کد خبر: ۲۶۲۴۸۲
زمان انتشار: ۱۲:۵۸     ۲۸ مهر ۱۳۹۳
حبیب کاشانی می گوید اگر زمان به عقب برگردد باز هم با کرانچار قطع همکاری می کند.

به گزارش پایگاه 598 به نقل از خبرآنلاین،حبیب کاشانی ؛ او حالا جدیدترین برگه کفاشیان است . مردی که منتقدانش می گویند به بازی فدراسیون وارد شده تا رئیس را از زیر فشار های سیاسی این روزهایش نجات دهد . کاشانی اما این حرف ها را با خنده ای پاسخ می دهد و می گوید:« از لحظه ای که کفاشیان تماس گرفت و ماجرا را گفت تماس های زیادی داشتم که می گفتند چرا این کار را می کنی ، او یک مهره سوخته است و داری روی آبرویت قمار می کنی . ولی من فقط امده ام برای همدلی. برای اینکه فوتبال ملی ایران بعد از 38 سال به المپیک برسد. ما این توان را داریم . واقعا دردناک است که کره شمالی و عراق با همه فشارهای تحریم به المپیک بروند و بدرخشند اما فوتبال ما این توان را نداشته باشد.» او در این گفت و گو خیلی صریح به همه سئوالات پاسخ می گوید:

 

الان باید تبریک بگوییم بازگشت شما به فوتبال را؟


انشالله که خیر است. دوستانم که هر کدام تماس می گیرند می گویند خودت را سوزاندی ، آقای کفاشیان یک مهره سوخته است اما من برای تصمیمی که گرفتم فقط یک هدف دارم؛ کمک به تیم ملی امید.

 

اتفاقا به نکته جالبی اشاره کردید . حضورتان این روزها حاشیه های زیادی به همراه داشته است. مثلا می گویند شما آمدید تا حضورتان کمک کند و اصولگرایان مجلس دست از سر کفاشیان بردارند. آقای رسایی و دوستان


(می خندد) آقای رسایی حتما انسان شریفی هستند اما من این بزرگوار را کلا دوبار هم ندیدم . این ها که می گویید را واقعا متوجه نمی شوم. من فقط آمده ام تا در کنار تیم ملی امید باشم. به هر حال این تیم لیاقتش موفقیت در راه رسیدن به المپیک است. باید کاری کنیم از دل این دعواهای بین کمیته المپیک و فدراسیون که از سال ها قبل بوده رها شود و بتواند به حقش برسد. واقعا این نسل امروز ما تیمی به خوبی تیمی است که علی کریمی و مهدوی کیا را داشت. یا به خوبی تیمی که خود من در کنارش بودم و با حسن آقای حبیبی در سال 1370 به مسابقات رفتیم. تیمی که خداد عزیزی ، افشین پیروانی و میرشاد ماجدی را داشت. همه آن تیم ها هم در این سرگردانی تیم امید بین فدراسیون و کمیته و همکاری نکردن باشگاه ها یا مشکلات نظام وظیفه بچه ها ضربه خوردند. پس باید این بار و در این 9 ماه همه با هم کمک کنیم که مشکل حل شود.

 

مثلا می گویند کفاشیان پیشنهاد حضور در هیات فوتبال تهران را به شما داده. اینکه بعد هم بشوید عضو مجمع و احتمالا رئیس کمیته فنی و توسعه...؟


نه بابا. چرا این پیشنهاد که برای هیات تهران بیایم را بنده خدا آقای نژاد فلاح داشتند اما من گفتم اصلا آدم اجرایی مناسبی برای هیات فوتبال نیستم و ورود هم نمی کنم. باقی این چیز هایی که می گویید هم وجود نداشته است. یکشنبه قبل بود که کفاشیان گفت می خواهد درباره تیم امید با من حرف بزند ، سه شنبه اش رفتم دفترش و حرف زدیم. بعد هم گفتم بسم الله ، من هستم. در این یک هفته هم دارم بررسی می کنم که ببینم مشکل کار کجاست. مثلا دوستان می گویند تو بازی تیم با راه آهن بازیکنان تیم کمی عصبی بودند و انگار محیط تیم کمی دوستانه نیست. الان هم دارم به کمیته فنی تیم می روم تا ببینم چه تصمیمی قرار است گرفته شود . آقای کفاشیان میگفت یکی را نیاز دارد که بیاید همه را با هم متحد کند ، من هم گفتم برای فوتبال کشورم هر کمکی از دستم بر بیاید انجام می دهد. خیلی از دوستانم گفتند الان وقتش نیست. خود کفاشیان شرایط بدی دارد ، تو مدیر پرسپولیس بودی و 3 قهرمانی با این تیم داری نباید این کار را بکنی ولی من گفتم تلاشم را می کنم ، آخرش این است رئیس بعدی می آید و می گوید خوش آمدی به سلامت!


وارد بحث فنی شدیم. با آمدن شما بحث رفتن وینگادا خیلی قوت گرفته است.


راستش من هیچ دخالت فردی در این باره ندارم قرار شده همه چیز در کمیته فنی بحث شود. بالاخره یک نتیجه جمعی گرفته شود. به هر حال تیم مشکلات مختلفی دارد که قسمتی از آنها به کادرفنی مربوط می شوند.


شما قبلا در پرسپولیس خیلی سریع رای به برکناری کرانچار دادید. آیا ممکن است این اتفاق در تیم امید هم بیفتد؟


البته ما آنجا چند هفته با هم کار کردیم اما ماجرای ما در پرسپولیس متفاوت بود. من خیلی علاقه ای به تغییر مربی نداریم. کارنامه مرا که دیده اید . من در شرایط خیلی سخت به پای قطبی ماندم و در نهایت همه آن بحران ها تیم توانست آخرین قهرمانی لیگ برترش را بگیرد . یا مثلا زمان علی دایی هم در شرایطی بودیم که تیم نتایج خوبی نمی گرفت اما ما ماندیم و ادامه همکاری دادیم و حاصلش قهرمانی جام حذفی شد. راستش من اصلا اعتقاد به برکناری زودهنگام کادرفنی ندارم.


ولی درباره کرانچار ...


مشکل ما اصلا با کرانچار نبود . او دستیاری به اسم تومیسلاو داشت که در تیم اخلال ایجاد کرده بود. مشکل تیم این بود که یازده نفر یک باند شده بودند ، بقیه هم یک طرف بودند. من در این باره با کرانچار حرف زدم. به هر حال ما باید با هم تصمیم می گرفتیم. عصر روز تاسوعایی بود که به چلنگر گفتم باید ببینمش . او آمد و گفتم با بودن این همکارت و این مشکلات نمی توانیم ادامه بدهیم. یادم هست او از ما 100 هزار دلار طلب داشت . من 90 هزار دلار دادم و خیلی دوستانه از هم جدا شدیم. او رفت و امضاء کرد که دیگر طلبی از ما ندارد اما کمتر یک هفته بعدش پولش را جور کردم و برایش فرستادم که چلنگر برد کرواسی و دستش داد. خودش باورش نمی شد که پولش را داده ام. می گفت او که برگه تسویه را امضاء کرده بوده ، چرا باید این پولش را می دادند! بعد از آن رابطه گرمتری با کرانچار داشتم . او حتی وقتی برای سپاهان می آمد از من مشورت گرفت و گفتم حتما به این تیم برو.


جالب است در همه این سالها چیزی درباره تومیسلاو نگفته بودید و بعد از موفقیت کرانچار در سپاهان خیلی ها می گفتند او را به اتهام استفاده از مشروبات الکلی کنار گذاشتند اما ببینید چه مربی خوبی است . خیلی ها شما را به گرفتن تصمیم احساسی درباره کرانچار متهم می کنند.


باز هم اگر زمان به عقب برگردد باز در آن شرایط با کرانچار قطع همکاری می کنم . من گفتم مشکل اصلی دستیارش بود که جو دوستانه تیم را خراب کرده بود و نمی شد با آن شرایط کار را دنبال کرد . الان که کرانچار نیست اما خدایش هست . انصافا تو این مدتی که همکاری می کردیم بارها این شایعه را درباره اش شنیده بودم اما در ساعات مختلفی از شبانه روز با او جلسه گذاشتم. از 6 صبح تا 12 شب یا وسط روز. او همیشه هوشیار و سرحال بود. خیلی از مواقع جلسات مان سرزده برگزار می شد اما او هیچ مشکلی نداشت و من هنوز هم به سلامت و توان فنی او اعتقاد دارم اگرچه دوران همکاری مان کوتاه بود.


با این شرایط چه سرنوشتی برای وینگادا می افتد؟


راستش من به شخصه موافق تصمیمات خلق الساعه و یکباره نیستم. به نظرم باید سر فرصت درباره هر چیزی بررسی شود. اینکه تیم ممکن است ضعف فنی داشته باشد یک مشکل است. اینکه تیم مشکلات بسیاری دارد از شرایط نظام وظیفه و چندپاره بودن مدیریتش را همه می دانیم ولی باید همه در کنار هم باشیم که به المپیک برسیم. من وارد گود شدم و آبرویم را سر این کار می گذارم . این نسل توانش را دارد . باید همدل با هم کمک کنیم که این تیم حقش را بگیرد . ما یک نسل خوب داریم که هم باید خدشان را باور کنند و هم ما باید به آنها ایمان داشته باشیم. باید یا علی بگوییم و برای رسیدن به المپیک تلاش کنیم. این را هم برای اولین بار می گویم تا بچه های تیم امید بدانند اگر چیزی به آنها وعده می دهم پای حرفم می مانم. روزی که قطبی تیم را قهرمان کرد و داشت می رفت باید 100 هزار دلار به عنوان پاداش به او می دادم. پولش را نداشتم و او مانده بود که بدون پولش برود. آخرش گفت به من اعتماد می کند و می رود . دو هفته نگذشته بود به هر زحمتی بود پول را جور کردم و برایش فرستادم ، آن هم با همه مشکلاتی که برای انتقال دلار داشتیم. تازه در شرایطی که دیگر ممکن بود خودم هم نباشم.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها