کد خبر: ۱۲۱۹۲
زمان انتشار: ۱۳:۴۹     ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰

هیچ کس نمی دانست چه کار می توان کرد، یکی به مجلس زنگ زد، یکی به صدا وسیما، یکی استانداری، یکی فرمانداری...در همین اثنا عوامل تخریب قبور صحنه را ترک کرده و به اتاق گوشه صحن پناه بردند...

به گزارش یالثارات، روز پنج شنبه ۱۵ اردیبهشت ماه مردم قزوین شاهد تخریب قبور شهدا و اموات مدفون در حیاط حرم حسین ابن علی ابن موسی الرضا (ع) بودند؛ به منظور روشن شدن ابعاد این فاجعه گزارشی از زبان یکی از حاضران عینی واقعه که از خانواده محترم شهدا نیز می باشد، به شرح زیر تهیه شده است.

روز پنجشنبه از صبح جلسه ای آموزشی از سمت بنیاد شهید در سالن اجتماعات مزار شهدا در حال برگزاری بود.ما به همراه عده ای دیگر از خانمها و آقایان در این جلسه حضور داشته و از آنچه که در صحن امامزاده حسین(ع) در حال رخداد بود بی اطلاع بودیم. بعد از اتمام ساعت اول و دوم آموزشی در حالیکه پدر شهید زمانی در حال مداحی بودند، حراست بنیاد از آقای زمانی خواستند مداحی را قطع کند مجری نیز اعلام کرد برنامه بعدی که سخنرانی بود برگزار نخواهد شد و اعلام کردند به سرعت به سمت امامزاده حسین بروید. وقتی به حیاط امامزاده رسیدیم به سمت دیگر پرده ای رفتیم که از روزها قبل در این مکان نصب شده بود ولی به علت بی اطلاعی توجه ما را جلب نکرده بود. صحنه ای که در پشت پرده های نصب شده دیدیم، بسیار تکان دهنده و وحشتناک بود. قبور ویران شده و استخوانهای بیرون آمده از داخل قبرها که نظم خاصی نداشته و مشخص نبود متعلق به قبر چه کسیست همه را حیران کرده بود؛ چنین برخوردی با مزار شهدا...با قبور مسلمانان... قابل باور نبود...

وقتی که ما رسیدیم بولدوزر عمل گودبرداری به عمق حدود ۲ متر را انجام داده و ماشین خاوری در حال جمع آوری خاکها بود. در صحنه ای که پیش چشممان بود بخشی از استخوانها را بدون اینکه هویتشان مشخص باشد داخل کیسه های مشکی ریخته بودند و در کنار پله های درب قبلی ورودی خانمها به حرم قرار داده بودند و بخشی دیگر را بر روی هم داخل عجزها خالی کرده بودند که هر دوی این صحنه ها در فیلم های گرفته شده از محل مشخص است.
در آن صحنه تعدادی از فرزندان شهدا از جمله فرزند شهید مهدی و فرزند شهید برجی را نیز دیدیم که لباسهای خاکیشان نشان از درگیر شدن با متصدیان امر بود.

شنیدیم مسئولین اعلام کرده اند فقط ۳ یا ۶ تا از قبور شهدا آسیب دیده در حالیکه استخوانهایی که مابه چشم خود در کیسه ها و زیر عجزها دیدیم بیش از این تعداد بود و ازآنجاییکه سالهای درازیست از اموات کسی در این مکان دفن نمیشود اغلب قریب به اتفاق این استخوانها باید مربوط به شهدا باشد.

برادر شهید قاریان پور نیز از دیدن این اوضاع بسیار منقلب شده بودند. هیچ کس نمی دانست چه کار می توان کرد، یکی به مجلس زنگ زد، یکی به صدا وسیما، یکی استانداری، یکی فرمانداری...در همین اثنا عوامل تخریب قبور صحنه را ترک کرده و به اتاق گوشه صحن پناه بردند. دقایقی نگذشت که پلیس ۱۱۰ به محل وارد شد. پلیس ابتدا خواست استخوانها را جمع آوری کند که با اعتراض خانواده شهدا مواجه گردید سپس گفتند کسی به استخوانها دست نزند تا قضیه به درستی پیگیری شود.

با تماس های دوستان مسئولین مختلف در محل حاضر شدند و ماجرا را با چشمان خود نظاره کردند...
از صدا و سیما، خبرگزاری فارس و خبرگزاری برنا نیز افرادی خود را به محل رسانده بودند.

حال حاضران دگرگون شده بود، پدر شهید عابدی را می دیدیم که استخوان جمجمه ای را در دست گرفته و با آن نجوا می کند سپس شنیدیم مسئولین را خطاب قرار داده و گفت شما که هر سال از جبهه های جنگ استخوانهای شهدا را به نقاط مختلف کشور میفرستید و آنها را در شهرهای مختلف دفن می کنید، آیا این استخوانها با آن استخوانها فرقی دارند؟ چرا با شهدای ما اینگونه رفتار می کنید؟ در جایی دیگر برادر شهیدی در محل دفن برادرش با حال اندوه نشسته بود و تا آن زمان که در حال رفتن بودیم نیز همچنان از جای خود برنخاسته بود...

ظاهراً این اتفاق در روزهای پیش نیز تکرار شده بود چرا که از جانباز گرانقدری شنیدم که میگفت: وقتی چند روز پیش در زمان سالگرد آیت الله شالی به صحن امامزاده حسین رسیدم با صحنه تکان دهنده تخریب قبور مواجه شدم. دوستم از صحنه فیلمبرداری کرد ولی وقتی مسئولین حاضر در آنجا متوجه شدند مجبورمان کردند که فیلم ها را پاک کنیم.

ما از مسئولین اوقاف سؤال میکنیم که چه توجیهی برای این حادثه فجیع دارند؟ از کارمندان بنیاد که شبانه روز در محل حضور دارند و از هیئت امنای امامزاده میپرسیم که آیا پیش از اینها نمی توانستند از رخداد چنین حادثه ای جلوگیری کنند؟

این سؤال را از پسر جوان بسیجی که آنجا بود پرسیدیم، او میگفت به خیلی ها خبر دادیم ۴ روز پیش نیز ماجرا را به حاج آقای داداش پور اطلاع دادیم...

متأسفانه از دوستان شنیدیم پس از پراکنده شدن مردم استخوانها داخل کیسه های مشکی به پشت مزار شهدا، قسمتی که مربوط به برگزاری نمایشگاههاست منتقل شده و از آن پس کسی آنها را ندیده است.

مسئولین گفته اند ما فیلم و عکس از قبر شهدا گرفته ایم و قرار است سنگهای گران قیمت خریداری شده برای قبور را به جای سنگهای قبلی بگذاریم. آیا قرار است استخوانهای در هم شده ای که نمی دانیم در حال حاضر کجا هستند داخل قبور قرار بگیرند یا اینکه قرار است این سنگ قبرهای گران قیمت را بر روی قبرهای خالی قرار دهیم؟

عزیزی میگفت ای کاش کسانی که زمین را ۲ متر گودبرداری کرده بودند، حداقل نیم متر دیگر هم گود می کردند و با دقت استخوانهای مربوط به هر شهید را جدا کرده و در قبور جدید قرار می دادند. مسلماً هزار راه چاره وجود داشت که چنین حادثه اسفباری رخ ندهد، ولی افسوس که مسئولین آنگاه که باید هوشیار باشند دقت کافی را ندارند و در پی این اهمال کاریها باید منتظر اتفاق افتادن اینگونه حوادث نیز بود.

خلاصه ما آن روز متفرق شدیم ولی عملکردهای بعدی برخی مسئولین نشان از تلاش در جهت مسکوت کردن این حادثه دارد.



















نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:۴
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
ارسال نظرات
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۵:۰۵ - ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰
۰
۰
افسوس روزگارشهادت بسر رسید
سوز وگدازو آه وفغان شد نثارما

دیگرتمام قافله ها کوچ کرده اند
برجای مانده است تن زخمدار ما

ای همرهان کوی دل،آیا مگرنبود؟
باهم طریق عشق سپردن قرارما

ازبرادر صمدقاسم پور ل 31 عاشورا
پاسخ
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۶:۳۱ - ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰
۰
۰
درخبرنگفتید چه کسی دستورداده وبرای چه کار
پاسخ
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۲:۵۲ - ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰
۰
۰
سلام
حدود 6 سال پیش از تهران به شهرستان نطنز مهاجرت کردم. بعد مدتی به بنیاد شهید جهت انتقال پرونده مراجعه نمودم با اولین برخورد فهمیدم ریس بنیاد ادمی ظاهر ساز متفرعن و بامزه وسواسی میباشد . مثل خدا برخورد و حرف میزد .منصرف شدم .البته دوستان همشهری و بعضا ارگانی وی پرونده وی را برایم رو کردن بله اقا جز هسته گزینش شهرستان بوده یعنی وقتی ما جبهه بودیم بچه درسخوانی برا دانشگاه قبول میشده ایشان بنا به دلایلی زیرابش را زده و دانشجو مانده الان تزریقی و به لقا الله پیوسته .البته این اقا و برادران عزیزش - ریس مخابرات شهرستان - دیگری نماینده - دیگری از مفت خور های قم - و دیگری در تهران .
-------------
تا اینکه چند روز پیش ایشان امد مغازه محل که 1 سوله و محوطه داریم بیان براورد اموال برا خرید و فروش .
من و خریدار کاشانی و دلال رفیم به محوطه مثلا کارخانه ثبت شده وی جنب دانشگاه پیام نور نظنز با وجود سرایدار افغانی وی و ممانعت 1 بچه افغانی ( یادش داده بودن ) از عکس گرفتن من از محوطه . من چند عکس از شاهکار دوران اصلاحات ایشان گرفتم .( ایشن باند علیزاده طباطبائی معروف و مسببین نیم دوره ماندن نمایندگی مجلس نطنز برا همیشه هستند).
-------------
اما اموال :
بیش از 10 تریلی کمر شکن بیش از 30 خودرو پاترول تویوتا و جیب . بیش از 100 نوع ماشین الات راهسازی از قبیل کمپرسورهای عظیم . اهن الات و انواع کانکس و.... داخل سوله رویت نشد.
------------------
اینا اموال همین اقایون مدیر خورده پا هستند .
پالیزدار نشیم.
یا حق.
پاسخ
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۵:۱۸ - ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۰
۱
۰
سلام
من میدونم این برادر شهید بالاسر مدفن مطهر برادرش چه فکری میکنه....
------------
یادمه سال 65 و شهادت پاسدار با اخلاق محافظ صانعی در دفاع متحرک عراق مجنون . شهید علی ذوالقدر .
شهیدی که از همین دیار قزوین و داماد همسایه ما بود شهیدی که نبر سر محل دفن تیر اندازی و دعوا شدید شد تا شبی که جنازه وی را از بهشت زهرا نبش و با استیشن در اتوبان تهران قزوین متوقف و جریان به روزنامه کشیده شد . میخوام به پدر مادر امثال ان شهید بگم اجر انان با خداست و اجر ما رزمندگان و حتی اجر شما 598 ها .
-----------------
بگذارین مثل قم مشهد و حضرت عبدالعظیم به بهانه بهینه سازی استانه حرمین 500 تا مغازه جدید بفروشن . اصل چیز دیگریست .
---------------
اما اقایون انقدر احمق و ترسو هستند که نکردن مراسم نبش و جابجائی مختصری چون نبش قبر شهید بهنام محمدی بگیرن .
ساندیس مفت بود و امت حزب الله همیشه در صحنه .!!!!!!!!!
یا حق.
پاسخ
جدیدترین اخبار پربازدید ها