کد خبر: ۳۳۰۰۶
زمان انتشار: ۱۴:۵۷     ۱۰ دی ۱۳۹۰
حسین فدایی:
نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس گفت:بعضی‎‎ها با سکوت‎شان به فتنه کمک کردند؛ بعضی‎‎ها با نوع همراهی با فتنه آن را تقویت کردند؛ بعضی‎‎ها هم به ظاهر مقابل فتنه ایستادند، اما عملا به آن کمک کردند.
به گزارش خبرگزاری فارس، هفته نامه پنجره در شماره اخیر خود، مصاحبه‌ای را با حسین فدایی، نماینده اصولگرای مردم تهران در مجلس شورای اسلامی انجام داده است که متن مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

جناب آقای فدایی، جنابعالی یک ماه مانده به انتخابات ریاست‎جمهوری دوره دهم، در نطق پش از دستور خود مسأله فتنه را مطرح کردید و از ضرورت «ترسیم» ماجرای «قدرت‎طلبان فتنه‎گر» و «افشای کانون فتنه»، برای جلوگیری از ثبت ناصحیح وقایع و تبیین» مسائل پشت‎پرده و عبرت‎آموز» سخن گفتید. چه شد که قبل از علنی شدن جریان فتنه 88 به این تحلیل رسیدید؟
فکر می‎کنم این نطق به روز‎های اول اردیبهشت سال 1388 یعنی ماه قبل از انتخابات مربوط بود. در این نطق اشاره‎ کردم که از گذشته، جریانی در کشور وجود داشته که برای به قدرت رسیدن حاضر بوده است. بسیاری از مصالح عمومی کشور را زیر پا بگذارد، برای تأمین منافع باندی و گروهی خود، در کشور غائله‎ به راه بیندازد و مستظهر به پشتیبانی‎‎های خارجی هم بوده است. این جریان حتما در انتخابات آینده (انتخابات دهم ریاست‎جمهوری) هم وارد خواهد شد و فتنه بزرگ‎‎تری را دامن خواهد زد.
به‎زعم ما، «فتنه» حرکتی ایستا و نقطه‎ای نیست، بلکه جریان مستمری است که از ابتدای انقلاب، بر اساس فکر و خط خاصی مشغول فعالیت بوده است. البته در این بستر، جریان‎‎های قدرت‎طلب و دیگران هم آمدند و سوار بر این موج شدند و حوادثی را برای کشور به‎وجود آوردند و آسیب‎‎هایی زدند. به اعتقاد من هنوز ابعاد، لایه‎ها، کارگزاران، کارفرمایان و برنامه‎ریزان و بازیگران فتنه خوب تبیین نشده‎اند. مسأله اصلی این است که عده‎ای سعی می‎کنند فتنه را در سه چهار شخصیت سیاسی که در انتخابات آمدند و ناکام ماندند، منحصر کنند که به‎نظر من تحلیل درستی نیست. البته این‎ها نیز جزو جریان فتنه هستند، ولی همه ماجرا این نیست. قطعا کارفرما، کارگردان، سناریونویس و برنامه‎ریز اصلی فتنه، نظام سلطه، سیستم‎‎های امنیتی و اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا، انگلیس و موساد هستند که با همه کسانی‎که فکر و اندیشه امام را برنمی‎تابند، هماهنگ شدند. همه این‎ها تلاش کردند نقاط ضعف درون جریانات سیاسی داخلی را شناسایی و از آن‎ها در مسیر تحقق اهداف‎شان استفاده کنند که البته بعضی از عناصر داخلی را هم فریب دادند.

به‎نظر شما چه عواملی باعث شد تا بخشی از نیرو‎های فعال در صحنه سیاسی کشور، که خود نیز در همین نظام صاحب منصب بودند، با اسم رمز تقلب رودرروی خواسته اکثریت قرار بگیرند و ماجرا‎های ناگوار فتنه 88 را رقم بزنند؟ اگر بخواهیم مواجهه و عملکرد نخبگان را در قبال فتنه 88 تقسیم‎بندی کنیم، نخبگان را باید به چند دسته تقسیم کرد؟ شاخصه‎‎های هر دسته را چه می‎دانید؟
در کشور، سیاسیون شاخصی وجود داشتند که این سناریوی دشمن‎ساخته را می‎فهمیدند؛ ولی قدرت‎طلبی باعث شد این‎‎طور تحلیل کنند که ما می‎توانیم در صحنه، نظام سلطه را مدیریت کنیم، غافل از این‎که خودشان مدیریت شدند. لذا فکر می‎کنم اول باید ابعاد، لایه‎‎ها و اهداف فتنه را تحلیل کنیم؛ زیرا با وجود این‎که بیش از دو سال از فتنه گذشته است، نیرو‎های سیاسی، تحلیل واحدی از فتنه به‎دست ندادند. اگر دقت کنیم، شاهدیم که رهبر انقلاب، هر بار که فرصت مناسبی پیش می‎آید، چقدر زیبا به این مسأله می‎پردازند تا به تحلیل و برداشت واحدی برسیم. فکر می‎کنم این نکته خیلی اهمیت دارد.
نکته دوم این است که عده‎ای در ماجرای فتنه و برخورد با آن کم آوردند. این‎ها هم یک طیف هستند. بعضی از آن‎ها نوع موضع‎گیری‎شان به تقویت فتنه منجر شد؛ بعضی‎‎ها عدم موضع‎گیری یعنی سکوت‎شان منجر به تقویت فتنه شد و برخی نیز با تحلیل‎‎های غلط خود، علیه فتنه موضع گرفتند؛ اما به فتنه کمک کردند. این نکته بسیار مهمی است. مثلا جریان فتنه، قطعا، به‎دنبال دوقطبی کردن جامعه بود. حالا اگر کسی در درون ما بیاید و همان رفتار را دنبال کند که منجر به دوقطبی وفاداران نظام شود، آیا نتیجه‎اش به‎نفع فتنه می‎شود یا نه؟ نظام سلطه به‎دنبال این بود که 13 میلیون رأی را در برابر 24 میلیون رأی قرار بدهد. مگر این‎طور نبود؟ می‎خواست جامعه را دوقطبی کند. فتنه هم می‎خواست همین کار را بکند. متأسفانه عده‎ای هم که در داخل، اسم‎شان اصول‎گرا بود، همین تحلیل را داشتند و می‎خواستند همین کار را بکنند. این‎که ما بیاییم و مسأله فتنه را در خیابان‎‎ها حل کنیم و مردم را مقابل هم قرار بدهیم، تحلیل بسیار انحرافی و غلطی بود که رهبری، حکیمانه، متوجه مطلب شدند و اعلام کردند که لشکرکشی خیابانی یعنی چه؟
بعضی‎‎ها با سکوت‎شان به فتنه کمک کردند؛ بعضی‎‎ها با نوع همراهی با فتنه آن را تقویت کردند؛ بعضی‎‎ها هم به ظاهر مقابل فتنه ایستادند، اما عملا به آن کمک کردند. ما این موارد را روشن نکرده و تبیین نکردیم، ولی عده‎ای با تحلیل‎‎های غلط و خط‎کشی‎‎های نادرست، جبهه نیرو‎های انقلاب را محدود می‎کنند و باعث ریزش نیروها می‎شوند و افرادی را از انقلاب خارج می‎کنند.
 
نقش مردم در نظام جمهوری اسلامی، به‎عنوان نمونه موفقی از مردم‎سالاری دینی، به وضوح در برهه‎‎های مختلف تاریخی و گردنه‎‎های سختی که با آن مواجه بوده‎ایم، نمایان است. چه شد که در ماجرای فتنه 88، همچون همیشه، مردم به صحنه آمدند و در دفاع از حریم ولایت، حماسه بزرگ 9 دی 88 را رقم زدند؟
نظام سلطه در سال‎‎های اخیر، برای برخورد با جمهوری اسلامی با الگوی کودتای نرم، سرمایه‎گذاری عظیمی انجام داده بود. غیر از نظام سلطه، دشمنان داخلی نظام نیز که شامل گروه‎‎های متخاصم و معاند مثل منافقین، چریک‎‎های فدایی خلق، حزب توده، جریان وهابیت، جریان سلطنت‎طلب، جریان بهائیت، گروه‎‎های شیطان‎پرست، فاسد و منحرف می‎شوند، مجموعا در صدد انتقام از جمهوری اسلامی بوده و هستند؛ اما در کنار این دو جریان، جریان سومی هم وارد این عرصه شد: گروه‎‎های انحرافی و افراطی‎ای که به نام دوم خرداد فعالیت می‎کردند. فتنه‎گران در ابتدا فکر می‎کردند با برنامه‎ریزی‎‎های گسترده، می‎توانند نظام را به کوتاه آمدن از مواضع اصولی خود وادار کنند و حداکثر ظرف یکی دو ماه، این موضوع، عملی خواهد شد؛ لیکن بعد از شکست‎‎های پی‎درپی، ریزش بدنه اجتماعی و عدم اقبال عمومی، عملا جریان فتنه به عصبانیتی پرخاشگرایانه و لجاجت دچار شد که در مواضع سران استکبار و بیانیه‎‎های سران داخلی فتنه به روشنی این موضوع هویدا بود. در نهایت، این عصبانیت و لجاجت و رگ‎‎های برآمده از گردن، در روز عاشورا با اهانت به مقدس‎ترین ارزش‎ این ملت جلوه کرد.
این موضوع دردناک، واکنش جدی مردم را موجب شد. مردم سراسر کشور در حماسه بزرگ نهم دی، زیبا‎ترین جلوه‎‎ «تولا» به خط اباعبدا... و ولایت و رهبری را ابراز کردند و با شعار‎های خود نشان دادند که آدرس‎‎های دقیقی از یزید و یزیدیان و نظام استکبار و عاملان داخلی آن دارند. آنان هشدار دادند که فتنه‎گران و هتاکان و سرکوب‎کنندگان در این میان، سرنوشتی چون هدایت‎‎کنندگان، مقابله‎کنندگان ‎و سکوت‎کنندگان در واقعه عاشورا در انتظارشان خواهد بود و بایستی پیام حماسه تاریخی 9 دی‎ماه 88 را درک کرده، توبه کنند و به آغوش ملت، رهبری و قانون برگردند؛ چراکه لجاجت و فتنه‎گری جز خسران دنیا و آخرت دست‎آوردی به‎همراه ندارد.
خروش دینی، انقلابی و عاشورایی امت حزب‎الله در 9 دی 88، این مهم را تذکر می‎دهد که دین، ولایت و امامت، بسیار عمیق‎تر و ریشه‎دارتر از آنی است که معدودی بخواهند در آن تردید و ابهام ایجاد کنند. مردم هشدار دادند که فتنه‎گران و هتاکان، سرکوب‎کنندگان در این میان، سرنوشتی چون هدایت‎‎کنندگان، مقابله‎کنندگان ‎و سکوت‎کنندگان در واقعه عاشورا در انتظارشان خواهد بود که بایستی پیام حماسه تاریخی نهم دی ماه 88 را درک کرده، توبه کنید و به آغوش ملت، رهبری و قانون برگردند. لجاجت و فتنه‎گری جز خسران دنیا و آخرت دست‎آوردی به‎همراه ندارد. در 9 دی‎ماه 1388، ملت بزرگ و عاشورایی ایران اسلامی حماسه‎ پرشکوهی را رقم زدند که خواب را از چشم گستاخان فتنه‎گر گرفت و سد بزرگی در مقابل ادامه مسیر فتنه‎انگیزان و بحران‎آفرینان بود. پس از حدود 200 روز از قانون‎شکنی، فتنه‎انگیزی، آتش‎افروزی و هتک‎حرمت جماعتی بی‎هویت، ملت رشید، برای آخرین بار اتمام حجت کرد. مردم شیطان بزرگ، صهیونیست‎‎ها و دستگاه‎‎های اطلاعاتی آنان را با پاسخ دندان‎شکن خود مواجه ساختند.
در روند فتنه 88 شاهد بودیم که اهانت به شعار‎هایی هچون استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، مردم‎سالاری، قانون‎گرایی و... در نهایت منتهی به اهانت به حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‎السلام) و عاشورا و کربلا شد که همه هستی مردم است و دیگر جای کوتاه آمدن نبود. اوج بصیرت ملت نیز در 9 دی‎ماه، در این است که همه شعارها دینی است و هیچ عکسی جز عکس رهبری، در دست کسی نیست و این یعنی همه بهانه‎ها را از بین بردن.
البته در این بصیرت‎افزایی برای شکل‎گیری حماسه 9 دی، نقش صداوسیما چشمگیر است. اقدامات و روشنگری صداوسیما در قبال هتک‎حرمت عاشورای 88، موجب خشم دشمنان خارجی و داخلی کشورمان شد.
نظام سلطه را با امپراطوری رسانه‎ای-خبری‎اش، صهیونیست‎‎ها اداره می‎کنند. آنان پس از انتخابات ریاست‎جمهوری دهم، عملیات روانی گسترده‎ای را برای ایجاد سؤال، ابهام، ترویج شبهات و انتقال اخبار ناصحیح و کذب، علیه جمهوری اسلامی ایران تدارک دیدند. در این میان، یگانه ظرفیت مقابله با عملیات روانی دشمنان علیه کشورمان، ظرفیت گسترده رسانه ملی بود و هست. بر این باورم که رسانه ملی با همه ظرفیت‎‎های خود به میدان نیامده بود؛ لیکن با روشنگری صداوسیما در حوادث روز عاشورا، گوشه کوچکی از خباثت جریان فتنه، ضد‎دین و ضد‎انقلاب را نشان داد و به تبع آن، دشمنان داخلی، خارجی و نظام سلطه از این اقدام، خشمگین شدند. ابراز ناراحتی و نارضایتی دشمنان ملت از اقدامات صداوسیما نیز نشانگر عملکرد خوب رسانه ملی بود که امیدواریم صداوسیما روشنگری خود را در این مسیر ادامه دهد. قطعا، روشنگری رسانه ملی برای مردم و به‎ویژه خواص مؤثر بود و موجب شد تا مردم و خواص، هرچه بیشتر از واقعیت و ماهیت جریان فتنه‎انگیز آگاه شوند.
 
چندی پیش، رهبر انقلاب ضمن این‎که انتخابات را مظهر مردم‎سالاری و پشتوانه‎ای برای امنیت ملی و ذخیره‎ای امنیتی دانستند، درباره اینکه انتخابات آینده به چالش برای امنیت تبدیل شود، هشدار دادند. اصول‎گرایان، به‎عنوان نیرو‎های دلسوز انقلاب، برای آن‎که انتخابات مجلس بدون هیچ حاشیه‎ای برگزار شود چه رسالتی دارند؟
اکنون بیش از همه باید به‎دنبال وحدت در میان نیرو‎های انقلاب بود. این موضوع در جبهه متحد اصول‎گرایان متبلور است. بنیان سازوکار جبهه متحد اصول‎گرایان بر این گذاشته شده که بتواند پرچمدار انقلاب اسلامی باشد و امیدواریم در این مسیر بتوانیم موفق باشیم. در این میان، الگویی مدنظر است که رهبری طراحی کرده‎اند؛ یعنی در میان معتقدان و باور‎مندان به انقلاب و ارزش‎‎ها، به «وحدت با اغماض» باور داریم. در این‎باره هم اصول‎گرایی شاخص‎‎های متفاوتی دارد و در ارائه فهرست واحد اصول‎گرایان، باید همه‎ آن‎ها را در کنار هم دید. از موارد ایجابی این شاخصه‎‎ها می‎توان عدالت‎خواهی، شایسته‎گزینی، عقلانیت، خدمت صادقانه، ساده‎زیستی، کار و تلاش و مجاهدت را برشمرد و از مصادیق سلبی آن نیز می‎توان به ظلم‎ستیزی، استکبار‎ستیزی، فساد‎ستیزی، انحراف‎ستیزی و فتنه‎ستیزی اشاره کرد. البته، چه در حوزه سلبی و چه در حوزه ایجابی، هر شاخص مراتبی دارد. شاخص اصلی در این میان، التزام عملی به ولایت‎مداری است و این مهم‎ترین مشخصه در همه شاخص‎‎های اصول‎گرایی است. در همه موارد، فرآیند و عملیات انتخابات مجلس نهم از ابتدا تاکنون و در ادامه، جریان فتنه‎، انحراف و فساد، خط قرمز جدی جبهه متحد اصول‎گرایان محسوب می‎شود.
برای روشن‎تر شدن موضوع، بهتر است چند انتخابات گذشته را مرور کنم. تا این ضرورت را بیشتر متوجه شویم. به انتخابات شورای شهر دوم نگاه کنید. در این انتخابات، به‎دلیل این‎که خطر دوم خرداد برای تمامی لایه‎‎های اصول‎گرایی احساس می‎شد، فرد یا گروهی به‎دنبال سهم‎خواهی و ارائه لیست جداگانه نبود. بنابراین، اصول‎گرایان با یک لیست واحد در تهران وارد صحنه رقابت شدند و گروه‎‎های دوم خردادی با چند لیست؛ در نتیجه اصول‎گرایان پیروز میدان شدند.
در انتخابات مجلس هفتم، با پیروزی در انتخابات شورا‎ها و فعال‎تر شدن شورای هماهنگی، به‎تدریج برخی از طیف‎‎های اصول‎گرایان با این تصور که می‎توانند به تنهایی پیروز میدان شوند، ‎ساز جدایی زدند. به‎طوری که بعد از جلسات متعدد و هماهنگی‎‎های صورت گرفته، جدا از لیست واحد اصول‎گرایان، لیست 8 + 22 را طراحی کردند؛ اما با رایزنی گسترده با آیت‎الله مهدوی‎کنی و هشدار به موقع ایشان، در نهایت یک لیست از اصول‎گرایان منتشر شد که پیروزی در این انتخابات را شاهد بودیم.
در انتخابات ریاست‎جمهوری نهم نیز که به‎خاطر ضربه نخوردن به وحدت و پرهیز از خرده‎گیری، نمی‎خواهم چندان به آن بپردازم، اتفاقات درس‎آموزی افتاد. در این انتخابات تا 27 آذر 1383، طیف‎‎های مختلف اصول‎گرایان با هم بودند. از آن تاریخ به بعد برخی ساز جدایی زدند. آقای احمدی‎نژاد هم حساب خود را جدا کرد. اختلاف اصول‎گرایان موجب شد تا به قول معروف «لب به لب»، آقای احمدی‎نژاد به دور دوم برود و پس از احمدی‎نژاد کروبی و قالیباف و معین با اختلاف کمی قرار بگیرند. تفاوت رأی احمدی‎نژاد با کروبی کمتر از 700 هزار رأی بوده که در واقع خطر به لطف الهی از انقلاب و اصول‎گرایی رد شد. اگر غیر از این بود، معلوم نبود اکنون در چه وضعیتی بودیم. در واقع، اختلاف اصول‎گرایان رأی شکننده‎ای را موجب شد.
در انتخابات سوم شوراها، بزرگانی از اصول‎گرایان گرد هم آمدند تا لیستی واحد ارایه کنند؛ اما جبهه پیروان خط امام و رهبری لیست موسوم به 5 + 5 + 5 را جدا از اصول‎گرایان ارایه کرد و دوستانی از حامیان دولت، رایحه خوش خدمت را سامان دادند که در رأس آن خانم پروین احمدی‎نژاد بود. شکاف در این انتخابات در بین اصول‎گرایان موجب شد تا حداقل چهار نامزد لیست جبهه دوم خرداد بتوانند به شورای شهر راه یابند.
در انتخابات مجلس هشتم اصول‎گرایان قدری ضربه انتخابات سوم شورا‎ها را متوجه شدند و جبهه متحد اصول‎گرایان (6 + 5) را سامان دادند؛ اما وسوسه‎ها و گروه‎گرایی‎ها لطمه‎‎های چشمگیری زد. گروه‎‎های مختلفی درون جبهه اصول‎گرایان دیده شدند؛ اما، متأسفانه، در بیرون از 6 + 5، لیست‎‎های جداگانه‎ای به مردم متدین و انقلابی عرضه شد. عده‎ای لیستی با عنوان اصول‎گرایان فراگیر ارائه کردند و برخی حامیان آقای احمدی‎نژاد نیز با هماهنگی ایشان و با حذف هفت نفر از اصول‎گرایان، لیست‎‎های موسوم به 7 + 23 را با عناوینی چون یاوران ولایت، محرومین جنوب شهر و... ارائه کردند. همین دو لیست موازی با لیست واحد، موجب شد در این انتخابات، برخلاف چند انتخابات گذشته، تعداد چشمگیری به دور دوم بروند. در چند انتخابات قبلی که انتخابات مجلس به دور دوم کشیده می‎شد، حداکثر دو تا چهار نفر از لیست اصول‎گرایان به دور دوم می‎رفتند؛ ولی در این انتخابات، 11 نفر از لیست اصول‎گرایان به دور دوم رفتند -
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها