کد خبر: ۱۸۱۰۸
زمان انتشار: ۱۷:۱۳     ۳۰ مرداد ۱۳۹۰
مکر جدید آمریکا و ضرورت آرایش جنگی بخش اقتصاد :

رهبر معظم انقلاب در دیدار نمادینی که با فعالان بخش خصوصی داشتند با حساس خواندن شرایط کنونی جهان ومنطقه و کشور انگیزه اصلی نامگذاری امسال را جدی بودن دشمن در جنگ اقتصادی دانستند وفرمودند :

« هدف دشمن، زمين زدن جمهورى اسلامى است؛ يعنى زمين زدن ايران اسلامى؛ يعنى زمين زدن ملتى كه با حضور خود، با پشتيبانى خود، با حمايت خود، اين نظام را تا امروز پيش برده و رشد داده و رونق داده. بنابراين بايستى در مقابلش مجهز بود. جبهه‌ى مقابل را بايد شناخت، ابزار و سلاح او را بايد شناخت و ضد آن سلاح را بايد آماده كرد؛ اين جهاد اقتصادى ميخواهد. »

( 16 ماه مبارک رمضان – 26/5/90 )

چندی پیش در مناظرات انتخاباتی آمریکا که در جریان است ، شاهد مواضع متفاوت « ران پاول » نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال آینده آمریکا بودیم که به دلیل اظهاراتی نرمتر پیرامون حقً برخورداری انرژی هسته ای و انتقاد از روش خصمانه مقامات امریکا با ایران از دیگر همراهان جمهوری خواه خود در نظرسنجی ها پیش افتاد ، و در داخل کشور برخی آنرا نشانه تغییر مواضع نخبگان سیاسی آمریکا تلقی کردند ولی در همان اظهارات ، پاول روی آوردن دولت امریکا به بازار آزاد و گفتگو در این میدان با ایران را راهبرد خود مطرح کرد که اگر با دقَت به این سخن نگریسته شود می توان فهمید که رویکرد آینده مقامات کاخ سفید ویا بخشی از هیأت حاکمه امریکا هماوردی با ایران در میدان اقتصادی است که در حال حاضر با توجه به برخی از ضعف های اقتصاد کشور ، اگر بخش اقتصاد در میدان جهاد اقتصادی عقب بیافتد این می تواند تهدید جدَی ای برای کشور باشد .

چرا که صنعت وتولید ما در بخش هایی آنقدر شکننده است که کافی است مقداری تعرفه واردات کاهش یابد تاکه صدای خورد شدن استخوان های واحدهای تولیدی بلند شود. و این در صورت ورود ایران به باشگاه تجارت جهانی یعنی فاجعه و ورشکستگی اغلب شرکت های داخلی و به دنبال آن ناچار شدن واگذاری تولید به شرکت های چند ملیَتی و این همان « تطاول » و غارتی است که رهبر انقلاب در سخنان اخیر خود به آن اشاره کردند و با تأکید بر اینکه بنابر سندچشم انداز بیست ساله ، ایران در منطقه باید رتبه اوَل علمی واقتصادی شود ، فرمودند :

«اين رتبه‌ى اول بودن هم فقط يك هوس نيست كه بگوئيم اول بشويم؛ نه، اين به خاطر اين است كه سرنوشت ملتها امروز به اين وابسته است. اگر يك كشورى نتواند از لحاظ اقتصادى، از لحاظ علمى، از لحاظ زيرساختهاى پيشرفت، خودش را تأمين كند و رشدپيدا كند،بيرحمانه مورد تطاول قرار خواهد گرفت.»

( 26/5/90 )



ورود عجولانه به « تجارت جهانی »

مانند ورود تیم ضعیف به « جام جهانی » :

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دوران دولت قبل که ولع ورود ایران به « سازمان تجارت جهانی » بالا گرفته بود و گفتگوهای مدت دار ده ساله مقامات آن دولت به سرپرستی رئیس فعلی اتاق بازرگانی ایران ( نهاوندیان ) آغاز شد اشتیاق ورود به سازمان تجارت را با شرایط آن روز نقد کرده و در تدوین برنامه چهارم به دولت دوم خرداد تذکر دادند :

« در برنامه، هضم نشدن در اقتصاد جهانى رعايت شود؛ اين را توجّه داشته باشيد. من يكى دو بار ديگر هم تكرار كردم: پيوستن به سازمان تجارت جهانى از نظر من كارى است مثبت؛ اما هنگامى كه ما زيرساختهاى لازم را براى اين كار داشته باشيم، كه الان اين را نداريم. الان برداشتن تعرفه‏ها و رفتن داخل سازمان تجارت جهانى، يعنى هضم شدن در يك اقتصاد برتر، بدون امكان رقابت؛ يعنى كَم شدن و غرق شدن؛ يعنى همين توليد داخلى را هم كه تا امروز با زحمت و خون دل فراهم شده، از دست دادن و نابود كردن. بله؛ سازمان تجارت جهانى ميدان گسترده‏اى براى فعّاليت است؛ اما بايد قدرت شنا داشته باشيم. آن روز من گفتم اين كار مثل اين است كه ما يك تيم فوتبال را به مسابقات جام‏جهانى بفرستيم؛ در حالى‏كه اعضاى آن هيچ تمرينى نكرده باشند. نتيجه اين كار اين است كه ما بيست تا گل مى‏خوريم و برمى‏گرديم! ما بايد آمادگى را فراهم كنيم و عجّله هم نداشته باشيم. پنج سال ديگر شد، ده سال ديگر شد، دير نمى‏شود. اوّل بايد زيرساختهاى اقتصادى مستحكم شود و ما خاطر جمع شويم، بعد با خيال راحت و با ميل وارد صحنه شويم. الان توصيه هضم شدن در اقتصاد جهانى، براى اقتصاد ملى و مستقل ما سمّ مهلكى خواهد بود. »

(پایگاه اطلاع رسانی معظم له - 15/5/1382 )

تشبیه اقتصاد کشور در آن زمان به تیم ضعیف فوتبالی که وارد جام جهانی شده است گویاترین کلام بود . اگر چه که در این چند ساله پیشرفت های باورنکردنی ای حاصل شده است ولی هنوز عدم خود اتکایی بدنه ای از بخش تولید و چشم داشت همیشه گی آن به کمک های دولتی و هراس آنان از کاهش تعرفه نشان دهنده ضعف آن برای ورود به عرصه رقابت جهانی است .



چابک سازی بخش خصوصی ،

برای رقابت و فرار از کابوس حذف تعرفه :

به گفته بازرگانان و مطلعین ضعف هایی چون بالا بودن قیمت تمام شده و پایین بودن سطح کیفیت و خدمات پس از فروش در برخی از کالا ها و تأخیر در انجام تعهدات موجب پیش گرفتن رقیبانی مانند ترکیه در بازار منطقه مثل عراق شده است . این در صورتی است که تولید در کشوری مانند ترکیه که سوخت و انرژی تا هفت برابر قیمت فعلی کشورمان هزینه بر است و مالیات به دلیل اتکای درآمد آن کشور به مالیات بیش از کشور ماست و هزینه حمل و نقل نیز بسیار بیشتر از ایران است طبیعتاً باید قیمت تمام شده کالا وخدمات در آنجا بیشتر باشد ولی در عمل تاکنون اینگونه نبوده .

و این تذکری است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در همین جلسه پس از ابراز ضرورت حمایت دولت از بخش خصوصی به آن اشاره داشتند و فرمودند :

« البته بخش خصوصى هم در اين زمينه وظائفى دارد: صرفه‌جوئى در مصرف انرژى، افزايش سطح بهره‌ورى، نوسازى ماشين‌آلات ... از آن طرف هم خود بخش صادركنندگان و مسئولين اين كار وظائفى دارند. همين كشورهائى كه اشاره كردند صادرات عمده‌ى ما به اين كشورهاست، بازخورد سوء عمل بعضى از صادركنندگان، اينجا به ما ميرسد. ارسال جنس نامرغوب، جنس بد، بسته‌بندى نامطلوب، تأخير در رساندن، اينها بد است. » ( 26/5/90 )

مصرف کننده ایرانی

بیش از تولید کننده ایرانی نیازمند حمایت :

ولی متأسفانه در عمل تعرفه بالای برخی از کالا ها - که به حقَ باید برای حمایت از تولید تا حدودی إعمال شود - موجب شده است که بخش قابل توجهی از بدنه تولید کشور به خصوص صنایع انحصاری که مصرف کننده ناچار است فقط از آنها خرید کند به تنبلی مفرط دچار شده و با توجه به وجود همیشگی بازار بدون دردسر داخلی که تعهد جدی نسبت به خدمات پس از فروش و کاهش قیمت در قبال آن ندارند منجر شده است که بخش قابل توجهی از صنایع کشور انگیزه افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها و صرفه جویی در مصرف سوخت واز همه مهمتر تلاش برای رقابت در بازار منطقه و جهانی را نداشته باشند و جنس کم کیفیت و گران و هزینه های آن گریبان گیر مصرف کننده ای است که او هم مانند تولید کننده ، ایرانی است و به دلیل اینکه مصرف کنندگان اغلب کمتر از متوسط درآمد دارند بیشتر از تولید کنندگان مستحق حمایت هستند . و این صنایع آنقدر رکورد تنبلی زده اند که حتَی حاضر نیستند بنابر شرایط و ضرورتهای کشور تولید داشته باشند . مثلاً در صنایع پس از هدفمندی یارانه ها ، خط تولید لوازم کم مصرف هنوز جایگاهی پیدا نکرده و اگر کسی بخواهد از لوازم کم مصرف استفاده کند باید جور قیمت گران شده با تعرفه را کشیده و لوازم خارجی خرید کند و یا برخی از صنایع خودروسازی نیمه خصوصی حتَی نسبت به تعهدات خویش به دولت برای تولید خودروهای دوگانه سوز خُلف وعده کرده اند .

بخش خصوصی به مدد صبحانه ها یا در ماه رمضان سحری های کاری با بخش حاکمیتی اگر چه تعامل با دولت را به نقطه مطلوب رسانده ولی در پاره ای از موارد آنانرا هم مجاب کرده است که به نازپروری بنگاههای تنبلی که شرحشان گذشت بپردازد و نتیجه آن می شود که وزیر صنایع و معادن در مجلس نوید دهد که : « دیگر مسئله ای به نام تثبیت قیمت ها منتفی شده است و ... » البته این امر از طرفی چون در جهت آزاد گذاشتن بخش خصوص صورت می گیرد می توان آنرا مفید ارزیابی کرد ولی فشار به مصرف کننده و بالا بردن درصد تورم با افزایش قیمت در ازای نپرداختن به « افزایش بهره وری » و « افزایش کیفیت وخدمات » و وارد نکردن آنان در عرصه های منطقه ای وجهانی نتیجه اش این می شود که با ورود کشور به باشگاه تجارت جهانی تمام این بنگاههای نازپروده که با حمایت دولت سرپا هستند ، باید کلید خود را به کمپانی های شرق آسیا و یا اروپا و آمریکا دهند و تن به تطاول کشور دهند .

همگرایی همراه با پررنگ شدن بخش حاکمیتی دولت :

ملاقات های کاری برگزیدگان بخش خصوصی با مقامات کشور اگرچه بی ثمر نیست ولی نباید دولت در بخش حاکمیتی نظارت خود را کاهش دهد چرا که اگر قرار بود این ملاقات ها همگرایی به وجود بیاورد باید اکنون در عرصه های دیگر مثل سینما که جلسات متعدد کاری با مقامات عالی کشور داشته اند همگرایی با سیاست های کشور مشاهده کنیم که در واقع غالباً چنین نیست بنابر این نباید بخش حاکمیتی دولت برای نظارت و هدایت بازار تضعیف شود و در نبود همگرایی باید دولت از ابزار لازم تتنظیم و نظارت برخوردار باشد و با کمک های بی منطق به این بخش هدف اصلی خصوصی سازی بخش دولتی را که ارتقای قدرت رقابت آن بود را نقض نکند.

البته ما نمی خواهیم سازوکارهای بخش خصوصی مثل اتاق های بازرگانی که مسئولان آن وزیر ویا معاون وزیر دولت های کارگزاران ودوم خرداد هستند را زیر سوال ببریم ولی اگر کشور بخواهد مهندسی دقیق ومستقلی برای ورود به این کارزار جدی که استقلال و امنیت کشورمان را تهدید می کند ، داشته باشد باید با شکستن انحصار کارشناسان سیاسی کاری که خود را تنها خبره این میدان میدانند ، یک هم اندیشی ازصاحب نظران و نخبگان جوان و ناشناخته دانشگاه و حوزه و تمام کسانی که در حوزه اقتصاد اسلامی بدون غرض ورزی سیاسی کار کرده اند ، داشته باشد و حاکمیت در مرحله بعد همراه سیاست های حمایتی با ایجاد راهکارهایی ، بخش خصوصی و تولید را وارد جریان پر چالش اقتصاد منطقه و جهان کرده تا با دست و پنجه نرم کردن با رقیبان و با تقویت روابط عمومی ها بتوانند گلیم خود را از آب بکشند واتکا و توقع بیش از حد از دولت داشتن بخش تولید را مانند کودکی که همواره متکی به حمایت والدین است می گرداند که هیچگاه مستقل نمی شود بلکه همواره در مواجهه با سختی ها شکننده است .

بنابراین اگر نامزد رقیب اوباما دولتمردان خود را به کشاندن ایران به بازار جهانی دعوت می کند نباید آنرا صرفاً سخنی ناصحانه دانست بلکه باید آنرا نشانه ورود شیطان بزرگ به صحنه جدید نبرد اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران دانست ، که مواردی چون این ژرف اندیشی رهبری معظم انقلاب اسلامی را نشان می دهد که تهدید و فرصت کنونی کشور را به خوبی تشخیص داده اند وامسال را به جد « سال جهاد اقتصادی » نامیدند.
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها