کد خبر: ۱۰۷۸۹۴
زمان انتشار: ۱۳:۰۵     ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
دل نوشته سوزناک یک فرزند به پدر شهیدش:
حاج قاسم به امثال تو نیاز دارد. رهبر هم همینطور. با این اوضاعی که پیش آمده خیلی جرأت نمی کنم برای بودنت ایکاش بگویم. یادت هست برای بوسیدن دست آقای منتظری در صف ایستادی! بعد از رفتنت خون به دل امام کرد. حالا هم هنوز از این خبرها هست... اگر زنده بودی و کنار آقا می ماندی واقعا کاش زنده بودی. خیلی دلم برای رهبر می سوزد. و الا همان بهتر که رفتی. من فقط دلم برای رهبر می سوزد...
سرویس فرهنگی پایگاه 598 - سید مرتضی نقی پور*/ وقتی می رفتی هوا ابری بود. باران هم می آمد. همین روزهای پایانی دیماه ۶۵. من که یادم نمی آید کجا بودم. اما تو روی دستان مردم بودی! مردم عجب احترامی برایت قائل بودند؛ البته نه برای خودت. می گفتند پسر حضرت فاطمه ای! خب... جای احترام هم دارد. از رسول خدا روایت است که فرزندان من بدهایشان را هم بخاطر من احترام کنید. تازه شهید هم شده بودی. الان هم که 26سال از آن روزها می گذرد هنوز هم تشییع جنازه ی شهدا شلوغ می شود. خانواده هایشان را تکریم می کنند. حتی بعضی وقتها رهبر به خانه هایشان می رود. جایت خالی بود ببینی دختر شهید رضایی نژاد را چگونه می بوسید و با موهایش بازی می کرد.

رهبر به شهرمان که آمد، خانه ی چند شهید رفت. برایشان قرآن آورده بود و کلی برایشان حرف می زد. گفتم خانه ی ما پس چی؟ گفتند فقط خانه ی خانواده های چهار شهیدی می روند. ما یک شهیدی بودیم. اگر خانواده ای هجده شهید داشت چه باید می کردند؟! فقط می خواستم بدانی که شهید مخصوصا از اولاد حضرت زهرا هم باشد برای مردم حرمت و عزت دارد. خانواده اش هم. در ایران که این جور است...

از وقتی یادم می آید تو نبودی. عکس هایت بود. از همان وقت دوست داشتم لباسهای آخوندیت را بپوشم. یکبار سراغ عمامه ات را گرفتم گفتند بابابزرگ آن را به یک طلبه ی فقیر داده. همین که عراقی ها عمامه ات را بعد از شهادتت نبردند خوشحالم می کرد. انگشترت هم بود. بدنت پوشش داشت. بابابزرگ می گفت انگشترت را برای دامادی ام نگه می دارد. راست می گفت. قبل عروسی داد.

یکبار که هنوز 6 ساله بودم عمامه ی بابابزرگ را روی سرم گذاشتم و عبایش را پوشیدم. تابستان بود و همه خانه ی بابابزرگ جمع بودند. آمدم جلوی عمه ها. آنقدر حال کردند و قربان صدقه ام رفتند که باورت نمی شود. خسته که نبودند. نامحرمی هم نبود که مزاحمشان باشد. یکی شان بغض کرده بود. سریع فرشی در حیاط انداختند و هر دو برادرت را هم عبا و عمامه پوشاندند و دو طرف من نشاندند. ژست گرفتیم. پشت دوربین همه ریسه رفته بودند. کلا بدان الان هم که بزرگ شده ام، عمه ها خیلی هوایم را دارند. می دانی عمه ها تو را هم خیلی دوست داشتند؟ شنیدم یکی دوتایشان کنار جنازه ات غش کردند. با اینکه جراحت های بدنت را ندیدند. اما بابابزرگ آرام بود. تسبیح تربتی که در خواب از کربلا برایش آورده بودی آرامش کرده بود. دیگر از آن تسبیح ها نداری؟!!


می گفتند خیلی اهل شوخی و بگوبخند بودی! هر جا می رفتی همه را می خنداندی. یکی از دوستانت می گفت موقع عملیات، پشت فرمان یکی از ماشین های بلندگودار نشسته بودی و شاخ به شاخ با ماشینی دیگر از بلندگو به راننده اش دری وری می گفتی. همان پشت خاکریز. رزمنده ها نگاهت می کردند و می خندیدند. می گفت تا شهید میثمی دعوایت نکرد بی خیال نشدی.

مظاهری می گفت: وقتی ازدحام جمعیت از درگاه مصلای نمازجمعه ی قم با فشار بیرون می آمدند، داد می زدی و اصرار می کردی که مردم بیشتر هول بدهند. مردم خنده شان می گرفت. یادت هست در خوابم هم که آمدی خندان بودی؟ همدیگر را بغل کردیم و کلی چرخیدیم. بیدار که شدم گرمای سینه ات در بدنم مانده بود. تا چند روز دل و دماغ نداشتم. اصلا بهتر نیست پدری که شهید شده به خواب بچه اش نیاید؟! من که پسر بودم و 20سال داشتم کم آورده بودم. دخترها که بابایی ترند چه می کِشند؟ به هر حال من با آمدن شهیدان به خواب بچه هایشان مخالفم. هر کسی نظرش برایش محترم است...


زینب شیرین زبانت هم خوب است. فکر کنم او بیش از من بر سر مزارت می آید. یادت هست نواری از شعر و قرآن خواندن ما ضبط کردی؟ آن نوار قرار بود صدای ما را برای تو خاطره کند، صدای خودت را برای ما خاطره کرد. قبلا زیاد گوش می کردیم. آنجایش که صدای ما پخش می شد خنده مان می گرفت.

زینب هم الان ادکلن تیروز را دوست دارد. آخر نبودی ببینی پس از رفتنت با استشمام بوی آن حالش به هم می خورد. البته تقصیر آنهایی بود که او را کنار تابوتت آورده بودند. مگر دختر باید جنازه پدرش را ببیند؟!! حالا اگر خودش بخواهد ببیند نمی دانم! مخصوصا که آنقدر ناز زینب را می خریدند... می گفتند از وقتی شنیدی امام تیروز استفاده می کنند عاشق تیروز شدی. من هم الان فقط تیروز می زنم. انصافا خوشبو هم هست. حتما به جنازه ات که زدند حال کردی!

آن روز روسری سرش نبود. خودش نمی خواست آنجا روسری سرش باشد و الا نه اینکه کسی از سرش بردارد. ولی مامان حجابش را سفت گرفته بود. با اینکه نامحرم ها عقب رفته بودند. می دانست اینجور بیشتر حال می کنی! چقدر خوب است موقع وداع خانواده با شهیدشان نامحرم ها کناری بروند و بگذارند دل سیر خداحافظی کنند. اما دختر کوچک نه؛ برایش خطر دارد...

 

یک تکه از بدن، جدا شود که قطعه قطعه نمی گویند. البته آرزو بر جوانان عیب نیست. تو هم که 27 سال بیشتر نداشتی و دلی پر از آرزوهای بلند...

در وصیت نامه ات خواندم که نوشته بودی دوست داشتی مثل امام حسین با بدنی قطعه قطعه شده خدا را ملاقات کنی! من هم شنیده ام که در دعا کردن دست بالا بگیرید که به دست پایین آن برسید. شاید شهادت خشک و خالی می خواستی شهید نمی شدی! بالاخره شهید کربلای پنجی که بودی و نشانی از مادر داشتی. مثل بقیه شهدای آن عملیات. شبیه امام حسین علیه السلام قطعه قطعه هم می شدی که دل درد میگرفتی!!؟ خدا را شکر کن همین پایت که قطع شد باید کلاهت را هم به آسمان بیندازی. گاهی دلم که از بعضی چیزها می گیرد به عکس پای جدایت نگاه می کنم. نمی دانم چرا آرام بخش است!! فکر نکنی سنگدل شده ام. اگر سرت جدا شده بود هرگز جرأت تماشا نداشتم. همین پایت را هم اگر از نزدیک می دیدم، دق می کردم.

عکس پایت لای قرآنم است. بالاخره من هم هنوز پیر نشدم و دوست دارم جای پایت خالی نماند. دوست دارم خودم جای آن پا بگذارم. خدا را چه دیدی شاید آرزوی ما هم برآورده شد. خودمانیم اگر نمی رفتی، از سربازی معاف بودی کف پایت صاف صاف است...

دوستانت هر کدام به جایی رسیده اند. بعضی شان کله گنده شدند. بیشترشان که پیش خودت هستند و از احوالشان باخبری. کنگره ی سرداران کرمان عکس هایتان را زده بودند. کجایی ببینی قاسم سلیمانی ات ژنرال شده. خارجی ها به او ژنرال می گویند. آوازه اش دنیا را گرفته. رهبر هم دوستش دارد. البته خدا عاقبتش را به خیر کند. این روزها آدم ها خیلی عجیب و غریب زیر و رو می شوند. خوش به حالت که رفتی و راحت شدی. شاید هم بودی بهتر بود. شاید کاره ای می شدی. ما هم برای خودمان آقازاده ای بودیم. صفا می کردیم. شوخی کردم پدر من! اینها مسئول زاده اند نه آقازاده. من علی اکبر امام حسین را آقازاده می دانم.



حاج قاسم را چندوقت پیش یک جایی دیدم. اول مرا نشناخت. وقتی معرفی شدم آمد صورت و پیشانی ام را بوسید. خیلی خاکی بود. مرا به خاطر فرزند تو بودنم بوسید. فرزند شهید بودنم. چون با دیگران خیلی عادی برخورد کرد. خوشم آمد؛ نه اینکه من بودم. بچه ای که بابا ندارد را باید احترام کرد. دل حاج قاسم هم برایت تنگ شده بود. کلی وقت زل زده بود در چشمانم و به فکر فرو رفته بود. حاج قاسم به امثال تو نیاز دارد. رهبر هم همینطور. با این اوضاعی که پیش آمده خیلی جرأت نمی کنم برای بودنت ایکاش بگویم. یادت هست برای بوسیدن دست آقای منتظری در صف ایستادی! بعد از رفتنت خون به دل امام کرد. حالا هم هنوز از این خبرها هست...

اگر زنده بودی و کنار آقا می ماندی واقعا کاش زنده بودی. خیلی دلم برای رهبر می سوزد. و الا همان بهتر که رفتی.

من فقط دلم برای رهبر می سوزد...


* سید مرتضی نقی پور فرزند شهید حجت الاسلام سید محمد نقی پور
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:۲۵
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
ارسال نظرات
ضحي
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۴۲ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۴۹
۰
واقعا تكان دهنده بود
روحش شاد
پاسخ
ابوذر غفاری
CANADA
۱۴:۴۱ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۱
۱
http://www.shohadayeiran.com/Pages/News-5311-_%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1_%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D9%86_%D8%B4%D9%87%D8%AF%D8%A7.aspx

لطفا این خبر را پوشش دهید
پاسخ
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۶:۲۹ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۳۲
۰
جگرم سوخت خداوند رسوا کند خائنین به خون شهدا وارمانهای والای امام خمینی رحمت الله را
پاسخ
حسن
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۸:۲۰ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۲۸
۰
چه.كساني.رفتن.شهيد.شدن.تعدادي.اقازاده.موفت.خوربا.خون.انها.بازي.كردنند
پاسخ
ناشناس
UNITED KINGDOM
۱۸:۲۱ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۲۸
۱
من هم فرزند جانباز هستم پدرم از درامد دولتی یک ریالی دریافت ندارد وهیچ مزایایی از هیچ جایی بهش نمی رسه واقعا بیرون که این چیزهارو می بینم هر روز به عظمت وبزرگی پدرم بیشتر پی می برم وخدارو شکر میکنم که همچین انسانهایی هنوز درجامعه هستند.خدا سایه سیدعلی رو از سرماکم نکنه
پاسخ
g
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۳:۲۷ - ۰۳ بهمن ۱۳۹۱
برای شما خانواده های جانباز بسیار نگرانم چون دیده ام در بیمارستانها با شما عزیزان چه میکنند صد رحمت به مرگ. یک بی طرف
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۸:۳۰ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۳۰
۰
به امیدشفاعت شهدا
پاسخ
سینا
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۸:۴۶ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۱۹
۳
نگران نباش اینکه امروز درمیان مسوولین رهبرتنهاست تمام مردم آگاهندومی دانند که هرکجا کم می آورنداز رهبری هزینه می کنند.
پاسخ
سید علی غفوری
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۹:۳۲ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۱۷
۲
اقا سید عزیز و بزرگوار
سلام علیکم
حرفهایت از جنس کربلای 5 میباشد ولی بعد از این همه سال چه بو و طراوت و تازه گی دارد جانا سخن از دل ما میگوئی ما را بردی تو حال هوای سال 65 با اینکه افتخار مصاحبت با شما را نداشته ام ولی خیلی احساس نزدیکی و از جنس خودمون را دارم
پاسخ
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۹:۴۹ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۲۰
۰
قابل توجه کسانی که باریخته شدن خون همین شهدابه جایی رسیدندوحالا فراموششان شده،این انقلاب مال شهداست که به ما امانت دادن ورسم مسلمانی هم اینه که امانت وسالم برگردانیم
خداوشهدامارا ببخشند
پاسخ
ملیحی
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۳:۳۵ - ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
۲۰
۰
خدا کنه شرمنده ی این عزیزان و دلاور مردان نشویم....روحتان شاد باد
پاسخ
محمد
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۳۰ - ۰۲ بهمن ۱۳۹۱
۱
۰
باسلام :کجایید ای شهیدان خدایی /بلا جویان دشت کربلایی /روحش شاد وراهش پر رهرو باد
پاسخ
سروش هرسینی
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۶:۰۱ - ۰۲ بهمن ۱۳۹۱
۱
۰
نفست گرم..قلمت جاویدان....حال کردیم.....
پاسخ
علی
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۷:۵۰ - ۰۲ بهمن ۱۳۹۱
۱۳
۲
ماهم مثل شما فرزند شهید نگران علی زمان هستیم
پاسخ
علی
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۷:۵۳ - ۰۲ بهمن ۱۳۹۱
۱۲
۲
ماهم مثل شما فرزند شهید نگران علی زمان هستیم

حرفی بگوی و از لب خود کام ده مرا

ساقی ! ز پا فتاده شدم ، جام ده مرا




فرسوده، دل ز مشغله جسم و جان ، بیا

بستان زخود ، فراغت ایام ده مرا




رزق مرا ، حواله به نامحرم مکن

از دست خویش ، باده گلفام ده مرا




بوی گلی ، مشام مرا تازه می کند

ای گلعذار ! بوسه به پیغام ده مرا




عمرم رفت و حسرت مستی زدل نرفت

عمری دگر ز معجزه جام ده مرا




ای عشق ! شعله بر دل پُر آرزو بزن

چندی رهایی از هوس فام ده مرا




جانم بگیر و جام می از دست من مگیر

ای مدعی هر آنچه دهی ، نام ده مرا




مرغ دلم به یاد رفیقان به خون تپید

یا رب ! امید رستن از این دام ده مرا



بشکفت غنچه ی دلم ای باد نو بهار

خندان دلی بسان (امین) وام ده مرا
پاسخ
محسن
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۸:۳۶ - ۰۲ بهمن ۱۳۹۱
۱
۰
خدا رحمت کند سید بزرگوار را هنوز خنده های زیبا ونشاط وشور وحالش تازه است راستی چقدر کم سر مزارشان میرویم .یادشان مارا زنده میکند پس بیشتر یادشان کنیم.
پاسخ
زهرا
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۱:۵۴ - ۰۲ بهمن ۱۳۹۱
۱
۰
همیشه با خودم می گویم امروز اگر شهیدان بودند چقدر کارشان سخت تر بود و اصلا شک کردم اگر شهید نمی شدند الان عاقبتشان چگونه بود اما یک چیز را می دانم خیلی خدا دوستشان داشت که به فتنه ها مبتلایشان نکرد
پاسخ
همدرد
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۲:۳۲ - ۰۲ بهمن ۱۳۹۱
۲
۰
دل من هم برای رهبر می سوزد. چه زیبا نوشته ای ای عزیز
بیا دعا کنیم تا خدا سایه ی ولی زمانمان را برای مان حفظ کند.
ماشاالله به این قلم شیوا
پاسخ
سمیه
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۷:۱۰ - ۰۳ بهمن ۱۳۹۱
۹
۱
بینظیر بود.واقعا عالی بود.خدا خیرتان دهد.دلم را جلا دادید.
اگه یه روز فرشته ها بگن چی میخوای ازخدا
میگم با خواهش و دعا
شهادت
شهادت،همه ی آرزومه
سلامتی آقاصلوات.
پاسخ
خادم
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۳:۳۱ - ۰۳ بهمن ۱۳۹۱
۴
۰
باسلام خدمت تمام عزیزان در قران امده ای اهل معرفت از روزگار ومردم ان عبرت بگیرید.حرهایی که از دل بیرون میآید بر دل مینشیند و نوشته شماهم این خصلت را دارد.ولی نباید دست روی دست گذاشت ومشاهده تاخ وتاز باشیم بلکه هر کدام باید به وظیفه خودعمل کنیم همانطور که امام علی(ع)در آن زمان حکومت را از اوگرفتند ولی ولایت مسلمین را رها نکردند وبه تکلیف خود عمل کردند.حال شاید سوال شود تکلیف ما چیست که این به افراد بستگی دارد که در چه مقام وپستی یابه عبارتی چه کاری از انها بر میاید آیامی توانند مثل رضایی نژاد از مناطق محرم باشد ولی باهمت او ودیگردوستان شهیدش نه تنها ایران بلکه اسلام که همان خواسته امام(ره)ومقام معظم رهبری است را به جهانیان معرفی کردند پس در اصل هیچوقت جنگ پایانی ندارد یاجنگم برای دفاع از مرز یاجنگ برای رفاه ملت اسلامی واین همان خواسته امامی(ره)و شهدا ازما میاشد که د ر هر سنگری که باشیمم همیشه روحیه جنگجویی را نبازیم چون این خواسته دشمن ایست که ما سنگر ها را خالی بگذاریم وپشت به انقلاب کنیم شاید بعضی نااهل سوار بر حکوومت و سیاست شده اند ولی این معنی ندارد که ما دل سرد شویمچون خواسته قلبی این افراد میباشد پس باید خود را به سلاح تقواوبیش وعلم وعمل مجهز کنیم تا هر وقتی که به ما نیاز شد یا خودمان حس کردیم جاهل بی تقوایاباتقوا جاهل نباشیم الان رهبر احتیاج به کسی مثل خود دارد یعنی همانطور که امام(ره) رییس جمهوری مثل رهبر داشت الان رهبر هم چنین رییس جمهوری احتیاج دارد.به امید چنین روزی
پاسخ
حسين
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۳۵ - ۰۴ بهمن ۱۳۹۱
۲
۱
گلبرگ سرخ لاله ها در كوچه هاي شهر ما بوي شهادت مي دهد
پاسخ
جانباز
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۸:۵۰ - ۰۴ بهمن ۱۳۹۱
۳
۱
خداوندا شهادت را نصیب همه ما بگردان امین
پاسخ
اشنا
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۴۱ - ۰۴ بهمن ۱۳۹۱
۲
۰
براي شادر روح شهدا صلوات...
پاسخ
علیرضا
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۴:۱۱ - ۰۸ بهمن ۱۳۹۱
۱
۰
سلام شنیده بودم ادم وقتی گریه میکنه یعنی هنوز امیدی هست که عاطفه و مهربونیش نمرده بااینکه گاهی میگریم اما الان که اینو خوندم از ته دل گریه کردم برای خودم شرمنده شهدا شدیم.دوستای منم شهید شدن وما باید الان حسرت نبودنشونو بخوریم.خدا عاقبت همه مارو بخیر کنه ...آمین
پاسخ
علی
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۰:۱۵ - ۰۴ فروردين ۱۳۹۲
۱
۰
تازنده ایم رزمنده ایم
پاسخ
جدیدترین اخبار پربازدید ها