به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری 598، فیلمهای منتشر شده این روزهای دانشگاههای تهران کیلومترها با شأن دانشجو و محیط مقدس دانشگاه فاصله دارد و نشان میدهد که محیط آموزشی دانشگاه صحنه حضور افرادی شده است که با سلاح سرد، سنگپراکنی، بهکارگیری الفاظ رکیک و حتی ضرب و جرح میخواهند حرف خود را به کرسی بنشانند.
این وضعیت در حالی است که بر اساس مقررات مصوب، در همه دانشگاهها برای دانشجویان متخلف کمیتههای انضباطی پیشبینی شده و برای برخورد با این تخلفات نیز سازوکارهای قانونی مشخصی _ از تذکر و تعلیق گرفته تا معرفی به مراجع قضایی_ وجود دارد.
از این گذشته مسئله صرفاً «اعتراض» نیست و اعتراض اگر در چارچوب قانون، تشکیلات و اخلاق باشد، بخشی از حیات دانشگاه است که مورد رهبر معظم انقلاب نیز است و معظمله در دیدار با دانشجویان بارها بر پویایی دانشجو و دانشگاه تأکید داشتهاند.
اما آنچه امروز در برخی دانشگاههای تهران مشاهده میشود فراتر از اعتراض و بهمثابه تلاش سازمانیافته برای برهمزدن فضای آموزشی و ایجاد رعب و ناامنی توسط برخی دانشجونمایان است که در برخی موارد باعث شده تا افراد غیردانشجو نیز به محیط آموزشی راه یابند و محیط دانشگاه را به آوردگاهی برای جدال گروههای مختلف سیاسی تبدیل کنند.
در چنین فضایی طبیعی است که حتی تلاش برخی دانشجویان برای دفاع از باورهای خود نیز به درگیری میانجامد و نتیجه آن، تشدید دوگانهها و افزایش التهاب است؛ به عبارتی دیگر وقتی قانون بهموقع و قاطع اجرا نشود، «قانون جنگل» جای آن را میگیرد و هر روز خبری از حمله فیزیکی به افراد، بیانضباطی و توهین به مقدسات و نمادهای ملی و مذهبی منتشر میشود.
برای همین در چنین شرایطی تداوم این وضعیت، صرفاً یک مسئله دروندانشگاهی نیست و بیعملی در برابر خشونت و هنجارشکنی میتواند به جامعه تسری یابد و زمینهساز تکرار آشوبهایی شود که کشته شدن سه هزار انسان از کمترین تبعات آن است!
به همین خاطر از آقای سیمایی صراف، وزیر علوم دولت میبایست نسبت خود و دولت را با این هرج و مرجها مشخص و علت این همه تعلل را برای عموم شرح دهد؛ چرا که این وضعیت توهین به تمامی دهها میلیون نفری است که روز ۲۲ بهمن به ندای رهبر انقلاب لبیک گفتند و زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران به خیابانها آمدند.
به یقین برای همه این افراد آتش زدن پرچم مقدس کشورمان دردآور است و برای همین تداوم این وضعیت ممکن است به واکنشهایی منجر شود که دیگر در آن وزارت علوم و مسئولان حراست دانشگاهها محور نباشند و به اصطلاح ضمام امور از دستشان خارج شود!