کد خبر: ۵۱۵۷۱۰
زمان انتشار: ۱۴:۰۰     ۲۴ مهر ۱۴۰۱
امروز که پازل نهایی فتنه گران شکل واقعی خود را پیدا کرده است و چهرهای حقیقی و حقوقی اغتشاشگران وطنی و غربی آشکار گردیده است

سرویس سیاسی پایگاه 598، رضا احمدزاده: فتنه مهرماه سال جاری نشان داد که مرگ مهسا امینی بهانه ای بیش نبوده است حتی به جرات می توان ادعا کرد که این حوادث بالاتر از یک فتنه عادی همانند فتنه های دهه های گذشته نیز نبوده است:

1- به وسعت و هماهنگی ، تیپ بازیگران سیاسی، ادوات و سلاح های سردو گرم بکار رفته و حتی نیروی انسانی میدانی بکار گرفته شده توجه کنید خواهید دید که چه تفاوت های فاحشی در این مقایسه وجود دارد.

2- جغرافیای عملیات میدانی اغتشاش گران نیز در نوع خود جالب توجه بود. اگر در سالهای گذشته فتنه ها در مکان و موضوعاتی مانند: دانشگاه ، رسانه های مجازی و مکتوب و مجازی با مرکزیت مناطق مرکزی شهر و بالای برخی شهرها در جریان بود اینبار به یکباره میدان عملیات تغییر یافت و به پایین شهر و استانهای کشور نیز کشیده شد. در روزهای گذشته بنا به موضوعی به مناطق شمالی تهران و منطقه ولنجک رفته بودم . در این مناطق بر خلاف پایین شهر شما در در و دیوار خانه های افراد متمول و اشراف سالار این منطقه خبری از شعارهای ساختار شکنانه وجود نداشت گویی اغتشاشگران خود در این خانه ها زندگی می کردند و مواظب بودند تا دیوارها به رعم خودشان نشانی هم از اغتشاشات را نداشته باشد.

3- یک ناظر بیطرف که به تمام جوانب موضوع توجه داشته است اولین ویژگی که در نظرش جلوه گری می کرد ، حرکت هماهنگ داخل و خارج ، رسانه های مکتوب و مجازی، سلبریتی های داخلی و فراری ، زبان مشترک عجیبی که بین اراذل و اوباش بیسواد کوچه و خیابان با اغتشاشگرانی با سطوح بالای سواد و ثروت در داخل و خارج کشور دیده می شود و بالاخره مواضع هماهنگ دولتمردان خارج و داخل کشور در هجمه همه جانبه به جمهوری اسلامی و.... از جمله این محورها بوده است.

اما اجازه دهید تا تمام این مطالب را به کناری بگذاریم و یک ادعا را مطرح کنیم و برای اثباتش دلایل متقنی را بیان کنیم تا همه بدانند چرا می گوییم این فتنه بسیار عمیقتر و گسترده تر و فراتر از مرزهای جغرافیایی - استراتژیکی بوده است:

5- امروز که پازل نهایی فتنه گران شکل واقعی خود را پیدا کرده است و چهرهای حقیقی و حقوقی اغتشاشگران وطنی و غربی آشکار گردیده است. برای ما مسجل شده است که باید این فتنه را حرکتی برای تجریه و فرصتی برای تجزیه طلبان قلمداد کنیم که در آن بسیاری از مردم یا دجار خطای محاسباتی بدی شده و در جبهه تجریه طلبان و نابودی ایران قرار گرفتند و تمام داشته های عمر خود را از مقبولیت و مشروعیت و محبوبیت اجتماعی را دست دادند و یا اگاهانه و از مدتها قبل در تدارک فتنه به انتظار جرقه آن نشستند و با بدیدن این جرقه در جشم برهم زدنی این ماشین قتل و خیانت براه افتاد و آنان نیز فرار را بر قرار ترجیح دادند.

6- تجزیه ایران هدف تمامی فتنه گران بوده و هست و این نیست مگر ادامه همان طرح خاورمیانه بزرگ است که کشورهایی مانند : ایران به قطعات کوچکتر تقسیم می شوند و دیگر خطری برای غربی ها نخواهند بود . تحریک عواطف و احسسات نژادی و قومی اینروزها در هر گوشه ای بهانه ای برای ظهور و بروز پیدا می کنند. درکردستان : در پشت حادثه فوت مهسا امینی تجزیه طلبان کومله و دمکرات حضور دارند ، در زاهدان در پشت حادثه یک دختر بلوچ تججریه طلبان مسلح دیده می شوند، در خوزستان و در پشت حادثه ساختمان متروپل تجریه طلبان کروهک های تروریستی قرار دارند و بالاخره در آخرین مورد در مناطق ترک نشین داستان دروغ مرگ یک دانش آموز در ایام تعطیلی مدارس زبانه می کشد که می توان در ان می توان سراغی هم از تروریست های پان ترکی داشت.

همه این موارد نشان می دهد که اگر ما ایرانیان پشت سر رهبری خود با عوامل این حوادث برخورد نکنیم نه تنها امنیت و آرامش و امیدی برای فرزندان خود نخواهیم داشت که اصلا هویتی بنام ایران و ایرانی برایمان باقی نخواهد ماند.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها