کد خبر: ۳۴۱۹۳۵
زمان انتشار: ۰۹:۱۲     ۰۶ مهر ۱۳۹۴
آژانس بین المللی انرژی اتمی ماهیتی کاملا رئالیستی دارد و در بستر بازی قدرت های بزرگ به فعالیت خود ادامه می دهد و حتی انتخاب مدیر کل این مجموعه نیز با اراده و نظر واشنگتن و متحدانش صورت می گیرد. از این رو نباید با پدیده ای رئالیستی برخوردی ایده آلیستی نمود

به گزارش پایگاه 598، طی روزهای اخیر، در فضای پسا برجام، اتفاقات مهمی رخ داده است. از یک سو مجالس ایران و آمریکا، نظر دولت هایشان درباره برجام را پذیرفتند و از سوی دیگر رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی، آمانو، به تهران آمد و نمونه برداری صورت گرفته از پارچین را مورد تأیید قرار داد. آمانو در دیدار روز قبل با دکتر ظریف، در نیویورک، مراتب خرسندی و رضایت خود را از سفر هفته گذشته به ایران و دیدار با مقام های عالی جمهوری اسلامی ایران ابراز کرد.

آیا رضایت آمانو می تواند در رعایت حقوق ایران در اجرای برجام مؤثر باشد؟ آیا دولت آمریکا بعد از موافقت سنا با برجام در اجرای آن متعهدانه رفتار خواهد کرد؟ آینده روزهای پسا برجام چگونه ارزیابی می شود؟

دکتر حنیف غفاری، کارشناس مسائل هسته ای در گفتگوی مفصل با خبرنگار گروه بین الملل بصیرت، ابعاد مختلف این سؤالات را توضیح داده اند که در ذیل می آید:

 سفر هفته ی قبل آمانو به تهران و نمونه برداری از سایت پارچین، که با همکاری ایرانی ها انجام شد، تا چه اندازه در روند اجرای برجام و عادی شدن مسئله هسته ای ایران تأثیر دارد؟

دکتر غفاری: همان گونه که در صورت سوال خود اشاره کردید، سفر مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی به تهران در راستای اجرایی شدن برنامه جامع اقدام مشترک قابل تحلیل است. این سفر از هر دو جنبه سیاسی و فنی قابل اهمیت است . قرار است تا 23 مهر ماه، گزارش آمانو در خصوص ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران منتشر شود و پس از آن طرفین به اجرای تعهدات خود بپردازند. از این رو کلیت سفر آمانو به تهران را می توان نقطه آشکارساز اجرایی شدن برجام دانست.

 با این حال فعالیت های آژانس در خصوص نمونه برداری از پارچین و مواردی از این قبیل، نباید منجر به ایجاد حسن ظن و شکل گیری محاسبات مبالغه آمیز در خصوص نقش این مجموعه شود. آمانو خود بیشتر از هر فرد دیگری آگاه است که طرح موضوع PMD یا همان ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران برگرفته از یک سلسله مطالعات ادعایی و دروغین ساخته و پرداخته دست نهادهای امنیتی و اطلاعاتی غرب است. متاسفانه نحوه مواجهه آژانس با این موضوع بیشتر به جای آن که فنی و حقوقی باشد، سیاسی است. اگر آمانو نسبت به بایسته های حقوقی و فنی مترتب بر روابط آژانس با اعضای خود متعهد بود، اساسا طرح مسئله  PMD دلیل خاصی نداشت.

از سوی دیگر، آمانو در آخرین گزارش فصلی خود در شورای حکام در عین این که عدم انحراف ایران از برنامه های هسته ای خود را تایید کرد، اما بلافاصله نسبت به احتمال شکل گیری این انحراف در آینده هشدار داد! این در حالیست که یک فرد با جایگاه حقوقی باید صرفا بر زمان حال و داده های موجود و ارزیابی مستند و حقوقی آنها تکیه کند نه بر احتمالات و پیش بینی آینده و استفاده از واژه های مبهم و پارادوکسیکال.

 از این رو باید میان دو مقوله "تعامل با آژانس" و " اعتماد به آژانس" تفکیک قائل شویم. همکاری و تعامل ما با آژانس (با حفظ تمامی اصول امنیتی و خطوط قرمزی که باید در بازرسی های آژانس در نظر گرفته شود ) نباید به اعتماد به آژانس تبدیل شود، زیرا این سازمان بین المللی اعتماد پذیر نیست.

