گزارشی از محتوای فرهنگی شبکه من و تو:
"دکتر کپي" در يکي از اين برنامه ها، بعد از پخش فيلم مصاحبه يک بانوي محجبه ايراني، ضمن مقايسه وضعيت حجاب در کشورهاي اروپايي و پيشرفته با کشورهاي جهان سومي مانند سودان، عربستان و سومالي سعي کرد رعايت حجاب اسلامي در کشورهاي جهان سومي را علت عقب ماندگي اين کشورها نشان داده و آزادي و بي بند و باري در کشورهاي اروپايي را يکي از علل پيشرفت غرب جلوه دهد.
گزارشی از محتوای فرهنگی شبکه من و تو (1):
شاید بتوان بزرگترین علت ضعف و بی حاصلی آموزش های دینی در مدارس و دانشگاه ها را دوری و بی اطلاعی تدارک بینان اینگونه آموزش ها از فضای سنگین هجمه فرهنگی دشمن دانست. طلاب و متدینین ما بدلیل عدم رصد ماهواره های فارسی زبان و حتی سینمای ایران، به مانند شهر نشینانی شده اند که از خط مقدم جبهه فرهنگ فقط گه گداری اخبار ناقصی می شنوند و این اخبار چند لایه تضعیف شده را، آنقدر سخیف می یابند که با پاسخی سطحی از کنار آنها عبور می کنند.غافل از اینکه در خط مقدم جنگ فرهنگی، یعنی رسانه های تصویری، ذهن و قلب مخاطب ایرانی درگیر آنچان موشک بارانی است که شاید همان افراد لحظه ای تحمل آن را نداشته باشند.
مصاحبه نقد رسانه پایگاه 598 با دکتر یامین پور (قسمت اول):
به هر حال فيلمساز با تمسك به يكسري شعارهاي سياسي، فقط مي خواسته يك حاشيه جنجالي براي فيلمش فراهم بكند تا اينكه بخواهد يك حرف روشني را در فيلم بزند. ولي برايند اين فيلم يك برايند اتهام زننده به نظام است و مسئولين نظام در اين فيلم محاكمه شدند. از ميان تلفنهايي كه به اين آدم زده مي شد، تعداد بسيار اندكي تشكر آميز است كه به صورت كاملا مديريت شده اي با تحقير شهرستاني و قوميتها و تشكلها ادا مي شود. در عوض صداهاي محكم تهراني و متعلق به طبقه متوسط، اكثريت قريب به اتفاق متعلق به منتقدين و كساني است كه مشكل پيدا مي كنند.
نگاهی بر اثار ارائه شده در جشنواره سی ام فیلم فجر:
با نگاهی به آثار ارائه شده در جشنواره سی ام فیلم فجر می توان به فرصت ها و تهدید های بسیاری در عرصه های مختلف دست یافت. در ادامه به برخی از پیامدهای سیاسی و فرهنگی این جشنواره اشاره می شود. اینکه "سینمای ما با انقلاب همراه نیست" جمله ای ایست که بدون حضور در جشنواره فیلم فجر به هیچ وجه قابل درک نیست. معضلی که در عرصه فرهنگ همواره با آن مواجه بوده ایم، این است که قشر مذهبی، خود را در معرض تهاجمات فرهنگی قرار نمی دهند و لذا هیچگاه متوجه نمی شوند بر سر قشر خاکستری و عموم جامعه چه می آید.
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام(10):
تا ميانه هاي جشنواره سي ام هر چه بيشتر فيلم ديديم، بيشتر نا اميد شديم؛ نه اثري از فيلمنامه و قصه بود و نه لااقل اثري از هنرنمايي تكنيكي كارگردان. البته جشنواره سي ام، از نام هاي بزرگ خالي بود، هرچند خيلي وقت است كه نام هاي بزرگ هم اميدوارمان نمي كنند. غروب روز سه شنبه وقتي سكانس هاي نخستين «ملكه» پخش شد، مي شد فهميد كه با يك اثر جدي روبرو هستي.
موفقیت مجدد حزب الله در عرصه سینما:
موفقیت "اخراجی ها1" در سینما و "یوسف پیامبر" در عرصه سریال سازی، ثابت کرد که اگر نیروهای حزب الله بخواهند وارد عرصه فیلم سازی شوند، گوی سبقت را از دیگران خواهند ربود. این واقعیت در جشنواره سی ام نیز علی رقم حضور مظلومانه حزب الله و اکران پردردسر "قلاده های طلا" و بایکوت خبری "روزهای زندگی"، مجدداً اثبات شد. نامزدی 14 جایزه از 16 تا برای فیلم شیخ طادی، با وجود کارگردانان پیشکسوت و برجسته ای که در جشنواره امسال حضور داشتند، نوید بخش حضور پرشورتر حزب الله در عرصه جنگ نرم سینما خواهد بود. لیست 14 جایزه به شرح زیر است...
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام(9):
پس از تماشای سیلی از فیلم های ضد نظام، ضد اخلاق و یا سکولار در جشنواره، عنوان "یه عاشقانه ساده"، انسان را آماده یک اعصاب خوردی دوباره و حمله ای مجدد به فرهنگ جنسی دینی و ترویج دختربازی و... می کند. شروع فیلم در یک محیط روستایی نیز پس از تماشای "آمین خواهیم گفت" نا امیدی مجددی را وعده می دهد. اما مسأله ای که احتمالاً موجب انتقادها و خارج کردن فیلم از زمره فیلم های دینی توسط منتقدین خواهد شد، رویکرد فیلم به سنت و مدرنیته است.
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام(8):
... مادر شهيدي كه در خانه اش هيچ عكسي از امام(ره) يا رهبر انقلاب نيست و در عوض در كل فيلم با قطب منفي فيلم يعني كارمند جوان جاه طلب، كم فهم و بي حوصله ي بنياد شهيد –بخوانيد نماينده ي حاكميت متاخر در ايران- درگير است. كارمندي كه در كل سكانس هاي مرتبط با او زير عكسي از امام و رهبري در حال هم زدن چاي نبات است و دغدغه ي رسيدن به مراتب بالاتر او را از شنيدن درد دل هاي مادر شهيد باز مي دارد!
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام(7):
اشتباه نویسنده در مقوله تربیت، این است که کودک را با افکار متضاد مواجه می کند که روش تربیت لیبرال فلسفی غرب است. در عالم پلورال غربی، چون هیچ فکر حق غالبی وجود ندارد، در تربیت فکری کودک به جای القای باورهای صحیح، او را آماده ی سنجش و مقایسه بین افکار متضادی که در آینده با آنها آشنا می شود می کنند. اشتباه نویسنده این است که شبهه ای که برای جوان و گاهی نوجوان پیش می آید، یعنی «چرا خدا کمکم نکرد؟» را برای کودک طرح می کند و تنها موجب آشفتگی و شبهه ناکی ذهنی او می شود.
گفتگو با مهندس عباس معلمی؛
سینما و تلویزیون به نسبتی ولایت پذیر هستند و به میزان اعمال اختیار، در تصرف هستند. و هر جایی که این اعمال اختیار ممکن نباشد، یا ما نخواهیم اعمال اختیار کنیم در بند تقلید از غرب هستیم. همچنان که بسیاری از فیلم های ما ماهیت غربی دارند. بی انصافی است اگر بگوییم سینمای ما مثل سینمای هالیوود است. مثلا در بحث زن و استفاده از جذابیت های آن، این دو سینما قابل مقایسه نیستند هر چند محور جذابیت در یک فیلم ایرانی هم جاذبه جنسی باشد.
قلادههای طلا امروز در برج میلاد اکران نمیگردد:
عدم اکران قلاده های طلا در برج میلاد (سالن ویژه اهالی سینما و رسانه) دلایل امنیتی و سیاسی داشته است. این موضوع در حالی شکل می گیرد که فیلم «پل چوبی» به کارگردانی مهدی کرم پور که می توان این فیلم را در بوته نقد مفهومی لشکر کشی بازیگران "سبز" علیه نظام دانست، در جشنواره فیلم فجر به راحتی و بدون هیچگونه ملاحظات امنیتی اکران می گردد. سوال اساسی اینجاست که اکران فیلم سبز «پل چوبی» و عدم اکران فیلم «قلاده های طلا» با کدام عقل امنیتی انجام می پذیرد؟
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام(6):
در بحث نحوه القای پیام، می گویند چنانچه فیلم بتواند به ترتیب، از راههای موسیقی فیلم، چینش صحنه، تعلیق اصلی، تعلیق های فرعی، دیالوگ ها و نهایتاً نریشن پیامش را منتقل کند، هنری تر تلقی می شود. اما کرم پور در پل چوبی، قصد آنچنان بمباران عاطفی ای داشته که از تمام فاکتورهای فوق برای زدن حرفش استفاده کرده. از تماشای پل چوبی، این احساس به انسان دست می دهد که هر بازیگری خواسته از اظهار تنفر نسبت به نظام عقب نماند، خود را به فیلم رسانده. ولو بدون هیچ نقش خاصی و حتی بدون دیدن تصویر و فقط با صدای از پشت تلفن.
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام(2):
"یک سطر واقعیت" داستان زوجی است که به معنای صحیح کلمه، دغدغه فرهنگ دارند و در جامعه ای که همه به دنبال مطالب زرد از آشپزی و آرایش و فوتبال گرفته تا ازدواج یا طلاق فلان بازیگر می باشند، نشریه ای فرهنگی منتشر می کنند که به دلیل بی استقبالی جامعه، رو به ورشکستگی است. لیکن حاضر نیستند پیشنهادهای متعدد برای کارهای سودآور زرد، مانند نشریه آرایشی یا آشپزی را قبول کنند. تا اینکه فیلم، با تلفنی از سوییس که برای آنها پیشنهادی سودآور و به ظاهر بی خطر دارد، کم کم و به زیبایی وجهه ای سیاسی پیدا می کند.
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام(4):
در یک نگاه، پیام اصلی نویسنده این است که انسان ها در مواجهه با پول، نه تنها تمام ارزش ها را کنار می گذارند، بلکه حتی حاضرند حقیقت واضح را نادیده بگیرند و کارهای احمقانه بکنند. البته برای آنکه فیلم حالت القای پیام به خود نگیرد، وی یکی از سکانس ها را بر خلاف این پیام طراحی کرده است و فردی را نشان می دهد که حاضر به قبول کردن این پول نیست. اما با زیرکی تمام، او را انسانی احمق که اصلاً از دنیا خبری ندارد طراحی کرده و مخاطب هنگام تماشای او و محل زندگی اش، با خود می گوید که اصلاً این پول، به کاری از این فرد هم می آید؟ اصلاً نیازی دارد که با پول بخواهد برطرف کند؟ یک انسانی که تنها در دخمه ای زندگی می کند و خبر از هیچ چیز ندارد.
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام (3):
"پله آخر" آخرین ساخته علی مصفا، که با بازیگری وی و همسرش لیلا حاتمی همراه است همانند "جدایی" ساخته ای با موضوع دروغ است، با این تفاوت که پیامش بی شبهه تر از فیلم فرهادی است. یعنی اگر پیام فیلم جدایی را عده ای "هرچه بر سر انسان می آید، از دروغ است" می دانند و عده ای دیگر "دروغگو بودن همه ایرانیان"، در "پله آخر" واضح است که پیام اول مدنظر است. فیلم از سکانس مراسم ختم "خسرو" که خود علی مصفا نقش آن را بر عهده دارد آغاز می شود و بصورت فلش بکی (چیزی مانند سریال 24) ادامه می یابد.
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام(1)
نکته ای که در خبر این توقیف، موجب تأمل و درنگ می باشد و عدم توجه به آن، شاید کشور را مجدداً با خطری چون 88 مواجه کند، این قسمت بود که: «این فیلم به دلیل پرداختن به برخی موضوعات ملتهب، مورد توقیف قرار گرفته است». این عبارت، حاکی از اعتقادی غلط و سابقه دار در فضای سیاسی – امنیتی کشور می باشد که تعطیلی برنامه وزین «رو به فردا» از جمله تبعات آن بوده است. تفکری که معتقد است «هیچ چیز نباید آرامش کشور را بر هم زند» یا بعبارتی «مهمترین چیز در یک کشور، آرامش است». این جمله شاید در دید اول زیبا و حکیمانه به نظر برسد، اما تأمل برانگیز بودن آن موقعی نمایان می شود که...
سرویس نقد رسانه 598/ نقد فیلم های جشنواره سی ام (5):
استفاده از بازیگران مبتدی بعنوان شخصیت مذهبی، در مقابل بازیگری حرفه ای بعنوان نقش خلاف، کشیدن شلوار تا بالای شکم توسط پیرمرد، گفتن احمقانه و مصنوعی جمله "شهادت فیض اکمل است"، صلوات های بی موقع و پیاپی و حماقت آمیز، عینکی احمقانه بر چشمان تنها کاراکتر مثبت مذهبی و مانع بودن او از هدف شخصیت اول، نازنازی بودن همین شخصیت هنگام تیر خوردن و ساده لوح بودن مذهبی ها در باور کردن نیت شهادت طلبانه کاراکتر اول، همگی آیتم هایی بر تثبیت القای چنین باوری اند. پیرمردی که
در پی بی تدبیری های مدام صداوسیما:
با توجه به برنامه ثابت رسانه ملی، در رابطه با این گونه دیدارها، انتظار میرفت روز اول شاهد پخش سخنرانی مقام معظم رهبری و در روز دیگر، سخنان کامل دیدارکنندگان را تماشگر باشیم. اما این بار با کمال تأسف و تردید، شاهد سانسور عجیب سخنان پرشور و احساس جوانان انقلابی امت اسلامی بودیم. نمیتوان باور کرد، مسئولین صدا و سیما به اهمیت پخش کامل چنین مراسمی واقف نباشند. بنابراین توجیه چنین رفتاری چه می تواند باشد؟...باید اذعان کرد این اولین بار نیست که رسانه ملی دست به چنین اقدامات نسنجیده و تردیدآمیزی میزند...
در دانشگاه هنر مطرح شد:
شجاعت هنرمندان و اهل رسانه، ارزش مضاعف دارد. چون مانند شجاعت در ميدان جنگ نيست که «مرگ یکبار، شیون یکبار». اگر قرار شد كسي از آبرو و عزت خودش بگذرد، چگونه ميتواند عمري بدون عزت زندگي كند؟ مخصوصاً هنرمندان. چرا عدهاي همه چيز هنرمندان را به آبرو و تشويق گره زدهاند؟ آيا اوج يك هنرمند اين است كه روي سن برود و همه برايش سوت و كف بزنند؟ چرا هنرمند بايد اينقدر وابسته به تشويق باشد؟ هنرمند وابسته به تشويق، ترسوي از تحقيق خواهد شد.
فرج الله سلحشور در گفتگو با سرویس نقد رسانه 598:
می دانید این ثریا و سریال های دیگر سیما، اصلاً سناریو اش تکمیل نشده جلوی دوربین می رود؟ خیانت از این بالاتر؟ خب معلوم است که دست اندکاران آن سریال ها، چون آدم های ناسالمی هم هستند، چون بر اساس تربیت غیر پرورش پیدا کرده اند، قطعاً آن چیزی را که دلشان می خواهد می سازند و سناریو را تغییر می دهند...در صدا و سیما شما اگر به یک کارگردان بگویید بیا این محقق، این متخصص، این مشاور، می گوید من خودم کلی مشاورم! من شأنم بالاتر از آن است که یک مشاور بیاید به من بگوید که تو چه کار کن؟ من خودم کارشناس هستم اصلاً! کارشناس مذهبی ام.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بیان داشت:
من اعتقادم اين است كه با توجه به مستنادي كه اخيراً هم به دست من رسيده و انحرافي كه خانه سينما از اساسنامه خود و اهداف تشكيل خانه سينما داشته و خانه سینما تبديل شده بود به مكاني براي اپوزسيون نظام و با توجه به حركتي كه اعضاي خانه سينما برای سكولار كردن جريان سينمايي كشور داشتند و حضور جريان هاي ليبرال منش در خانه سينما اقدامي كه انجام گرفته يك اقدام صحیح بوده است.
پژوهشی از سید محمد رضا خوشرو - پژوهشگر رسانه:
مهمترين فرد تصميم گير و اثرگذار بر روی شبکه های فارسی وان و زمزمه که در جلوی صحنه مشغول به فعاليت است، سعد محسنی است که به همراه خواهر و برادرانش گروه موبی را تشکيل می دهند. خانواده ای که در تأسيس و راه اندازی گروه رسانه موبی نقش به سزايي داشته و جدا از دست اندرکار بودنشان در شبکه هایي نظير فارسی وان و زمزمه، شنيده هايي از وجود رد پايشان در تأسيس شبکه نگين نيز وجود دارد.
نقدی پیرامون پخش سری جدید خنده بازار:
در حالی که تمامی آمارهای رسمی و غیر رسمی از کاهش معنادارِ مخاطبین سریال های تلویزیونی و نارضایتی جدی نخبگان و دیگر بینندگان تلویزیون از محتوای آنها (علی الخصوص سریال های ماه رمضانی سیما) حکایت می کرد، معاونت سیما ترجیح داد با برگزاری جلسات متعدد «خود تشکری» امید منتقدان و مخاطبان برای هر گونه «خود ارزیابی» عالمانه را در نطفه خفه کند. مدیران شبکه های سیما نیز، پس از انتقادات و نارضایتی های گسترده از سریال های ماه رمضان در اقدامی کم سابقه، بیانیه ای تبلیغاتی و پرطمطراق صادر کردند که محتوای کلی اش این بود: «مخاطبان محترم! پیام سریال های ما «امید»، «آگاهی» و«اخلاق» بود!
در پی اقدام ارزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛
منافع امروز ما چیزی جدای از انقلاب اسلامی نیست و اگر حامی انقلاب و ملت نیستید، پس لطفا روبروی آنها نایستید و فرصت خدمت به اهالی سینما را از دیگران که قصد بهبود سینمای هم رنگ با فرهنگ و مذهب این ملت را دارند، دریغ نکنید. امضاء کنندگان این بیانه با تاکید بر پیگیری جدی مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی نسبت به رویکرد انقلابی با حفظ هویت ملی در سینما، از اقدام انقلابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حمایت خود را اعلام می دارند.
در پی عدم اهتمام رسانه ملی به مقابله با عرفانهای کاذب؛
مهمتر از همه در سریال دیگری با عنوان "پنجره" که از شبکه تهران در حال پخش است؛ افکار یکی از رهبران معنویتهای کاذب (پائولو کوئیلیوی برزیلی) تبلیغ میشود. پخش این سریال و چنین تبلیغی از یکی از مروجین عرفانهای کاذب با وجود تاکید رهبری بر مقابله با عرفانهای بدلی، برای ما بسیار سوال برانگیز بود. محور این سریال، مفهوم "افسانه شخصی" و "گنج درون" کتاب "کیمیاگر" کوئیلیو است. به جرات میتوان گفت: دو قسمت "اول و دوازده" این سریال، اصلیترین و اثرگذارترین بخش فیلم را به تبلیغ کتاب کیمیاگر اختصاص داده است