کد خبر: ۵۵۰۳۱۴
زمان انتشار: ۱۶:۲۰     ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
دکتر سعید جلیلی؛

ملتِ الله اکبر، باطل السحر خوی مستکبرانه آمریکا

آنها برای همین فتنه اخیر ماه‌ها و سال‌ها برنامه‌ریزی کردند؛ مدیریت کردند، ساعت تعیین کردند، گفتند در فلان زمان این کار انجام شود و بالاترین سطح خشونت را در دستور کار قرار دادند. باز هم ناکام ماندند. چون با ملتی مواجه شدند که ۲۲ دی ماه، این‌گونه به صحنه آمد. باید بدانند اگر بخواهند تعرضی انجام دهند، این بزن و در رو نیست؛ این ملت تازه کار را شروع می‌کند.

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری 598، دکتر سعید جلیلی، نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت، روز سه‌شنبه ۷ بهمن‌ماه، در صد و سی‌ و یکمین جلسه از سلسه جلسات حکمت سیاسی اسلام در قرآن، به تبیین رفتارهای استکباری غرب به ویژه آمریکا از نگاه قرآن پرداخت.

مسئله‌ای که یکی دو سال است بر آن تأکید دارم، این است که امروز، نه فقط در ایران، نه فقط در منطقه، بلکه در سطح جهان، در یک نقطه بزنگاهی قرار داریم. مختصات این نقطه بزنگاهی باید به‌درستی شناخته شود. اجلاسی که در داووس برگزار شد، نمونه روشنی از این نقطه بزنگاهی است. حرف‌های مطرح‌شده در آن تفاوت‌های فاحشی نسبت به اجلاس‌های پیشین دارد.

رویکرد سخنان رئیس‌ رژیم آمریکا در این اجلاس و تهدیدهایی که می‌کند و مواضعی که می‌گیرد گویای این تغییر در مناسبات جهانی است. حتی در رفتار آمریکا با متحدان خودش؛ با اروپایی‌هایی که طی این ۸۰ سال گذشته، در جنایات، چپاول‌ها و رفتارهای ظالمانه متعددی با آمریکا همراهی داشته است. در همان اجلاس خطاب به مکرون می‌گوید: «تو باید این را اجرا کنی، حق نداری بگویی نه. من به تو گفتم و تو باید بگویی بله.»

این مدل مناسبات، رفتارها و روابط را باید دید. درباره نفت شمال انگلیس صحبت می‌کند و می‌گوید این منبع بسیار خوبی است اما انگلیسی‌ها از آن به‌خوبی استفاده نمی‌کنند و باید استفاده بیشتری از آن بشود. بعد درباره گرینلند با همان ادبیات می‌گوید: «ما به این سرزمین برای امنیت ملی خود نیاز داریم و تهدید میکند». بعد، دزدیدن رئیس‌جمهور ونزوئلا را افتخار خود می‌داند و این که پس از آن در یک هفته 50 میلیون بشکه نفت ونزوئلا را فروخته است.

یا رفتاری که همه دنیا شاهد آن بودند؛ جایی که صریحاً در داووس می‌گوید: «بله، ما شبانه رفتیم، وارد شدیم، رئیس‌جمهور ونزوئلا را دزدیدیم.» این نوع مناسبات را ببینید. وقتی دنیا وارد چنین فضایی شده و برخی به خودشان این حق را می‌دهند که بگویند «ما این کارها را کرده‌ایم، می‌کنیم و خواهیم کرد»، دیگر نمی‌توان برخی حوادث را جدا از این فضا یا کاملاً فارغ از این مناسبات تحلیل کرد.

آنچه قرآن از «استکبار» یاد می‌کند، یک الگوی رفتاری شناخته‌شده در طول تاریخ است. اکثر مستکبران تاریخ دقیقاً همین مسیر را طی کرده‌اند. قرآن درباره‌ی قوم عاد می‌فرماید: «وَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِ»؛ قوم عاد در زمین به ناحق استکبار ورزیدند. زمانی که از آن‌ها پرسیده می‌شد، پاسخ‌شان این بود: «قَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً»؛ گفتند چه کسی از ما نیرومندتر است؟ یعنی منطق‌شان این بود که چون زور ما بیشتر است، دیگران باید تبعیت کنند.

قرآن کریم در آیه‌ی دیگر می‌فرماید: «كُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ»؛ هرگاه پیامبری چیزی آورد که مطابق هوای نفس شما نبود، استکبار ورزیدید. یعنی معیار، «هوای نفس» می‌شود. اگر چیزی مطابق منافع، خواسته‌ها یا توسعه‌طلبی آن‌ها نباشد، نمی‌پذیرند. امروز نفت ونزوئلا را می‌خواهد فردا گریلند را، بعد کانادا و...

این شیوه استکبار است. فریقا تقتلون: عده‌ای را می‌کشند، فریقا کذبتم: عده ای را متهم می‌کنند. یک روز می‌گفتند ملی شدن نفت حق شما نیست. روز دیگر می‌گویند انرژی هسته‌ای حق مسلم شما نیست. استاد دانشگاه را در خانه‌اش با جنگنده می‌زنند، دانشمند را ترور می‌کنند.

نباید تصور کنیم این‌ها پدیده‌های جدید یا پست‌مدرن‌اند. این‌ها حرف‌های نخ‌نما و کهنه‌ای است که هزاران سال پیش هم وجود داشته است: «استكبروا في الأرض بغير الحق» و «قالوا من أشد منا قوة».

امروز هم صراحتاً می‌گویند ما زورمان زیاد است. در سند امنیت ملی‌ آمریکا که یکی دو ماه پیش منتشر شد، آشکارا می‌نویسند که برای ما فقط یک چیز مهم است: منافع خودمان. نظم لیبرال، شعارهای اخلاقی و ادعاهای حقوق بشری همگی ابزارند؛ هر جا منافع اقتضا کند، وارد می‌شویم، عمل می‌کنیم، می‌کشیم یا تکذیب می‌کنیم.

همین منطق را در داستان قوم شعیب(ع) نیز می‌بینیم. قرآن نقل می‌کند: «قَالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّکَ یَا شُعَیْبُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَکَ مِنْ قَرْیَتِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِی مِلَّتِنَا(الاعراف آیه ۸۸»؛ یا باید از حرف‌هایتان دست بردارید و به آیین ما برگردید، یا شما را از شهر بیرون می‌کنیم. این ادبیات تهدید، کاملاً آشناست: یا باید غنی‌سازی صفر شود، یا توان موشکی کنار گذاشته شود، یا فلان کار انجام شود؛ وگرنه حمله می‌کنیم. این همان «او لتعودن فی ملتنا» است که فقط لباس عوض کرده است.

نماد برجسته استکبار در قرآن، فرعون است: «ثُمَّ بَعَثْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسَى وَهَارُونَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآیَاتِنَا فَاسْتَکْبَرُوا وَکَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِینَ». قرآن تصریح می‌کند که استکبار ملازم با جرم است. همان‌گونه که رهبری معظم انقلاب فرموده‌اند: رئیس حاکم بر آمریکا مجرم است. کسی که خود را معیار حق بداند و هوای نفسش محور تصمیم‌گیری باشد، برای ارتکاب هر جنایتی آمادگی دارد. فرعون خود را برتر می‌دید: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَهً مِنْهُمْ»؛ برتری‌طلبی، لازمه‌اش استضعاف دیگران است؛ چه با کشتن فرزندان، چه با تحقیر، چه با محروم‌سازی.

اما قرآن دقیقاً در برابر همین منطق که مدعی است "من اشد من قوه" می‌ایستد و می‌فرماید: «أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً». یعنی مسئله این نیست که تو قدرتت را فهرست کنی و خود را «فعال ما یشاء» بدانی. اگر قرار بود صرف قدرت تعیین‌کننده باشد، همه مستکبران تاریخ باید تا امروز باقی می‌ماندند؛ در حالی که تاریخ پر است از سقوط قدرت‌ها، زوال امپراتوری‌ها و نابودی مستکبران. این همان معنای «الله اکبر» است؛ یعنی قدرتی فراتر از محاسبات عددی و نظامی.  در مورد فرعون نیز تعبیر قرآن کاملاً روشن است. نتیجه چه شد؟ «فَاسْتَکْبَروا فِی الأَرْضِ وَ ما کانوا سابِقین»؛ در زمین گردن‌کشی کردند، اما نتوانستند از سنت الهی پیشی بگیرند و کار خود را به سرانجام برسانند.

در ادامه، قرآن به صراحت از مجازات‌ها سخن می‌گوید: «فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ» و سایر بلاهایی که نازل شد. سپس می‌فرماید: «فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ لِأَنَّهُمْ کَذَّبوا بِآیاتِنا وَ کانوا عَنْها غافِلین». این‌ها نمونه‌های روشن سنت‌های الهی است؛ یعنی این‌گونه نیست که مستکبران آزادانه میدان‌داری کنند و هر فسادی را که خواستند، بدون پاسخ انجام دهند.

قرآن در جای دیگر می‌فرماید: «وَدَمَّرْنا ما کانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ»؛ یعنی تمام آن هیمنه، سازوکارها، قدرت‌نمایی‌ها و آنچه فرعون و قومش ساخته بودند، از میان رفت. با آن‌همه تکبر، غرور و سرکشی که داشتند.

قرآن می‌فرماید: «لَنْ یَضُرُّوکُمْ إِلا أَذى»؛ یعنی دشمنان جبهه حق، نهایتاً بیش از آزارهای محدود نمی‌توانند آسیبی جدی وارد کنند. این نکته‌ای است که باید به آن توجه داشت.

بر همین اساس، آینده نه بر پایه پیشگویی‌های مبهم، بلکه بر اساس شناخت سنت‌های الهی و عمل به وظیفه ساخته می‌شود. رفتار ماست که آینده را رقم می‌زند؛ رفتار ما می‌تواند مانع تهدیدها و آسیب‌ها شود. در همین چارچوب وقتی بحث جنگ مطرح می‌شود. جنگ ذاتاً پدیده‌ای مطلوب نیست، اما واقعیت این است که آنچه مانع جنگ می‌شود، آمادگی برای جنگ است. این یک منطق عقلانی و تجربی است. اگر ملتی آماده دفاع از خود باشد، تهدید کاهش می‌یابد و دشمن جرئت تعرض پیدا نمی‌کند.

از محورهای فکری آمریکا این است که می‌گویند: «ما هر جا فایده‌ای باشد عمل می‌کنیم و نباید هزینه بدهیم.» باید به آن‌ها فهمانده شود که تعرض به ملت ایران نه‌تنها هیچ فایده‌ای در کار نخواهد بود، بلکه این اقدام برای آنها به‌شدت پرهزینه خواهد شد. این‌طور نیست که کسی تصور کند می‌تواند ضربه‌ای بزند و به‌راحتی عبور کند. اینجا ملتی ایستاده که ۴۷ سال مقاومت کرده است.

 آن‌ها برای همین فتنه اخیر ماه‌ها و سال‌ها برنامه‌ریزی کردند؛ مدیریت کردند، ساعت تعیین کردند، گفتند در فلان زمان این کار انجام شود، و بالاترین سطح خشونت، بالاترین شکل وحشی‌گری، عبور از تمام خط قرمزها را در دستور کار قرار دادند. قرآن، مسجد، امامزاده، کودک سه‌ساله، کودک هشت‌ساله، همه را هدف قرار دادند. همه این کارها را انجام دادند، اما برای چه؟ باز هم ناکام ماندند. چون با ملتی مواجه شدند که 22 دی ماه، این‌گونه به صحنه آمد.

باید بدانند اگر بخواهند تعرضی انجام دهند، این بزن و در رو نیست؛ این ملت تازه کار را شروع می‌کند. باید این را بفهمند که هر تعرضی نه‌تنها فایده‌ای برای آنها ندارد، بلکه هزینه‌های سنگینی هم برای آن‌ها به همراه خواهد داشت. قدرت ما مقاومت و هوشیاری ملت ماست.

نظرات بینندگان
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
آخرین اخبار پربازدید ها
نیازمندیها
09107726603 تماس یا پیام در پیام رسان های ایتا و تلگرام