کد خبر: ۳۴۰۶۶۰
زمان انتشار: ۱۲:۴۳     ۳۰ شهريور ۱۳۹۴
یکی از پژوهشگران برجسته موسسه خاورمیانه دانشگاه کلمبیا معتقد است که باید از تیم آمریکایی برای انعقاد چنین توافق کاملی که ایران را به شدت محدود می‌کند تقدیر شود.
به گزارش پایگاه 598، گری سیک کارشناس برجسته آمریکایی در مقاله‌ای که در مجله معتبر فارن افرز منتشر شده است به بررسی ابعاد مختلف برجام پرداخته و می نویسد: برای هرگونه ارزیابی توافق هسته ای با ایران که با عنوان برنامه جامع اقدام مشترک - برجام- شناخته می شود باید سه دوره زمانی یا نسل مختلف را در نظر داشت که هر یک از آنها ویژگی های خاص خود را دارند. 

نخست البته دوره ی اولیه 15 ساله خود توافق است که محدودیت های فوق العاده‌ای در مورد فعالیت هسته‌ای ایران -از معادن اورانیوم تا تاسیسات تولید سانتریفیوژ و از ساختار راکتورهای هسته ای تا تاسیسات غنی سازی و از حجم ذخیره اورانیوم غنی شده تا سطح غنی سازی- به اجرا در می آید. همه این فعالیت ها کم و بیش تحت نظارت مداوم آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار خواهد داشت. این درست است که به این اقدامات برچسب محدودیت های فوق العاده زده شده است و در تاریخ 47 ساله معاهده منع گسترش هسته ای (ان پی تی) هیچ کشوری نبوده است که به صورت داوطلبانه چنین دخالت هایی را در فعالیت های هسته ای اش پذیرفته باشد. جا دارد که به درستی از شرایط پیچیده و به هم پیوسته مفاد توافق تمجید شود. یک عنصر خلاق در توافق مواد مربوط به اقدام محکم و ناگهانی (snap back) است که فعال سازی دوباره تحریم ها به وسیله سازمان ملل را در صورت تخطی از شرایط به همراه دارد.

همچنین این توافق کانال نظارتی را برای تجارت ایران در زمینه مواد مربوط به استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای و مقررات نظارت فنی را به همراه دارد که تاکنون به وسیله هیچ یک از کشورهای دیگر عضو ان پی تی به اجرا در نیامده است. یکی از مذاکره کنندگان ارشد آمریکایی بارها و بارها این توافق را با مکعب روبیک مقایسه کرد زیرا هر بخش آن به بخش های دیگر آن پیوسته است. حتی هنگامی تندترین منتقدین درک بهتری از مواد توافق حاصل کردند نشان داده می شود که به نحو چشمگیری موانع برای تلاش ایران برای رسیدن به سلاح هسته ای افزایش یافته است. سوالاتی در مورد مکانیسم اجرای آن باقی مانده است همچون هراس هایی که از دسترسی ها به سایت های مشکوک وجود دارد و تا 24 روز می تواند تاخیر وجود داشته باشد یا این موضوع که دسترسی به سایت های نظامی ایران قابل ممانعت است، اما تضمین هایی به وسیله «یوکیا آمانو» مدیرکل آژانس و «ارنست مونیز» وزیر انرژی آمریکا که یکی از فیزیکدان های برجسته جهان است داده شده که بسیاری از نگرانی ها را برطرف ساخت. در پایان سوال اصلی کمتر به اعمال توافق مربوط است و بیشتر در زمینه این است که در صورت برداشته شدن محدودیت های اضافی در 10 یا 15 سال بعد از توافق چه حادث می شود به این معنی که در دوره دوم که از حدود 2030 شروع می شود چه اتفاق خواهد افتاد؟

وی معتقد است: تلاش برای نگاه به آینده به ویژه در مورد کشوری همچون ایران که دارای تغییرات اجتماعی و جمعیتی زیادی خواهد داشت غیرممکن است، اما چند چیز وجود دارد که می توان با قطعیت از آن سخن گفت. بیشتر و نه همه رهبران و چهره های سیاسی و مذهبی ایران که در انقلاب سال 1979 نقش داشتند و از آن زمان حکومت کرده اند فعال نخواهند بود و ایالات متحده نیز برای دو یا سه بار رئیس جمهور خود را تغییر داده است. به فرض اینکه شرایط هسته ای در دوره اول توافق تثبیت شود ایران نیز دوران کاهش تحریم ها و تعامل بیشتر در تجارت جهان و داد و ستد با جامعه جهانی را تجربه کرده است. هیچ تضمینی برای لیبرالیزه شدن (ایران) وجود ندارد البته حداقل برخی اعتقاد دارند که این توافق بهترین  فرصت برای رسیدن به چنین نتیجه ای است. ممکن است این درست یا غلط باشد. این غیرممکن است که گفت ایران در 2030 یا 2050 چگونه خواهد بود همانطور که پیش بینی در مورد آینده عربستان سعودی و عراق و حتی داعش ناممکن است. بسیاری از منتقدان برنامه جامع هشدار می دهند که در زمان انقضای توافق و پایان محدودیت ها ایران به صورت ناگهانی بمب خواهد ساخت. برخی مخالفان توافق حتی جلوتر می روند و می گویند  این توافق که حق ایران را برای غنی سازی صلح آمیز به رسمیت می شناسد دستیابی ایران به بمب را قطعی می کند. دیدگاه کلی این است و به سادگی این موضوع  نادیده گرفته می شود که به عنوان بخشی از توافق جامع، ایران پروتکل الحاقی را تصویب کرده است و این بدان مفهوم است که ایران برای همیشه تحت نظارت و بازرسی آژانس خواهد بود. هیچ کشوری که پروتکل الحاقی را پذیرفته است برنامه هسته ای تسلیحاتی نداشته است. البته برای هر چیزی اولین باری وجود دارد، اما بهترین پیش بینی در مورد رفتار آینده ایران گذشته این کشور است به ویژه 15 سال گذشته و تجربه ما از ایران. این مساله ما را به دوره یا نسل سوم رهنمون می سازد.

سیک به منتقدان توافق هسته ای با ایران پرداخته و می نویسد: انتقاد از توافق هسته ای با ایران با این فرض شروع می شود که ایران مصمم است به سلاح هسته ای دست پیدا کند و تنها راه برای متوقف کردن ایران ممانعت از دسترسی ایران از یکی از مهمترین بخش از چرخه هسته ای و آن هم غنی سازی است. تنها راه برای انجام آن نیز افزایش شدید تحریم ها، حداکثر رسانی فشار در همه شکل ها و نشان دادن تمایل جدی و آشکار برای استفاده از نیروی نظامی علیه تهران در صورت نیاز. چیزی که منتقدان به آن اشاره نمی کنند این است که خط مشی ایالات متحده در یک دهه و نیم گذشته که ایران قدم های جدی را به سوی بمب برداشته بود همین بوده است. پس از سرنگونی صدام حسین در عراق در سال 2003 و بعد از آنکه رییس جمهور جورج بوش ایران را به عنوان محور شرارت معرفی کرد و نیروهای آمریکایی با حضور در افغانستان، عراق و خلیج فارس ایران را محاصره کردند. ایران پیشنهادی داد که شباهتی با نقطه شروع توافق کنونی نداشت. پیشنهاد سال 2005 چیزی بود که ایران آن را اطمینان محکم نامید و در آن ایران به سمت ساخت بمب نمی رفت، اما در بحث جزییات مانند توافق کنونی نبود. بعدها کل جامعه اطلاعاتی آمریکا با اطمینان بالایی به این نتیجه رسیدند که در آن زمان ایران حرکتش را به این سمت آغاز کرده است و همه فعالیت های خود را که می توانست تا دو سال منجر به ساخت بمب شود، متوقف ساخته است. این پیشنهاد که به وسیله حسن روحانی که در آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بود از طریق محمد جواد ظریف که سفیر ایران در سازمان ملل بود ارایه شد. این پیشنهاد اصرار داشت که ایران باید حق برخورداری از چرخه کامل سوخت شامل غنی سازی را در اختیار داشته باشد، گرچه ایران تعداد سانتریفیوژهای خود را در حد چند صد عدد محدود نگاه خواهد داشت. دولت بوش این پیشنهاد را رد کرد و آنگونه که من در نیویورک در جلسه ای با مقام های بریتانیایی مطلع شدم  آن زمان عنوان می شد که «حتی یک سانتریفیوژ هم بسیار زیاد است».

این متخصص روابط بین الملل به چشم انداز توافق پرداخته و می نویسد: در سال های بعد ایالات متحده آمریکا از همه نفوذ خود برای حداکثرسازی فشار بر ایران در جهت توقف توسعه برنامه هسته یی استفاده کرد. سرانجام ایالات متحده قادر شد متحدانش را وادار سازد تا تحریم هایی بر ایران اعمال کنند تا غنی سازی و دیگر برنامه های هسته ای مشکوک خود را متوقف سازد. این فرایند در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما که دولتش جامع ترین تحریم ها را که تا به حال علیه کشوری اجرا شده است عملی کرد، به اوج خود رسید. در همان زمان نغمه هایی در اسراییل و امریکا  برای حمله نظامی به ایران شنیده می شد.

درحالی که این شرایط حادث می شد ایران به طور پیوسته توانایی های هسته ای خود را گسترش می داد. بین سال های 2005 تا 2013 ایران تعداد سانتریفیوژهای خود را از نزدیک به صفر به حدود 20 هزار عدد رساند. ذخیره اورانیوم غنی شده ایران از صفر به 8 تن رسید که بیشتر از 200 کیلوگرم (440 پوند) از آن اورانیوم غنی شده 20 درصدی بود که به راحتی قابلیت رسیدن به غنای 90 درصی برای تولید بمب را داشت. تحت فشار بی وقفه تحریم ها و تهدید حمله نظامی، ایران به یک قدرت هسته ای تبدیل شد و به صورت کشوری درآمد که به صورت بالقوه می توانست مواد هسته ای لازم برای ساخت چند سلاح هسته ای را در کمتر از یک سال تولید کند. روایت غالب در ایالات متحده این است که تحریم های آمریکا، ایران را بر سر میز مذاکره آورده است اما در جلسات خصوصی، مذاکره کنندگان ایرانی می گفتند که این تصمیم آن ها بوده است که ظرفیت هسته‌ای خود را توسعه دهند – با هزینه زیاد- که ایالات متحده و دیگران را به میز مذاکره بیاورد. هر دوی این روایت ها ممکن است درست باشد. امروزه نویسندگان پیشنهاد نخست ایران به دولت بوش درجایگاه رییس جمهور و وزیر امور خارجه ایران نشسته اند. آنها در مورد توافقی تاریخی با قدرت های بزرگ جهان گفت وگو کرده اند تا هر احتمالی از دستیابی ایران به سلاح هسته ای را به شدت محدود سازد، اما اصول حق ایران برای غنی سازی در آن وجود داشته باشد. بسیاری از هموطنان آن ها در مورد هزینه هایی که برای این فرایند پرداخت شده است سوال می پرسند.

وی در پایان خاطرنشان می سازد: منتقدان آمریکایی نیز به سهم خود حداقل باید به این مساله بپردازند که چرا ایران هنگامی که به توانایی داشتن سلاح هسته ای بسیار نزدیک بود مذاکره را پذیرفت و هرگونه اقدامی به سمت بمب را برای حداقل یک دهه و یا بیشتر به تعویق انداخت. آنها باید بپرسند که چرا در سال 2030 هنگامی که از جنگ خبری نیست ایران راه پیشین خود را با محدودیت هایی به مراتب کمتر از سال 2013 انتخاب نکند. برای نزدیک به ربع قرن ما به طور پیوسته فریاد زنگ خطری را شنیدیم که می گفت ایران تا 2 یا سه یا پنج سال بمب هسته ای خواهد داشت. این هشدارها همیشه اشتباه بودند اما تکرار آن نواها به حقیقت پیوسته است. مفاد برنامه جامع اقدام مشترک و اجرای مناسب آن فرصت یگانه ای را برای غلبه بر چرخه شکست ایجاد می کند.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها