
به گزارش پایگاه خبری 598، دکتر مصطفی خوش چشم در نشست تخصصی ماه مبارک رمضان که با همکاری مدیران گروههای تبلیغی و هیأت رزمندگان اسلامی در بیت علامه طباطبایی(ره) در شهر قم برگزار شد، به ارائه تحلیلی جامع از طرح راهبردی شکستخورده دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخت و با استناد به اسناد و اظهارات آشکار مقامات رژیم صهیونیستی، از جمله تأکید نخستوزیر این رژیم بر چهل سال تفکر مداوم درباره ایران، جزئیات یک برنامه ریزی پیچیده شش مرحلهای را تشریح کرد که دشمن با انجام تمرینهای مشترک طولانیمدت در منطقه، برای ضربه زدن به امنیت و اقتدار ایران طراحی کرده بود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به عملیات اخیر وعده صادق و پیامدهای آن، مراحل این طرح را به تفصیل توضیح داد که مرحله اول با هدف ناتوانسازی هستهای و در سه محور تخریب زیرساختهای غنیسازی، انهدام مواد هستهای و در نهایت شکستن عزم و اراده ملی دنبال میشد که در هر سه محور با مقاومت و ناکامی کامل دشمن مواجه شد و برعکس، اراده ملی برای حفظ و توسعه دستاوردهای صلحآمیز هستهای بیش از پیش تقویت گردید.
وی با بیان مرحله دوم گفت: مرحله دوم معطوف به تضعیف توان نظامی بود و سه هدف غافلگیری و ایجاد هرج و مرج در روزهای نخست برای فروپاشی سامانه تصمیمگیری کشور، انهدام ذخایر موشکی به منظور جلوگیری از هرگونه پاسخگویی و نیز توقف یا کُند کردن رشد سرسامآور توان موشکی و پهپادی ایران را دنبال میکرد. در این مرحله نیز قدرت بازدارندگی و ضربهپذیری نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، نقشه دشمن را کاملاً خنثی نمود و آنان را به شکستی قطعی دچار کرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل، مرحله سوم یعنی ایجاد اغتشاش گسترده داخلی را محور و کلید موفقیت تمام مراحل بعدی عنوان کرد و تأکید کرد: هدف دشمن، بههم ریختن امنیت داخلی و ایجاد فضای آشوب برای تسهیل اجرای مراحل پس از آن بود.
وی خاطرنشان کرد: مرحله چهارم موفقیت مراحل بعدی شامل ورود گروههای تروریستی از خارج و فعالسازی هستههای خفته داخلی بوده
این تحلیلگر مسائل بینالملل تثبیت خطوط درگیری در استانهای مرزی با هدف تهدید تمامیت ارضی را مرحله پنجم دانست و گفت: دشمن در نهایت در مرحله ششم با نابودی سیستماتیک زیرساختهای حیاتی کشور مشابه سناریوی اجراشده در سوریه اجرایی را کاملاً منوط به موفقیت در مرحله ایجاد اغتشاش بود.
خوش چشم با اشاره به برنامهریزی دقیق و حتی تمرینهای انجامشده برای اشغال ساختمانهای حساس حکومتی در تهران در سایه همین اغتشاشات، عامل اصلی شکست این طرح گسترده را مقاومت و هوشیاری ملت ایران و عدم موفقیت دشمن در ایجاد اغتشاش مورد نظر دانست.
وی در تحلیل وقایع پس از عملیات وعده صادق، بر تمایز اساسی بین مقوله اعتراض و اغتشاش سازمانیافته تأکید کرد و افزود: دشمن تمام تابستان را صرف جنگ هیبریدی و بهرهگیری از این تمایز برای پیشبرد اهداف خود کرده است.
این استاد دانشگاه با اشاره به درخواستهای مکرر و فوری رژیم صهیونیستی برای آتشبس از فردای عملیات، شکست سنگین راهبردی آنان در دو مرحله اول (هستهای و نظامی) و افزایش روزافزون هزینهها را دلیل این درخواستها برشمرد و گفت: طرح پیچیده دشمن در جنگ ۱۲ روزه که قرار بود در بازه زمانی پنج تا هفت روز با یک شوک اولیه به نتیجه نهایی برسد، نه تنها محقق نشد، بلکه خود آنان با ضربهای سهمگین و غیرقابل جبران مواجه شدند. این پیروزی مرهون قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح، وحدت ملی و هوشیاری شکستناپذیر ملت بزرگ ایران در مقابل پروژه شوم اغتشاش است.
تمایز حق اعتراض از اغتشاش و لزوم مدیریت صحیح با الگوی قانونمدار جهانی
وی سپس به تمایز اساسی بین اعتراض و اغتشاش پرداخت و با مرور تاریخچه حق اعتراض در ایران تأکید کرد: ما انقلاب کردیم تا مردم حق اعتراض داشته باشند. اصل ۲۷ قانون اساسی این حق را به رسمیت شناخته است. در طول چهل و پنج سال گذشته، همواره اعتراضات صنفی و اجتماعی (مانند اعتراض بازنشستگان، پرستاران و ...) در جلوی دستگاههای مختلف وجود داشته که بسیاری حتی بدون مجوز وزارت کشور برگزار شده و در نهایت پیگیری شده است. اعتراض، یک حق قانونی و مشروع است. اما اغتشاش، پدیدهای کاملاً متفاوت و مغایر با قانون است.
خوشچشم برای تبیین این تفاوت، به قوانین و رویههای بینالمللی اشاره کرد: در تمام دنیا، مرز مشخصی بین تظاهرات مسالمتآمیز و اغتشاش وجود دارد. اغتشاش یعنی اختلال عمدی در نظم عمومی. برای مثال، بستن مسیر آمبولانس و آتشنشانی، تخریب اموال عمومی (شکستن شیشهها، آتشزدن)، بستن معابر و ایجاد اختلال در کسب و کار مردم و جلوگیری از تردد عادی شهروندان، مصداق بارز اغتشاش است. حتی در کشورهای غربی که تظاهرات ضد حکومتی هم برگزار میشود، قوانین سختگیرانه ای برای حفظ نظم وجود دارد.
وی با ذکر مثالهای عینی از برخورد پلیس در غرب افزود: در سال ۲۰۲۱ در اسکاندیناوی، معترضان ضد دولت ایران در هوای سرد و برفی جمع شدند. وقتی یکی از آنها اقدام به آتش زدن پرچم کرد، پیش از آنکه آتش نصف شود، پلیس مداخله و فرد را بدون خشونت و با رعایت پروتکل (درخواست داوطلبانه برای دستبند) بازداشت کرد. برخورد پلیس در کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس به مراتب سختگیرانهتر است. قانون ۲۱ فوت (حدود ۷ متر) در آمریکا به پلیس اجازه میدهد در صورت احساس تهدید جانی برای خود یا دیگران، از تیراندازی مرگبار استفاده کند. مثال بارز آن، پرونده جورج فلوید و نیز تیراندازی به یک معترض در میامی است که صرفاً دست در جیب کرد و پلیس با تصور داشتن سلاح، او را کشت؛ در حالی که بعداً مشخص شد سلاحی در کار نبوده است.
این تحلیلگر در مقایسه با وضعیت ایران گفت: در فیلمهای منتشرشده از تظاهرات در برخی کشورها، دقت کنید که معترضان حتی پا را از خط عابر پیاده خارج نمیکنند و با نظم خاصی حرکت میکنند. در آنجا شوخی و اغماض در برخورد با متخلف وجود ندارد. پلیس بلافاصله و مطابق قانون که اغلب بسیار سختگیرانه است وارد عمل میشود. در ایران گاهی این مرزها به درستی رعایت یا تبیین نمیشود. ممکن است یک روز با معترض با نرمش برخورد شود و روز دیگر با شدت. این بیثباتی در برخورد، خود به ایجاد ابهام و سوءاستفاده دشمنان کمک میکند.
خوشچشم گفت: راه حل، نه نادیده گرفتن حق مشروع اعتراض است و نه سهلانگاری در برابر اغتشاش. بلکه نیازمند قانونمداری شفاف و مستمر هستیم. باید قوانین مربوط به تجمعات به وضوح برای مردم و نیروی انتظامی تبیین شود و برخوردها، ثابت، قابل پیشبینی و مطابق با الگوهای پذیرفته شده جهانی (که بسیار سختگیرانهتر از تصور عموم است) باشد. تنها در این صورت است که هم حق مردم محفوظ میماند و هم دشمن نمیتواند از فضای اعتراضی برای نیات خرابکارانه خود سوءاستفاده کند. مدیریت اعتراضات، یک فن و هنر حکمرانی است که نیازمند آموزش، شفافیت و دوری از رفتارهای سلیقهای است.
دشمن با نقشهای چندلایه درصدد تبدیل اعتراض به شورش مسلحانه است
خوشچشم به تبیین نقشه پیچیده دشمن برای تبدیل اعتراضات مشروع به شورش مسلحانه پرداخت و با اشاره به استانداردهای جهانی برخورد با اغتشاش، تأکید کرد: در نظامهای حقوقی مدرن، هرگونه اختلال در نظم عمومی مانند بستن معابر یا تخریب اموال، بلافاصله و بر اساس پروتکلهای شفاف و قاطع متوقف میشود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه آنچه در رویدادهای اخیر رخ داد صرفاً یک اغتشاش متعارف نبود، خاطرنشان کرد: این نمایش یک الگوی طراحیشده و چندمرحلهای برای تبدیل اعتراض به اغتشاش و سپس ارتقای آن به یک شورش تمامعیار مسلحانه بود. این سناریو حتی از الگوهای کلاسیکی مانند انقلابهای رنگی نیز پیشرفتهتر و خشونتبارتر طراحی شده است.
وی در تشریح استراتژی دوگانه دشمن برای عملیاتیکردن این نقشه، به دو سطح نیروی انسانی اشاره کرد: سطح نخست، جذب اراذل و اوباش محلی و افراد مستعد و نیازمند مالی از طریق تطمیع مالی با وعده پول نقد و آموزشهای ابتدایی اما خطرناک مانند هدفگیری با چاقو؛ و سطح دوم، جذب تروریستهای آموزشدیده و هستههای خفته با فرآیند پیچیده جذب، غربالگری روانشناختی و آموزشهای پیشرفته در اردوگاههای کشورهایی مانند ارمنستان، تایلند یا عراق.
این تحلیلگر با اشاره به نمونه عینی یک دختر جوان که با چاقو به یک بسیجی حمله کرده و نقاط حیاتی را هدف گرفته بود، گفت: این مهارت آشکارا حاکی از آموزش اولیه است و نشان میدهد این اقدامات تصادفی نیست.
خوشچشم بخشی از استراتژی دشمن را ایجاد شوک و هراس گسترده در جامعه از طریق خشونتهایی بیسابقه و حسابشده دانست و مثالهایی از قتل فجیع یک بسیجی در مشهد و قتل وحشیانه یک شهروند بیگناه با تبر را ذکر کرد. و تأکید کرد: این حجم از خشونت سازمانیافته را نمیتوان صرفاً به مصرف مواد مخدر نسبت داد؛ بلکه نشان از وجود شبکهای دارد که برای ضربه زدن به اساس جامعه، سالها برنامهریزی و سرمایهگذاری کرده است.
این تحلیلگر راه مقابله با این تهدید را چندبُعدی خواند و گفت: از یک سو، برخورد قاطع، سریع و کاملاً قانونمند با اغتشاشگران و تروریستها یک ضرورت انکارناپذیر است. از سوی دیگر، افشای این مکانیسمهای پیچیده برای آگاهیبخشی به افکار عمومی حیاتی است. اما مهمتر از همه، اتخاذ رویکردی پیشگیرانه و ریشهای است که برطرف کردن به موقع مشکلات معیشتی، ایجاد عدالت اجتماعی و فراهم آوردن فضایی برای شنیده شدن صدای منتقدان از طریق کانالهای قانونی را در اولویت قرار دهد.
تشریح نقشه پیچیده دشمن برای تجزیه کشور و اقدامات پیشگیرانه نیروهای امنیتی
استاد دانشگاه و تحلیلگر برجسته مسائل بینالملل، در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح نقشه پیچیده دشمن برای تبدیل اغتشاش به شورش فراگیر و اقدامات تروریستی با هدف تضعیف تمامیت ارضی کشور پرداخت.و با اشاره به ماهیت خشونتهای سازمانیافته در اغتشاشات اخیر گفت: این اقدامات داعشگونه، مانند مثله کردن پیکر شهدا، تنها با هدف ایجاد رعب و وحشت طراحی شده است. عاملان اصلی این جنایات، گروههای تروریستی از بیرون مرزها همچون ریگی، جیشالعدل، پژاک و منافقین هستند که سالهاست علیه کشور فعالیت میکنند.
وی با تأکید بر هوشیاری و اقدام پیشگیرانه نیروهای امنیتی و نظامی کشور افزود: نیروهای ما از مدتها قبل از وقوع اعتراضات، از نقشه دشمن برای استفاده از فضای داخلی و وارد کردن گروههای تروریستی آگاه بودند. به همین دلیل، در مرداد و شهریور سال گذشته، عملیاتهای مؤثری در خارج از مرزها در شرق و غرب کشور انجام شد که بسیاری از این گروهها را ناکار یا تضعیف کرد. اگر این اقدامات انجام نمیشد، امروز با ابعاد بسیار گستردهتر و خطرناکتری از ناامنی مواجه بودیم.
خوشچشم به نقشه راه دشمن اشاره کرد و توضیح داد: طرح دشمن این بود که اعتراض تبدیل به اغتشاش و سپس به شورش فراگیر، به ویژه در پنج استان مرزی کشور شود تا زمینه برای اقدامات تجزیهطلبانه پس از ماه آذر فراهم گردد. اما نیروهای امنیتی ما با اقدام سریع و قاطع بین روزهای ۱۸ تا ۲۱ دی ماه، جلوی گسترش شورش و نفوذ تروریستها را گرفتند و مانع از تحقق این نقشه شدند.
جنگ روانی دشمن علیه جامعه ایران
دکتر خوشچشم،به تحلیل جنگ روانی گسترده دشمن علیه آرامش و تصمیمگیری جامعه ایران پرداخت و راز مقاومت را در آرامش قلبی و اعتدال دانست.و با اشاره به ادعاهای خلاف واقع مقامات رژیم صهیونیستی و آمریکا پس از عملیات اخیر گفت: اگر آنها واقعاً جنگ را بردند، چرا اینگونه هراسان و مضطرب هستند؟ چرا به دنبال ارسال پیامهای دیپلماتیک و اعلام بیطرفی در صورت درگیری بعدی هستند؟ این نشانه شکست روانی و هراس از پاسخ قاطع ایران است.
این تحلیلگر سپس کانون بحث را به سوی جنگ شناختی و روانی دشمن معطوف کرد و توضیح داد: دشمن در یک سال گذشته، با رهبری جریانهایی مانند شبکه اینترنشنال و با استفاده از ادعاهای مکرر و دروغین درباره حمله قریب الوقوع (امروز میزنم، فردا میزنم)، جامعه ایران را در یک استرس مداوم و شدید قرار داده است. هدف، ایجاد بیثباتی روانی و تخریب توان تصمیمگیری منطقی مردم است.
خوشچشم با بیان توضیحی علمی افزود: این یک جنگ فیزیکی بر روی مغز است. مرکز اصلی یادگیری، حافظه و کنترل استرس در مغز، هیپوکامپ نام دارد. استرس شدید و مزمن، باعث کوچک شدن فیزیکی هیپوکامپ میشود. وقتی هیپوکامپ کوچک و ضعیف شود، فرد دچار اختلال در تصمیمگیری، نوسانهای خلقی شدید (امروز چپ، فردا راست) و تصمیمات آنی و بدون پایه میگردد. دقیقاً این همان اتفاقی است که دشمن با بمباران خبری دروغ و ایجاد رعب و وحشت دائمی، در تلاش برای القای آن به جامعه ایران است.
وی در مقابل، راه حل اسلامی را راهکاری مبتنی بر علم روز دانست و اظهار کرد: دین اسلام قرنها پیش این حقیقت را درک کرده و سفارش به اعتدال، کنترل خشم و نفرت و ذکر الله کرده است. وقتی انسان با یاد خدا قلبش آرام میگیرد (أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)، استرس از او دور میشود. هیپوکامپ آسیب نمیبیند و فرد میتواند تصمیمات منطقی، پایدار و هوشمندانه بگیرد. این یک دستور اخلاقی نیست؛ یک سفارش بهداشت عصبی و روانی است.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با تمجید از آرامش رهبر معظم انقلاب در برابر تهدیدات مکرر دشمن، آن را نمونه عینی مصونیت روانی خواند و گفت: ایشان در اوج تهدیدات، با آرامش کامل به امور جاری میپردازند و حتی به موضوعاتی مانند ازدواج جوانان اشاره میکنند. این تسلط روانی، ناشی همان آرامش قلبی و ایمان است که اثر مستقیم فیزیکی بر مغز و توان تصمیمگیری دارد.
خوشچشم گفت: جامعه ما تحت یک حمله سنگین روانی قرار دارد که هدفش، فلج کردن قدرت تفکر و تصمیمگیری جمعی ماست. تنها راه مقابله، آرامش، وحدت، پرهیز از هیجانهای کاذب و توکل بر خدا است. ما باید با هوشیاری، اخبار را از منابع معتبر دریافت کنیم و اجازه ندهیم جنگ روانی دشمن، هیپوکامپ ملت ایران را هدف قرار دهد. مقاومت ما تنها در میدان نظامی نیست، بلکه در حفظ سلامت روان و آرامش قلبی یک ملت است.
اقتصاد آمریکا عامل اصلی بازدارندگی ترامپ از جنگ / استراتژی شارلاتان بر پایه ترس و معامله
استاد دانشگاه و تحلیلگر برجسته مسائل بینالملل، در ادامه تحلیل خود درباره دلایل عدم حمله نظامی آمریکا علیه ایران، به بررسی وضعیت اقتصادی داخلی آمریکا و شخصیت معاملهگرایانه دونالد ترامپ پرداخت و با ادامه بحث درباره جنگ روانی دشمن تأکید کرد: هدف از ایجاد بیثباتی روانی در جامعه، تحت فشار قرار دادن کل سیستم حکمرانی است. وقتی مردم دچار استرس و تصمیمگیریهای هیجانی شوند، دولت نیز ممکن است تحت این فشار، سیاستهای ناپایدار و غیرمنطقی در پیش بگیرد و درنتیجه، برنامههای بلندمدتی مانند اقتصاد مقاومتی قربانی این نوسانات شوند.
تحلیلگر مسائل بینالملل سپس به دلایل عینی بازدارنده ترامپ از شروع یک جنگ تمامعیار اشاره کرد و اولین دلیل را وضعیت نابسامان اقتصادی آمریکا دانست. و افزود: اقتصاد آمریکا در مسیر افول قرار دارد. تصمیمات قمارگونه ترامپ در جنگ تعرفهای، نه تنها موجب رونق نشده، بلکه تورم و بیکاری را افزایش داده است. در سیستم اقتصادی غرب، حتی تورم ۴ یا ۵ درصدی نیز بحران بزرگی محسوب میشود. آخرین نظرسنجیها نشان میدهد حدود ۷۲ درصد از مردم آمریکا با جنگ علیه ایران مخالفند، زیرا اولویت آنان مسائل داخلی و معیشتی است. حتی پایگاههای سنتی طرفدار ترامپ نیز از این تصمیم استقبال نمیکنند.
خوشچشم دلیل دوم را زمانبندی سیاسی و انتخابات پیشرو عنوان کرد و گفت: ترامپ در آستانه انتخابات مجلس قرار دارد. آغاز یک جنگ پرهزینه و خطرناک میتواند منجر به از دست دادن کرسیهای کلیدی در کنگره شود و آینده سیاسی او را به طور جدی به خطر بیندازد. او به دنبال نمایش قدرت کمهزینه است، نه یک درگیری واقعی.
وی در ادامه به تحلیل شخصیت و روش شناخته شده ترامپ پرداخت و گفت: ترامپ یک شارلاتان به معنای دقیق کلمه است. استراتژی او نه بر پایه قدرت نظامی محض، که بر پایه ایجاد ترس و سپس معامله است. این روش را او چهل سال پیش در کتاب هنر معامله شرح داده است: ابتدا طرف مقابل را با تهدیدهای اغراقآمیز بترسان، سپس برایش تخفیف قائل شو و در نهایت معامله را با ادعای پیروزی به نفع خودت تمام کن. این دقیقاً همان کاری است که او با شعار میزنم و سپس عقبنشینیهای مکرر انجام میدهد. او به دنبال یک درگیری واقعی نیست، بلکه میخواهد با نمایش قدرت، ایران را به پای میز مذاکره تحت فشار بکشاند.
تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: ترامپ در دام تناقضی گرفتار آمده است: از یک سو برای تحکیم پایههای داخلی و انتخابات آینده نیاز به نمایش قدرت دارد و از سوی دیگر، به دلیل وضعیت اقتصادی و مخالفت گسترده داخلی، توان آغاز یک جنگ واقعی را ندارد. بنابراین، تنها ابزار باقیمانده برای او، ادامه جنگ روانی و تهدیدهای رسانهای است. ملت ایران با درک این واقعیت و با حفظ آرامش، وحدت و هوشیاری، میتواند این مرحله از تهدیدها را نیز پشت سر بگذارد و توطئه دشمن برای به آشوب کشاندن اوضاع داخلی و تحت فشار قرار دادن نظام را خنثی کند. کلید پیروزی، تصمیمگیری منطقی و مبتنی بر برنامهریزی بلندمدت، فارغ از هیجانات ساختگی دشمن است.
رفتار تحقیرآمیز ترامپ با زلنسکی به عنوان نمونهای از روش معاملهگری مبتنی بر فشار و ذلتآفرینی
استاد دانشگاه و تحلیلگر برجسته مسائل بینالملل در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح روش عملی و رفتار دونالد ترامپ در قبال رهبران دیگر کشورها پرداخت و با اشاره به نمونه عینی رفتار او با رئیسجمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، ماهیت واقعی هنر معامله از نگاه ترامپ را تشریح کرد.و با بیان اینکه ترامپ برای اعمال فشار از هیچ عمل تحقیرآمیزی ابا ندارد، گفت: روش ترامپ این است که طرف مقابل را ابتدا در عسر و حرج و تنگنا قرار دهد، سپس با نمایش قدرت و تحقیر، او را وادار به پذیرش شرایط خود کند. نمونه بارز این روش، ماجرای دیدار زلنسکی با ترامپ در کاخ سفید بود که به یکی از پربازدیدترین اخبار جهان تبدیل شد.
خوشچشم به جزئیات این دیدار اشاره کرد: زلنسکی که برای دریافت کمکهای مالی و نظامی بیشتر به آمریکا رفته بود، در کاخ سفید با تحقیر مواجه شد. ترامپ به صراحت به او گفت که حتی یک پاپاسی هم بیشتر نمیدهد و در عوض، تقاضاهای غیرمنطقی خود را مطرح کرد؛ از جمله درخواست ضمانت از پوتین و انصراف از بازپسگیری مناطق اشغالی. وقتی زلنسکی که کشورش درگیر جنگ بود و هزاران کشته داده بود، نگاهی معترضانه کرد، ترامپ عصبانی شد و او را از جلسه اخراج کرد.
وی افزود: این تحقیر به همین جا ختم نشد. ترامپ حتی اجازه ناهار دادن به مهمانش را نداد و او را پشت در اتاق استراحت رها کرد. پس از آن، زلنسکی مجبور شد برای عذرخواهی! جلوی دوربینها حاضر شود. این صحنهها به وضوح نشان میدهد که ترامپ برای رهبران کشورهای دیگر، حتی متحدان ظاهری، هیچ ارزش و احترامی قائل نیست و آنان را تا سطح یک کنیز کفگیرخورده تنزل میدهد.
تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: این رفتار، نمونه عینی از استراتژی معاملهگری ترامپ است که در کتابش نیز به آن اشاره کرده: طرف مقابل را بترسان، تحقیر کن و در موقعیت ضعف قرار بده تا هرچه میخواهی امضا کند. هدف نهایی، تحمیل خواستههای خود با کمترین هزینه و با حذف کامل کرامت طرف مقابل است.و این روش برای کسی مانند زلنسکی که کشورش وابسته به کمکهای آمریکاست، ممکن است جواب دهد، اما در برابر ملتی که بر عزت و استقلال خود پای میفشارد و حاضر به قبول ذلت نیست، محکوم به شکست است.
خوشچشم با اشاره به درس این واقعه برای دیپلماسی ایران تأکید کرد: دشمنی که حتی با متحدان خود چنین رفتار تحقیرآمیزی دارد، قطعاً در برابر ملت مستقل ایران رویکردی خصمانهتر خواهد داشت. اما تاریخ نشان داده است که ملت ایران با تکیه بر عزت نفس، وحدت و منطق قوی، در برابر چنین شیوههایی نه تنها تسلیم نشده، که با هوشمندی توطئههای دشمن را خنثی کرده است. کلید مقابله با چنین رفتارهایی، حفظ کرامت ملی، تصمیمگیری عقلانی و عدم واکنش هیجانی به تحریکات است.
نقاط آسیبپذیر آمریکا در منطقه و الزام ترسزدایی از جامعه ایران
استاد دانشگاه و تحلیلگر برجسته مسائل بینالملل در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقاط آسیبپذیر حیاتی آمریکا در منطقه خلیج فارس، بر ضرورت آگاهیبخشی و ترسزدایی از جامعه ایران در برابر تهدیدهای روانی دشمن تأکید کرد. و با اشاره به مرکزیت امارات متحده عربی، به ویژه دبی، در شبکههای پشتیبانی منطقه ای آمریکا گفت: دبی تنها یک مرکز تجاری نیست، بلکه قلب تپندهی پشتیبانی لجستیکی، اطلاعاتی، مالی و حتی نظامی آمریکا در منطقه است. مرکز ترافورد هوایی و دریایی، مرکز اصلی جاسوسی و دادهپردازی، شبکه بانکی پشتیبانیکننده از عملیاتهای جهانی آمریکا و بزرگترین مرکز پولشویی این کشور، همگی در دبی مستقر هستند. حتی املاک و پروژههای ساختمانی خانواده ترامپ و شرکای آنان نیز در این شهر متمرکز است.
وی افزود: این تمرکز گسترده، نقطه آسیبپذیر بزرگی برای آمریکا محسوب میشود. در صورت بروز درگیری، نیازی به هدف قراردادن ناوهای گرانقیمت آمریکایی با موشکهای پیشرفته نیست. هدف قراردادن این زیرساختهای حیاتی در دبی با سلاحهای نسبتاً ساده و کمهزینه مانند راکتهای کاتیوشا که برد آنها از سواحل ایران تا دبی کافی است، میتواند ضربهای مهلک به توان عملیاتی دشمن وارد کند.
خوشچشم با تأکید بر اینکه این یک تحلیل تئوریک نیست، به اعلام عمومی قبلی خود اشاره کرد: من قبلاً به صراحت و در رسانه ملی، نقاط خاصی در دبی را به عنوان اهداف احتمالی در صورت اقدام نظامی دشمن نام بردهام. این اعلام، یک پیام روشن برای طرف مقابل بود تا بداند بازی با آتش، میتواند داراییهای حیاتی و امنیت اقتصادی آنان را به مخاطره بیندازد.
وی سپس به ابعاد گستردهتر یک درگیری احتمالی پرداخت و گفت: اگر درگیری آغاز شود، محدود به موشکباران متقابل نخواهد ماند. منطقه خلیج فارس که یکسوم انرژی جهان را تأمین میکند، مانند انباری از مواد منفجره است. بستن تنگه هرمز توسط نیروی دریایی سپاه ــ که به روشهای هوشمندانه و متعددی قادر به انجام آن است ــ میتواند قیمت نفت را به ۱۵۰ دلار و بالاتر برساند و اقتصادهای وابسته به نفت، به ویژه در غرب را با شوکی غیرقابل تحمل مواجه کند.
تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به بحران مالی ۲۰۰۸ به عنوان نمونهای از وابستگی متقابل اقتصاد جهانی گفت: وقتی یک بانک بزرگ آمریکایی در سال ۲۰۰۸ سقوط کرد، تمام اقتصاد جهان به لرزه درآمد. امروز نیز اقتصاد جهانی چنان در هم تنیده است که یک شوک بزرگ انرژی، میتواند نظام اقتصادی غرب را از درون دچار فروپاشی کند، در حالی که اقتصاد ایران به دلیل سالها تحمل فشار و تطبیق با شرایط سخت، مقاومتر شده است.
مهمترین نیاز کنونی جامعه ما، ترسزدایی است
خوشچشم گفت: مهمترین نیاز کنونی جامعه ما، ترسزدایی است. مردم ایران باید بدانند که دشمن، با وجود ادعاهای پوشالی، نقاط ضعف استراتژیک بزرگی دارد و از درگیری تمامعیاب به دلیل پیامدهای فاجعهبارش برای خود، هراسان است. تهدیدهای مکرر ترامپ و متحدانش، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه درماندگی و تلاش برای ایجاد رعب و استرس در جامعه ایران است. ما باید با هوشیاری، وحدت و آگاهی از نقاط قوت خود و نقاط ضعف دشمن، این جنگ روانی را خنثی کنیم و با اطمینان خاطر به آینده بنگریم. قدرت واقعی، در آرامش، اعتماد به نفس ملی و تصمیمگیری عقلانی نهفته است، نه در هیاهوی تبلیغاتی دشمن.
چرایی بازگشت واشنگتن به میز مذاکره
استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بینالملل، به تحلیل دلایل بازگشت آمریکا به میز مذاکره و تأثیر اقدامات اقتدارآمیز ایران بر این روند پرداخت و با اشاره به عملیات موفق موشکی ایران علیه پایگاه عین الاسد گفت: ما با این اقدام، دو پیام مهم به جهانیان دادیم: نخست، عزم راسخ برای پاسخگویی قاطع و دفاع از خود، و دوم، داشتن ابزار و توانایی فنی برای اجرای این عزم. این اقدام اقتدارآمیز، در حالی انجام شد که هیچ یک از قدرتهای جهانی جرات چنین اقدامی را نداشتند. این واقعیت باید به مردم ما آرامش دهد که کشور از پشتوانه دفاعی قدرتمندی برخوردار است.
این تحلیلگر افزود: اکنون مرحله حاد تهدید نظامی مستقیم سپری شده است. اگر اغتشاش داخلی رخ نمیداد، بحران احتمالی تا آذرماه به پایان میرسید. دشمن امروز تنها از فضای نگرانی و بیثباتی داخلی سوءاستفاده میکند. اما حداکثر طی یکی دو ماه آینده و تا پیش از عید، شاهد جمعآوری تدریجی ناوگان آمریکایی از منطقه خواهیم بود.
خوشچشم با طرح این پرسش که چرا آمریکا پس از تهدیدها و جنگ روانی، بار دیگر به مذاکره بازگشته است، پاسخ داد: علت روشن است؛ زیرا راهبرد تهدید و جنگ برایش توفیقی نداشته است. اگر پیروز بود، امروز پشت میز مذاکره نمینشست. بازگشت او به مذاکره، خود اعترافی به ناکامی در میدان رویارویی است.
دو سناریوی محتمل پیش رو
وی سپس دو سناریوی محتمل پیش رو را تبیین کرد و افزود: یا توافقی حاصل میشود که احتمال آن بسیار ضعیف است، یا که محتملتر است -توافقی صورت نمیگیرد و آمریکا به جنگ ترکیبی روی میآورد؛ یعنی همان الگوی ترور، خرابکاری، حملات سایبری و فشار سیاسی که در تابستان نیز شاهد آن بودیم. هدف او جلوگیری از بازگشت ثبات و آرامش به جامعه ایران است.
این تحلیلگر با اشاره به تغییر موازنه قدرت در منطقه گفت: موضع امروز ایران، یک موضع آفندی (تهاجمی ـ تدافعی) است. وقتی آمریکا اعلام کرد میخواهد با ناوگان و جنگندههای اف-۳۵ رزمایش دهد، نیروی دریایی سپاه بلافاصله و بدون فوت وقت پاسخ داد که این اقدام را تهدید آمیز دانسته و عواقب آن را متذکر شد. نتیجه آن شد که ناوگان آمریکا مجبور به عقبنشینی به فاصله ۱۴۰۰ کیلومتری از سواحل ایران شد. این نشان میدهد که امروز ابتکار عمل در دست ماست. این اقتدار عملی است که ترامپ را وادار کرده تا در تلویزیون از مذاکره با ایران سخن بگوید.
خوشچشم، درباره شرایط مذاکره پیش رو اظهار داشت: پیشنهاد امروز آمریکا برای مذاکره، اگر از ابتدا مطرح میشد، شاید از بروز بسیاری تنشها جلوگیری میکرد. اما اکنون شرایط متفاوت است. ایران بر مذاکره غیر مستقیم تأکید دارد و حضور یک ناظر معتمد مانند عمان را به عنوان ضامنی برای جلوگیری از عهدشکنی مجدد آمریکا میطلبد. دلیل انتخاب مسیری مانند عمان این است که این کشور نه طرف آمریکاست و نه طرف ایران، بلکه میزبانی امین برای فرآیند مذاکره محسوب میشود. ما از موضع قدرت و با حسابگری دقیق از هزینههای طرف مقابل، وارد هر گفتگویی خواهیم شد.
تبیین مواضع سختگیرانه ایران در مذاکرات غیرمستقیم و هشدار درباره جنگ ترکیبی
استاد دانشگاه و تحلیلگر برجسته مسائل بینالملل، در تشریح جزئیات مواضع ایران در مسیر مذاکرات غیرمستقیم و تحلیل احتمالات آینده، بر سختگیری بیشتر ایران نسبت به گذشته و لزوم ایستادگی محکم در برابر فشارهای آمریکا تأکید کرد: موضع فعلی ایران در این مسیر، فراتر و سختگیرانهتر از گذشته است. در حالی که در دور قبلی بحث بر سر کاهش غنیسازی تا سطح ۳.۶۷ درصد بود، امروز ایران به صراحت اعلام کرده که سطح غنیسازی را بر اساس نیاز تعیین میکند که ممکن است شامل غنیسازی ۲۰ درصد نیز باشد. همچنین تأکید شده که مواد غنیشده از کشور خارج نخواهد شد. این شرایط در مقایسه با ده ماه پیش، مواضعی قاطعتر و انعطافناپذیرتر است.
علل بازگشت آمریکا به میز مذاکره و بازی سیاسی ترامپ
خوشچشم بازگشت آمریکا به مذاکره را نشانه ضعف و نیاز این کشور ارزیابی کرد: این که طرف آمریکایی پس از مواجهه با چنین مواضع سختگیری، آن را پیشنهاد خوب میخواند، نشان میدهد که ترامپ در بنبست راهبردی قرار گرفته و به دنبال دستاویزی برای کسب یک موفقیت ظاهری است. رقابت او با دولت اوباما و وعده برجام بهتر نیز او را تحت فشار قرار داده است. ممکن است در نهایت حتی به پذیرش توافقی مشابه برجام نیز تن دهد، شاید با ادعای گرفتن ضمانتی اضافه درباره امنیت اسرائیل، اما حقیقت این است که هسته سخن او این است: هر کاری میخواهید بعداً بکنید، اما در دوران من تعلیق کنید. این چیزی نیست که جمهوری اسلامی بپذیرد.
وی با بیان اینکه احتمال توافق بسیار کم است، افزود: به نظر میرسد دو طرف فعلاً کوتاه نمیآیند. بنابراین، سناریوی محتملتر پس از شکست مذاکرات، آغاز یک جنگ ترکیبی همهجانبه از سوی آمریکاست. این جنگ میتواند شامل ترور شخصیتهای تاثیرگذار (نه لزوماً مقامات، بلکه دانشمندان، فرماندهان یا حتی مخالفان سیاسی برجسته برای ایجاد تنش داخلی)، خرابکاری، حملات سایبری و فشار سیاسی شدید باشد. هدف، ایجاد ریزش در درون نظام و به آشوب کشانیدن مجدد فضای داخلی ایران است.
خوشچشم با هشدار درباره عواقب یک درگیری گسترده گفت: آمریکا این همه ادوات نظامی را به منطقه آورده تا ایران را بترساند و در مذاکره وادار به عقبنشینی کند، اما اگر جنگ واقعی آغاز شود، این بار یک جنگ همهجانبه خواهد بود که کنترل آن بسیار دشوار است و دامنه آن گسترده خواهد شد. در چنین جنگی، نه فقط ناوهای آمریکایی، بلکه پایگاههای آنان در منطقه، تنگه هرمز و حتی مراکز حیاتی اقتصادی مانند دبی مورد هدف قرار خواهند گرفت. این به معنای فشردن دکمه روز قیامت برای اقتصاد انرژی جهان است که تبعات آن برای آمریکا و متحدانش فاجعهبار خواهد بود.
وی، درس اصلی تحولات اخیر را لزوم ایستادگی محکم و قاطع دانست و تصریح کرد: تجربه نشان داده که با ترامپ نمیتوان شوخی کرد. اگر در برابر او یک قدم عقب بنشینی، او ده قدم جلو میآید، همانطور که در ماجرای زلنسکی دیدیم. تنها راه، ایستادگی محکم و نشان دادن عزم راسخ برای افزایش هزینههاست. رهبری انقلاب به درستی بر این اصل تأکید داشتهاند. باید به خاطر داشت که مذاکره با آمریکا، با توجه به سابقه عهدشکنی و رفتار خصمانه آنان، نه عاقلانه است و نه خردمندانه، مگر آنکه در موضع قدرت و با شرایط کاملاً شفاف و تضمینشده باشد. آینده از آن ملتی است که با وحدت، هوشیاری و اقتدار، از مرزهای عزت خود دفاع کند.