کد خبر: ۲۱۰۲۴
زمان انتشار: ۱۲:۱۷     ۰۲ مهر ۱۳۹۰
رجانیوز نوشت: دوران حيات چهار تن از ائمه هدي عليهم السلام كه از زمان امام سجاد(ع) آغاز شد و تا بخش‌هايي از دوران امام كاظم(ع) ادامه يافت، از منظر ترويج تعليم و تربيت اسلامي نقطه عطفي است در تاريخ پر فراز و نشيب زندگاني امامان معصوم عليهم السلام.
 
در اين ميان حيات شيخ الائمة امام صادق (ع) هم از منظر طولاني‌تر بودن عمر ايشان از ساير ائمه اطهار عليهم السلام و هم از نگاه تغييراتي كه در دستگاه خلافت رخ داده بود، از برجستگي ويژه‌اي برخوردار است.
 
در اين دوره با گسترش حوزه‌هاي علميه، فرصت طلايى بسط و نشر معارف اسلام ناب و پرورش شاگردان براى امام صادق(ع) به‌وجود آمد و عبارت جمله "قال الصادق" شعار علم حديث شد.
 
حجت الاسلام و المسلمين پناهيان در سخناني كه در مشهد مقدس ايراد شده است، تشريح دوران امام صادق(ع) را با تبيين عنوان "رييس مذهب تشيع"، آغاز مي‌كند و مي‌گويد: اينكه حضرت صادق(ع) را رييس مذهب مي‌نامند، بدين معنا است كه تنها امامي كه بيشترين فرصت را براي بيان معارف ديني پيدا كرد، اين امام بزرگوار است.اين كارشناس ديني بر اين عقيده است كه امامان معصوم(ع) براي زمان امام صادق (ع) مقدمه چيني كردند، به منظور گسترش معارف ديني در جامعه آن روزگار و امامان بعد از ايشان نيز از بركات امام ششم(ع) خوشه چيني كردند.

 
وي با يادآوري احترام ويژه‌اي كه رئيسان تمامي مذاهب اهل سنت براي امام صادق(ع) قائل بودند، مي‌گويد: بسياري از مشتركات احكام مذاهب اسلامي حاصل زحمات امام صادق(ع) است و اين به دليل اين بود كه بسياري از رئيسان مذاهب اهل سنت شاگرد امام صادق(ع) بودند و از ايشان درس‌هاي فراواني گرفتند.
 
پناهيان دوران حيات ائمه "عليهم السلام" را به سه دوران تقسيم و تصريح مي‌كند: دوره اول سه امام بزرگوار محور رسالت امامان امر ولايت و سرپرستي جامعه اسلامي بود، دوره دوم كه از امام سجاد(ع) آغاز مي‌شود تا نيمه‌هاي حيات امام كاظم را در بر مي‌گيرد و رسالت حضرات معصومين(ع) تعليم و تربيت است. دوره سوم نيز امامان ديگر و حتي دوران غيبت صغري را در مي‌گيرد كه دوره آمادگي مردم براي غيبت و پذيرش نيابت ائمه هدي عليهم السلام و مراجعه به علما است.
 
اين كارشناس مسائل ديني، دوران تشيع در زمان غيبت كبري امام زمان(عج) را نيز يادآوري و این دوره را نیز به سه قسمت تقسیم مي‌كند: دوره اول؛ دوره پراكندگي شيعه که حدود 600 سال طول كشيد و تا اوايل صفويه ادامه یافت. دوره دوم؛ دوره انسجام شيعه كه از صفويه این دوران آغاز شد. دوره سوم نیز دوره حاكميت شيعه است که از انقلاب اسلامي شيعه شروع شد.
 
پناهیان موضوع اصلی بحث خود را با بیان این سوال‌هاي اساسی ادامه مي‌دهد که چرا در جريان مسئوليت و رسالت امامان ما، تعليم و تربيت دوران دوم است و چرا سه امام اول ما به كار تعليم و تربيت نپرداختند؟ چرا از امام سجاد(ع) كار تعليم و تربيت آغاز شد؟ چرا معلم تربيت و مذهب ما امام پنجم و ششم ما هستند؟  كار تعليم و تربيت مقدم است، كار تهذيب و نفس مقدم است، اينها مگر اصل نيست؟ چرا جريان امامت تعليم و تربيت را مؤخر انداخت و امر ولايت را جلو آورد تا آنجا که يكي از بزرگواران و علما حوزه نقل مي كرد ما از امام حسين(ع)، چهار روايت نقل شده در مورد مسائل احكام و مسائل شرعی داريم.
 
وی در ادامه پاسخ به این سوال‌ها را این‌گونه بيان مي‌كند:  اشتباه است اگر كسي ولايت و سرپرستي اجتماعي را مقدم بر تهذيب و تعليم و تربيت نداند. اگر خيلي خودمان را تربيت كنيم، وقتي در غيبت امام است، هر صد قدمي كه بر مي داريم نيم متر جلو مي رويم اما وقتي در محضر امام باشد، زماني باشد كه آقا و مولايمان بر جهان حاكم است و فساد را از جهان برداشته، به خدا سوگند هر نفسي كه مي زنيم و هر يك قدمي كه بر مي داريم، صد متر جلو مي رويم؛ اول بايد بگذاريم كه ولايت فضا را درست كند، بعد با هر يك كلمه چقدر معرفت به ما می‌رسد.

پناهیان با بیان اینکه وقتی امام زمان(عج) بيايد، اول عقل مردم را افزايش و نجات مي‌دهند، می‌افزاید: چرا تهذيب نفس و تعليم و تربيت امروز اين‌قدر براي ما  سخت است؟ پاسخ اين است كه هنوز امام ما عالم را به يد قدرت خود نگرفته است؛ البته اين سخن هزار تفسير دارد. براي راحت آدم شدن، براي خيلي آدم شدن، براي سريع آدم شدن، نگو چرا اولين امامان ما به موضوع ولايت قبل از تعليم و تربيت پرداختند. ولايت كه درست شود، چيزهايي در آن جامعه درست مي شود كه تازه مي شود در آن جامعه نفس كشيد. گمان مردم جهان امروز اين است كه آزادند راحت فكر كنند و انتخاب كنند اما روزي كه به دست امام زمان آزاد شوند، شما مي بينيد چند ميليارد آدم مثل آب خوردن نماز خوان مي شوند.
 
این استاد حوزه و دانشگاه بر این باور است که جامعه‌اي صالح می‌شود که اول ولايت در آن محقق شود؛ و دلیل اینکه سه امام اول ما با شمشير جنگيدند و ننشستند به تعليم و تربيت روشن می‌شود؛ باید مردم حكومت ديني درستي داشته باشند، چون تعليم و تربيت بدون حكومت ديني اثرش يك هزارم است.
 
وی در ادامه جامعه را به جان انسان تشبيه می‌کند و می‌گوید: همان‌گونه که يك جامعه اگر بخواهد اصلاح شود، تعليم و تربيت موثر باشد، اول بايد ولي خدا بر آن حاكم شود، جان يك انسان هم اگر بخواهد نوراني شود، پیش از تربيت باید ولي الله اعظم را در خود  حاكم كند. همان‌سان كه در جامعه اول ولايت درست شود، بعد جامعه زيبايي‌هايش سامان پيدا مي‌كند، در جان يك انسان هم اول كه ولايت حاكم شد، تازه انسان تعادل پيدا مي‌كند و آماده تربیت مي‌شود.

نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها