی نبود، شاید رسانه‌های معاند نمی‌توانستند نقشه‌های خود در زمین اعتراضات جوانان ایرانی را قدم به قدم به اجرا دربیاورند و آرام آرام مخاطبان فضای مجازی را با خود همراه کنند؛‌ طوری که فقط به آنچه آنها می‌گویند فکر کنند. برخی از این بلاگرها که در خارج از ایران سکونت دارند، با به عهده گرفتن نقش لیدری اغتشاشات در فضای مجازی، نه‌تنها با تحریک افراد معترض، آن‌ها را به سمت اغتشاشگری سوق دادند بلکه از تحریک افراد بی‌طرف و ساکت هم دریغ نکردند و تلاش کردند پای آنها را هم به این ماجرای بی‌سرانجام باز کنند.

این افراد حتی با تشویق صاحبان آنلاین‌شاپ‌ها به قطع فعالیت خود به نشانه همراهی با معترضان، آن‌ها را بر سر دوراهی سختی قرار دادند. حالا اما با گذشت حدود یک ماه از شروع این ماجرا و فروکش کردن اغتشاشات، کم‌کم چهره واقعی این افراد آشکار می‌شود و کاربرانی که با دنباله‌روی از آنها،‌ کسب و کارشان به خطر افتاده و خود و نیروهای زیرمجموعه‌شان به شدت متضرر شده‌اند،‌ مات و مبهوت نظاره‌گر ماهیت منافقانه این جماعت و کاسبکاری‌شان از دغدغه‌های مردم ایران هستند.

ببخشید! من باید تبلیغاتم را شروع کنم

یکی از این بلاگرها که داعیه‌دار لیدری معترضان در فضای مجازی در یک ماه اخیر بوده، حالا به یکی از چهره‌های منفور اینستاگرام به‌ویژه در نگاه گردانندگان آنلاین‌شاپ‌ها تبدیل شده است. ماجرا از این قرار است که خانم بلاگر،‌ چند روز قبل با انتشار یک استوری،‌ ضمن منت گذاشتن بر سر فالوورهایش در قبال توضیحی که قرار است به آنها بدهد، اعلام کرد بعد از یک ماه حمایت و اطلاع‌رسانی درباره اعتراض و انقلاب ایران! حالا دیگر ناچار است تبلیغاتش را در صفحه‌اش شروع کند چون قرارداد دارد و بیش از این نمی‌تواند قراردادهای تبلیغاتی‌اش را کنسل کند. انتشار این استوری کافی بود تا موجی از خشم کاربران اینستاگرام و در صدر آنها، فعالان کسب و کارهای مجازی علیه او شکل بگیرد.

نان همه را آجر کردی، حالا رفتی سراغ کاسبی خودت؟!

اعتراف به بازی خوردن، سخت و تلخ است اما این، حال و روز مشترک بسیاری از کاربران اینستاگرام است که در پازل این قبیل لیدرها بازی کرده‌اند. در روزهای گذشته، اینستاگرام پر بود از استوری‌های خشم‌آلود و پر از نفرت افرادی که با دغدغه همراهی با جریان اعتراض، به این بلاگر کاسب اعتماد کرده و به توصیه او، کسب و کار مجازی خود را متوقف کرده بودند. آن‌ها که می‌دیدند او بدون توجه به هزینه‌هایی که این افراد در نتیجه تعطیلی فعالیت‌های اقتصادی اینترنتی کوچک خود متحمل شده‌اند، سراغ کاسبی خود رفته و پول درآوردن را به هر چیزی ترجیح داده، احساس خسارت می‌کردند.

برای مثال، یکی از کاربران در این باره نوشت: «با استوری‌هایی که گذاشتی،‌ نون همه رو آجر کردی. گیر دادی به ما آنلاین‌شاپ‌ها. آخه تو چی می‌فهمی مسئولیت چند نفر به گردنت باشه یعنی چی؟ آفتاب‌پرست به درد نخور! حالا که پولت تموم شد، حرفت عوض شد؟ خدا رو شکر توی این مدت، خیلیا رو شناختیم.»

کاربر دیگری هم با این عبارات، از این بلاگر انتقاد کرد: «خداییش این حقه؟ حلال نمی‌کنم به خاطر تمام کسانی که پیش ما بودن و کار می‌کردن و بیکار شدن و گریه‌شون رو دیدیم. به خاطر آنلاین شاپ‌هایی که مجبور به دستفروشی شدن... ما که اینجا هیچ‌کاره بودیم، کلی فحش خوردیم، کلی نفرین شنیدیم. اوج نامردیه...»

حالا جنس اون ور آبی‌ها را شناختید؟

برای برخی کاربران اینستاگرام و گردانندگان کسب و کارهای اینترنتی اما این رنگ عوض کردن خانم بلاگر مدعی لیدری،‌ یک تلنگر بوده و اسبابی برای آگاهی از اهداف مخالفان آن طرف آبی جمهوری اسلامی. یکی از این کاربران که خودش هم ازجمله خسارت‌دیدگان این ماجرا بوده،‌ از گلایه‌هایش در این زمینه اینطور نوشت: «باورم نمیشه. خیلی از ماها هم قرارداد داشتیم. خیلی از ماها برای نگذاشتن تبلیغات تهدید به شکایت شدیم از طرف شرکت‌ها. خیلی‌ها بهمون التماس کردن گفتن نون‌مون آجر شد، معرفی‌مون رو بذارید. گفتیم نمیشه. بعد، امثال شما که یک ماه مردم رو تحریک کردید، الان قراردادهاتون مهم شده؟ حقاً که اون بالاسری خودش حقایق رو آشکار می‌کنه. حالا فهمیدید کسایی که اون ور آبن، فقط خواستن به اقتصادتون ضربه بزنن؟ الکی فحش خوردیم ماها به خدا. کاش مردم‌مون دست از ساده بودن بردارن.»

وقتی از ترس ارتش فحاش‌های مجازی، کرکره را پایین می‌کشی

اما بدون شک، عده‌ای هم نه از سر همراهی با این جریان و نه از سر رضایت بلکه به اجبار و از ترس تهدیدات ایل و تبار هوچی اغتشاشگران مجازی،‌ ناچار به تعطیل کردن کسب و کار اینترنتی خود شدند. یکی از کاربران در نقد تندی خطاب به بلاگر منفور این روزها نوشته: «نوشته چون مهم هستین، می‌خوام توضیح بدم بهتون. این شد توضیحت؟! نه. نه. نه. این آخر بی‌انصافیه. اون باید برای توضیح این کارش،‌ بیاد بگه: آره بچه‌ها، من نون شب فردا هم دیگه برام نمونده و مجبورم ادامه بدم. باید بگه شرمنده‌ام، روم سیاهه،‌ مجبورم... این میشه توضیح. نه اونایی که نوشته. می‌دونی چرا؟ چون دقیقاً ما رو رسوند به این نقطه. ما رو رسوند به نقطه‌ای که با روسیاهی بیایم بگیم بچه‌ها شرمنده، نیروهام نون شب فرداشون رو هم ندارن. لطفاً خرید کنید. باید اینو بگه... مگه ما هم نمی‌تونستیم هم کار کنیم هم استوری حمایتی بذاریم؟ فقط اون بلد بود؟ روزی که توی استوریش (به ما-آنلاین‌شاپ‌ها-) گفت خفه‌خون بگیرید، همزمان داشتم پیام یکی از نیروهام رو می‌خوندم که نوشته بود پول ندارم برای بچه‌م لباس مدرسه بخرم. یادم نمی‌ره هیچ‌وقت. بقیه رو نمی‌دونم اما من از ته دل نمی‌بخشمش.»

کاربر دیگری در پاسخ به این استوری غم‌انگیز، خطاب به لیدرهای اغتشاشگر مجازی نوشته: «شرمندگی همه این خانواده‌ها، آه بشه بیفته توی زندگی‌تون. خیلی‌هاشون از ترس ارتش فحاشی که آماده کردین،‌ نون‌شون آجر شد...»

هرچه پست سیاسی بیشتر،‌ موقعیت پیج بهتر!

اما برخی کاربران که انگار تازه از یک خواب آشفته پریده‌اند، با مرور حرف‌ها و موضع‌گیری‌های این لیدرهای دروغین،‌ کم‌کم به این نتیجه می‌رسند که آنها از همان ابتدا هم،‌ با انگیزه‌های شخصی و برای ارتقای موقعیت خود در اینستاگرام برای کاسبی هرچه بیشتر وارد این میدان شده بودند و حالا که بار خود را بسته‌اند، حساب خود را از جریان معترضان جدا کرده و سر کسب و کار خود برگشته‌اند تا با موقعیتی بهتر، بیشتر پول دربیاورند. یکی از کاربران اینستاگرام یکی از اولین استوری‌های خانم بلاگر را با این مضمون یادآوری کرده: «کسب و کارهای کوچک و بزرگ اینستاگرام!‌ یه پیشنهاد براتون دارم. اگه خیلی نگران انگیجمنت و نخوابیدن پیجتون هستین، این روزا حرف زدن و پست کردن راجع به مردم و اعتراضاتشون، خیلی باعث بالا رفتن فعالیت پیج میشه. پس به جای ساختن تئوری‌های الکی و ساختگی از الگوریتم اینستاگرام، پشت مردم وایسین.»

این کاربر در ادامه در حاشیه استوری این بلاگر رنگ عوض­کرده، نوشته: «بنده خدا از روز اول گفت بابا بیاید راجع به حواشی اخیر، پست و استوری بذارید و مثل من الگوریتم رو ببرید بالا. ولی نمی‌دونست توی کشورمون ایران، ماها طبق الگوریتم شما، جوون‌ها پرپر کردیم. این‌ها تاوان داره ها. حالا اینها به کنار. تو تبلیغاتت رو کنسل نکردی بلکه جابه‌جا کردی که الگوریتم بره بالا. اما ببخشید ما چون سیاست و دورویی و شیادی شما رو نداریم،‌ تبلیغات رو ننداختیم عقب که الگوریتم رو ببریم بالا. ما قراردادهامون رو کنسل کردیم.»

برخی دیگر از کاربران هم معتقدند امثال این بلاگر منفعت طلب، حتی به فرض کنسل کردن تبلیغاتشان هم،‌ هیچ ضرری متحمل نشده‌اند چون بابت این یک ماه فعالیت سیاسی، درآمدشان از جایی دیگر تأمین می‌شده؛‌ از همان‌جایی که برای فعالیت علیه جمهوری اسلامی از آنجا خط می‌گرفته‌اند. در این میان، آنکه متضرر شده، فقط فعالان ساده‌دل فضای مجازی و صاحبان آنلاین‌شاپ‌های کوچک داخل ایران بوده‌اند که به امثال این لیدرهای مجازی بی‌وطن اعتماد کردند...

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها