کد خبر: ۲۴۰۶۷۹
زمان انتشار: ۱۱:۰۷     ۱۵ مرداد ۱۳۹۳
یک «معامله» در گوشه‌ای از دنیا اتفاق افتاده است و نتیجه این شده است:اسرائیل یعنی قوی ترین اقتصاد خاورمیانه ، شکوفا ترین رشد تکنولوژیک این منطقه از جهان ، بالاترین ضریب دمکراسی ، رعایت حقوق بشر ، آزادیهای مدنی - مطبوعات و حقوق سیاسی.

به گزارش پایگاه 598 به نقل از تسنیم، «پیشنهاد بی‌شرمانه»، یک درام آمریکایی به کارگردانی آدریان لین است که در سال 1993 ساخته شده‌است. این فیلم مورد استقبال منتقدین قرار نمی‌گیرد و همان سال تمشک طلایی بدترین فیلم سال را می‌گیرد. «پیشنهاد بی‌شرمانه» داستان زندگی یک زوج است که عاشقانه همدیگر را دوست دارند. طی اتفاقاتی، یک میلیاردر مشهور آمریکایی وارد زندگی آنها می‌شود و طی اتفاقاتی دیگر سرانجام به این زوج پیشنهاد می‌دهد که در ازای دریافت یک میلیون دلار، زن برای یک شب در اختیار او باشد. زوج قصه واکنش تندی به این درخواست نشان می‌دهند و آن را به شدت رد می‌کنند، اما بعد از چند روز سخت و پرکشمکش ذهنی، وسوسه یک میلیون دلار، مرد را راضی به دراختیار گذاشتن همسرش می‌کند. داستان البته به شیوه پیش‌پاافتاده‌ای ادامه پیدا می‌کند، اما ماجرای فیلم برای ما همین جا تمام می‌شود و ماجرای جدید ما هم درست از همین جا شروع می‌شود. ماجرای راضی شدن به یک «معامله» در تابستان گرم سال 2014 میلادی.

***

نیما راشدان یک روزنامه‌نگار ایرانی و ظاهرا کارشناس مسائل مختلف است. می‌گویند که او جزو اولین ایرانیان وب نویس است و از کارشناسان  مسایل اروپای شرقی به شمار می رود. وی اکنون ساکن جمهوری چک است و همچنان به فعالیت روزنامه نگاری، تحقیقی و آموزش ادامه می دهد.راشدان هفته  پیش در مطلبی که در سایت گویا منتشر می‌شود این‌چنین می‌نویسد:" خوشتان بیاید یا نیاید، دوستی یا دشمنی اسرائیل ملاک انتخاب است میان تمدن و بدویت - این یک حکم راستگرایانه ، نئوکنسرواتیو و غیرانسانی نیست. این واقعیت دنیای امروز ماست. قبول ندارید، کاغذ و قلم بردارید، خطی وسط صفحه بکشید، دوستان و دشمنان اسرائیل را یک به یک روی سمت راست و چپ خط حائل روی کاغذ آورید."

راشدان سپس لیستی درست می کند از کسانی که به قول او دوست اسرائیل هستند، از آلبرت انیشتین و برندگان نوبل و کارگردان‌های هالیوودی و بعد هم لیستی از دشمنان اسرائیل که به قول او نماد آن "انسانی است که به شیوه هفت هزار سال قبل می زید ، سیمای او ، پوشش او ، بوی بدن و پاهایش ، رفتار او با همسر و فرزندانش ، خانه یا غاری که در آن زندگی می کند ، کلماتی که برای حرف زدن انتخاب می کند ، میزان آگاهی اش از پدیده های دنیای جدید و خیلی چیزهای دیگر."

راشدان در انتها نتیجه می‌گیرد : " اسرائیل پاره ای از هویت تاریخی ما ایرانیان است. کوروش کبیر و دیگرانی که مظاهر ایرانیت مایند، در اسرائیل از ایران عزیزتر و گرامی ترند، دشمنان اسرائیل - اعراب افراطی - خطرناکترین دشمنان تاریخی و معاصر ایران زمین اند.در اسرائیل اما، رئیس جمهور و بسیاری از مقامات عالیرتبه اسرائیل ایرانیانی‌اند که برخلاف بسیاری از دیگر ایرانیان به ایرانی بودن خود هنوز افتخار می کنند.

اسرائیل یعنی قوی‌ترین اقتصاد خاورمیانه، شکوفا ترین رشد تکنولوژیک این منطقه از جهان، بالاترین ضریب دمکراسی، رعایت حقوق بشر، آزادی‌های مدنی - مطبوعات و حقوق سیاسی شهروندان در خاورمیانه. جملات بالا به گوش بسیاری از قربانیان ماشین پروپاگاندای نظام اسلامی البته ناآشناست. جملات بالا برای بسیاری از قربانیان ماشین تبلیغات استالین و گوبلز هم نامفهوم است. نگران نباشیم ،‌ چرخ زمان به نفع انسان و آزادی می‌گردد"

راشدان ید طولانی‌ای در حمایت از همه جنبش‌های مخالف با نظام جمهوری اسلامی با هر رنگی دارد. او مدتی در نشریات و روزنامه‌های داخلی هم قلم زده است.او در لابه‌لای این مقاله تاریخی‌اش یادی هم از دوستان سابقش می‌کند:"دوستان اسرائیل جوانان آراسته و مدرنی اند که شمع در دست برای همدردی با هزاران همنوع خود ، صدها زن و مرد و کودک قربانی حادثه یازده سپتامبر، با قبول همه خطرات به میدان محسنی تهران می آیند."

دوستان سابقی که این روزها هم راشدان را تنها نگذاشته‌اند. در حالی که شرایط بحرانی غزه به اندازه‌ای تبدیل به فاجعه شده است که رسانه‌های جریان اصلی دنیا از ایستادن پشت اسرائیل به هراس افتاده‌اند هنوز هم برخی از «ایرانی‌ها» در شبکه‌های اجتماعی مشغول حمایت از اسرائیل با انواع و اقسام توجیهات از ناصبی بودن حماس و میدان دروغین ابن ملجم در غزه تا سپر انسانی حماس و حتی توجیهات تاریخ مصرف‌گذشته‌ای مثل فروش زمین فلسطینی‌ها به اسرائیل و ... هستند.هر چند که این بار صدای آرمانخواهی ایرانی‌ها به قدری بلند بود که این صداها کمتر شنیده شد.

درست یک روز قبل از روز قدس ایندیپندنت خبری منتشر کرد که اسرائیل به کسانی که در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی از آن دفاع می‌کنند بورس تحصیلی اعطا می‌کند. یک پیشنهاد؛ اما یک معامله پایاپای؟

***

چرا می خواهم گذرنامه ی اسرائیلی ام را آتش بزنم عنوان مقاله ای ست که میرا بل هیلل نویسنده اسرائیلی نوشته و در مجله ایندپندنت منتشر کرده.

مقاله اینطور شروع می شود: او جوان است. زیباست. در دانشگاه رشته کامپیوتر خوانده است و نماینده مجلس اسرائیل است و علت اینکه من می‌خواهم گذرنامه‌ اسرائیلی‌ام را آتش بزنم این است که پشت این چشمان زیبا و بیگناه فرشته مرگ پنهان است…

بل هیلل اشاره دارد به شاکد نماینده کنیسه اسرائیل که روز دوشنبه چند هفته پیش در صفحه فیسبوکش نوشته بود: پشت هر تروریست ده ها زن و مرد ایستاده اندکه بدون آنها نمی تواند دست به عملیات تروریستی بزند. همه آنها سربازان دشمن هستند و جایز است که خونشان ریخته شود. این شامل مادران شهیدان هم می شودکه آنها را با گل و بوسه به جهنم می فرستند. آنها هم باید به دنبال پسران شان بروند. هیچ چیزی جز این عادلانه نیست. آنها هم باید بروند و همین‌طور خانه هایی که در آنها مار پرورده اند. در غیر اینصورت بچه مارهای بیشتری عمل می آیند…»

میرا بل‌هیلل خبرنگار اسرائیلی می‌گوید حالا می‌خواهد گذرنامه اسرائیلی‌اش را آتش بزند.

***

تقریبا 3 ماه پیش، برنامه پرطرفدار «کلیک» در تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی به اسرائیل سفر کرد، در لابه لای گزارش پیشرفت‌های تکنولوژیک ارتباطی و یارانه‌ای اسرائیل، از ساخت روبات‌های خاصی هم سخن گفت. این روبات‌ها به گونه‌ای طراحی شده بودند تا واکنشی برای مواجهه با حالات روحی و روانی انسان‌ها باشد. طرز کار روبات‌ها به این شکل بود، در شرایط مختلفی حالت‌های مختلفی مثل ترس، عصبانیت،استرس، هیجان و...  در این روبات‌ها شبیه‌سازی می‌شد تا به دانشمندان اسرائیلی در تحقیق درباره حالات روحی و روانی آدم‌ها کمک کند. خبرنگار «کلیک» رو به دوربین تلویزیونی بی‌بی‌سی‌فارسی می‌ایستاد و می‌گفت: این راه جدید دانشمندان اسرائیلی برای کنترل بیشتر حالات روحی و روانی آسیب‌زاست. هدف این پروژه زندگی راحت‌تر و آرام‌تر آدم‌هاست.

روزنامه اسرائیلی «هاآرتص» دیروز خبری منتشر کرد که پلیس نظامی اسرائیل تصمیم گرفته است تا درباره یک سرباز اسرائیلی تحقیقاتی به عمل بیاورد. این سرباز اسرائیلی متهم است که در حین حمله اخیر اسرائیلی‌ها به غزه، از خانه یک فلسطینی مقداری وجه نقد دزدیده است. شمار کشته‌شدگان غزه امروز به 1946 نفر رسید.

***

در پایان نیمه اول «پیشنهاد بی‌شرمانه»، در همان شبی که قرار است زن همراه مرد میلیونر باشد، مرد پیشمان می‌شود، سراسیمه به هتل محل اقامت مرد میلیونر می‌رود، اتاقش را پیدا می‌کند اما کسی آنجا نیست، پرس‌وجو می‌کند و به او آدرس پشت‌بام را می‌دهند که مرد و زن آنجا رفته‌اند. پله‌ها را با سریع‌ترین حالت ممکن رد می‌کند و به پشت بام می‌رسد، درست لحظه‌ای که پایش به پشت‌بام می‌رسد، هلی‌کوپتر حامل مرد میلیونر و زن در حال اوج گرفتن و پرواز بود. دیگر دیر شده بود؛ زن فردا صبح به خانه‌اش برگشت... برای جا ماندن از تاریخ، فرصت از همین هم کمتر است.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها