سرویس سیاسی پایگاه خبری 598-رضا احمدزاده/ جامعه امروز ایران درگیر نوعی جنگ ترکیبی از سوی نظام سلطه است؛ جنگی که در آن، طرف مقابل با بهکارگیری همه ظرفیتهای خود تلاش میکند اهدافش را نه از مسیرهای متعارف سیاسی و دیپلماتیک، بلکه از طریق اهرمهای فشار چندلایه و همزمان محقق سازد. در این نوشتار، مهمترین مؤلفههای این جنگ بهصورت تیتروار مرور میشود:
۱. قدرت نظامی؛ شمشیر داموکلس در منطقه
نخستین و به زعم طراحان آن، قویترین اهرم فشار، استقرار و نمایش قدرت نظامی در منطقه، بهویژه در خلیج فارس و دریای عمان است. این حضور شامل پایگاههای دریایی و زمینی، ناوهای هواپیمابر، ناوهای سبک و سنگین، هواپیماهای جنگنده و ترابری و دیگر تجهیزات پیشرفته نظامی میشود.
کارکرد این ابزار، صرفاً تهدید مستقیم ساختارهای دفاعی کشور نیست؛ بلکه با هدف ایجاد فشار روانی بر افکار عمومی نیز به کار گرفته میشود تا از این طریق، زمینه تحقق اهداف سیاسی فراهم شود.
۲. رسانه و فضای مجازی؛ پیشقراول میدان نظامی
دومین سلاح، که در واقع بسترساز و پیشدرآمد قدرت نظامی محسوب میشود، رسانهها و فضای مجازی است. گستردگی و نفوذ این ابزار تا دورافتادهترین نقاط جامعه، آن را به یکی از مؤثرترین مؤلفههای جنگ ترکیبی تبدیل کرده است.
تجربههای مختلف نشان داده است که بسیاری از تحرکات نظامی قدرتهای غربی، پیش از آنکه در میدان نبرد رقم بخورد، در عرصه جنگ روانی شکل گرفته است؛ از طریق بزرگنمایی قدرت دشمن، تضعیف روحیه داخلی، القای ناکارآمدی و ایجاد شکاف اجتماعی. این فضا، حرکت نظامی را تسهیل و هزینههای آن را کاهش میدهد.
۳. نفوذ؛ تسهیلگر تحرکات میدانی
سومین مؤلفه، بهرهگیری از عوامل نفوذی در ساختارهای رسمی و غیررسمی کشور هدف است. این افراد، به دلیل جایگاه اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی خود، میتوانند در شکلدهی افکار عمومی نقشآفرینی کنند.
دامنه این نفوذ میتواند طیفی گسترده را شامل شود: از برخی چهرههای سیاسی و فعالان رسانهای گرفته تا هنرمندان، فعالان اقتصادی، دانشگاهیان و حتی عناصر مسئلهدار اجتماعی. کارکرد اصلی این ابزار، توجیهسازی، مشروعیتبخشی یا عادیسازی فشارها و اقدامات خصمانه علیه کشور هدف است.
۴. اقتصاد و فرهنگ؛ میدان فرسایشی و بلندمدت
چهارمین و شاید کارآمدترین سلاح، حوزه اقتصاد و فرهنگ است. تحریمهای اقتصادی، مسدودسازی داراییها، ایجاد اختلال در مبادلات مالی و بهرهگیری از ابزارهای فشار اقتصادی، از جمله روشهای رایج در این عرصهاند.
در بعد فرهنگی نیز تلاش برای تغییر سبک زندگی، تضعیف بنیان خانواده، ایجاد گسست نسلی و تأثیرگذاری بر ذهن و هویت نسل جوان، از راهبردهای بلندمدت به شمار میرود. این حوزه، ماهیتی زمانبر دارد و در صورت غفلت یا تعلل نهادهای فرهنگی داخلی، میتواند زمینهساز تغییرات عمیق اجتماعی در آینده شود.
جمعبندی
مجموع این ابزارها، تصویری از یک جنگ چندلایه و ترکیبی را ترسیم میکند که بهصورت همزمان در عرصههای نظامی، رسانهای، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جریان دارد. با این حال، بهرهگیری مستقیم از قدرت نظامی علیه ایران، به دلایل مختلف از جمله موقعیت ژئوپلیتیکی کشور، توانمندیهای دفاعی و موشکی، و ملاحظات منطقهای و بینالمللی، همواره با تردید و محاسبه همراه بوده است؛ چراکه چنین اقدامی میتواند پیامدهایی گسترده و غیرقابل پیشبینی در سطح منطقه و جهان به دنبال داشته باشد.