 برخی استدلال می کنند در جریان مذاکرات هسته ای تیرماه امسال در وین ،آمانو نقش پررنگی در شکل گیری توافق هسته ای میان ایران و اعضای 1+5 داشت. سفر وی به تهران در طول مذاکرات و تعهد وی مبنی بر همکاری با تهران در حل ادعای  واهی  ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای ایران در گذشته، مانعی بزرگ در رسیدن طرفین به جمع بندی نهایی را بر طرف ساخته است. نظر شما در این خصوص چیست؟

دکتر غفاری: تجربه تلخ سال های اخیر نشان داده است "سکون" یا "حرکت" آمانو در مناسبات آژانس –تهران متغیری وابسته به رویکرد سیاسی غرب نسبت به ایران است. نباید تصور کرد که آمانو بر غرب و اعضای 1+5 تاثیرگذار است، بلکه وی از آنها تاثیرپذیر است. در اینجا به جای آنکه آژانس بر اعضای 1+5 و در راس آن ها آمریکا محیط باشد، آنها بر آمانو و آژانس احاطه دارند! به عنوان مثال زمانی که در جریان امضای توافق موقت ژنو (آذرماه 1392) مقامات آمریکایی صراحتا اساسانامه آژانس و ان پی تی را زیر سوال برده و حق ذاتی غنی سازی اعضا (از جمله ایران ) را منکر شدند، آمانو حاضر نشد در دفاع از متن صریح ان پی تی وارد کارزار شود. حتی کار به آنجا کشید که هانس بلیکس، مدیر کل اسبق آژانس پس از مشاهده سکوت آمانو خود به میدان آمد و مطابق بند 4 ان پی تی، استدلال مقامات آمریکایی در خصوص ذاتی نبودن حق غنی سازی برای اعضا را به صورت مطلق رد کرد.

چه بپذیریم یا خیر، آمانو وظیفه دارد فضای دوگانگی و ابهام و پارادوکس را در قبال برنامه هسته ای صلح آمیز کشورمان حفظ کند. اگر بخواهیم آمانو را در محاسبات خود به عنوان شخصیتی مستقل و فردی با دغدغه های فنی و حقوقی فرض کنیم، اشتباه بزرگی کرده ایم. از این رو هر گونه همکاری با آژانس باید با این پیش فرض صورت گیرد که این سازمان و مدیر کل و بازرسان آن غیر قابل اعتماد می باشد. در صورتی که این پیش فرض را در ذهن خود ملکه سازیم، در مناسبات خود با آژانس راه و روش معقولی اتخاذ خواهیم کرد و اخم و لبخندهای آمانو منجر به سردرگمی ما نخواهد شد. آژانس بین المللی انرژی اتمی ماهیتی کاملا رئالیستی دارد و در بستر بازی قدرت های بزرگ به فعالیت خود ادامه می دهد و حتی انتخاب مدیر کل این مجموعه نیز با اراده و نظر واشنگتن و متحدانش صورت می گیرد. از این رو نباید با پدیده ای رئالیستی برخوردی ایده آلیستی نمود!

 شاید مطرح شود بد بینی نسبت به اعضای 1+5 و آژانس بین المللی انرژی اتمی منجر به کندی روند اجرایی شدن برجام و یا ایجا موانعی در این مسیر شود. آیا این استدلال قابل قبول است؟

دکتر غفاری: صراحتا عرض می کنم که تنها راه حفظ و صیانت از برجام در مسیر منافع ملی ما، حفظ بی اعتمادی موجود به اعضای 1+5 و آژانس بین المللی انرژی اتمی است. اتفاقا خوش بینی  نسبت به آمریکا و آژانس در مسیر اجرایی شدن برجام  پاشنه آشیل ما در مواجهه با توافق نهایی خواهد بود. بنابراین باید در عین تعامل با آژانس، به این تعامل رنگ خوش بینی و اعتماد ندهیم. نکته مهم تر این که بی اعتمادی ما نسبت به آژانس برخاسته از یک معادله انتزاعی نیست، بلکه سوابق قبلی این نهاد در حوزه طرح و اصرار بر مطالعات ادعایی و همچنین مقوله حیاتی بازرسی ها به اندازه ای مخدوش است که جایی برای خوشبینی نسبت به آمانو و همراهانش باقی نمی گذارد. از سوی دیگر، تجربه نشان داده است رفتارهای آژانس در چارچوب یک "معامله قاطعانه" بیشتر قابل کنترل است تا یک "خوشبینی تصنعی"! معامله قاطعانه یعنی همکاری واقع بینانه و غیر خوش بینانه در عین حفظ خطوط قرمز و آگاهی نسبت به اصل غیر قابل اعتماد بودن طرف مقابل.

