کد خبر: ۵۵۰۴۵۹
زمان انتشار: ۱۰:۰۵     ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
تحلیل روز؛

جنگ منطقه‌ای در منظومه فکری رهبر انقلاب: تعریف، شاخص‌ها و مصادیق

در جنگ منطقه‌ای، هزینه فقط تلفات و خسارت سخت نیست؛ شوک انرژی، ناامنی کشتیرانی، اختلال زنجیره تأمین، فشار روانی بر بازارها، و بی‌ثباتی سیاسیِ متحدان هم جزء صورت‌حساب است. به‌همین دلیل برخی تحلیل‌ها تصریح می‌کنند این عبارت لزوماً دعوت به جنگ نیست، بلکه هشدار می‌دهد هزینه‌ها قابل محدودسازی نیست.

سرویس سیاسی پایگاه خبری 598-حجت‌الاسلام دکتر محمد مهدی بهداروند/ وقتی رهبر معظم  اسلامی انقلاب می‌گویند: اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود، کلیدواژه‌ی اصلی راه بیندازند است؛ یعنی ابتکارِ آغاز درگیری را به طرف مقابل نسبت می‌دهند و سپس ماهیت پیامدها را توضیح می‌دهند: جنگی که دیگر در قالب درگیری محدودِ دوطرفه نمی‌ماند و به‌صورت طبیعی به محیط پیرامونی سرریز می‌کند. این جمله در متن یک بیان بازدارنده آمده است: ما شروع‌کننده نیستیم اما مشت محکم و بعد هشدار درباره‌ی پیامد منطقه‌ای شدن.

1، نقطه عزیمت: جنگ منطقه‌ای یک تعریف عملیاتی است، نه یک شعار

پس جنگ منطقه‌ای در این دستگاه مفهومی، بیش از آنکه تهدید به گسترش جنگ باشد، توصیف قواعد میدان و اعلام هزینه‌های واقعی تصمیمِ جنگ است؛ هزینه‌هایی که کنترل‌پذیر و جمع‌وجور نیستند.

۲،مؤلفه‌های معنایی منطقه‌ای در ادبیات امنیت ملی

در ادبیات نظامی، وقتی می‌گوییم جنگ منطقه‌ای می‌شود، معمولاً سه چیز هم‌زمان رخ می‌دهد:

الف،گسترش جغرافیای درگیری

صحنه نبرد از یک جغرافیای محدود به چند پهنه‌ی عملیاتی کشیده می‌شود: خشکی، دریا، هوا، و لایه‌های پشتیبانی (اطلاعات، اقتصاد، انرژی، و افکار عمومی). در روایت‌های تحلیلی داخلی هم دقیقاً همین توضیح داده می‌شود: جنگ منطقه‌ای یعنی نبرد به دو کشور محدود نمی‌ماند و دامنه‌اش به محیط پیرامونی و منافع و پایگاه‌ها و مسیرهای حساس گسترش پیدا می‌کند.

ب،چندبازیگری شدن بحران

با منطقه‌ای شدن، بازیگران جدید وارد می‌شوند: دولت‌ها، نیروهای نیابتی-هم‌پیمان، گروه‌های مقاومت، و حتی بازیگران فرامنطقه‌ای که منافع‌شان در انرژی و تجارت به خطر می‌افتد. این همان چیزی است که در توضیحات رسانه‌ای نزدیک به این بحث هم برجسته شده: اگر درگیری آغاز شود، محدود به جغرافیای ایران نمی‌ماند و شبکه‌ی بازیگران و منافع در منطقه فعال می‌شود.

ج،تغییر ماهیت هزینه از نظامیِ صرف به ترکیبی

در جنگ منطقه‌ای، هزینه فقط تلفات و خسارت سخت نیست؛ شوک انرژی، ناامنی کشتیرانی، اختلال زنجیره تأمین، فشار روانی بر بازارها، و بی‌ثباتی سیاسیِ متحدان هم جزء صورت‌حساب است. به‌همین دلیل برخی تحلیل‌ها تصریح می‌کنند این عبارت لزوماً دعوت به جنگ نیست، بلکه هشدار می‌دهد هزینه‌ها قابل محدودسازی نیست.

۳،چرا رهبر انقلاب روی منطقه‌ای شدن انگشت می‌گذارند؟

از منظر بازدارندگی، پیام جنگ منطقه‌ای سه کارکرد هم‌زمان دارد:

۱،شکستن توهم جنگ تمیز و کوتاه

در بسیاری از طرح‌های تهاجمی، مهاجم تلاش می‌کند جنگ را کوتاه، دقیق، محدود، و قابل مدیریت رسانه‌ای نشان دهد. عبارت جنگ منطقه‌ای خواهد بود این توهم را می‌شکند و می‌گوید: شما ممکن است دکمه را بزنید، اما ترمز دست شما نیست.

۲،انتقال مرکز ثقل از ایرانِ هدف به شبکه منافعِ مهاجم

در سطح راهبردی، هشدار یعنی: هرگونه تعرض، هزینه را از مرزهای ایران به محیط منافع مهاجم و شرکای او منتقل می‌کند. این همان منطق افزایش هزینه و پیچیده‌سازی کنترل بحران است: دشمن با اقدام خود، میدان را از یک نقطه به یک منظومه‌ی چندنقطه‌ای تبدیل می‌کند.

۳،تعریف میدان به زبان محاسبه نه احساس

جمله‌پردازی رهبر انقلاب در این بخش، محاسباتی است: ما شروع‌کننده نیستیم اما پاسخ می‌دهیم و بدانند اگر جنگ راه بیندازند منطقه‌ای می‌شود. یعنی پیام برای اتاق‌های تصمیم‌سازی نوشته شده، نه برای هیجانِ تریبونی.

۴،نسبت جنگ منطقه‌ای با تجربه‌های پیشین در بیانات رهبری

این مفهوم تازه از راه نرسیده؛ در مقاطع دیگر هم رهبر انقلاب از راه انداختن جنگ منطقه‌ای به‌عنوان یک خطای راهبردیِ قدرت‌های مداخله‌گر یاد کرده‌اند. در برخی بیانات، تعبیر دارید جنگ منطقه‌ای راه می‌اندازید به‌کار رفته و ماهیت بحران را به مداخله و پروژه‌های سیاسی گره می‌زند.

این پیوستگی معنایی مهم است: منطقه‌ای شدن جنگ در نگاه ایشان غالباً محصول مداخله‌گری و طراحی بیرونی است و نه یک انتخاب مطلوب برای ملت‌ها. یعنی منطقه‌ای شدن، یک وضعیتِ پرهزینه و ناامن است که دشمن با آتش‌بازیِ کنترل‌ناپذیر، خودش هم در آن می‌سوزد.

۵،تصویر عملیاتیِ جنگ منطقه‌ای از منظر امنیت ملی

در یادداشت نظامیامنیتی، باید این عبارت را به چند شاخص عملیاتی ترجمه کرد؛ بدون ورود به جزئیات تاکتیکی:

الف،تکثر جبهه‌ها و فشردگی زمان تصمیم

در جنگ منطقه‌ای، جبهه‌ها متعددند و زمان واکنش کوتاه می‌شود. مدیریت هم‌زمان تهدید سخت، جنگ شناختی، و ثبات داخلی به یک فرماندهی یکپارچه نیاز دارد. پیام منطقه‌ای شدن، عملاً به دشمن می‌گوید: شما با یک جبهه طرف نیستید، با یک منظومه طرفید.

 

 

ب،افزایش نااطمینانی برای مهاجم و متحدانش

مهاجم ممکن است روی برتری‌های فناوری یا غافلگیری حساب کند، اما منطقه‌ای شدن یعنی نااطمینانی بالا: جغرافیا متنوع، بازیگران متعدد، و حساسیت‌های انرژی-تجارت. نتیجه: هزینه بیمه، هزینه پشتیبانی، و هزینه سیاسی بالا می‌رودحتی اگر درگیری رسماً محدود اعلام شود.

ج،فعال شدن عمق راهبردی به‌مثابه یک واقعیت میدانی

عمق راهبردی یعنی پیوند امنیت ملی با تحولات پیرامونی. در وضعیت منطقه‌ای، تهدید و فرصت در فاصله‌های دورتر از مرز کلاسیک تعریف می‌شود. این هشدار بیشتر بازدارندگی است تا اعلام تصمیم به جنگ.

۶،جنگ منطقه‌ای به زبان بازدارندگی: هزینه‌سازیِ قابل باور

بازدارندگی وقتی کار می‌کند که قابل باور باشد. عبارت جنگ منطقه‌ای خواهد بود از سه جهت قابلیت باور پیدا می‌کند:

1.   پیوست واقع‌گرایانه دارد: منطقه غرب آسیا تراکم منافع و بحران دارد؛ کافی است یک نقطه داغ شود تا چند نقطه دیگر هم فعال شود.

2.   پیوست تجربی دارد: تجربه‌های چند دهه اخیر نشان داده جنگ‌ها به‌سادگی محدود نمی‌مانند و بازیگران متعدد وارد می‌شوند.

3.   پیوست محاسباتی دارد: مخاطب اصلی، تصمیم‌سازِ دشمن است؛ نه توده‌ی تماشاگر.

در نتیجه، جنگ منطقه‌ای در کلام رهبر انقلاب را باید هشدار راهبردی درباره‌ی زنجیره پیامدها فهمید: اگر کسی جنگ را آغاز کند، کنترل جغرافیا و بازیگران و هزینه‌ها از دستش خارج می‌شود.

 

 

۷،پیامدهای امنیت داخلی و مدیریت ادراکی

جنگ منطقه‌ای فقط مسئله موشک و ناو و پهپاد نیست؛ مسئله روایت و تاب‌آوری هم هست. در همان منظومه‌ی بیانی، پیوند میان امنیت داخلی- ادراکی و تهدید خارجی یکپارچه دیده می‌شود: دشمن هم‌زمان به اختلال در انسجام ملی و فشار بیرونی فکر می‌کند و پاسخ مؤثر هم ترکیبی است: صیانت از ثبات داخلی + بازدارندگی بیرونی.

اگر بخواهیم جنگ منطقه‌ای را به یک تعریف نظامیِ فشرده تبدیل کنیم:

جنگ منطقه‌ای یعنی هر جنگی که با ابتکار دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز شود، به‌دلیل پیوست منافع و بازیگران و حساسیت‌های ژئوپلیتیکی، در سطح منطقه سرریز می‌کند؛ جغرافیای درگیری گسترش می‌یابد، بازیگران متعدد وارد می‌شوند، هزینه‌ها ترکیبی و غیرقابل جمع‌کردن می‌شود، و کنترل بحران از دست آغازگر خارج خواهد شد،پس آغاز جنگ، تصمیمی پرهزینه و پرریسک برای آمریکا و شرکای آن است.

بنابراین در منطق راهبردی رهبر انقلاب، جنگ منطقه‌ای یک تهدید لفظی نیست؛ یک گزارش از هندسه واقعی بحران است: منطقه‌ای که در آن، یک جرقه می‌تواند چند میدان را روشن کند. پیام نهایی هم این است: جنگ را شروع نکنید، چون اگر شروع شود، دیگر محدود و قابل مدیریت نیست.

 

 

نظرات بینندگان
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
آخرین اخبار پربازدید ها
نیازمندیها
09107726603 تماس یا پیام در پیام رسان های ایتا و تلگرام