به گزارش سرویس سیاسی پایگاه خبری 598، یک اصرار بدون توقف از طرف ایرانی برای اثبات حسن نیت به طرف غربی، از جنس بتنریزی در قلب رآکتور اراک برای رسیدن به توافق برجام که نهایتا با خروج یکجانبه ترامپ و جنگ و ماشه به تاریخ پیوست؛ آن هم در شرایطی که تغییر نظم دنیا وبیاعتبار شدن مبانی نظم قدیم از امثال کنفرانس اخیر مونیخ، واضحا پیداست و معماران برجام هم امروز اعتراف میکنند که مشکلات ما ارتباط چندانی به تحریمها ندارند.
مطابق بیانیه نشست عمومی افایتیاف که از ۲۲ تا ۲۴ بهمن در مکزیکوسیتی برگزار شد، این سازمان ۵ شرط از مجموع ۱۰ حقشرط ایران بر دو کنوانسیون پالرمو و سیافتی را نپذیرفت و آنها را بیش از حد گسترده دانست؛ و اینگونه ایران همچنان در لیست سیاه باقی میماند و اقدامات تقابلی علیه او ادامه پیدا میکند. اصرار بر اعتمادسازی افراطی برای غرب و انواع دور زدن قوانین داخلی که از سال ۹۵ آغاز شد. سالی که ایران با افایتیاف یک برنامه اقدام ۴۱ بندی تعریف کرد و شروع به اجرای ۳۹ بند آن کرد، اما همچنان و علیرغم دور بینهایتی از امتیاز دادن و کوتاه آمدن، این سازمان اعلام میکند که ۱۶ بند از آن را نپذیرفته است.
دو بند باقیمانده یعنی پالرمو و سیافتی نیز در سالهای ۹۶ و ۹۷ در مجلس به تصویب رسیدند، اما شورای نگهبان آنها را به دلایلی مثل مغایرت با قانون اساسی و شرع و ابهامات و ایرادات فنی و حقوقی رد کرد؛ در حالی که رهبر انقلاب نیز صراحتا در خرداد ۹۷ و در جمع نمایندگان مجلس در این باره گفتند: «مجلس مستقلا خودش قانون بگذراند، مثلاً قانون مبارزه با تروریسم یا پولشویی. هیچ لزومی ندارد ما به چیزهایی که نمیدانیم به کجا ختم میشود و مشکلاتی دارد بپیوندیم». پس از رد شورای نگهبان، این دو لایحه به مجمع تشخیص ارجاع شدند و تا دیماه ۱۴۰۳ نیز بلاتکلیف بودند که با استقرار دولت جدید و اصرارش بر تصویب آنها، بررسیشان آغاز شد؛ پالرمو در اردیبهشت امسال و سیافتی در مهرماه به تصویب رسیدند.
اما دوم آبانماه بود که افایتیاف در بیانیه نهایی خود پس از نشست پاریس، حقشرطهای ایران برای پذیرش کنوانسیون پالرمو را نپذیرفت. کنوانسیونهایی که ادعا میشود برای مقابله با پولشویی و تامین مالی تروریسم تنظیم شدهاند، اما نویسندگان آنها تروریست را امثال محور مقاومت و سپاه پاسداران ایران میدانند. یعنی آمریکا و اخیرا اروپا که در بیانیهای پس از نشست وزاری خارجه این اتحادیه در بروکسل، سپاه پاسداران را تروریستی اعلام کرد. اتفاقی که پس از این تلاشهای غربگرایان برای دوری از اتهامات تروریستی غرب با پیوستن به افایتیاف رخ داد.
اصرار بر جلب نظر غربیها علیرغم تجربیاتی تلخ مانند برجام در حالی رخ میدهد که دنیا در یک بزنگاه تغییر نظم قرار دارد که در آن مبانی نظم قدیم آمریکایی مانند همین کنوانسیونها در حال از دست دادن اعتبار خود هستند. تنها در یک نمونه و در کنفرانس امنیتی مونیخ که این روزها در حال برگزاری است، نطقها قریب به اتفاق بر این مدعا تاکید کردند. فوندرلین، رئیس کمیسیون اروپا گفت: «هر کدام از سیاستهای ما نیاز به یک بعد امنیتی روشن در این “نظم نوین جهانی” دارد» و مرتس، صدراعظم آلمان اظهار داشت: «نظم بینالمللی مبتنی بر حقوق و قواعد، دیگر وجود ندارد؛ ادعای رهبری آمریکا به چالش کشیده شده و احتمالاً از بین رفته است».
این اصرار بر ماندن در نقش بچهخوبهای نظم افول کرده دنیا در حالی است که عراقچی، معمار اصلی برجام، دو اعتراف مهم کرده است؛ یکی در نشست دیپلماسی اقتصادی در آذربایجانشرقی که گفت: «مشکلاتی که بازرگانان مطرح کردند هیچکدامشان ربطی به تحریم نداشت»؛ و دیگری در جمع فعالان اقتصادی اصفهان که اظهار داشت: «هیچ یک از فعالین اقتصادی به من نگفتند که عراقچی برو تحریمها را بردار؛ همه گفتند مشکل ما را در بانک مرکزی و گمرک و مالیات و وزارت جهاد کشاورزی و صمت حل کن؛ همه مشکلات داخلی است». مادامی که آدرس غلط در حل مشکلات اقتصادی کشور و تشخیص غلط در این نقطه بزنگاهی دنیا اصلاح نشود، دلار و سکه قلههایی مرتفعتر از این را نیز فتح خواهند کرد و از آن تلختر، سهم ایران از نظم جدید تا حد زیادی خواهد سوخت و دههها ایرانیها همانند شرایط پسابزنگاههای قبلی، چوب غفلت حاکمیت را خواهد خورد.
پس از برجام و گافهایش مانند مکانیزم ماشه و معطلی اقتصاد در دهه نود که منشا ناترازیها در انرژی و بودجه شد، نمونه کوچک این غفلتها و محاسبات غلط، ادعای خانی، رئیس مرکز اطلاعات مالی در ۲۱ مهر است که گفت: «افایتیاف حق شرطهای ایران بر پالرمو را پذیرفت»؛ اما ۲ آبان و پس از بیانیه افایتیاف مبنی بر رد حقشرطهای ایران بر پالرمو، مجبور شد اقرار کند: «افایتیاف دفاع هیات ایرانی را نپذیرفت».
بیانیه اخیر این مرکز نیز از این شکست واضح دستاورد ساخته و مدعی شده «۱۱ عضو از ۳۹ عضو از اقدامات ایران حمایت کرده و اجماع ۱۰۰ درصدی شکسته شده است»! گویا در هنوز بر همان پاشنه میچرخد و سایه خطرات حاصل از خوشخیالی غربگرایان همچنان بر منافع و امنیت ملی سنگینی میکند.