کد خبر: ۴۳۸۳۹۵
زمان انتشار: ۰۸:۵۴     ۰۲ اسفند ۱۳۹۶
روش های مبارزه سیاسی حضرت زهرا؛
حضرت فاطمه بعد از پيامبر، در حقيقت يكى از رهبران جنبش مقاومت هستند. مقاومتى كه ميخواهد دو كار را بكند، يكى اينكه ساختار حاكميت بعد از پيامبر را در هم نشكند، دوم اينكه تا حد ممكن جلوى انحراف افكار عمومى و تغيير مسير نظام را بگيرد. روى همين حساب ، معترض، انقلابى،فريادگر و سازش ناپذير عمل ميكند و هزينه اش را مي پردازد.
سرویس فرهنگی پایگاه 598/ حسن رحیم‌پور ازغدی؛ در سخنرانى انتقادى و اعتراضى حضرت زهرا (سلام الله عليها) به اوضاع پس از پيامبر، ميتوان تعابيرى را ديد كه اخطار صريح به همه انقلابيون در طول تاريخ ، در همه زمان ها و اعصار است. اولاً مخاطب اين عبارات حضرت، مشركين و كافرين نبودند، يهود و نصارى نبودند، مخاطب شان منافقين به معناى خاص نبودند، بلكه خطابشان به انقلابيون فداكار عصر پيامبر يعنى اصحاب ، مجاهدين، رزمنده ها ، جبهه رفته ها و شهيد داده ها ، يعنى مهاجرين و انصار بوده است.

يكى از مواردى كه حضرت درباره آن اعلام خطر كردند، بازگشت از ارزشهاى انقلابى و الهى و ارتجاع به ارزشهاى جاهلى قبل از پيروزى انقلاب است و شما ببينيد وقتى انقلابى با حضور پيامبر و اصحاب ايشان، در معرض چنين خطر بزرگى بوده است، حساب بقيه انقلابهاى اسلامى مثل ما كه يكى از فرزندان انقلاب پيامبر اكرم در طول تاريخ است ، چه ميشود. انقلاب ما يكى از بذرهايى است كه از آن گلستان روييده است. وقتى آن گلستان از چنين آفتى در خطر بوده است، تكليف انقلاب ما روشن است.

حضرت فاطمه بعد از پيامبر، در حقيقت يكى از رهبران جنبش مقاومت هستند. مقاومتى كه ميخواهد دو كار را بكند، يكى اينكه ساختار حاكميت بعد از پيامبر را در هم نشكند، دوم اينكه تا حد ممكن جلوى انحراف افكار عمومى و تغيير مسير نظام را بگيرد. روى همين حساب ، معترض، انقلابى،فريادگر و سازش ناپذير عمل ميكند و هزينه اش را مي پردازد.

ببينيد حضرت فاطمه ، خطاب به مومنين و اصحاب پيامبر چه ميگويند:
"فَهَیْهاتَ مِنْکُمْ، وَ کَیْفَ بِکُمْ، وَ اَنَّى تُؤْفَکُونَ” ، چه ميشود شما را؟ ،” أَرَغْبَه عَنْهُ تُریدُونَ؟ اَمْ بِغَیْرِهِ تَحْکُمُونَ؟ ” ، آيا همه معيارها را پس از پيامبر كنار گذاشته ايد؟ و از همه چيز رو برگردانده ايد؟ ديگر قرآن را به داورى قبول نداريد!؟ ، ” ما هذِهِ الْغَمیزَه فی حَقّی وَ السِّنَه عَنْ ظُلامَتی” ، اين سستى و سهل انگارى براى چيست؟، كجاست آن حسّ آرمانگرايى و تكليف شناسى شما ؟ چرا چُرت ميزنيد؟ با خود ميگوييد پيامبر رفت و قصّه تمام شد و نهضت به آخر رسيد؟ پايين آمديم دوغ بود، همه آن حرفها دروغ بود؟!

بعد اين جمله را ميفرمايند كه گويى آسيب شناسى همه انقلابها از جمله انقلاب ما است ، يعنى وا دادن بعد يك دوره انقلابيگرى، تن پرور شدن و خو گرفتن به وضع موجود، راحت طلب شدن و سر سفره انقلاب نشستن، بعد از دوره فداكارى و مجاهدت…

حضرت زهرا آفت انقلابها را، اين قعود بعد از قيام ميدانند.
« فقبحا لفلول الحدّ واللعب بعد الجدّ » ، به بازى و شوخى گرفتن اصول، بعد از يك دوره اى كه همه ما سر اين حرفها جدى بوديم. ميفرمايند چه زشت است به شوخى گرفتن آن چيزى كه روزى جدّى بود. چقدر بد است، وادادن بعد از آن همه جهاد! ، "قبحاً لقرع الصفاه و صدع القناه و خطل الاراء، و زلل الاهواء” ، چه زشت است همه دست آوردها را زمين گذاشتن و گوهرى را كه به آن سختى تا اينجا آورده ايم به سنگ خارا زدن، چه بد است زنگ زدن سلاحها و بى اثر و بى خاصيت شدن ها
چقدر بد است مجاهدينى كه آن كارهاى بزرگ را كردند، بعد از دو دهه اينقدر بى بخار شوند و چه زشت است پس گرفتن شعارها و باطل شدن انديشه ها و از دست دادن انگيزه ها…


نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:۱
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
ارسال نظرات
بهمنیار
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۳۸ - ۰۶ اسفند ۱۳۹۶
۰
۰
حضرت فاطمه (س) مصمم برای شهادت در تکلیفی الهی

ای سرور و سیده دو عالم یا فاطمه الزهرا (سلام اله علیها) بعد از رحلت جانگداز پدر گرامی تان خاتم الانبیاء حضرت محمد مصطفی (صل اله علیه و آله و سلم) بود که شما بزرگوار زیرفشار سخت و ضربات روحی و جسمی شدید و پی در پی بودید و بدن و روح شما را مورد هجوم ساخته بود، شما در هم شکسته و بیمار گشته بودید، و حزن و اندوه بر هستی تان فرو رفته بود.
یا فاطمه جان (س) چگونه تو را زخم زدند که رخ از تمام اهل زمین پنهان کردی و فرمودی شبانه و پنهان دفن شوی، شهر مدینه، چه مدینه ‌اى بود که توانست چنین مصیبتى را تاب آورد و در هم نشکند، مگر نه شما والاترین محبوبه خداوند بودی، مگرنه رضاى خداوند در گرو رضایت شما بود، و غضب خداوند در گرو خشم شما، مگر نه شما رازآفرینش زن بودید و بهانه خلقت نسوان، مگر نه شما پاره تن پیامبر بودید و عزیز مسلم خداوند اعلا؟.
یا فاطمه (س) صبر لایتناهى خدا در جانکاه ‌ترین حادثه آفرینش در سوگ تو به تجلى نشسته است، یا زهرای مرضیه (س) ، شهادت می دهیم پس از رحلت پدر بزرگوارت، رسول خدا (ص) آنچه ندیدى آرامش بود و آنچه نیافتى مجالى براى فریاد زدن.
و چه حسرتی بزرگ‏ تر از بازماندن از محبت حضرت فاطمه زهرا (س) که رسول خدا(ص) خشم او را خشم خدا می ‏داند، و خشنودی او را خشنودی خدا، حضرت فاطمه (س) سکوتش برای خدا بود، فریادش برای خدا بود، لبخند و خشمش، صلح و قهرش همه و همه برای خدا بود.
اگر خداوند حضرت فاطمه (س) را برای آن مقطع زمانی پس از وفات رسول خدا (ص) انتخاب نکرده بود، و مبارزات آن بانوی بزرگ دو عالم، علیه غاصبان خلافت نبود،اسلام ناب تداوم نمی ‏یافت، سلامت دین و اصالت اسلام، در خطر جدی قرار می ‏گرفت، امامت و رهبری معصوم برای همیشه از میان می ‏رفت و ره‏ آورد رسالت نابود می ‏گشت.
برای ارزیابی نتیجه مبارزات حضرت زهرا (س) باید برای نسل امروز روشن شود،مگر مهاجمان چه می ‏خواستند؟ باید احتمالات یاد شده و اهداف اصلی و عمق توطئه برملا شود، که چقدر غاصبان خلافت توانستند به اهداف خود برسند، و فاطمه (س) چقدر با اهداف شوم آنان آشنا بود، چگونه با آنها به نبرد برخاست، و سرانجام کدامیک پیروز شدند؟ حضرت فاطمه(س) یا غاصبان خلافت ؟.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در بیت نبوت بزرگ شده بود، و در دوران ده ساله حکومت اسلامی در کانون اصلی حوادث مهم سیاسی و اجتماعی مدینه قرار داشت، و با تیزبینی و هوشیاری فوق العاده خود، تمامی جریانات آشکار و پنهان را می شناخت، ازویژگی های افراد مؤثر نیز آگاهی کامل داشت، از یک سو پدر گرامی اش، رسول خدا (ص)را دیده بود، که برای تداوم صحیح حکومت اسلامی و بالندگی و رشد آن، تدابیر مختلفی می اندیشید، و زمینه سازی های لازم را برای امامت امیرمؤمنان حضرت علی (ع) فراهم می آورد، و از سوی دیگر، شاهد نگرانی های رسول خدا (ص)، و یاران نزدیک وی از وجود جریانات مخفی و مرموز در بطن جامعه بود، که در صدد بودند با دستیابی به قدرت، مسیرحکومت اسلامی را تغییر دهند.
ره‏ آورد مبارزات حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) باید بهتر روشن گردد،زمانی که مغضوب شدگان به خانه وحی حمله کرده و درب خانه را به آتش کشیده بودند،تنها مدافع حیدر که پا به میدان گذاشت، معصومه بود، حافظ قرآن بود، بزرگ بانوی جهانیان بود، آگاه به مسائل سیاسی و روشهای استعماری کودتاگران بود، و همه‏ آنها را به بن بست کامل کشانده بود، و راه چاره‏ ای جز رسوائی برای آنان باقی نگذاشته بود، حضرت فاطمه (س) کاری کرد که غاصبان خلافت با دست خویش ماسکهای دروغین و متظاهرانه خود را کنار زدند.
در آن لحظه ‏های حساس، که به خانه ولی اله اعظم حضرت علی (ع) حمله کردند، تا خانه را آتش بزنند، نقش حضرت زهرا (س) و نقش آفرینی کوثر قرآن روشن می ‏شود، غاصبان خلافت فکر همه چیز را کرده بودند، گفتند دو راه بیشتر وجود ندارد، یا علی (ع) دست به شمشیر می برد، عده ای زیادی را می کشد، بعد خودش هم کشته می شود، یا بیعت را قبول می کند، راه سومی برای علی (ع) وجود نداشت.
حضرت فاطمه الزهرا (س) با عرفان و معنویتی که از پیامبر و قرآن دارد، باصبر و تحملی که از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله به یادگار گرفته است، با جسارت و شجاعتی که از علی علیه‏ السلام آموخته است، در برابر یورش ‏و هجوم آنان می‏ ایستد، و در حالیکه مقابل شمشیر برهنه‏ دشمن ایستاده است، از ولایت دفاع می ‏کند و امام را نجات می ‏دهد.
در حالیکه حضرت على (ع) مأمور به سکوت بود، حضرت على (ع) که شمشیر را درنیام پسندیده بود، ولی دشمنانش که احزاب شکست خورده‏ دیروز بودند، مصمم به گرفتن خلافت ‏بودند، کودتاگران سقیفه قدرت را به دست گرفته و از انجام هیچ خلافی پروا نمی ‏کردند، و امام نیز مأمور به سکوت بود هر گونه برخورد به صلاح اسلام نیست پس چه باید کرد؟.
هر لحظه تهاجم و یورش امکان ‏پذیرتر می شود، حالا چه کسی باید از حریم ولایت دفاع کند؟ چه کسی باید از امامت، ولایت و حرمت اهل ‏بیت پیامبر (ص) دفاع و حمایت کند؟ چه کسی و با چه مقام و ارزشی باید در برابر فتنه ‏ها و آن همه تهاجمات بایستد، و قامت خم نکند؟ چه کسی باید نقاب از چهره‏ مدعیان دروغین اسلام و ایمان بردارد؟ و ماهیت احزاب شکست خورده دیروز، و مهاجمان بی ‏پروای امروز را افشا کند؟ و ثابت کند که آن همه ادعاها و شعارها تظاهری بیش نیست.
سران کودتاگر سقیفه می ‏دانستند که آتش زدن و لگد زدن و سقط جنین و شهادت دخت پیامبر (ص) در میان آن همه مردمانی که به تماشا آمده اند برای آنها بسیار گران تمام می ‏شود، نمی خواستند ماهیت نفاق ‏گونه خود را به همگان نشان بدهند، خیلی تلاش کردند این کار را نکنند، سیلی و شلاق زدن به دختر پیامبر اسلام (ص) که ده‏ها حدیث و روایت و سوره در فضیلت او، و در میان مردم انتشار دارد یک خودکشی سیاسی بود.
ابتدا انواع تهدیدها کردند، فایده‏ ای نداشت، هیزم برای آتش زدن درب خانه آوردند و هشدار دادند، تأثیری نداشت و حضرت فاطمه (س) مصمم برای شهادت، در تکلیفی الهی، در دفاع از امام زمانش، و برای برپایی امامت و زنده کردن غدیر خم، در برابرمهاجمان محکم ایستاده است، درب خانه را آتش زدند و درب نیم سوخته را بر اندام اوکوبیدند، و در بین در و دیوار و با ضربت ‏های وحشتناک، محسن او را شهید کردند، و حضرت فاطمه (س) تا وقتی بیهوش نشده بود و به زمین نیافتاده بود، دفاع را ادامه میداد، و هر بار که آن بزرگ بانوی دو عالم، امام را به سوی خود می‏ کشید، دهها نفراز روبهان سیاه دل بر زمین می ‏ریختند، و آبروی نداشته سردمداران رو سیاه سقیفه یکجا لگد مال می‏ شد، که چطور یک زن در برابر آن خناسان، چون شیر می ایستد، و امام خود را از دست آن همه مهاجم بی ‏پروا و بزدل نجات می دهد.
این واقعه را همه دیدند، تاریخ ‏نویسان در کتب تاریخ نوشتند، و بینندگان در شهرها و دیار آن روز نقل می ‏کردند، در تمام مدینه و شهرهای اطراف این خبر برق‏ آسا بگوش همگان رسید، همه فهمیدند سران کودتاگر سقیفه، تنها چند روز بعد از وفات پیامبر اسلام (ص) نگذشته بود که دست به شمشیر و شلاق برده اند، دختر گرامی اش را کتک زده اند و بچه اش را سقط کرده اند، و درب خانه اش را آتش زده اند و باعث شهادت آن بانوی گرامی شده اند.
فاطمه (س) با پهلوی شکسته و دردهای جانکاه پس از سقط جنین، با بازوی ورم کرده باز هم دست از دفاع برنداشت، وارد مسجد شد و تهدید به نفرین کرد، و هشدار داد که امام را به سلامت به منزل می رساند و این کار را انجام داد.
حضرت فاطمه (س) خط جدیدی را ظاهر نمود، و نگذاشت خلافت بر پاشنه صحیفه سازان و سقیفه پردازان بگردد، و یاران واقعی علی (ع) در گمراهی بمانند، لذا جریانی را ظاهر کرد که قداست دروغین خلیفه های اول و دوم را زیر سوال برد، چرا که آنها بامقدس ترین زن در جهان اسلام رو به رو شدند، حضرت فاطمه (س) با شهادت خود و فرزندحامله اش، خیانت آنان را برملا کرد، و خط امامت و ولایت معصوم (ع) را پایه گذاری کرد.
از این به بعد بود که مسلمانان راه واقعی اسلام ناب را پیدا کردند، و این اساسی ترین کار حضرت فاطمه (س) بود، دیگر سلمان، اباذر، عمار و همه یاران علی (ع)حیران نبودند که باید چکار کنند و جایگاه حضرت علی (ع) و امامان بعد از او تثبیت شد، و حضرت فاطمه (س) اولین شهید راه امامت گشت.
این چنین بود که حضرت فاطمه (س)، در چهره بزرگترین حامى و پشتیبانی از امام مظلوم خویش ظاهر شد، و سند حقانیت امیرالمؤمنین (ع) و مظلومیت آن بزرگوار را با خون خود مُهر زد و ابدیت بخشید.
حضرت زهرا (س) مى ‏خواست با طرح این سؤال در اذهان مردم، که چرا تنها یادگار رسول خدا (ص)، قبرش را پنهان نموده است، آنان را به فکر وادارد، تا خود به دنبال جواب رفته و مسببین اصلى را بیابند، از همین روست که مى ‏بینم برخى، برخى دیگر را ملامت مى ‏کردند که تنها دختر پیامبر رحلت کرد ، با خلفا قهر کرد و به هیچکدام از آنان اجازه حضور در دفن و نماز نداد، و حتی قبرش را هم از آنان پنهان نمود.
حضرت فاطمه سلام ‏اللَّه ‏علیها نمى ‏خواست دشمنانش، که دشمنان خدا و رسولش بودند، بر سر مزارش نماز بخوانند و بدین وسیله عوام‏ فریبى کنند، این مسئله آن قدر بر خلفای غاصب سنگین و گران آمد و از عواقبش بیم داشتند، که به خواست عُمر،تصمیم گرفتند چهل قبر را نبش قبر کنند، تا قبر حضرت زهرا س) را پیدا کرده، و برجنازه‏ اش نماز بگذارند، که از هیبت و فریاد تهدید حضرت على علیه ‏السلام ترسیدند، و ازبیم فتنه‏ اى بزرگتر پا عقب کشیدند.
امروزه توجه ویژه به سیره و مقام حضرت صدیقه‌ کبری (سلام الله علیها) به آن جهت بسیار مهم است، که حضرت فاطمه الزهرا (س) ما را به تاریخ مردمی در هزار وچهار صد سال قبل می برد که نتوانستند در زیر سایه‌ اسلام واقعی، سرنوشت خود راتعیین کنند و حضرت زهرا (س) با اعتراض ‌های خود به وضعی که بعد از رحلت رسول خدا(ص) پیش آمد، ما را متوجه شرایط تاریخی آن زمان نمودند، و حقایق تاریخی آن زمان رابا شهادت خود و فرزند گرامیشان، برای همیشه تاریخ روشن و زنده ساختند، و توطئه غاصبانه خلافت را افشا کردند.
می ‏بینیم که در مقابله با مهاجمان، فاطمه سلام اله علیه، به همه اهداف خود رسید، و مخالفان مهاجم و بی ‏آبرو، رسوای خاص و عام شدند، آن بانوی بزرگوار توانست ماهیت شرک و نفاق را در نمایش ماندگار تاریخ به همگان نشان دهد، قانونی بودن حکومت ابوبکر را زیر سؤال ببرد، به بهترین شکل ممکن از حریم ولایت دفاع کند و راه رسالت را تداوم ببخشد و با سفارش به پنهان کردن مزار خود، منتظران فرصت را برای همیشه تاریخ تا ظهور حضرت مهدی (عج) رسوا کند.
فاطمه (س) فدا شد تا اسلام و عترت زنده بماند، محسن خود را در خط مقدم تقدیم خدا کرد، تا علی علیه ‏السلام و امامت پایدار بمانند، کتک خورد تا به اسلام و قرآن لطمه ‏ای وارد نشود، و ارزشهای اسلامی مسخ نگردد، یا فاطمه جان (س) ای بزرگ بانوی دو جهان، در راه دفاع از امامت صورتت را کبود کردند و پهلویت را شکستند، ولی نتوانستند عزمت را در دفاع از حقانیت غدیر بشکنند، آنها فقط خشم خدا رابرای خود خریدند.
یا فاطمه الزهرا (س) چه ظلم‌ها که بر تو نرفته بود، چه حقایقى که در مقابل دیدگان تو تحریف نشده بود و تو ای حبیب و دخت گرامی پیامبر خدا (ص) چه خوب که این اعتراض افشاگرانه را بر پیشانى تاریخ حک کردى، و دشمن را بر کرسى رسوایى تاریخ جاودانه نشاندی.
دخت پیامبر خدا (ص) یا فاطمه جان (س) این اعتراض تو در تشییع شبانه‌ ات، و در مخفى کردن قبرت، اگر چه تاریخ را از تحریف مصون ‌داشت، و فریاد تظلم تو را برجهانیان تا ابد طراوت می ‌بخشد، اما سنگین ‌ترین غم شیعیان تو گشت، و عظیم ‌ترین درد اسلام و بزرگ ‌ترین اندوه انسانیت شد.
بعد از درگذشت ملکوتی فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، بشریت، سرگشته به دنبال مرهمی است تا زخم نبود روح بخش ایشان را در عالم فانی التیام بخشد، امروزه ما شاهد تلاش انسان ‌های پاکی هستیم که به دنبال معنویت حضرت فاطمه (س) در رفتار روزمره خود هستند، و با تذکره و یادمان ‌هایی سعی دارند آوای خوش چشمه کوثر را در یادشان زنده نگه دارند، از همین روست که هر چه انسان برای درک حضرت فاطمه (س) تلاش می‌ کند، برکت آن به خودش می‌ تابد، و این اصل وجودی نعمت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است.
چرا که وجود مبارک حضرت فاطمه (س) تنها یک تفکر ، یا تصورِ یک حقیقت حیات بخش نیست بلکه تجسمی عینی و زنده از برکت بسیار ارزشمند خداوند بر انسان است، اگرتا قبل از حضور ایشان در عالم خاکی انسان معناگرا مجبور بود گوشه‌ هایی از نعمت یک زن مقدس را در اسطوره‌ ها، الهه‌ ها و افسانه‌ ها جستجو کند یا متوسل به پاکدامنی حضرت مریم(ع) یا خردمندی آسیه و وفاداری سارا شود، بعد از تجسم خاکی و عینی حضرت فاطمه (س) برای انسان کمال‌ گرا یک الگوی زنده و جاوید پدید آمد و آن شخصیتی والا به نام حضرت فاطمه (س) دختر رسول اکرم (ص) بود که در دامان مادری بزرگ شده بود که حضرت محمد (صل اله علیه و آله و سلم) از آن دامان به معراج رفته بود.
اینک رهروان راستین بزرگ بانوی اسلام، با اوتجدید عهد می کنند، که به تاسی از اسوه صبر و بردباری و ظلم ستیزی، با بیدادگری و تعدی و تجاوز بجنگند، و از حریم ولایت تا پای جان ایستادگی نمایند.
فرا رسیدن شهادت جانسوز یگانه یادگار پیامبر اکرم، میوه دل رسول خدا، همسرولایت، ‌مادر امامت، اسوه حجاب و عفت، یگانه همتای امیر مؤمنان حضرت فاطمه الزهرا(س) را به همه پیروان راهش و قائم آل محمد (عج) و رهبر بزرگوار جهان اسلام امام خامنه ای (حفظه اله)، و به همه شیعیان، مسلمانان، آزادگان جهان و مردم عزیز ایران تسلیت عرض می نماییم.

http://bahmaneyar.blogfa.com/post-480.aspx
پاسخ
جدیدترین اخبار پربازدید ها