: برخی رسانه های غربی، نمونه برداری از پارچین را، خودبازرسی دانسته و کار آمانو را ناقص می دانند. آیا این روند زیر سوال بردن بازرسی ها از ایران و دامن زدن به بازرسی های بیشتر چنان قدرتی دارد که بر فضای اجرایی برجام غالب شود و آن را تحت تأثیر قرار دهد؟

 

دکتر غفاری: "نمونه برداری" پروسه ای است که مراحل مختلفی دارد. اعلام نمونه برداری، تعیین نقاطی که قرار است نمونه برداری شود، تعیین ابزارهای نمونه برداری، بر طرف کردن نقاط آسیب در مسیر نمونه برداری، بازبینی نمونه ها، انتقال نمونه ها، آنالیز نمونه ها و ...جملگی مراحل گوناگون نمونه برداری آژانس محسوب می شود. جمهوری اسلامی ایران به صورتی جدی تاکید داشت که به دلیل عدم اطمینان به بازرسان آژانس و همچنین حساسیتی که به لحاظ امنیتی بر روی اماکن هسته ای خود دارد، باید در فرآیند نمونه برداری ها مشارکت داشته باشد. به عبارت بهتر، مشارکت ایران در نمونه برداری آژانس ( نمونه برداری ایران تحت نظارت آژانس) مصداق نوعی هم افزایی است. از این رو مشارکت ایران در مرحله اصلی نمونه برداری (مرحله  برداشتن نمونه در اطراف یا خود محل مد نظر آژانس  که بیشترین حساسیت امنیتی بر آن مترتب است ) کاملا لازم و ضروری است. طی هفته های اخیر برخی رسانه های غربی ازجمله رویترز مدعی شده اند که در مرحله اصلی نمونه برداری، آژانس نظارتی بر کار نمونه برداران ایرانی ندارد، اما مقامات آژانس صراحتا عنوان کرده اند که نمونه برداری با همکاری ایران و نظارت آژانس صورت می گیرد . در هر صورت باید در همکاری های خود با آژانس بین المللی انرژی اتمی مراقب باشیم که این سازمان در پروسه نمونه برداری نقش "عامل مطلق" را نداشته باشد.

سفر وزیر خارجه کشورمان به نیویورک و دیدار با وزرای خارجه 5+1 چه جایگاه در فضای پسا توافق دارد؟

 

دکتر غفاری: این سفر در حالی صورت می گیرد که برجام در دو کشور ایران و ایالات متحده آمریکا تقریبا وارد مرحله اجرایی شده است. در آمریکا با توجه به رای 42 سناتور دموکرات  آمریکایی به سود برجام، اوباما حتی وادار به استفاده از حق وتوی خود در قبال کنگره نیز نشد. در کشورمان نیز کمیسیون ویژه بررسی برجام با ملاحظاتی توافق صورت گرفته را مورد تایید قرار داده است. از این رو سفر اخیر آقای ظریف به نیویورک و دیدار وی با دیگر وزرای امور خارجه اعضای 1+5 نخستین دیدار رسمی تهران و این مجموعه پس از مذاکرات حساس تیرماه ( مذاکراتی که منجر به جمع بندی نهایی مذاکرات شد ) و همچنین نخستین دیدار جمعی  پس از اعلام آمادگی طرفین برای اجرای توافقنامه محسوب می شود.

بدون شک در این دیدارها، بار دیگر مکانیسم اجرایی شدن برجام از سوی طرفین مورد مرور و بازخوانی قرار خواهد گرفت. همچنین طرفین بر روی زمانبندی اجرایی شدن برجام تمرکز دقیق تری خواهند کرد. بررسی نقاط آسیب احتمالی در مسیر اجرایی شدن برجام نیز موضوعی خواهد بود که طرح آن در مذاکرات مستقیم یا جمعی میان وزیر امور خارجه کشورمان و وزرای امور خارجه اعضای 1+5 اجتناب ناپذیر خواهد بود.

 با توجه به این که سنای آمریکا نتوانست طرح کفایت بررسی و رد برجام را تصویب کند و اوباما امکان اجرای توافق را می یابد، پیش بینی شما از اجرای برجام توسط آمریکائی ها چیست؟

دکتر غفاری: با توجه به این که دموکرات های سنا توانستند سه دفعه پی در پی مانع از رد برجام توسط جمهوریخواهان شوند، عملا کار در آمریکا تمام شده است، ضمن اینکه اوباما نیز پایان پروسه تصویب برجام توسط کنگره و در نتیجه اجرایی شدن آن را به صورتی علنی  اعلام کرده است. اخیرا ارنست مونیز، وزیر انرژی ایالات متحده آمریکا نیز صراحتا عنوان کرده است که اجرای برجام در آمریکا کلید خورده و مخالفان دیگر نمی توانند مانع از ادامه این پروسه، حداقل تا زمان پایان ریاست جمهوری اوباما شوند.

اگرچه نامزدهای حزب جمهوریخواه به صورتی علنی از این توافق به عنوان یک سند غیر قابل قبول و فاجعه آمیز در سیاست خارجی خود یاد می کنند، اما در عمل به خوبی می دانند که برهم زدن توافق برای آنها هزینه های بسیار زیادی دارد. حداقلی ترین این هزینه ها مربوط به عدم همراهی چین و روسیه و حتی برخی از اعضای اتحادیه اروپا مبنی بر وضع دوباره تحریم ها علیه ایران خواهد بود. همین مسئله سبب می شود تا رئیس جمهور بعدی آمریکا (اگر جمهوریخواه باشد ) در قبال توافق محتاطانه و دست به عصا حرکت کند. البته هیلاری کلینتون، نامزد حزب دموکرات از حامیان توافق محسوب می شود اما دونالد ترامپ، نامزد پیشتاز حزب جمهوریخواه مواضع دوگانه ای در برابر توافق دارد. او از یک سو توافق را فاجعه دانسته و از سوی دیگر، اعلام کرده است که تقابل با این توافق را "محتاطانه" صورت خواهد داد!

 نکته خاصی اگر درباره اوضاع کنونی پسا توافق دارید، بفرمائید

دکتر غفاری: در دوران پساتوافق باید هر گونه محاسبه و رفتار ما بر اساس رصد هوشمندانه اوضاع و در سایه حفظ ثوابت و اصول سیاست خارجی ما صورت گیرد. همان گونه که بارها اعلام شده است، پیروزی یا شکست ما در مذاکرات هسته ای تا درجه ای زیاد معلول رویکرد و رفتار مان در دوران پسا توافق است. "صیانت از نقاط قوت برجام"، "مقابله جمعی با نقاط ضعف برجام"، "عدم اعتماد به رقیب"، "اصرار بر خطوط قرمز راهبردی نظام در منطقه و نظام بین الملل"، "آینده پژوهی رفتار رقیب در قبال برجام" و از همه مهم تر عدم تعریف پدیده برجام  به عنوان  یک نقطه ثقل استراتژیک و غیر قابل تغییر، جملگی سبب خواهد شد تا در دوران پسا برجام بهترین استفاده را نسبت به توافق صورت گرفته داشته باشیم. باید در نظر داشته باشیم که توافق هسته ای صورت گرفته و حضور اعضای 1+5 پای میز مذاکره و جبری که آن ها را ناچار به دادن امتیازاتی به ایران کرده است، مرهون مقاومت 12 ساله ملت ایران بوده است. حضور غیرتمندانه و خستگی ناپذیر همه تیم های مذاکره کننده هسته ای در این معادله و مخصوصا تیم مذاکره کننده هسته ای اخیر بدون پشتوانه ای  به نام " مقاومت هسته ای یک ملت "، امکانپذیر نبوده است.

این مقاومت نیز به برکت خون هشدای هسته ای ما صورت گرفته است. از این رو برجام متعلق به هیچ گروهی نیست و نباید نسبت به آن نگاه جناحی و ابزاری داشت. از این رو باید در دوران پسا برجام باید ضمن اتخاذ نگاهی واقع بینانه نسبت به آن، در صیانت از نقاط مثبت و مقابله با نقاط ضعف آن و همچنین رصد هوشمندانه رفتار رقیب غیر قابل اعتمادمان یعنی ایالات متحده آمریکا نقش جمعی و پررنگی ایفا کنیم. دوران پسا توافق، دوران حفظ اصول انقلاب و استراتژی های کلان سیاست خارجی کشور است که جملگی متاثر از آرمانهای والای ملت ما هستند. رمز موفقت ایران اسلامی  در هدایت دوران پسا برجام تکیه بر اصول و ثوابت سیاست خارجی کشور است./

با تشکر از جناب دکتر غفاری که وقت خود را در اختیار پایگاه بصیرت قرار دادند و به شکل جامع سؤالات ما را پاسخ دادند.

مصاحبه از: حمزه عالمی


نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها