به گزارش پایگاه خبری 598 به نقل از خبرگزاری حوزه: در روزهای اخیر برخی اعتراضات مردمی نسبت به گرانی کالاها و همچنین کاهش ارزش پول ملی در برخی مناطق با سوءاستفاده دشمنان داخلی و خارجی به اغتشاش و ناامنی تبدیل شده است، در حالی که مقام معظم رهبری همواره اعتراض حقمحور را مشروع دانستهاند، اغتشاش مانند تخریب اموال عمومی حمله به مراکز نظامی و قرآنسوزی نهتنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه زمینه تحریمها و تهدیدات نظامی دشمن را فراهم میسازد. شواهد نشان میدهد که اغتشاشات داخلی در تصویب برنامههای تهاجمی آمریکا و رژیم صهیونیستی مؤثر بودهاند.
تورم و گرانی ارز ریشه در عواملی فراتر از سیاستهای دولتی دارد. ناترازی ارزی و مصرف بیرویه کالاهای خارجی دو عامل اصلی کاهش ارزش پول ملی هستند. هر بار که کالای خارجی خریداری میشود، هرچند با ریال، در واقع ارز از کشور خارج میشود. همچنین اسراف در مصرف سوخت و انرژی، ما را از صادرکننده به واردکننده بنزین تبدیل کرده است.
فرهنگسازی نادرست نیز در رسانهها و سینما، با تحقیر تولید داخلی، فرهنگ کار و تولید را تضعیف کرده است. در عین حال همه اقشار از مردم عادی تا بازاریان و خانوادهها میتوانند با انتخاب کالای داخلی، پرهیز از اسراف و آگاهیبخشی، در بازگشت ارزش پول ملی سهیم باشند.
برای بررسی هرچه بیشتر موضوعات اخیر داخلی و همچنین برخی اتفاقات بین المللی، گفت و گویی انجام داده ایم با دکتر محمدحسن قدیری ابیانه مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام، سفیر اسبق ایران در مکزیک و استرالیا، عضو شورای بینالملل پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و همچنین تحلیلگر مسائل بین الملل که توجه شما خوانندگان را به آن جلب می کنیم:
سوال: در روزهای اخیر اعتراضاتی که متأسفانه در برخی مکانها با سوءاستفاده دشمنان و ایادی آنها در داخل کشور به اغتشاش و ناامنی کشیده شد، مایه نگرانی است. از اینجا شروع کنیم که اساساً چه تعریف و تمایزی میان بحث «اعتراض» که حضرت آقا آن را تأیید و فرمودهاند که باید دیده شود و مسئولان باید پای صحبتهای مردم و بازاریان بنشینند و بحث «اغتشاش» و «ناامنی» وجود دارد.
در بحث اغتشاش، منظور شلوغکردن خیابانها، آسیبرساندن به اموال عمومی و مردم است؛ چنین اقداماتی بهانهای برای دشمنان ما فراهم میکند. در اخبار گزارش شد دولت نتانیاهو برنامه حمله به ایران را تصویب کرده است؛ اغتشاشهای داخلی در تصویب چنین برنامهای بیتأثیر نیست.
آیا این را آنهایی که اعتراض دارند میخواهند؟ آیا در صورت حمله به ایران، قیمت دلار پایین میآید؟ آیا اگر اغتشاش رخ دهد جلوی تورم و سایر مشکلات گرفته میشود یا برعکس؟ در زمان شهید رئیسی تا زمانی که اغتشاشی رخ نداده بود، در سال ۱۴۰۱ تورم چهار درصد بود، اما پس از آن اغتشاشها، تورم رشد کرد. اکنون نیز این اغتشاش در عمل بهجای رفع مشکل، آن را تشدید میکند.
مردم از اینکه قیمت ارز رفته بالا، ناراحتند. همهی ما ناراحتیم و معتقد هستم که دولت نیز ناراحت است. آیا این وضعیت که عده ای شرایط را به گونه ای فراهم آورند که در کشور اغتشاش و ناآرامی ایجاد شود، باعث میشود که جلوی تورم گرفته شود و ارزش پول ملی بالا برود یا قیمت دلار پایین بیاید؟ پاسخ منفی است؛ برعکس این اتفاق خواهد افتاد. حالا اگر دشمن نیز حمله کند که البته در صورت حمله، ما پاسخ قاطع خواهیم داد، محکمتر هم خواهیم زد و اینبار وسیعتر خواهیم زد، اما در نهایت، جنگ خسارتبار است و اوضاع بدتر هم می شود. هر نوع خسارتی که به اموال عمومی و داراییهای ملی کشور وارد شود، باعث کاهش ارزش پول ملی میشود، همانگونه که برای دشمنان نیز صدق میکند.
* راههایی که برای اعتراض در پیش روی مردم ایران است
امروز راههای مشروعی برای اعتراض وجود دارد، زیرا اصناف مختلف نمایندگانی دارند که میتوانند با مسئولان صحبت کنند و همه اقشار مردم نیز در مجلس شورای اسلامی نماینده دارند که میتوانند در آنجا مسائل خود را مطرح کنند، ولی وقتی اعتراض بهصورت جمعی و در خیابانها صورت گیرد، دشمن از آن سوءاستفاده میکند، ضدانقلاب وارد میشود و تلاش میکند از این فضا سوءاستفاده کرده و به ناامنی و کشتار دامن بزند.
دشمن در جنگ تحمیلی دوازدهروزه انتظار داشت که مردم به خیابانها ریخته و اغتشاش ایجاد کنند، اما ناکام ماند؛ اکنون آنهایی که اغتشاش میکنند در همان مسیر دشمن گام برمیدارند و باید به قول مقام معظم رهبری آنها را سرجای خودشان نشاند.
در این مدت، بارها اسلحه وارد کشور شده است که گاهی کشف هم شده است، اما امروزه شاهد این هستیم که برخی افراد دست به اسلحه میبرند و به مراکز نظامی و انتظامی حمله میکنند و حتی در برخی موارد به مساجد هجوم برده و قرآنسوزی میکنند. با چنین افرادی باید برخوردی قاطع صورت گیرد.
قبلاً در اغتشاشات گفته میشد که به نیروهای انتظامی و امنیتی دستور داده شده که سلاح همراه نداشته باشند، اما اغتشاشگران سلاح به دست گرفتهاند و اگر قصد انجام اشتباهی داشته باشند، باید سر جای خود نشانده شوند.
* اغتشاشات امید دشمنان را بیشتر می کند
بنابراین، این شیوه اعتراض فایدهای ندارد. همین اغتشاشاتی که در این روزها رخ داده -هرچند گسترده نبوده و مردم به آنها نپیوستهاند و تنها گروهی از اراذل و اوباش در آنها مشارکت کردهاند- باعث میشود که دشمن از آن سوءاستفاده کند، امید بیشتری به توطئههایش ببندد و قیمت دلار نیز بالاتر برود.
اکنون اعتراضات برای چیست؟ میگویند: چرا قیمت دلار رفته بالا؟ اما اگر این اغتشاشات جمع نشود بالاتر هم خواهد رفت و حتی ارز میتواند تا پایان سال به بالاترین قیمت نیز برسد و این امر مستقیماً به همین اغتشاشات مربوط است. این نکته بسیار مهم است و باید مراقب باشیم؛ مردم نیز باید مراقب باشند و در برابر این اغتشاشگران بایستند.
سؤال: در این قضایا، حوزویان بهعنوان یکی از مردمیترین اقشاری که ارتباط تنگاتنگی با مردم دارند و خود نیز از نظر معیشتی همدرد و همرنج مردم هستند - چه انتظاری از نخبگان حوزه، اساتید، و کسانی که به هر نحوی تریبونی دارند - در رسانه، فضای مجازی، منابر سنتی یا تبلیغ - وجود دارد؟
همه باید روشنگری کنند و افکار عمومی را روشن سازند. هر کسی که تریبون دارد - نه فقط روحانیت - باید این کار را انجام دهد. برای مثال، هنگامی که گفته میشود: «چرا قیمت ارز رفته بالا؟» - در حالی که به آن هم اعتراض دارند، زندگی کمی مشکلتر شده، کالاها گرانتر شده و تورم مردم را آزار داده - ما باید دلایل این تورم را بگوییم. دلایل کاهش ارزش پول ملی و دلایل افزایش قیمت دلار را باید بیان کنیم.
* دلایل کاهش ارزش پول ملی
من مقالهای نوشتهام و سی تا چهل مورد را مشخص کردهام که در تورم و ارزش پول ملی ما و نرخ ارز مؤثرند. از این چند ده مورد، یکی از مهمترین آنها «ناترازی ارزی» است. ناترازی ارزی یعنی درآمدهای ارزی ما کمتر از هزینههای ارزی ماست. هرچه فاصله بین درآمد ارزی و هزینه ارزی ما بیشتر باشد، ارزش پول ما کمتر خواهد بود.
آنکه میپرسد چه عواملی در هزینه ارزی ما مؤثر است، پاسخ این است: سالهاست مقام معظم رهبری فرمودهاند که «کالای ایرانی را به کالای خارجی ترجیح دهید». ما باید این مسئله را برای مردم در همه تریبونها و رسانهها روشن کنیم تا این تفکر بهعنوان «ملکه ذهن» مردم شکل بگیرد که اگر شما کالای خارجی بخرید - هرچند در ایران با ریال پرداخت کنید - پیش از آن، ارز از کشور خارج شده است.
* سهم خودمان در کاهش ارزش پولی ملی چقدر است؟
خرید کالای خارجی یعنی تقویت اقتصاد، اشتغال و ارزش پول ملی کشور تولیدکننده و به ضرر اقتصاد، اشتغال و ارزش پول کشور خودمان. نمیتوان کالای خارجی خرید و سپس گفت: «آقا، چرا ارزش پول ما کم شده است؟» زیرا خودتان نیز در این ماجرا سهیم هستید.
به کسبه و بازاریان نیز عرض میکنم: من دیدهام که در بسیاری از مغازهها، کالاهای خارجی را در ویترین قرار داده و از آنها تبلیغ میکنند. این کار، مردم را به خرید کالای خارجی ترغیب میکند و در نتیجه، هزینه ارزی ما افزایش یافته و ارزش پول ملی کاهش مییابد. از این کار خودداری کنید.
مشکل ما این است که همیشه تمام مشکلات را از مسئولین میدانیم و نقش خودمان را در آن قائل نیستیم. یا مثلاً یکی دیگر از عوامل مؤثر در همین ناترازی ارزی «اسراف» است - اسراف در مصرف بنزین، برق و سایر منابع؛ اکنون مصرف بنزین کشور ما بسیار بالاست و اسراف گستردهای صورت میگیرد. در نتیجه، نیازمند واردات بنزین شدهایم. هر بار که بنزین وارد میکنیم، ارز از کشور خارج میشود؛ یعنی هزینه ارزی ما افزایش مییابد.
از سوی دیگر، اگر صرفهجویی کنیم، میتوانیم مازاد تولید را صادر کنیم و به قیمت جهانی درآمد ارزی کسب کنیم - همانگونه که در زمان شیوع کرونا به دلیل محدودیت تردد بین شهرها، مصرف بنزین از صد و خردهای میلیون لیتر در روز به چهل میلیون لیتر کاهش یافت و مابقی صادر شد.
* تعالیم دینی که به آنها توجه نمی شود
بنابراین، اسراف، هزینه عرضه را افزایش داده و ما را از درآمد ارزی محروم میسازد. این مسئله در قرآن کریم بیان شده، در احادیث نیز توصیههای فراوانی شده است، گاهی خودمان به دیگران میگوییم: «آقا، اسراف نکنید» اما شاید خودمان جزو مسرفترینها باشیم.
وقتی از پنجره میتوانید نور طبیعی برای جلسه، ملاقات یا اتاق خود را تأمین کنید، چرا پرده را میبندید و لامپ را روشن میکنید؟ متأسفانه ما به اسراف عادت کردهایم و دیگر آن را تشخیص نمیدهیم.
این دو مورد - یعنی اسراف و خرید کالای خارجی بهجای کالای داخلی - بر قیمت ارز اثر مستقیم دارند و در این عرصه، همه ما نقش داریم.
سؤال: بخشی از این مسئله بر میگردد به فرهنگ عمومی که هنوز جای کار دارد؛ یعنی شاید ضعف رسانهها باشد که بهخوبی برای مردم و بهشکلی اقناعکننده کار نکردهاند تا این باور در مردم شکل بگیرد که «سبک زندگی ما نیز باید اصلاح شود».
بله، حتماً باید این کار را انجام دهیم. نفت هم منبع انرژی است و هم ماده اولیه؛ کشوری که این منبع را داشته باشد میتواند از آن بهعنوان اهرمی در روابط بینالمللی استفاده کند. دشمن نیز این را فهمیده بود که ما نفت داریم، اما کشورهای اروپایی و آمریکا نفت نیاز دارند و کشورهای صنعتی به نفت وابستهاند. بنابراین برنامهریزی کردند که چگونه این اهرم را از دست ما بگیرند و علیه ما به کار بگیرند.
در جنگهای تنبهتن نیز آموزش داده میشود که اگر دشمن اسلحه یا قمه در دست دارد، چگونه آن را از او بربایید و علیه خودش به کار بگیرید. همین اصل در اقتصاد نیز صدق میکند. دشمن آمد و گفت: «چه کار کنیم که این نفت - که اهرم ایران است - تبدیل شود به اهرمی در دست ما علیه ایران؟» و امروز این اتفاق افتاده است.
* آنچه موجب شد ایران از تمرکز بر تولید ملی فاصله بگیرد
ما باید میآمدیم و میگفتیم: «ما نفت را به شما نمیفروشیم»؛ اما آنها آمدهاند و ما را تحریم کردهاند و میگویند: «نمیخریم و نمیگذاریم بفروشید.»
چرا این اتفاق افتاد؟ یکی از تدابیر آنها این بود که ما درآمد حاصل از نفت که به آن «پترودلار» میگویند را در تولید داخلی به کار نگرفتیم و جامعهای مصرفگرا شدیم. بخشی از آن را در زمان رژیم طاغوت صرف خرید سلاح کردیم تا ژاندارم منطقه باشیم - همانگونه که امروزه در مورد اوکراین دیده میشود که جان فدای منافع آمریکا و غرب میشوند. بقیه آن را نیز صرف مصرف کالاهای مصرفی کردیم، اما برای اینکه این پول دوباره به جیب آنها بازگردد، کالای خودمان را مصرف نکردیم و کالای غربیها را خریدیم.
* فرهنگی که از گذشته وجود داشته و امروز هم آثار آن هست
متأسفانه، فرهنگ ما از قدیم که هنوز هم آثارش باقی است و در برخی دورهها پررنگتر شده بر این پایه استوار شده که مصرف کالای خارجی نشانه جایگاه اجتماعی است. برای مثال، جهیزیهای بهتر تلقی میشود که اقلام خارجی آن باکیفیتتر و دارای مارک و برند باشد. این باور هنوز هم در جامعه ما وجود دارد. من دیدهام که حتی در مسابقههای فرهنگی، وقتی جایزه میدهند، کالای خارجی توزیع میکنند و میگویند: «این خیلی خوب است، کلاسش بالاتر است.»
یا مثلاً در فیلمهای سینمایی تولید داخلی، ماشینهای ایرانی را تحقیر میکنند و ماشینهای خارجی را در حال مانور و حرکات جذاب نشان میدهند. شرکت بنز سالانه مبالغ بسیار زیادی به تلویزیونها پرداخت میکند تا در صورت تصادف یا تخریب خودرو، نشان ندهند که این خودروی بنز بوده تا اعتبار آن حفظ شود. در عین حال، ما در تمام فیلمهای سینماییمان، خودروهای داخلی را با عناوینی مانند «لگن» یا «همیشه در حال هلدادن» تصویر میکنیم. این امر اشکالی جدی است که باید اصلاح شود.
* حمله به فرهنگ کار و تلاش در رسانه ها و جامعه
یکی دیگر از عوامل مؤثر در ارزش پول ملی، «کار و تولید» است - فرهنگ کار، فرهنگ بهرهوری و... کار کردن در اسلام عزت است. اما آیا میتوانید فیلم سینمایی یا سریالی حتی تاریخی یا مرتبط با تاریخ اسلام پیدا کنید که در آن عبارات سخیفی درباره کار کردن مانند «سگدویی»، «جونکندن»، «بیگاری» و ... به کار نرفته باشد؟ به جای فرهنگسازی، فرهنگ را تخریب میکنند.
اگر کار کردن بهمعنای «سگدویی» باشد، چرا آدمی باید کار کند؟ در چنین شرایطی، زیر کار رفتن بهعنوان نشانه «زرنگی» تلقی میشود.
در تعالیم دینی آمده است که کسانی که با عرق جبین برای کسب روزی حلال و تأمین نیاز خانواده تلاش میکنند، در راه خدا جهاد میکنند. مصداق این جهاد کیست؟ افراد زحمت کش. اگر این افراد نبودند، این ساختمانها و جادهها ساخته نمیشدند، اما در فرهنگ ما، «عمله» بهعنوان فحش بهکار میرود - هم در فیلمهای سینمایی و هم در فرهنگ عمومی جامعه، تا آنجا که در دعواهای روزمره نیز از این عبارات برای تحقیر یکدیگر استفاده میشود.
* اگر بخواهیم پیشرفت کنیم، باید فرهنگ صحیح کار در جامعه جاری شود
اگر قرار باشد پیشرفت کنیم، مردم باید کار کنند، اما القابی که برای کار وضع کردهایم، ضد فرهنگ است. این امر باید اصلاح شود. ما باید تولید را افزایش دهیم و هزینهها را کاهش دهیم. در حالی که مردم فکر میکنند که همه چیز دست دولت است - چه دولت چپ و چه راست - و هیچ دولتی نمیخواهد در دوره خودش ارز گران شود، تورم ایجاد شود و مردم ناراحت شوند.
چند سؤال اساس از خودمان
خوب است که از دولت مطالبه داشته باشیم، مواخذه کنیم یا سؤال بپرسیم، اما باید به نقش خودمان نیز توجه کنیم. به نظر من همه مردم باید ابتدا از خود بپرسند: «من چه کاری باید انجام دهم؟ من چه کاری میتوانم بکنم تا ارزش پول ملی افزایش یابد؟ من چه کاری میتوانم بکنم تا جلوی قاچاق گرفته شود؟ من چه کاری میتوانم بکنم تا اسراف نکنم؟»
سؤال: در کنار بحث اغتشاشات داخلی، در عرصه بینالملل نیز شاهد اتفاقاتی هستیم همچون ربایش آقای مادورو در ونزوئلا که از یک جهت واقعاً سرافکندگیای برای حقوق بینالملل محسوب میشود، زیرا واقعاً «قانون جنگل» سیطره دارد. میخواستیم تحلیلتان را در این باره تا بدانیم و اینکه آیا ترامپ تهدید کرده «سراغ کوبا و کشورهای دیگر هم میروم»، آیا این دومینووار ادامه دارد؟ آیا آمریکا به این بسنده خواهد کرد؟ برنامه آن برای آینده چیست؟
پاسخ این است که آمریکا به این بسنده نخواهد کرد. اکنون که گفته «گرینلند مال ماست، چون لازمش دارد» و گفته بود «کانادا باید ایالت ما شود»، «پاناما مال ماست»، «نفت ونزوئلا مال ماست» - حتی پس از ربایش مادورو گفته است: «اپوزیسیون ونزوئلا لیاقت و توانایی مدیریت کشور را ندارد و ما خودمان میخواهیم اداره کنیم» - چرا که هدفش نفت و پول است.
ذخایر نفت ونزوئلا از ذخایر نفت هر کشور دیگری بیشتر است - بیشتر از عربستان، بیشتر از روسیه و بیشتر از خود آمریکا. آنها نفت را میخواهند. گفته: «سراغ کوبا میروم، سراغ کلمبیا میروم...»؛ اصلاً نام وزارت دفاع خود را به «وزارت جنگ» تغییر داده و گفته: «ما در جنگ میخواهیم هی بکشیم» - یعنی میخواهد ترس بیندازد.
* در برابر شرارت های آمریکا، شورای امنیت سازمان ملل نمی تواند کاری بکند
آمریکا که مادورو را دزدید، پنجاه میلیون دلار جایزه برای دستگیری او تعیین کرده بود که خیانت از داخل صورت گرفت و این اتفاق افتاد، اما سازمان ملل چه کرد؟ اکنون ونزوئلا دولتش رفته و در شورای امنیت شکایت کرده است؛ برخی کشورهای دیگر نیز رفتهاند و در شورای امنیت اعتراض کردهاند، اما شورای امنیت هیچ اقدامی انجام نمیدهد، چرا که آمریکا «حق وتو» دارد و هیچ چیزی علیه آمریکا تصویب نخواهد شد.
آمریکا مدعی است که آمریکای لاتین مال اوست و بقیه «بیخود» به آنجا آمدهاند. اما به همین اکتفا نمیکند و سایر کشورها را نیز میخواهد؛ به تعبیری کل دنیا را میخواهد. البته من معتقد هستم که ترامپ با این کارهای احمقانهاش، آمریکا را رسوا میکند و در نهایت به ضررش تمام خواهد شد - همانگونه که هیتلر در جنگافروزی شکست خورد و مجبور به خودکشی شد، ترامپ نیز سرنوشتی مشابه خواهد داشت.
* توهمی که آمریکا نسبت به ایران و ایرانیان دارد
آنها فکر میکنند میتوانند با ملت ما رقابت کنند. در گذشته نیز هر زمان قصد داشتند اقدامی انجام دهند، عقلای آنها گفتند: «آقا، نمیتوانید.» در سال ۲۰۰۳ مانور نظامی بسیار بزرگی در خلیج فارس انجام دادند و مراکز پژوهشی خودشان نیز حضور یافتند تا بررسی کنند: اگر آمریکا به ایران حمله کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آنها بعداً نتیجه گرفتند -گزارش آن درز پیدا کرد- که اگر آمریکا به ایران حمله کند، در روز اول تمام ناوهایش از جمله ناو هواپیمابر در خلیج فارس و منطقه غرق خواهد شد و حداقل بیست هزار آمریکایی کشته میشوند.
البته این گزارش یک شرطی داشت و آن این بود که «اگر ایران موشک نداشته باشد، میتوان شرایط را دگرگون کرد.» از آن زمان، دغدغه موشک ایران برای آنها شکل گرفت، چرا که معتقد بودند اگر ایران موشک نداشته باشد، نمیتواند به حمله آنها پاسخ دهد.
* زمانی که کنگره آمریکا برای حفظ کشورشان جلوی «بوش» ایستاد
در سال ۲۰۰۷ تیم بوش شامل رامسفِلد، دیک چِنی و دیگران مرتب میگفتند: «ایران تا شش ماه دیگر سلاح هستهای خواهد داشت.» کنگره آمریکا از سازمانهای اطلاعاتی خواست که گزارشی ارائه دهند. شانزده دستگاه اطلاعاتی آمریکا بهصورت مشترک گزارشی دادند که بعداً منتشر شد و بیان میکرد: «اگر ایران در همین سال ۲۰۰۷ تصمیم بگیرد سلاح اتمی بسازد، تا سال ۲۰۱۵ نمیتواند یعنی تا هشت سال بعد نیز نمیتواند.» در حالی که کاخ سفید مرتب میگفت: «شش ماه دیگر.»
آنها محاسبه کردند و دیدند که اگر آمریکا حمله کند - و کسانی که در کاخ سفید نشستهاند، احمقانه تصمیم بگیرند - آمریکا شکست خواهد خورد. این موضع آنها موضع وطنپرستانه بود، نه برای حال ما؛ آنها میخواستند کشورشان آسیب نبیند. کاخ سفید میگفت «شش ماه دیگر»، اما تمام دستگاههای اطلاعاتی بهصورت مشترک میگفتند «تا هشت سال دیگر هم نمیتواند» - یعنی این بهانه بود، همانگونه که اکنون برای ونزوئلا، «مواد مخدر» بهانه است. هدف، منابع نفتی است - البته سایر منابعی مانند طلا نیز دارد.
* «ترامپ» سرش به سنگ خواهد خورد
برای مثال، یکی از معادن غنی ما، معدن زرشوران در تکاب (آذربایجان غربی) است که هر تن از آن پنج گرم طلا دارد. در حالی که معادن طلای ونزوئلا، هر تن آنها صد گرم طلا دارد یعنی بیست برابر بیشتر از معادن ما. یعنی کشوری ثروتمند است و آنها در نهایت دنبال پول هستند. ترامپ نیز واقعاً بهشکلی قلدرمآبانه رفتار میکند، اما سرش به سنگ خواهد خورد.
اگر آنها - چه آمریکا، چه اسرائیل، چه همکارانشان یا حتی با همکاری اروپا و ناتو - قصد تجاوز به ایران را داشته باشند که اگر عاقل باشند، نباید داشته باشند - آنوقت آنقدر ضربه خواهند خورد که این ضربه جبرانناپذیر خواهد بود؛ هرچند این حملهای که حماس در هفتم اکتبر به اسرائیل وارد کرد، نیز جبرانناپذیر است.
به هر حال، سیاست ایران این بوده و همیشه بوده که از اول انقلاب دنبال جلوگیری از جنگ بودهایم، اما با حفظ حقوقمان. اگر جنگ واقع شود ما دفاع خواهیم کرد، ضربه خواهیم زد و حتی آنقدر قوی خواهیم شد که دشمن جرأت حمله نداشته باشد و حتی فکر حمله هم نکند. اکنون در چنین موقعیتی هستیم؛ درست است که اگر آنها حماقت کنند، ما ضربه خواهیم زد - البته هر جنگی زد و خورد دارد، اما ضرباتی که ما میتوانیم بزنیم، بیش از ضرباتی است که آنها میتوانند وارد کنند.
سؤال: بر اساس فرمایش شما، آیا گمانهزنیهای اخیر در عرصه بینالملل نشان میدهد که احتمال تجاوز دوباره رژیم صهیونیستی به ایران کم است؟ چرا که برخی هراسها نیز در افکار عمومی دامن میزنند.
این فتنه و اغتشاشاتی که در کشور اتفاق می افتد، ممکن است آنها را ترغیب کند به این کار- یعنی اگر این فتنهها گستردهتر شود و سرکوب نشود و فتنهگران سر جای خود نشانده نشوند، دشمن دچار اشتباه در محاسبات خود خواهد شد و احتمال تجاوز قوی خواهد بود؛ همانگونه که قبلاً فکر میکردند اگر این جنگ را شروع کنند، مردم به خیابانها ریخته و علیه حاکمیت اغتشاش خواهند کرد. با این تصور، جنگ را شروع کردند و بعد به اشتباه خود پی بردند.
ما باید مراقب باشیم. اولاً، معترضان نماینده دارند، اصناف دارند و میتوانند مطالبات خود را از طریق آنها مطرح کنند. نمایندگان مجلس، رسانهها و دیگر نهادها هستند که میتوانند آنها را منعکس کنند. ثانیاً، خوب است که خودشان نیز بررسی کنند و ببینند نقش خودشان در این گرانیها چیست؟ چرا که ما عادت کردهایم که همه چیز را فقط سمت دولت و حکومت ببینیم و بگوییم دولت سوخت را گران کرد، دولت ارز را گران کرد.
البته حذف ارز نیمایی و ارز ترجیحی و اعمال سیستم تکنرخی در کوتاهمدت موجب گرانی خواهد شد. اما بهتر است این ارز نزد واردکنندگان که ممکن است هزاران تقلب در آن صورت گیرد - نباشد، بلکه به خود مردم بهعنوان حلقه نهایی مصرف داده شود. اگر این کار صورت گیرد، انقلابی اقتصادی خواهد بود.
* پاسخ به شبهه ای درباره درآمدهای نفتی
من سخنرانیهای زیادی در سراسر کشور دارم و به شبهات پاسخ میدهم. یکی از شبهات این است: «ما یک کشور ثروتمند نفتی هستیم؛ چهلوشش سال از انقلاب میگذرد، پس چرا نیازهای ما برآورده نمیشود؟ ما یک درصد جمعیت دنیا را داریم و هفت درصد منابع جهان را.»
پاسخ این است: بله، این منابع را داریم، اما این منابع «بالقوه» هستند. خدا میداند زیر این کوههای البرز، رشتهکوههای زاگرس و جاهای دیگر و حتی در کویر قم، چه معادنی نهفته است؟ اما برای استخراج آنها باید سرمایهگذاری کرد. این کار خودبهخود انجام نمیگیرد و این نکتهای مهم است.
تصور مردم از میزان درآمدهای نفتی، هزاران برابر واقعیت است. در بودجه سال گذشته، صادرات نفت ما روزانه ۱.۴ میلیون بشکه بوده است - یعنی ۴۲ میلیون بشکه در ماه. اگر این رقم را بر جمعیت کشور تقسیم کنیم، به ازای هر ایرانی، کمتر از نیم بشکه در ماه صادرات نفت داریم.
این رقم، هزینههای متعددی دارد. ما در کشورمان ۸.۵ میلیون نیروی حقوقبگیر داریم. از این نیم بشکه، ۱۴.۵ درصد سهم شرکت ملی نفت است، ۳ درصد سهم استانهای محروم نفتخیز، و ۳۰ تا ۴۰ درصد سهم صندوق توسعه ملی است. در نتیجه، تنها حدود یکچهارم بشکه نفت باقی میماند. پول آن نیز اگر بتوانیم دریافت کنیم، دولت آن را در بازار آزاد نمیفروشد، بلکه بخش زیادی از آن را برای کالاهای اساسی با نرخ ترجیحی اختصاص میدهد و همواره با کسری بودجه مواجه است.
* با ۸.۵ میلیون حقوق بگیر در کشور، همه دولت ها کسری بودجه دارند
همه دولتها ما با کسری بودجه مواجه بوده اند. با این ۸.۵ میلیون نیروی حقوقبگیر و بدون داشتن پول کافی، دولت پیشنهاد داده که به جای چاپ پول بیپشتوانه، ۷۰۰ هزار میلیارد تومان اوراق مشارکت بفروشد. سود ماهانه این اوراق، ۲۰ هزار میلیارد تومان است؛ همراه با ۱۰ هزار میلیارد تومان تعهدات قبلی، جمعاً ۳۰ هزار میلیارد تومان، و ۵۴۱ هزار میلیارد تومان نیز از صندوق توسعه ملی دریافت میشود تا بتواند حقوق ماهانه را پرداخت کند، چرا که در غیر این صورت نمیتواند.
بنابراین، دولت همواره دچار کسری بودجه است و تا زمانی که این کسری وجود داشته باشد، ارزش پول ما کاهش خواهد یافت - چون مجبور است به نوعی پول چاپ کند، یا خلق کند، یا اوراق مشارکت بفروشد. در چنین شرایطی، ارزش پول ما کاهش پیدا خواهد کرد. اکنون میگویند: «دلار گران شد»؛ اما من میگویم: «دلار گران نشده، ریال ارزش خود را از دست داده است.»
فقط در صورتی میتوان گفت «دلار گران شده» که نسبت به سایر ارزها - مانند پوند، یورو، ین و...- افزایش یابد، اما حتی وقتی دلار نسبت به آن ارزها کاهش مییابد، نسبت به پول ما افزایش پیدا میکند، نمی توان گفت که دلار گران شده است.
* خیلی از رفتارها و برنامه های اشتباه باید اصلاح شود
حالا چه کار باید کرد تا این اتفاق نیفتد؟ هم دولت باید سیاستهایش را اصلاح کند، هم حکومت باید اصلاح کند، هم کارکنان دولت باید وظایف خود را بهخوبی انجام دهند، هم ناظران باید نظارت درستی داشته باشند، و هم مردم - اعم از بازاری، کاسب، راننده، زنهای خانهدار و همه ما - باید رفتار خود را اصلاح کنیم.
همه ما باید دنبال این باشیم که اسراف نکنیم. همه ما باید به جای اینکه بگوییم «دولت چه کار باید بکند؟» - که البته باید هم بپرسیم - بگوییم: «من چه کار باید بکنم؟»
* برای حل مشکلات بدون توجه به نقش خودمان، جوابی پیدا نمی شود
وقتی ما فقط به دولت نگاه میکنیم و خودمان را نادیده میگیریم، صورت مسئله را پیدا نمیکنیم و در نتیجه، راهحل آن را نیز نمیدانیم.
درآمدهای نفتی ما، کفاف نیازهای اولیه ما را نمیدهد. این ثروت عمومی - منابع، معادن، نفت و...- جای کار و تلاش را نمیگیرد. حتماً باید ساعت مفید کاری ما افزایش یابد، حتماً باید جلوی اسراف گرفته شود، حتماً باید نظم اجتماعی و اقتصادی در همه عرصهها رعایت شود. هر کسی باید از خود شروع کند، به جای اینکه همه بگویند: «اول دولت این کار را بکند، بعد ما.»
این مملکت برای یک شخص مثلا آقای پزشکیان یا دیگران نیست. این مملکت مال خودمان است و باید کاری کنیم که به پیش برود و در حال پیش رفتن هم هست.
* نزدیک نوک قلهایم
بنده استراتژیست هستم و دکترای مدیریت استراتژیک دارم. ارزیابی میدانی من این است که ما واقعاً دم قله هستیم. دنیا دارد تغییر میکند و به سمت چندقطبیشدن حرکت میکند. خود ایران نیز بهعنوان یک قطب بزرگ در مسیر رشد و توسعه قرار دارد. من فکر میکنم بین پنج تا هفت سال آینده دنیا کاملاً شکلی دیگر خواهد یافت. آمریکا نیز افول خواهد کرد و دلار آمریکا حتماً سقوط خواهد کرد.
آنقدر آمریکاییها از این دلار که تاکنون ارز تجارت جهانی بوده سوءاستفاده کردهاند که بسیاری از کشورها به صرافت افتادهاند تا از سلطه دلار خارج شوند. کشورهای گروه بریکس یکی از این تلاشهاست و جاهای دیگری نیز وجود دارند که در این راه تلاش میکنند.