کد خبر: ۲۴۳۴۲۱
زمان انتشار: ۱۹:۵۰     ۲۵ مرداد ۱۳۹۳
یادداشت میهمان؛
میثم نادی
پنجشنبه 23 مردادماه 92، یکی از ورشکستان سیاسی- فرهنگی و اینک اعتقادی، در برنامه تلویزیونی "دیروز، امروز، فردا" مکنونات قلبی خود و همپالگی هایش را در برابر دیدگان میلیون ها ایرانی مسلمان، شیعه و محب اهل بیت(ع) و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بر سر زبان آورد تا بار دیگر بر همگان روشن شود که جماعت مدعی روشنفکری غربزده، نه تنها به فکر نان و آب ملت نیستند، بلکه اگر دستشان برسد، به دین و اعتقادات هزار و اندی ساله ملت مسلمان ایران نیز رحم نخواهند کرد.

با عرض پوزش از خوانندگان این یادداشت و به جهت افشای ماهیت پلید این فرد و همفکرانش، چاره ای نیست جز انتشار گزافه ای که او گفت و البته در برنامه پخش زنده تلویزیون مطرح شد. نجفقلی حبیبی در این برنامه گفته: "سالانه برای برخی چیزها چقدر خرج می کنین؟ تو ایام عاشورا نگاه کنین! چقدر پول ها خرج میشه؟! بازده فرهنگیش چقدره؟ هیچی؛ چهارتا گریه میکنن..."

گاهی دلمان برای کوته بینی، نمک ناشناسی، بی معرفتی و لاابالی گری فکری چنین افرادی می سوزد؛ گاهی از شدت خشم و غیرت دینی قرارگرفتگان در صف دشمنان اهل بیت(ع) و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) را مورد لعن قرار می دهیم و البته برای مراقبت از مرزهای اعتقادی و مقابله با شبهه افکنی های امثال این فرد معلوم الحال، باید ادله تاریخی، منطقی مستند ارایه کرد تا در مقابل ویروس های خطرناک اینچنینی در سطح جامعه، پادزهر مناسبی تدارک دیده شود.

به همین منظور، در این یاداشت، بی آنکه به این شبهه افکنی های نخ نماشده با احساسات و شور حسینی هیاتی ها سخن بگوییم، تلاش می شود تا از دریچه ای دیگر، پاسخ مناسبی ارایه شود و البته این نکته قطعی است که در مجالس حسینی و محافل اهل بیت(ع)، خطبا و مداحان و گریه کنان و سینه زنان و در یک کلام هیاتی ها، واکنش های متفاوت و درخوری نسبت به این فرد و جریان فکری مسموم نزدیک به دشمنان اهل بیت(ع) از خود نشان خواهند داد.

1- گریه در کلام معصومین(ع)

در باب گریه بر سیدالشهدا(ع)، فواید و آثار روحی، فردی و اجتماعی آن، ظاهرا این قبیل افراد دچار نوعی غفلت تعمدی شده اند چه آنکه فردی به سن و سال گوینده شبهات فوق که در جامعه اسلامی ایرانی رشد کرده، بعید است تاکنون پیرامون مساله مهم گریه و اشک بر مظلوم کربلا، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) احادیث مستند نشنیده باشد.

با این حال، ظاهرا چاره در انتشار چند روایت ناب و معروف است تا شاید برای مبتلایان به بیماری فراموشی خودخواسته نسخه شفابخشی پیچیده شود و همچنین، برای زخم خوردگان از طعنه های بیماران فکری و روحی، مرهمی پیشکش گردد؛ برای اهل بکاء و محبان االحسین(ع) ناگفته پیداست این چند روایت (که به عشق خامس آل عباء پنج حدیث انتخاب شده) تنها مشتی نمونه خروار است:

الف) پیامبر اعظم(ص) فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود.

ب) امام حسین(ع) فرمود: من کشته اشکم. هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه (به خاطر مصیبتهایم) گریه می کند.

پ) امام سجاد(ع) فرمود: هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین بن علی علیه السلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جاری گردد، خداوند او را در غرفه های بهشتی جای می دهد.

ت) امام صادق(ع) فرمود: هرکس که چشمش در راه ما گریان شود، به خاطر خونی که از ما ریخته شده است، یا حقی که از ما گرفته اند، یا آبرویی که از ما یا یکی از شیعیان ما برده و هتک حرمت کرده اند، خدای متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان برای ابد جای می دهد.

ث) امام رضا(ع) فرمود: هرکس که عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد.

و...

اینک، نجفقلی حبیبی بگوید که در برابر احادیث معروف و مستند فوق چه پاسخی دارد؟ آیا العیاذ بالله، معصومین(ع) برای مساله ای که از دید او بازده فرهنگی کمی دارد، با این درجه اهمیت و با تعداد فراوان ذکر حدیث فرموده اند؟!

2- گریه در کلام امام خمینی(ره)

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی که امروزه برخی به دروغ خود را منتسب به آن عزیز سفر کرده دانسته و اینگونه نعل وارونه می زنند که پیر جماران، الگوی آنهاست، در باب گریه بر سیدالشهداء(ع) و فواید مجلس و محافل حسینی(ع) و عاشورا و محرم و... بیانات بسیاری دارند که به جهت رعایت اصل اختصار در نوشتار، تنها به 3 نمونه که کمتر به آنها پرداخته شده، بسنده می شود:

الف) اینها از این مجالس، از آن جنبۀ سیاسی‏ اش می ‏ترسند. امروز هم مجالس ما تحوّل درش پیدا شده است؛ مثل سابق نیست، متحول شده است. همۀ افراد ملت ما، مجالس ما متحول شده است. لکن گمان نکنند آنهایی که جنبه‏ های سیاسی به نظرشان دارند و مثلاً روشنفکر هستند، به نظرشان که مجالس گریه دیگر چیزی نیست. همین گریه‏ هاست که کارها را پیش برده، همین اجتماعات است که مردم را بیدار می‏ کند. ما از این مخالفت هایی که شد در زمان رضاخان و شک نداریم که به دستور بوده ـ خود او خیلی معلوم نبود که اگر دستور ندهند، این حرفها را بزند ـ از این مخالفت هایی که شد، باید عبرت بگیریم؛ ببینیم با مجالس روضه مخالف بودند، معلوم می‏ شود که مجالس روضه با آنها مخالف است.

ب) نمی ‏دانند این قشرهای سیاسی که چه خدمتی این منبر، این محراب، به این کشور کرده. اینها چنانچه ملی هستند ـ ما کار نداریم که آیا به خدا هم کار دارند یا نه ـ اگر ملی هستند، اگر کشورشان را می‏ گویند می‏ خواهیم، اگر ملت را می‏ گویند که ما می‏ خواهیم، اینها باید دامن بزنند به این روضه‏ خوانی ها، برای اینکه این روضه‏ خوانی ها این ملت شما را حفظ کرده، این روضه‏ خوانی ها و مصیبت و گریه است که کشور شما را حفظ کرده. بله، چنانچه یک مردمی هستند که روی همان نقشه‏ ای که طرح شده است، که باید قدرت اسلام گرفته بشود و قدرت روحانی گرفته بشود و قدرت خطیب گرفته بشود تا راه باز بشود برای آنهایی که باید استفاده کنند و استفاده کردند، آنها یک مردم دیگری هستند که با آنها نمی ‏توانیم حرف بزنیم. اما سایر مردم، اینهایی که مسجد می ‏آیند، منبر را گوش می‏ کنند، مطالب را گوش می‏ کنند، همچو که به روضه می‏ رسند، رد می‏ شوند می‏ روند، این از باب این[است]که ملتفت نیستند چه هست آن.

پ) ما را سیدالشهدا اینطور هماهنگ کرده. ما برای سیدالشهدایی که اینطور هماهنگ کرده اظهار تأسف نکنیم، ما گریه نکنیم؟ همین گریه‏ ها نگه داشته ما را. گول این شیاطینی که می‏ خواهند این حربه را از دست شما بگیرند گول اینها را نخورند جوان های ما. همینها هست که ما را حفظ کرده. همینها هست که مملکت ما را حفظ کرده. تکلیف آقایان است روضه بخوانند. تکلیف مردم است دسته‏ های شکوهمند بیرون بیاورند. دسته ‏های سینه ‏زن شکوهمند... دسته‏ ها بیرون بیایند، سینه بزنند. هرکاری که می‏ کردند بکنند. اجتماعاتشان را حفظ بکنند. این اجتماعات است که ما را نگه داشته. این هماهنگی ها هست که ما را نگه داشته. گولشان می‏ زنند این جوان های عزیز صافدل را. می‏ آیند توی گوشش می‏ خوانند خوب دیگر گریه می‏ خواهیم چه کنیم؟ گریه می‏ خواهیم چه کنیم یعنی چه؟ ما تا ابد هم اگر برای سیدالشهدا گریه بکنیم، برای سیدالشهدا نفعی ندارد، برای ما نفع دارد، همین نفع دنیایی‏ اش را شما حساب بکنید، آخرتی‏ اش جای خودش، همین نفع دنیایی‏ اش را حساب کنید و همین جهت روانی مطلب را که قلوب را چطور به هم متصل می ‏کند. ما این سنگر را نباید از دست بدهیم و کسانی که کوشش دارند که این سنگر را از ما بگیرند، آنهایی که از ما هستند و مردم صالحی هستند بازی خورده‏ اند، پشت اینها یک دست مرموز فاسد مفسدی هست که می‏ خواهد ملت ما را به تباهی بکشد و ما باید بیدار باشیم. ملت ما باید بیدار باشند.

از نجفقلی حبیبی پرسیده می شود که در برابر فرمایشات امام خمینی(ره) چه در چنته دارد و خود را معادل کدامیک از عبارات فوق می داند؟!

3- گریه در کلام امام خامنه ای

حضرت امام خامنه ای نیز طی دوران زعامتشان بر امت اسلامی بارها بر اصل مهم عزاداری اهل بیت(ع) به ویژه سید و سالار شهیدان تاکید داشته اند و بعضا در برخی مناسبت ها، حتی ایشان در جلسه رسمی سخنرانی روضه خوانده اند و گریسته اند و مستمعین را نیز گریانده اند. جلسات روضه معظم له در ماه محرم و ایام فاطمیه و مناسبت های دیگر سال نیز زبانزد خاص و عام است.

از ایشان نیز 3 کلام کمتر شنیده شده در باب گریه بر سیدالشهداء(ع) انتخاب شده، که تقدیم می شود:

الف) اين عزادارى‌هائى كه انجام مي گيرد، اين گريه و زارى‌اى كه مي شود، اين تشريح حوادث عاشورا كه مي شود، اينها چيزهاى لازمى است. يك عده از موضع روشنفكرى نيايند بگويند آقا اينها ديگر لازم نيست. نه، اينها لازم است؛ اينها تا آخر لازم است؛ همين كارهائى كه مردم مي كنند... همين عزادارى متعارفى كه مردم مي كنند؛ دسته‌جات سينه‌زنى راه مى‌اندازند، عَلَم بلند مي كنند، اظهار محبت مي كنند، شعار مي نويسند، مي خوانند، گريه مي كنند؛ اينها ارتباط عاطفى را روزبه‌روز بيشتر مي كند؛ اينها خيلى چيزهاى خوبى است.

ب) عاشورا را شيعه، با همه وجود نگه داشتند. شما ببينيد در طول سالهاى متمادى، قرنهاى متمادى، ياد امام حسين، نام امام حسين، تربت امام حسين، عزاى امام حسين هرگز از بين مردم پيرو اهل بيت و مؤمنِ به اهل بيت خارج نشد؛ اين را رها نكردند؛ هرچند خيلى تلاش شد. حالا شما قضيه متوكل و بستن راه را شنيده ايد. اينها آن كارهاى چاروادارى، مخالفتهاى چاروادارى بوده است. مخالفتهاى بسيار زيادى در طول زمان به شكلهاى ظاهراً علمى، به شكل احساساتى، به شكل تجربه اى انجام دادند، ولى شيعه نگه داشته است و بايد نگه دارد. مي گويند چرا ماتم و گريه و اشك را در بين مردم رواج مي دهيد؟ اين ماتم و اشك براى ماتم و اشك نيست، براى ارزشهاست. آنچه پشت سر اين عزاداري ها، بر سر و سينه زدن ها، اشك ريختن ها وجود دارد، عزيزترين چيزهائى است كه در گنجينه بشريت ممكن است وجود داشته باشد؛ او همان ارزش هاى معنوىِ الهى است. اينها را مي خواهند نگه دارند كه حسين بن على مظهر اين ارزشها بود. يادِ آنهاست؛ زنده نگه داشتن آنهاست

پ) حادثه عاشورا، خشك و صرفاً استدلالى نيست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گريه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظيمى است؛ لذا ما را امر مى كنند به گريستن، گرياندن و حادثه را تشريح كردن. زينب كبرى (س) در كوفه و شام منطقى حرف مى زند اما مرثيه مى خواند؛ امام سجاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموى مى كوبد اما مرثيه مى خواند. اين مرثيه خوانى تا امروز ادامه دارد و بايد تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است كه مى توان خيلى از حقايق را فهميد، كه در خارج از اين فضاها نمى توان فهميد.

نجفقلی حبیبی در برابر بیانات مطرح شده چه پاسخی دارد؟ آیا او هم جنس مخالفت و شبهه افکنی خود را چارواداری می داند؟

4- کربلا در بیان دشمن

گاهی برای اثبات یک موضوع، نیاز است تا نظر دشمنان اسلام، شیعه و انقلاب را نیز به عنوان شاهد بیاوریم تا شاید برخی دوست نماها، به خود آیند و بیش از این، در زمین طراحی شده توسط دشمنان اهل بیت(ع) بازی نکنند.

یکی از این افراد، فرانسیس فوکایاما نئومحافظه کار، پژوهشگر و تاریخ نگار ژاپنی الاصل و تبعه آمریکاست. وی که به عنوان یک تئوریسین درخدمت لابی صهیونیست ها معروف است، در سال 1365 در اوشلیم در سرزمین اشغالی، پیرامون "شیعه" سخنرانی جالبی دارد که دقت در آن می تواند بر اهمیت مساله زنده نگهداشتن عزای سیدالشهداء(ع) و گریه بر مظلوم کربلا و مسایل جانبی پیرامون آن بیفزاید.

لطفا در گفته های فوکایاما دقت کنید: "شیعه پرنده ای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست، پرنده ای است که دو بال دارد: یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالتخواهی اوست چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد، امیدوار است و انسان امیدوار هم شکست ناپذیر است؛ نمی توانید کسی را تسخیر کنید که مدعی است فردی خواهد آمد که در اوج ظلم و جور، دنیا را پر از عدل داد خواهد کرد. بال سرخ شیعه، شهادت طلبی است که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فناناپذیر کرده است. این پرنده زرهی به نام ولایت پذیری بر تن دارد که آنها را شکست ناپذیر نموده است. ولایت پذیری شیعه که براساس صلاحیت هم شکل می گیرد، او را تهدید ناپذیر کرده است. شیعه با شهادت دوچندان می شود. شیعه عنصری است که هر چه او را از بین ببرند بیشتر می شود".

به خوبی مشاهده می شود که دشمنان اسلام، تشیع و انقلاب چه ترس و واهمه ای از فرهنگ کربلا و شهادت دارند و بنابراین، هرچه زنده نگهداشتن عزای شهید مظلوم کربلا و یارانش و گریه توام با شور و شعور، چه اهداف بلندبالایی را متصور خواهد کرد. حال، امثال نجفقلی حبیبی باید پاسخ دهند که آیا پرورش یافته مکتب قرآن و اهل بیت(ع) و ولایت فقیه هستند یا دست پرورده فوکویاما و دیگر تئوریسین های غربی و آمریکایی؟

5- از فتنه گر بیش از این انتظاری نیست

نوشتن از فواید و آثار فردی - اجتماعی گریه بر سیدالشهدا(ع) ذکر آیات و روایات و کلام بزرگان و علما و... مانند اقیانوس بدون ساحلی است که کرانه ای ندارد اما بی شک برای آنانکه توفیق حسینی زیستن از آنها سلب شده، هرچه بگویی چونان آب در هاون کوفتن است.

به کسی که هنوز نمی داند خرج عزای اهل بیت(ع) توسط مردم انجام می شود و ربطی به حکومت ندارد، چه باید گفت؟ بیش از هزار و چهارصد سال است که شیعیان در تاسوعا و عاشورا گریسته اند و بیرق اشک بر مظلوم را برافراشته نگهداشته اند. خرج آن هزار و چهارصد سال از کجا تامین می شد؟

ضمن اینکه، یکی از وظایف حکومت اسلامی، فراهم آوردن بسترهای ترویج هرچه بیشتر فرهنگ اهل بیت(ع) است که از سوی رهبران امت نیز برآن تاکید شده.

همچنین، به صاحب چشمانی که در بصیرت اعما هست و آثار فرهنگی محرم و صفر را درک نمی کند، چه باید گفت؟ برهه ای که میلیون ها دل عاشق، زیر یک بیرق جمع می شود و همه به یک سمت حرکت می کنند. آیا از محرم و صفر، از تاسوعا و عاشورا، وحدت آفرین‌تر سراغ دارید؟ نابینایی معرفتی تا کجا؟!

در این نوشتار تلاش شد بیش از درج مطلب احساسی، پاسخی مستند، تاریخی و بیشتر از کلام بزرگان درج شود و در عبارتی، از نشانه گیری دشمنان پرده برداری شود اما در پایان نمی توان از شخص گوینده آن گزافه ها سخنی کوتاه اما گویا نگفت.

نجفقلی حبیبی رییس ستاد انتخاباتی استان تهرانِ همان فتنه گری است که هوادارانش عزای عاشورای سال 88 را مورد هتک قرار داده و در روز حزن آسمان و زمین، سوت و کف زدند؛ فتنه گری که حرمت شکنان عاشورا را خداجو نامید! او، عضو هیات موسس حزب منحله ای است که بسیاری از رفقایش یا به جهت فتنه گری به زندان افتادند، یا به آن سوی آبها گریختند. از این جماعت آیا انتظاری بیش از این هست؟

به قول سید اشرف الدین حسینی، معروف به نسیم شمال،:

هرکس که به این سلسله پاک جفا کرد / بد کرد، نفهمید، غلط کرد، خطا کرد

* مداح اهل بیت(ع)
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۳
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها