کد خبر: ۱۲۱۶۵
زمان انتشار: ۱۰:۴۶     ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰

حمایت های خارجی

حزب مشارکت از زمان اعلام موجودیت تا به حال همواره از سوی کشورهای غربی و گروه های اپوزیسیون خارج از کشور مورد حمایت قرار گرفته است. عملکرد این حزب نزد آمریکایی ها آنچنان مطلوب بوده است که سناتور "جوزف بایدن" رییس کمیته سیاست خارجی سنا در ٢٢ اسفند ١٣٨٠ در کنفرانسی تحت عنوان "ایران و آمریکا آیا برخورد الزامی است" ضمن بیان اتهاماتی علیه جمهوری اسلامی و تکرار مواضع مشارکت مبنی بر وجود حاکمیت دوگانه انتخابی و انتصابی در ایران- در کمک به اصلاح طلبان متمایل به آمریکا که در راس آنها حزب مشارکت قرار داشت برای سرعت بخشیدن به اصلاحات تآکید ورزید.

"بایدن" در این باره گفت: "ما باید فرض را بر این بگذاریم که جنگ قدرت در ایران باعث خواهد شد که ایران به ژست های سیاسی آمریکا روی خوش نشان ندهد. از این رو ما باید قدم های بسیار حساب شده و سنجیده ای برداریم که هدف آن کمک به افرادی باشد که خواهان دگرگونی در ایران هستند. دولت بوش باید به تمامی سازمان های غیر دولتی آمریکا اجازه بدهد که به گروه های ایرانی مرتبط با جامعه مدنی- حقوق بشر- فرهنگ و خواهان دموکراسی کمک مالی کنند."   سناتور "بایدن" بعد از مشخص کردن اهداف خود به منظور یارگیری در داخل ایران از میان افراد مدعی اصلاحات در درون مجلس ششم که اکثریت آن در اختیار حزب مشارکت قرار داشت پیشنهاد زیر را ارائه کرد: "اجازه بدهید به عنوان رییس کمیته {سنا} دعوتی به عمل آورم. من آمادگی دارم در هر جایی که بخواهند ملاقات کنم. اگر دیدار برای اعضای پارلمان ایران حساسیت برانگیز است- من من آمادگی دارم که با آنها در جای دیگری ملاقات کنم."   اظهارات "بایدن" در روزنامه های مختلف داخلی انعکاس متفاوتی داشت در حالی که روزنامه های زنجیره ای متمایل به اصلاح طلبی و حزب مشارکت قسمت های مداخله جویانه و حمایتی "بایدن" از آنها را حذف کرده و تنها پیشنهاد مذاکره را منعکس کرده بودند- روزنامه کیهان به افشای جزئیات آن مبادرت کرد و به این نکته اشاره نمود که روزنامه های زنجیره ای جمله "کمک مالی به اصلاح طلبان" را برای جلوگیری از تبعات داخلی آن به عبارت "کمک به اصلاح طلبان" ترجمه کرده بودند.

عملکرد حزب مشارکت در طول فعالیت آن در برخی اوقات با مواضع دولت های غربی همسو و هماهنگ گردیده و اشتراک در مواضع دو طرف را درپی  داشته است. مهم ترین جلوه این اشتراک در جریان رد صلاحیت تعدادی از نامزدهای نمایندگی مجلس ششم از سوی شورای نگهبان قانون اساسی و تهدید به استعفا- خروج از حاکمیت- تحصن و تهدید به تحریم انتخابات و غیر آزاد بودن انتخابات ایران از سوی حزب مشارت و غربی ها نمود یافته است. نمونه این نوع حمایت ها را در سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا درپی مسائل پیش آمده در ١٣ دی ماه ١٣٨٢ می توان یافت که در اقدامی مداخله جویانه چنین اعلام کرد: "اقدامات و تصمیمات شورای نگهبان باید باطل شود." اروپایی ها نیز مانند آمریکایی ها پس از اعلام رد صلاحیت برخی از اصلاح طلبان، تحصن نمایندگان مشارکتی مجلس ششم در حمایت از آنها موضع گیری نمودند. در این هنگام "میکائیل گاهلر" عضو کمیسیون روابط خارجی پارلمان اروپا به مسئولان ایرانی هشدار داد که: "تداوم وضعیت حاضر مبنی بر فشار علیه اصلاح طلبان ادامه رابطه میان اتحادیه اروپا و حکومت ایران را دچار مشکلات جدی خواهد نمود."   البته این مواضع حمایتی یک هم اندیشی ساده نبوده است که کشورهای غربی صرفا به خاطر اینکه احساس می کنند حزب مشارکت در راستای منافع آنها گام برمی دارد- بلکه این حزب در قالب نیازمندان سیاسی با رویکردی برون گرایانه از غربی ها تقاضای این حمایت ها را دارد و به صورت آشکار و پنهان ملاقات هایی نیز با یکدیگر انجان می دادند که نمونه عینی آن را در دیدار دبیرکل سابق حزب مشارکت با سفیر آلمان در آستانه انتخابات مجلس هشتم می توان مشاهده کرد. این دیدار که به صورت محرمانه صورت گرفته بود- با افشای برخی از جزئیات آن- به ناچار مورد اعتراف محمدرضا خاتمی نیز قرار گرفت. وی اظهار داشت: "بله- ما چند وقت پیش دیدار داشتیم و در آن دیدار تاکید کردیم که هر فشاری و هر قطعنامه ای که صادر شود به ضرر ایران است و در دیدار با سفیر آلمان نیز اینها را اعلام کردیم." هر چند محمدرضا خاتمی موضوع مذاکرات را مسائل هسته ای اعلام کرد- اما با افشای برخی از مفاد این دیدار مشخص گردید که مسائل انتخاباتی نیز مورد مذاکره دو طرف بوده است. در این دیدار آقای محمدرضا خاتمی در نقش یک گزارشگر مسائل داخلی ظاهر می شود و سفیر آلمان به عنوان نماینده کشورهای غربی نقش گزارش گیرنده و گاه نیز توصیه کننده را بر عهده دارد. بخشی از این مذاکرات که به بیرون از جلسه درز کرد و از سوی نشریات نوشتاری و الکترونیکی انعکاس داده شد به شرح زیر است:

محمدرضا خاتمی: این هزار نفر که تایید شده اند عمدتا افرادی هستند که شناخته شده و تاثیرگذار نیستند و گروهی از اصلاح طلبان که تایید صلاحیت شده اند کسانی هستند که در صورت حضور در مجلس به اصلاح طلبان ضربه بیشتری می زنند.( اشاره به جناح کروبی) آنها با این رفتار تلاش کردند بین جبهه یکپارچه اصلاح طلبان تفرقه ایجاد کنند و تا حدودی موفق شدند .... اقای کروبی احتمالا برخی از محافظه کاران (اصولگرایان) منتقد دولت را هم در لیست می گذارند چون ایشان برای ریاست جمهوری بعدی برنامه دارد .... البته احمدی نژاد یک برگ برنده در انتخابات ریاست جمهوری آینده دارد و آن پیروزی در پرونده هسته ای است که در برابر غرب ایستاد و این در نظرسنجی ها کاملآ مشخص است.

سفیر آلمان: کشورهای غربی نیز به همین نتیجه رسیده اند که این فشارها که در پرونده هسته ای وارد شده به نفع احمدی نژاد بوده و در حال حاضر می خواهند این فشارها را کاهش بدهند.

محمدرضا خاتمی: اصلاح طلبان با لایه ای از محافظه کاران (اصولگرایان) ارتباط برقرار کرده اند و همکاری های موثری داشته اند و زمینه همکاری بهتر در آینده فراهم شده است.

سفیر آلمان: چرا اصلاح طلبان در روستاها و شهرهای کوچک کاندیدا معرفی نمی کنند؟

محمدرضا خاتمی: در شهرهای کوچک و روستاها- نگاه ها منطقه ای و طایفه ای است و شناخته شده بودن و نفوذ داشتن کاندیدا از حمایت حزبی موثرتر است. البته در شهرهای کوچک هم کاندیدا معرفی کرده ایم ولی شناخته بودن از حمایت حزبی موثرتر است.

سفیر آلمان: به نظر من آقای خاتمی قبلآ خسته تر بود و کمتر فعالیت سیاسی می کرد اما در حال حاضر فعال تر شده است. ایشان در حال حاضر نقش مهمی را بازی می کنند آیا تمایلی به کاندیداتوری ریاست جمهوری دارند؟

محمدرضا خاتمی: کار اساسی ایشان رهبری جریان اصلاح طلبی است اما درباره ریاست جمهوری خود ایشان به دلایل مختلف مخالف هستد ولی اصلاح طلبان و حتی محافظه کاران به ایشان فشار می آورند که کاندیدا شود .... درباره مسئله هسته ای چه اتفاقی می افتد؟

سفیر آلمان: قطعنامه سوم حتما صادر می شود در ماه آینده و این تصمیم ۵ دولت به علاوه آلمان است. مفاد قطعنامه مهم نیست- صدور آن مهم است.

محمدرضا خاتمی: آیا ارسال سوخت توسط روس ها به ایران با هماهنگی دولت های دیگر بود؟

سفیر آلمان: ارسال سوخت توسط روس ها بدون هماهنگی با دیگر دولت ها صورت گرفته بود- اما تحویل سوخت به معنای راه اندازی نیروگاه بوشهر نیست.

این دیدار مورد اعتراف برخی تشکل های اصلاح طلب و همچنین اصولگرایان قرار گرفت . از دید منتقدان انتظار این بود که دبیرکل سابق مشارکت اولا دیدار با سفیر یک کشور خارجی را به صورت علنی انجام دهد. ثانیا سفیر یک کشور اروپایی متخاصم با جمهوری اسلامی ایران را در زمینه زورگویی ها و قانون شکنی های آمریکا و متحدان اروپایی اش به چالش بکشد ثالثا نزد سفیر یک کشور اروپایی هم‌پیمان با آمریکا و رژیم صهیونستی- سفره دل خویش و دوستان مدعی اصلاحات خود را باز نکند _ اظهارات غیر واقعی که جای خود دارد _ و رابعا موضوع مذاکرات و اظهارات رد و بدل شده را بلافاصله در اختیار افکار عمومی قرار دهد که در این زمینه هیچ یک از اصول تعریف شده و ضروری رعایت نشده است و این تنها یک تعبیر دارد و آن حمایت پی در پی آمریکا و متحدان اروپایی آن از مدعیان اصلاحات است. علاوه بر کشورهای غربی- حمایت بسیاری از گروه های ضد انقلاب خارج از کشور نیز در حمایت از حزب مشارکت- به ثبت رسیده است که برخی از مهمترین آنها به قرار زیر است:

١) گروهک کمونیستی جوانان مبارز مستقر در کشور آلمان. ٢) کانون دفاع از دموکراسی در ایران مستقر در کشور هلند. ٣) گروهک سوسیالیست های ایران. ۴) گروهک دفاعیان خلق (اکثریت). ۵) شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان ایران. ۶) سازمان مشروطه خواهان ایران (خط مقدم).

 

تاریخچه و زمینه های تاسیس

ظهور احزاب و گروه ها و تشکل های اجتماعی- از جمله احزاب سیاسی نیازمند ایجاد پیشینه و زمینه هایی است. حزب مشارکت ایران اسلامی نیز که در آذر ماه ١٣٧٧ به جرگه احزاب سیاسی فعال در جمهوری اسلامی پیوست- متاثر از زمینه ها و بستر هایی است که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد. این زمینه ها تلفیقی از تحولات اجتماعی- سیاسی و فرهنگی- تحولات اندیشه ای و پیشینه فعالیت افراد موثر در ایجاد حزب مشارکت در بستر زمان خواهد بود.

 

کیهان فرهنگی

در سال ١٣۵٩ رهبر کبیر انقلاب طی حکمی سید محمد خاتمی را به عنوان نماینده خود و سرپرست موسسه کیهان منصوب کرد. خاتمی در حالی موسسه کیهان را از دکتر ابراهیم یزدی عضو برجسته نهضت آزادی تحویل گرفت که دست اندرکاران اصلی روزنامه را افرادی همانند ماشاء الله شمس الواعظین- بهروز گرانپایه- رضا تهرانی و مصطفی رخ صفت تشکیل می دادند و بعدها محسن آرمین هم به جمع آنها پیوست. در سال ١٣۶١ شهید سید حسن شاهچراغی از سوی خاتمی به عنوان مسئول موسسه معرفی شد. از اقدامات شهید شاهچراغی دعوت از فعالان فرهنگی برای انتشار نشریه "کیهان فرهنگی" بود. این افراد که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در "کانون فرهنکی نهضت اسلامی " فعالیت می کردند به علت پذیرش کارهای اجرایی فعالیت های فرهنگی شان متوقف مانده بود.

در شروع و ادامه کیهان فرهنگی ابتدا با مرحوم حسن منتظر قائم صحبت شد. این هم به خاطر سابقه طولانی دوستی شهید شاهچراغی با حسن منتظر قائم بود. حسن منتظر قائم از چهره های بسیار فعال سیاسی _ فرهنگی در رژیم شاه بود و سابقه مبارزاتی و زندان داشت. در کنار این دو نفر- دو نفر دیگر هم قرار گرفتند- آقای کمال حاج سید جوادی و آقای سید مصطفی رخ صفت. شهید شاهچراغی کیهان فرهنگی را با این سه نفر آغاز کرد.

آنان از ابتدا- بنای خود را صریحا بر وصل به جای فصل و جذب به جای دفع گذارده بودند و معتقد بودند که "انقلاب باید تحول در جان ها پدید آورد و دیگران را به صف ارزش ها بکشاند ...." در راستای اهداف اعلام شده از سوی موسسین- نشریه کیهان فرهنگی راه و روش خاصی را در پیش گرفت که به طور آشکار از دیگر نشریات انقلابی و اسلامی در آن زمان متمایز می نمود و الگوی تنوع پذیر و نوگرایانه ای از فعالیت فرهنگی و مطبوعاتی را در چارچوب نظام ارائه می داد. پس از شهادت شهید شاهچراغی و درگذشت حسن منتظر قائم- کیهان فرهنگی در اختیار دو نفر قرار گرفت: کمال حاج سید جوادی و سید مصطفی رخ صفت. بعد از مدتی آقای حاج سید جوادی به وزارت ارشاد رفت و رخ صفت به تنهایی نشریه را ارائه می کرد و در واقع از این زمان به بعد مشی کیهان فرهنگی آرام آرام تغییر کرد و در سال ۶٧ با چاپ مقالات "قبض و بسط تئوریک شریعت"- کیهان فرهنگی به تریبون سروش تبدیل شد و گویی رسالت این نشریه فرهنگی تنها در طرح و بسط افکار سروش خلاصه می شد که در قضاوت خوانندگان کیهان فرهنگی به طنز- این نشریه "سروش نامه" نامیده می شد. در کیهان فرهنگی به خصوص در اواخر دهه شصت از نویسندگانی مانند عبدالکریم سروش- محمد مجتهد شبستری- محمد مسجد جامعی- کیومرث صابری- محسن مخملباف- حسین رزمجو- علیرضا ذکاوتی و.... مقالاتی درج می شد. در واقع این نشریه منعکس کننده مهم ترین چالش های فکری و فرهنگی آن دوره بود که آخرین نمونه های آن بر محور گفتار "دین و عقل" محمد مجتهد شبستری و گفتار "قبض و بسط شریعت" سروش (اردیبهشت ١٣۶٧) دور می زد. در این مدت با حضور اصغری (١٣۶۴) به عنوان سرپرست و انتصاب مهدی نصیری در سال ١٣۶٧ به عنوان سردبیر و مدیر مسئول روزنامه کیهان تنش ها بالا گرفت و شورای سردبیری روزنامه کیهان متشکل از ماشاء الله شمس الواعظین- محسن آرمین- هادی خانیکی و همفکرانشان به صورت دست جمعی استعفا دادند- اما با توصیه خاتمی افراد مستعفی برای ادامه فعالیت مطبوعاتی شان به کیهان فرهنگی نقل مکان کردند. با اضافه شدن این افراد به کادر قبلی- این نشریه بیش از پیش به محل اجتماع روشنفکران دینی تبدیل شد در این دوره علاوه بر شبستری و سروش افرادی نظیر محسن آرمین- محمدتقی فاضل میبدی- اکبر گنجی و مرتضی مردیها نیز قلم فرسایی می کردند. با استعفای خاتمی و انتصاب اصغری به جای وی در سال ١٣۶٩ این افراد از کیهان فرهنگی استعفا دادند.

 

حلقه کیان

افراد مستعفی از کیهان فرهنگی پس از یک سال فترت و بازسازی در تیر ماه ١٣٧٠ با بیانیه هایی که تحت عنوان شورای سردبیری و هیات تحریریه اولیه نشریه کیهان فرهنگی در روزنامه های ابرار- سلام- کار و کارگر (١۵/۴/١٣٧٠)- رسالت(١۶/۴/١٣٧٠) و اطلاعات(٢٠/۴/١٣٧٠) منتشر گردید بار دیگر اعلام حضور کردند و آبان ماه ١٣٧٠ نشریه کیان را به صاحب امتیازی سید مصطفی رخ صفت- مدیر مسئولی رضا تهرانی و سردبیری ماشاءالله شمس الواعظین راه اندازی نمودند. دکتر سروش در این باره می گوید: "دوستانی که پایه گذار مجله کیان بودند- کار خود را با کیهان فرهنگی آغاز کردند. کیهان فرهنگی پدر و مادر مجله کیان بود و کیان از دل آن- به دنیا آمد."

مجله کیان با محوریت فکری دکتر سروش و محوریت عملیاتی علیرضا علوی تبار- رضا تهرانی- سعید حجاریان- اکبر گنجی- عمادالدین باقی- محسن سازگارا- مصطفی تاج زاده و ... آغاز به تولید و ترویج تفکر و اندیشه هایی کردند که بسترساز افکار و اندیشه های حزب مشارکت شد. اعضای حلقه کیان به لحاظ فکری متشکل از لیبرال ها و چپ گرایانی بود که هر هفته در جلسات خانگی دور هم جمع می شدند و به مباحث شناختی و فلسفی می پرداختند و در این میان پایه های فکری افراد چپ گرای حلقه کیان مانند سعید حجاریان- شمس الواعظین- گنجی و ... به سوی افکار لیبرالی سوق پیدا کرد. در واقع تولد کیان نقطه عطفی در شکل گیری جریان روشنفکری التقاطی و مطرح ترین جریان های فکری و فرهنگی در این زمینه پس از جنگ تحمیلی محسوب می شد. به نحوی که ارتباط و هم اندیشی با لیبرال ها و حتی عناصر نهضت آزادی که قبل از آن در کیهان فرهنگی به صورت مستور و یا نیمه پنهان دنبال می شد- در مجله کیان رویه کاملآ آشکاری را به خود گرفت.

در اولین مقالات- اعضای حلقه از اقدامات چپ گرایانه ای که در فاصله سال های ۵٩ تا ۶۴ در مقابل نهضت آزادی داشتند عذرخواهی کرده و پس از آن مقالات و مصاحبه های عناصر شناخته شده نهضت آزادی و ملی مذهبی ها را انتشار می دادند. در این بین عبدالکریم سروش به عنوان استاد و پدرخوانده محفل کیان با ترجمه و انتقال مفاهیم غربی با رنگ و لعاب اشعار مولوی و تفکر غزالی سعی در تلفیق و هماهنگی بین افکار غربی و اسلامی نمود. به همین سبب برخی بر او و همفکرانش نام "روشنفکران تلفیقی" نهاده اند. تاج زاده درباره بهره گیری از سروش می گوید: "در این جلسات خیلی مسائل برای من روشن شد و خیلی از آقای سروش استفاده کردیم. نقش سروش اجتماعی کردن این مسئله بود".

مطالب منعکس شده در مجله کیان عمدتا شامل مباحث زیر بود: ١) اسلام فقاهتی مقلدپرور و اسلام اخلاقی- عرفانی و فلسفی چون و چرا بردار است ٢) معرفت دینی غیر از خود دین است و مقدس نیست ٣) گذر از تندروی ها و حلالیت طلبی از مهندس بازرگان ۴) حکومت دموکراتیک دینی ۵) دین غیر ایدئولوژی ۶) نقد روحانیت ٧) پلورالیسم دینی.

عمده موضوعاتی که حلقه کیان پیگیر آن بود عبارتند از: ١) به طور علنی افکار و اندیشه های لیبرالیستی "کارل پوپر" را ترویج می کردند ٢) از نظر سیاسی با آرمان گرایی و انقلاب گری مخالفت می ورزیدند ٣) شبکه های اجرایی و سیاسی آنها در قالب تکنوکرات ها (فن سالاران) و مدیران حکومتی- مدافع بازسازی اقتصادی ایران بر اساس نسخه های بانک جهانی بودند ۴) در سیاست خارجی خواهان سازش- مذاکره و رابطه با آمریکا بودند ۵) معتقد به نوعی از سکولاریسم بودند و آشکار و پنهان از تئوری سیاسی امام خمینی انتقاد می کردند ۶) مدافع پلورالیسم و تکثر گرایی دینی- نسبیت معرفت دین و به دنبال تئوریزه کردن آن و ارائه به جامعه بودند. 

روشنفکران مرتبط با نشریه کیان که با چهره شاخص آن عبدالکریم سروش شناخته می شد- معتقد بودند که افراد برای شناخت "اسلام" می توانند به مطالعه آزاد روی آورند و برای فهم مبانی دینی الزاما نیازی به مراجعه به اسلوب و روش خاصی که در حوزه های علمیه دینی مورد توجه قرار می گیرد- نیست. علاوه بر این- کیان در ادامه کار به ترویج مسائلی همانند "سکولاریزم"- "عصری بودن فهم دین"- "شریعت زدایی"- "حمله به فقه و روحانیت" و ... در اشکال مختلف می پرداخت. تفکراتی که گروه کیان در نشریات مختلف ترویج می کردند- صرفا بیان یک گفتمان متفاوت در مقابل گفتمان عمومی جمهوری اسلامی نبود زیرا اگر چنین بود- یک مواجهه علمی می توانست پاسخگوی آن باشد. در واقع آموزه های روشنفکری دینی برآمده از حلقه کیان یک روند سیاسی بود که در قالب مباحث تئوریک بیان می گردید. در یادداشت یکی از نویسندگان در این باره چنین آمده است: در حقیقت حمیدرضا جلایی پور- ماشاء الله شمس الواعظین- سید مرتضی مردیها- سعید حجاریان و .... مردانی بودند که می کوشیدند تا با تعمیم آموزه های سروش به قلمرو سیاست- امتداد منطقی باورهای نوین لیبرال را نشان دهند- باورهایی که از پوزیتیویسم و لیبرالیسم کلاسیک مهدی بازرگان و پراگماتیسم و مصلحت گرایی ساده عناصری از دولت هاشمی فراتر رفته و به نوعی ایدئولوژی "لیبرالیسم نو" بدل می شد. نشریه کیان فراتر از مباحث تئوریک- حلقه اتصال جریان های متفاوت نسل جدید محسوب می شد که در حال قوام و شکل گیری بودند و به جز جلسات چهارشنبه- جلسات دیگری نیز فراتر از مباحث حلقه کیان به منظور فعالیت منسجم تر تشکیل می شد در این جلسات افرادی مانند سعید حجاریان- آرمین- آغاجری- و عباس عبدی به همراهی عمادالدین باقی و دیگران شرکت می کردند و در آن زمینه فکری حرکت های سیاسی و راه اندازی یک حزب فراهم شد. حزبي كه ما امروزه آن را به نام حزب مشاركت مي‌شناسيم. اين حلقه تنها نياز به يك چيز داشت: روي كار آوردن دولتي همسو كه بتواند مقاصد آنان را تأمين كند. انتخابات دوم خرداد 76 و روي كار آمدن سيد محمد خاتمي به عنوان رئيس‌جمهور ايران عملا فضا را براي پيگيري مقاصد حلقه كيان فراهم ساخت. از دل حلقه كيان در همين دوران بود كه حزب دولت‌ساخته و رانت‌خواري به نام حزب مشاركت بيرون آمد. و شد هر آنچه نبايد مي‌شد...

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها