کد خبر: ۷۹۱۹۶
زمان انتشار: ۱۲:۴۳     ۲۵ شهريور ۱۳۹۱

فرشته صادقی در وبلاگ "عصر بی‌گناهی" نوشته است:

 ضرب المثلی هست که می گوید چیزی که عوض دارد گله ندارد. و این ضرب المثل را می شود برای رفتار اهالی بنغازی و ماجرای کشته شدن یا مردن سفیر امریکا در لیبی هم دید. دیدن عکس های سفیر مرده هم امر قابل توجه یا حتی خوشحال کننده ای نیست اما امریکایی ها باید روزی که  مخالفان را در لیبی مسلح می کردند می دانستند که این سلاح ها روزی دوباره علیه خود آنها استفاده خواهد شد و همه خودشان را تا ابد مدیون آنها نمی دانند.

  لیبی- سگ هار خاورمیانه- دوست هنگام دیدار رایس و بلر -همکاری با قذافی ٬ دزدیدن مخالفان او توسط سیا در کشورهای مختلف٬ شکنجه غرق مصنوعی و بعد  پس فرستادن آنها به لیبی برای شکنجه توسط قذافی- بهار عربی- اهالی مظلوم بنغازی در زیر چکمه های ظلم قذافی- دموکراسی- مخالفان  سلفی- القاعده- جهادیست- تندرو- رادیکال- حمله از پیش طراحی شده.. همه اینها مزخرفاتی است که امریکایی ها در هرزمان و دوره ای به زبان آورده اند تا کارهای خودشان و دیگران را با آنها توجیه کنند. اما بازهم به قول ضرب المثل های قدیمی خودمان «شترسواری دولا دولا ..امکان ندارد والا بلا..» امریکایی ها همین کارها را پیش از این در افغانستان کرده اند. انواع گروه های تندرو را برای جنگ با حکومت شوروی با انواع سلاح ها و موشک های استینگر مسلح کردند٬ با کمک سرویس اطلاعاتی پاکستان ISI و پول های نفت سعودی ها القاعده را راه انداختند و  بعد همان ها شدند بلای جان امریکا.  امریکا همین کار را همین  حالا در سوریه هم انجام می دهد و بعد همین مخالفان سلفی --که مردم را لخت به دار می کشند و از بالای ساختمان به پایین پرت می کنند و بچه ها را گردن می برند و بعد ویدئوهایش را با افتخار به یوتیوب می فرستند ---روزی هم به سفارت امریکا حمله خواهند کرد. حالا هیلاری بیاید و ژست غم انگیز به خودش بگیرد و بگوید «امریکایی ها می گویند ما که به مردم بنغازی کمک کردیم پس چرا ؟  چون آنها مخالف ارزش های ما هستند»
هفته پیش سلفی ها در شهر زلیتان در نزدیکی بنغازی به یک آرامگاه حمله و آنرا با بولدزر به خاک یکسان کرده بودند ٬ البته آنها مدعی بودند این آرامگاه متعلق به یک شیخ صوفی است اما از انجایی که در شمال آفریقا آرامگاه شیوخ شیعه بسیار زیاد است می توان به احتمال زیاد حدس زد آن آرامگاه که حتی کتابخانه نفیسش هم از حمله سلفی ها در امان نماند متعلق به یکی از شیوخ شیعه بوده باشد و سلفی ها هم که شیعه را مشرک می دانند. چه برسد به مسیحی ها و بقیه!

مسئله تنها دخالت های بی جای امریکا در امور مردم خاورمیانه و قلدری هایش و تعویض رژیم ها و جنگ راه انداختن از جیب مردم خاورمیانه نیست. مسئله در واقع بیشتر به سیاست های امریکا در خاورمیانه برمی گردد که باعث تنفر می شود. مسئله آزادی بیانی است که اگر رییس جمهوری در مورد هولوکاست حرف زد لعن و طعن و نفرینش کنند ٬ اگر دانشمندی در این مورد تحقیقی کردند از کار بی کار و بایکوتش کنند ولی اگر یهودی ها پول دادند و پیامبر اسلام را - با عرض معذرت به خدمت امام زمان- زن باز و بچه باز و اولین مسلمان را یک الاغ نشان دادند همه از آزادی بیان حرف بزنند. و این اولین بار نیست. جشن قرآن سوزی راه می اندازند. کاریکاتور چاپ می کنند. کتاب سراسر اهانت منتشر می کنند و بعد توقع دارند نفرت انباشته نشود و همه پلورالیست باشند. مسئله اینست که همه از نوع لیبرال های امریکایی مسلکی نیستند که حمله به سفارت امریکا را محکوم می کنند اما حتی برای یک لحظه جرات نمی کنند بگویند امریکا نباید هرنوع آزادی بیانی را اجازه بدهد ( منصف مرزوقی) مسئله ٬ مسئله حکومت هایی است که خیلی نگران حقوق بشرند اما نگران بی احترامی به عقاید بقیه بشر نیستند چون بشر به عقیده آنها همان ادم های سفیدپوست چشم آبی ساکن شمال نیمکره غربی هستند که یا مسیحی هستند یا احیانا یهودی و دینشان دموکراسی است و خدایشان پول! و کسی که به پول بی احترامی نمیکند!  مسئله ٬ مسئله خادم حرمین شریفینی است که جرات نمی کند به امریکا در مورد اهانت به صاحب حرمی که خودش را خادمش می داند! اعتراض کند. یا اردوغانی که در ظاهر بر رییس جمهور اسراییل خشم می گیرد اما جرات حرف زدن به امریکا را ندارد. مسئله همان مسئله اسلام ناب و اسلام امریکایی است و دعوای این دو که از خود اسلام هم قدیمی تر است. مسئله  اینست که یهودی ها و مسیحی ها از روزی که پیامبر اسلام ظهور کرد هرگز نخواستند پیامبری او را به رسمیت بشناسند چون طبق کتاب های خودشان موظف بودند به او ایمان بیاورند « تو را می شناسند آنچنان که بچه هایشان را می شناسند» و آنها چنین چیزی را نخواستند. اینست که هنوز مجری سی ان ان با لجبازی تمام به جای Prophet Mohammed ‌می گوید Mohammed و برای یک لحظه هم حاضر نیست لقب «پیامبر» را ----حتی برای حفظ بی طرفی هم که شده---- بکار ببرد.

اما اینجا چند نکته مغفول مانده اند: ۱- آیا حمله به کنسول گری امریکا کار اشتباهی بوده؟  بله. چون اگر قرار به حمله به سفارت خانه ها باشد دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود اما گاهی هم تنها راه ممکن برای ابراز خشم همین است چون دولتمردان لیبی  همه عملا آدم و مدیون غرب هستند پس احتمالا حمله کنندگان راهی دیگر برای نشان دادن خشم شان سراغ نداشتند. ۲- آیا کسانی که حمله کرده اند همه سلفی و تندرو بوده اند؟ نمی دانیم !  ۳- آیا این حمله از قبل طراحی شده بود ؟ مطمئنا نه!

۴- آیا همه سلفی ها از نوع تندرو هستند ؟ نه! عده ای از آنها که تفکرات وهابی دارند و از طرف سعودی ها و شیخک های احمق خلیج فارس حمایت می شوند واقعا خطرناکند و مثل سرطان می مانند اما عده ای که خواهان عظمت اسلام و بازگشت به قواعد اسلام هستند را نمی توان خطرناک دانست چنانچه آقای خامنه ای یکبار گفت ما با آن سلفی هایی که خواهان بازگشت اسلام به جامعه هایشان هستند مخالف نیستیم.
  
نهایتا اول آنکه عکسی که از  سفیر امریکا منتشر شده را هیچ شبکه خبری جرات نکرد پخش کند -بجز شبکه انگلیسی زبان ایران-  بعلاوه بهرحال همه از عمو سام حساب می برند و تنها کسی که برای امریکا تره هم خرد نمی کند ایران است. و دوم آنکه اعراب - به گفته خود قرآن- از همه منافق تر هستند  و از دیگ دوستان سنی مذهب هم آبی گرم نمی شود  اگر روزی دیدید اعراب کاری در خورو قابل توجه انجام دادند مطمئن باشید تفکری شیعی پشت آن بوده است. و سوم : لیبی هم به لیست دسته گل های امریکا در خاورمیانه افزوده شده است.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها