کد خبر: ۲۵۷۹۸
زمان انتشار: ۰۹:۴۷     ۱۸ آبان ۱۳۹۰
از مدت ها قبل از آغاز سرشماري شاهد اطلاع رساني گسترده از اجراي اين طرح به مردم بوديم تا همکاري مردم در اجراي طرح بيشتر و بيشتر باشد تا اين طرح در بازه زماني مشخص به هدف خود دست يابد.
خراسان:
طرح سرشماري نفوس و مسکن سال۹۰، از2 آبان ماه جاري آغاز شده است و تا 22 اين ماه ادامه دارد. اين سرشماري امسال براي اولين بار به صورت ۵ ساله در سراسر کشور انجام مي شود و ضرورت برنامه ريزي و بهبود کيفيت زندگي مردم از جهات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيازمند آمار و اطلاعات واقعي و دقيق است.

اجراي طرح سرشماري نفوس و مسکن در خراسان رضوي بر عهده حدود ۸هزار نيروي اجرايي است که ۴هزار و ۳۴۷ تن را ماموران سرشماري تشکيل مي دهند. در اين گزارش به سراغ تعدادي از ماموران سرشماري، سرگروه ها و مديران طرح سرشماري نفوس و مسکن رفته ايم و حرف هاي شنيدني آنان، خاطرات، مشکلات و همکاري يا همکاري نکردن مردم در اجراي اين طرح را با آنان به گفت وگو نشسته ايم تا بخشي از زحمات اين افراد که در روزهاي سرد پاييزي و هنگام بارش باران و برف که بعضي از ما در کنار بخاري مشغول انجام کار خود هستيم، مشغول به اجراي طرح سرشماري عمومي نفوس و مسکن هستند را به رشته تحرير درآوريم.

هم قدم با آمارگيران

سعيد برند/ «سرشماري عمومي نفوس و مسکن که از ۲تا۲۲آبان برگزار مي شود، در استان خراسان رضوي به ۴هزار نيروي اجرايي نيازمند است» اين خبر که در تابستان سال جاري اعلام شد به نظر مي رسيد براي دانشجويان و افراد جوياي کار خبر خوشي باشد؛ با اين حال تعداد متقاضيان براي شرکت در سرشماري عمومي نفوس و مسکن در تاريخ هاي معين به حد نصاب نرسيد و زمان ثبت نام در سايت موردنظر تمديد شد.با همه کش و قوس ها سرشماري نفوس و مسکن در خراسان رضوي هم زمان با ساير استان هاي کشور در دوم و تا ۲۲ آبان نيز ادامه دارد و به گفته مسئولان بيش از ۴۰درصد جمعيت استان سرشماري شده اند.رسانه هاي استان نيز همراه با اين طرح بزرگ، به انعکاس اخبار و جزئيات آن پرداخته اند. در اين گزارش اما به سراغ عوامل اجرايي سرشماري يعني آمارگيران رفتيم تا از مشکلات آنان باخبر شويم.
روزهاي سرد آمارگيري

حدود ۳۰سال سن دارد، به گفته خودش بيکاري تنها عاملي بوده است که وي را مجبور کرده به عنوان آمارگير در سرشماري فعاليت کند. با صدايي که خستگي در آن موج مي زند مي گويد: چه کنم؟ ۲سال است که با همسرم در دوران عقد به سر مي برم و مجبورم براي جور کردن پول رهن خانه به هر دري بزنم.

محمدي ادامه مي دهد: الان حدود ۲هفته است که از صبح تا شب آن هم در اين هواي سرد مشغول آمارگيري از منازل و مردم هستم.

وي با بيان اين که مقرر شده است آمارگيران در پايان کار حق الزحمه خود را دريافت کنند، مي افزايد: البته در طرح سرشماري افراد ديگري که بيشتر خانم ها هستند به عنوان بازبين و کارشناس فعاليت مي کنند که روزمزدي هستند و هر ۵روز حقوق خود را مي گيرند.به گفته وي حقوق آمارگيران حدود ۴۰۰هزار تومان و حقوق بازبين و کارشناس ها حدود ۷۰۰هزار تومان است.وي مي گويد: مدرک تحصيلي اش «ديپلم» است و مي افزايد: سال۸۵ هم آمارگيري را تجربه کردم و از پولي که گرفتم راضي بودم، به هر حال يکي از چاله هاي زندگي مان را پر مي کند، خدا را شکر!
مسافرت بلاي جان ما شده است

مسافرت پاييزي برخي از شهروندان به ويژه با توجه به تعطيلي اخير مشکلاتي را براي برخي از آمارگيران به وجود آورده است. يکي از آمارگيران در اين باره به خراسان گفت: غيبت برخي از شهروندان نحوه تکميل فرم هاي مرا با مشکل مواجه کرده و مجبورم به برخي از منازل ۲بار مراجعه کنم.جلاير درباره برخورد و نحوه همکاري مردم با آمارگيران اظهار داشت: متفاوت است يک عده با يک فنجان چاي داغ از ما پذيرايي مي کنند و يک عده از شهروندان هم حتي حاضر نيستند از پاي آيفون منزل به سوالات ما پاسخ دهند و با لحن تندي مي گويند «الان کار داريم برو يک ساعت ديگر بيا» اما نمي دانند که يک آمارگير موظف است در ساعات معيني از روز اطلاعات تعداد مشخصي از واحدهاي مسکوني را دريافت کند و معطلي براي او به منزله بازماندن از انجام وظيفه است.

اين دانشجوي رشته حسابداري ادامه داد: در کلاس هايي که براي يادگيري نحوه آمارگيري بود به ما قول دادند که مدت زمان همکاري ما به عنوان سابقه کاري ثبت مي شود ولي جالب اين جاست که هيچ قراردادي با ما منعقد نشده است.وي يکي ديگر از مشکلات خود را باران و شرايط نامساعد جوي اعلام کرد و افزود: فرم هاي خانوار نبايد مخدوش و خيس شوند، براي همين، کار کردن در زير باران کمي کار ما را با مشکل مواجه ساخته است.
ارائه اطلاعات به صورت ناقص

يکي ديگر از آمارگيران با بيان اين که برخي از شهروندان به اشتباه احساس مي کنند اطلاعات ارائه شده از سوي آنان مورد استفاده قانون هدفمندي يارانه ها قرار مي گيرد و در ميزان دريافت يارانه نقدي موثر است گفت: متأسفانه اين دسته از شهروندان همکاري مناسبي با آمارگيران ندارند.سعيدي ادامه داد: به عنوان مثال يک خودرو در حياط منزل پارک شده است اما وقتي از صاحب خانه مي پرسيم آيا خودروي شخصي داريد مي گويد نه اين خودرو مال يکي از بستگان است لطفا چيزي در فرم خانوارما ننويسيد!!

وي با بيان اين که خودداري از ارائه اطلاعات درباره متراژ خانه نيز وجود دارد افزود: حتي برخي از شهروندان از ارائه کدملي اعضاي خانواده خود خودداري مي کنند و با بيان مسائلي چون فرزندمان در خانه نيست و... سعي مي کنند آمارگيران را به نوعي بپيچانند.
درخواست افزايش ساعات کاري

يک آمارگير با بيان اين که به محض تاريک شدن هوا، بايد کار خود را تعطيل کند گفت: مسئول مستقيم ما اجازه نمي دهد بعد از تاريک شدن هوا همچنان به آمارگيري ادامه دهيم.

اين آمارگير که تمايلي به معرفي خود ندارد ادامه داد: با توجه به تاريک شدن هوا در ساعات ۴ و ۵ بعدازظهر ساعات کاري ما کاهش يافته و مجبوريم در طول روز با سرعت بيشتري کار کنيم که اين مسئله باعث مي شود دقت در کار ما نيز کاهش يابد.وي همکاري شهروندان با آمارگيران را به نسبت خوب توصيف کرد و ادامه داد: متأسفانه اطلاع رساني به درستي انجام نشده است، گاهي اوقات مشاهده مي کنيم که برخي از شهروندان سعي دارند اطلاعات خانوار همسايه هاي خود را از ما بگيرند که اصرار آن ها معذوراتي براي ما ايجاد خواهد کرد.
درک کنيد

يکي ديگر از آمارگيران با اشاره به سختي هاي کار آمارگيري گفت: خطاب به آن دسته از شهروندان که با شرايط کاري ما آشنا نيستند مي توانم بگويم امتحانش ساده است همين فردا از ساعت ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر پياده کوچه و پس کوچه هاي شهر را طي کنند، تکميل فرم و بحث کردن با ديگر شهروندان هم پيشکش!

اين خانم جوان که حدود ۲۵ سال سن دارد ادامه داد: متأسفانه گويي در نظر برخي افراد، آمارگير کرامت و شخصيت ندارد چرا که به راحتي به خودشان اجازه مي دهند؛ سوالات آمارگير را با پاسخ هاي «سرکاري» جواب دهند.به گفته وي آمارگيري در روستاها و مناطق محروم با سختي بيشتري همراه است چرا که مسئولان اطلاع رساني کافي درباره سرشماري عمومي نفوس و مسکن را در اين مناطق انجام نداده اند.
آمار آمارگيران را چه کسي مي گيرد

ندا عليزاده/ آن ها نيز مانند هر مجموعه ديگري، رده بندي خاص خود را دارند. گويا هر ۴آمارگير زير نظر يک کارشناس گروه فعاليت مي کنند که بر اين تيم کوچک يک نفر بازبين نيز نظارت دارد.يک رده بالاتر نيز کارشناس بازبين است که بر عملکرد ۴بازبين نظارت مي کند.

وارد يکي از ستادهاي آمارگيري مي شوم تا علاوه بر اين که از نزديک شاهد فعاليت آن ها باشم، با آنان به گفت وگو بنشينم.حرف ها و درد دل هايي گفته مي شود که به ناگاه اين سوال را به ميان مي کشد که آيا دست اندرکاران و مسئولان اين حوزه آمار، از شرايط سخت کار آن ها که تقريبا همه جوان هستند باخبرند؟

«از ۸صبح تا ۹ شب کار مي کنيم و اين در شرايطي است که قراردادي نداريم و حقوقمان مشخص نيست حتي ناهار نيز به هيچ کس نمي دهند!»اين ها را يکي از خانم هاي «بازبين» مي گويد و با يادآوري اين که ساعت کاري از ۸صبح تا ۵بعدازظهر است، اضافه مي کند: گاهي حجم کار آن قدر زياد مي شود که مجبور مي شويم تا ۲۰ و حتي ۲۱ نيز در ستاد بمانيم! او که از مشخص نبودن حقوق و ناهار ندادن به بچه ها گلايه مند است، يادآور مي شود: از روز اول گفتند حقوق شما مشخص نيست، غذا هم بايد خودمان تهيه کنيم.
دوره گذشته حداقل يک آب ميوه و کيکي مي دادند ولي امسال...

از او مي خواهم تا درباره نوع کارش کمي توضيح دهد که اين گونه مي گويد: هر آمارگيري در پايان دوره به طور ميانگين بايد ۲۰برگه را پر کرده باشد که اين فرم ها در طول روز براي کنترل و رفع ايرادات و خط خوردگي ها به بازبين تحويل داده مي شود علاوه بر آن اطلاعات جمع آوري شده از هر بلوک را به حوزه ها تحويل مي دهيم.

همان طور که در حال توضيح دادن است ادامه مي دهد: اگر در فرم ها اشکالي وجود داشته باشد با خانواده تماس مي گيريم و تلفني مسئله را رفع مي کنيم و نداشتن شماره ملي بيشترين مشکلي است که با آن روبه رو هستيم.
نامشخص بودن ميزان حقوق

يکي ديگر از بازبين ها نيز با بيان اين که مبلغ حقوقي که بايد به بچه ها بدهند را اعلام نکرده اند، مي گويد: تنها مي دانم حقوق آمارگيران بر اساس تعداد خانواده هايي که ثبت مي کنند، داده مي شود که هر آمارگيري بايد ۴۰۰خانواده را پوشش دهد.وقتي درباره برخورد مردم سوال مي کنم تنها به دادن اين پاسخ اکتفا مي کند: بيشتر خانواده ها، هواي آمارگيران را به خصوص در هواي سرد دارند و بعضي وقت ها بچه ها با «آذوقه» به ستاد برمي گردند که اين مسئله نشان مي دهد مردم قدر زحمت ما را مي دانند.
کارها بر دوش آمارگيران است

پسر جواني که کارشناس گروه است درباره کار خود مي گويد: «همه کار بر دوش آمارگيران است و کارشناس گروه به عنوان رابط و ناظر، زماني وارد مي شود که آمارگير نتواند کارش را به خوبي انجام دهد و در بلوک هاي حوزه بندي مشکل داشته باشد، خانواده اي همکاري نکند و يا اين که وارد بلوک ناشناخته اي شود.»

اين کارشناس گروه با بيان اين که بلوک شناخته نشده محلي است که تغييراتي در آن ايجاد شده است، سخنش را اين گونه تکميل مي کند: در واقع کارشناس گروه نظارت و راهنمايي ماموران و ارتباط با بازرسان را بر عهده دارد.
گفته اند راضي تان مي کنيم!

او نيز درباره حقوق با بيان اين که دولت آن را تعيين نمي کند و فقط يک پايه حقوقي را اعلام مي کند و مي گويد راضي تان مي کنيم، يادآور مي شود: ۵سال قبل پايه حقوقي را بين ۳۰۰تا۴۰۰هزار تومان براي رده هاي مختلف اعلام کرده بودند که در صورت دريافت تشويقي اين مبلغ بيشتر مي شد.اين کارشناس گروه با تاکيد بر اين که بيشترين مشکل حقوقي را ماموران آمارگير دارند، تصريح مي کند: اين در حالي است که روزهاي اول آمارگيران نزديک بود کتک بخورند، به آن ها توهين شد، متهم به دزدي شدند، در را رويشان بستند و... در واقع اتفاقي نبود که برايشان نيفتد!
کار تا ۱۲شب

با خانمي که کارشناس بازبين است، نيز گفت وگو مي کنم. او مي گويد: کار نظارت بر بازبين ها، بررسي اتفاقي فرم ها و رفع اشکالات بازبين ها از وظايف کارشناس بازبين است که از ساعت ۸صبح تا ۱۷ و گاهي نيز تا ساعت ۱۹ بعدازظهر حضور دارد که در روزهاي آخر آمارگيري، تا ۱۲ شب نيز کارش طول مي کشد.

او که دوره قبل نيز در آمارگيري حضور داشته است، اظهار مي کند: حقوق مشخص نيست و به طور رسمي اعلام نکرده اند اما شنيده ام حدود ۶۰۰ هزار تومان و براي آمارگيران نيز ۵۰۰ هزار تومان است.
خيابان متر مي کنم

وسط صحبت اين خانم بود که در باز مي شود و پسر جواني که جليقه آمارگيران را به تن دارد با ناراحتي به سمت ميز يکي از بازبين ها مي رود. وقتي علت ناراحتي اش را جويا مي شوم مي گويد: به منزلي رفتم و صاحب خانه که مرد ميانسالي بود براي هر سوالي که پرسيدم مسخره ام کرد.از او مي پرسم چه پاسخ هايي به سوالاتت داد، که فرم پاسخ نامه را نشانم مي دهد و اضافه مي کند: پرسيدم تحصيلات، گفت: اکابر، گفتم چه رشته اي که پاسخ داد: «آش»، چيزي نگفتم و شغلش را جويا شدم که خودش را رئيس خيابان معرفي کرد و زماني که پرسيدم دقيقا کجا؟ جواب داد بهارستان را متر مي کنم!

اين آمارگير جوان که به شدت از برخورد او ناراحت است، ادامه مي دهد: وقتي سوال بعدي را پرسيدم، گفت: اين سوال را دوست ندارم جواب بدهم، بعدي!
مسخره مي کنند...

بدون اين که چيزي بگويم، با بيان اين که مشکل کار ما اين است که از بالا مي گويند نبايد با مردم بحث کنيد اما در عين حال تاکيد مي کنند اطلاعات را بگيريم، تصريح مي کند: ساختمان ديگري رفتم صاحب خانه مدام يا فحش مي داد و يا ما و سوالاتمان را مسخره مي کرد و وقتي شماره ملي و تلفن او را خواستم، گفت ندارم! در حالي که اگر فرم، کد ملي نداشته باشد، برگه برگشت مي خورد.در اين حال يکي ديگر از آمارگيران وارد بحث مي شود و مي گويد: افراد زيادي مي پرسند چرا سرشماري مي کنيد اگر براي برنامه ريزي کشوري است پس چرا وضعيت خدمات و امکانات اين گونه است؟ حتي يکي از استادان نيز گفت با وجود آمارهايي که گرفته شد آيا کشور پيشرفت کرد... اصلا سوالي که پرسيده مي شود درست است؟

او با بيان اين که مردم بيشتر از ما سوال مي کنند، دانستن تعداد اتاق هاي منزل ما به چه درد مي خورد، اظهار مي کند: با اين وجود افرادي هستند که برخورد خوبي دارند و همکاري مي کنند به عنوان مثال شهروندي همه مدارک و اطلاعات را آماده کرده بود و براي کمک به من با تمام واحدها تماس گرفت تا آن ها نيز مدارکشان را بياورند.
چندين بار مراجعه

اين آمارگير خانم در عين حال مواردي را نيز داشته است که همکاري خوبي نکرده اند. چندين بار به يکي از منازل مراجعه کردم تا اين که امروز گفت ساعت ۹ شب هستم آن موقع بيا تا مدارکم را آماده کرده باشم.با تعجب مي پرسم «مي روي»؟ او با بيان اين که مجبور است اين کار را انجام دهد، مي گويد: خيلي از آن ها در منزل هستند اما در را باز نمي کنند يا مي گويند من پرستار هستم و وقتي نام سرپرست خانوار را جويا مي شويم پاسخ مي دهد نمي دانم!
من مسافرتم....

در اين حال پسر جوان ديگري نيز که چند دقيقه اي مي شود که به جمع ما اضافه شده است، با بيان اين که يک بار نيز در منزلي را زدم که پس از اين که خودم را معرفي کردم، طرف گفت من مسافرتم! اضافه مي کند: حتي به شرکتي مراجعه کردم که طرف گفت مديرمان نيست و من نيز گفتم برايتان عدم همکاري مي زنم و به سمت طبقه بالا حرکت کردم که يک باره مدير به دنبالم آمد که با تعجب گفتم پيدا شديد؟!
پشت دستم را داغ مي کنم

يکي ديگر از آمارگيران که پسر جواني است نيز در تکميل صحبت دوستش مي گويد: حقوق را بر اساس ثبت مشخصات ۴۰۰ خانوار مي دهند که اگر حوزه آمارگيري تمام شود و به اين رقم نرسيده باشد مجبور است در حوزه هاي ديگر وارد شود.او که با خنده مي گويد: «پشت دستم را احتمالا داغ مي کنم» که آمارگير نشوم، اضافه مي کند: از ۸ صبح تا 21 مشغول کار هستيم حتي مواقعي پيش آمده که ستاد تعطيل بوده است اما ماموران سرکار بودند!

او در تشريح برخورد مردم نيز با بيان اين که شايد ۳۰ درصد مردم که بيشتر مدارج بالاي تحصيلي را دارند بد برخورد مي کنند، يادآور مي شود: طرف صبح   گاهي کسي خانه نيست و مجبور مي شويم مجدد بعدازظهر مراجعه کنيم که صاحب خانه ها با برخورد بدي مي گويند، ديروقت آمديد و بسيار شاکي مي شوند اما در مناطق پايين شهر بهتر پاسخگو هستند اما مناطق بالاي شهر معتقدند ارائه آمارشان سودي براي آن ها ندارد.
ناهار نمي دهند...

دوستش نيز به نبود ناهار و سرويس اشاره مي کند و مي گويد: درباره دادن ناهار و سرويس نيز آنقدر گفتيم که برايشان عادي شده است حتي يکي، دو روز اعتصاب کرديم اما بي فايده بود. حتي قراردادي نيز براي حقوق مان نداريم و اگر کم و زياد به حساب واريز کنند، کاري نمي توانيم کنيم.او از نحوه انتخاب نيروها نيز گلايه مند است و اظهار مي کند: ملاک انتخاب آمارگير را نمره هاي پس از کلاس و صلاحيت گذاشتند اما در واقع هيچ ملاکي براي رده بندي و انتخاب نبود.درباره نحوه برخورد مردم سوال مي کنم که چنين پاسخ مي دهد: بيشتر مردم خوب همکاري مي کنند مگر افرادي که شرايط مناسب و حوصله ندارند که در اين صورت از آن ها مي پرسم کي مراجعه کنم؟ اما مواردي نيز بوده است که فرد اعلام کرده به هيچ وجه نمي خواهد پاسخ بدهد که برايش عدم همکاري ثبت مي کنيم.اين پسر جوان سخنش که به اين جا مي رسد با بيان خاطره اي مي گويد: فردي نيز پس از جمع آوري اطلاعات، آمار من را گرفت و شماره ام را يادداشت کرد و گفت: چند دختر خوب و خانواده دار سراغ دارم هر وقت شرايط ازدواج داشتي با من تماس بگير.

دختر جواني نيز به جمع ما اضافه شده است، او با بيان اين که شرايط کار آمارگيري بسيار سخت است، تصريح مي کند: حتي گاهي تا ساعت ۲۱ نيز در بلوک ها هستيم اما سرويس نداريم، جليقه هايي نيز که داده اند، ضدآب نيستند، حقوق مان هم که مشخص نيست حتي نگفتند کي پرداخت مي کنند!وي با طرح اين سوال که مگر مي شود حقوق ماموران طرح به اين بزرگي مشخص نباشد، مي گويد: براي اين کار ۵ سال وقت داشتند.اين خانم از برخورد برخي از مردم نيز گلايه مند است و اضافه مي کند: خيلي ها جواب سربالا مي دهند، حتي مي گويند مزاحم نشويد که مجبوريم براي آن ها عدم همکاري ثبت کنيم.او درباره سختي کارش، با بيان اين که يک بار به محض اين که زنگ زدم سگي که قلاده نيز نداشت به طرف در حمله و پارس وحشتناکي کرد، مي گويد: در به شکل نرده بود و بسيار ترسيدم بعد متوجه شدم ساختمان در حال ساخت است و کسي سکونت ندارد.
ملزومات اندک اداري

يکي ديگر از آمارگيران نيز ضمن تاييد سخنان همکارانش اين نکته را يادآور مي شود که ملزومات و امکانات اداري بسيار ضعيف است، حتي براي کارت شناسايي گيره نداده اند که به لباسمان آويزان کنيم.او درباره برخورد مردم نيز اين گونه توضيح مي دهد: يکي از افراد کارتم را گرفت و به درون منزل برد تا به همه اعضاي خانواده نشان دهد يا فرد ديگري زماني که کارت ملي اش را خواستم پاسخ داد، کارتم در گاوصندوق شرکت شوهرم است و اجازه دادن اطلاعات را نيز ندارم. آمارگير ديگري نيز خاطره جالبي را تعريف مي کند: درون خانه اي پيرزني حدود ۷۰ ساله با شوهر و دخترش که ۴۰ سال داشت زندگي مي کرد. وقتي اسم دخترش را پرسيدم گفت:«آرمان» دليلش را که جويا شدم پاسخ داد نام فرزند اولم را اميد، فرزند دومم را آرزو گذاشتم و تصميم گرفتم اسم فرزند سومم را آرمان بگذارم که «شانسم دختر شد»! آمارگير ديگري نيز با بيان اين که برخي از مردم به گونه اي برخورد مي کنند که انگار طلبکار هستند، مي گويد: يک بار دختر جواني جلوي در آمد و تا خودم را معرفي کردم بدون اين که حرفي بزنم، در را بست و رفت، کمي ايستادم اما خبري نشد، دوباره زنگ زدم و جلوي در آمد و با عصبانيت گفت: آمار به کسي نمي دهم، برو حوصله داري! اين دختر جوان در عين حال اين نکته را نيز مي گويد که برخي تعارف مي کنند برويم داخل يا صندلي مي آورند و پذيرايي مي کنند. حتي يک بار نيز خانم پيري برايم تعريف کرد سال ۴۵ آمارگير بوده است.

او درباره نداشتن قرارداد و مشخص نبودن حقوق شان نيز، تصريح مي کند: طبق قانون کار، عقد قرارداد بين کارفرما و فرد اجباري است اما اکنون که دولت کارفرماي ما محسوب مي شود، خودش قانون را زير پا گذاشته و حتي مبلغ حقوق را نيز مشخص نکرده است. اين آمارگير يادآور مي شود اگر امروز به عنوان مثال به ما گفتند ۴۰۰ هزار تومان مي دهيم اما فردا کمتر برايمان واريز کردند، دستمان به جايي بند نيست!
مگر فضولي

خانم ديگري نيز در تکميل سخنان همکارانش با بيان اين که براي نهار و سرويس بايد از جيب هزينه کنيم، مي گويد: چند روز قبل شماره حساب گرفتند و گفتند مي خواهند ۱۰۰هزار تومان براي پول غذا واريز کنند که هنوز هيچ خبري نشده است!

او درباره کمبود امکانات نيز، تصريح مي کند: ماموران خسته از راه مي رسند اما نه صندلي براي نشستن دارند و نه امکانات پذيرايي فراهم است.اين آمارگير همچنين با بيان اين که متاسفانه برخي آن قدر بي ادبانه برخورد مي کنند که اشک آدم را درمي آورند، اضافه مي کند: يک شب که باران مي آمد و هوا نيز خيلي سرد بود، طرف پشت در ايستاده بود و از همان جا مسخره ام مي کرد و مي گفت مگر فضولي که اين سوالات را مي پرسي؟!

دوست او نيز در تاييد سخنانش يادآور مي شود: يک بار مردي از پشت آيفون خواست تا کارتم را جلوي دوربين آيفون بگيرم تا آن را ببيند و بعد نيز گفت بايد يک بار مي آمدي و خبر مي دادي تا مدارک را آماده کنم، برو فردا بيا...!

پسر جوان ديگري نيز با بيان اين که همه به آمارگيران زور مي گويند، تصريح مي کند: از طرفي بد و بيراه مي شنويم و از آن طرف حقوق مان را مشخص نکرده اند و فقط گفته اند، ۵ سال قبل ۳۵۰ هزار تومان بود براي شما بيشتر مي شود، بالاي ۴۰۰هزار تومان حساب کنيد اما نگفتند چقدر بالاي اين رقم مي دهند!

۴۵۰هزار تومان و يک ميليون تومان نيز بالاي اين مبلغ تلقي مي شود...

او صحنه جالبي که با آن برخورد کرده بود را نيز زندگي دو هوو در يک واحد ذکر مي کند و مي گويد: هر دوي آن ها با هم براي دادن آمار آمدند و همسرش نيز که وضع  مالي بسيار خوبي داشت اما تحصيلاتش پنجم دبستان بود به من گفت حالا تو بگو علم بهتر است يا ثروت؟!

خواسته همه آن ها اين بود که مردم براي دادن اطلاعات همکاري کنند زيرا اين آمار براي برنامه ريزي کشور است و اگر اطلاعات غلط بدهند يا از دادن آن خودداري کنند، نتيجه خوبي حاصل نمي شود.

بحث ها تمام شده بود که راننده ستاد که فرم ها را به مرکز منتقل مي کند، مي گويد: من راننده ام و ماليات شغلم را آخر هر سال مي گيرند اما اين جا که آمدم براي ۲۰ روز کار۱۰۰ هزار تومان از حقوق ۶۰۰هزار توماني را که مي خواهند بدهند همان اول کم کردند، چرا اين گونه است!

هنگام خروج چشمم به تخته سياه مي افتد که نقشه منطقه اي از شهر را روي آن چسبانده اند که بعضي از نقاط آن با رنگ هاي قرمز، قهوه اي، آبي و سبز پر شده است.توضيحش را که مي خواهم، پاسخ مي دهند: هر بلوکي که تمام مي شود، افتخار رنگ کردن آن قسمت بر روي نقشه نصيب بازبين آن ناحيه مي شود...
بارندگي و سرماي هوا

محمد جواد رنجبر/ معاون فني سرشماري شهرستان بينالود يا همان طرقبه- شانديز نيز در گفت و گو با خبرنگار ما از مأموران خود که با وجود هواي سرد و بارش برف و باران تمام سختي ها را تحمل مي کنند و طرح را به اجرا مي رسانند تشکر مي کند و مي گويد: در مجموع همکاري مردم نيز خوب بوده است البته بعضي افراد در منازل حضور ندارند و بعضي سفر هستند که در مراجعات بعدي با مأموران سرشماري همکاري مي کنند.

علي شقايي به مشکلات موجود در سرشماري مناطق روستايي اشاره مي کند و مي افزايد: در پي بارندگي و سرماي هوا وضعيت برخي راه هاي روستايي نيز تغيير مي کند و رفت و آمد مأموران سرشماري دشوار مي شود، اما بعضي مأموران حتي شب را در منطقه مي گذرانند تا کار عقب نماند.وي درباره پيشرفت سرشماري طبق برنامه نيز ادامه مي دهد: با توجه به وضعيت جوي از برنامه عقب نيستيم.شقايي در مورد اين که آيا نام اين شهرستان بينالود است و يا طرقبه شانديز نيز مي گويد: در تقسيمات وزارت کشور، اينجا را به عنوان شهرستان بينالود مشخص کرده اند، اما خود مردم منطقه، اين شهرستان را به عنوان طرقبه شانديز مي شناسند و تابلوي فرمانداري نيز طرقبه شانديز است.
همکاري اهالي با سرشماران

يکي از سرگروه هاي سرشماري در شهرستان بينالود نيز از مشکلات انجام آمارگيري طي دو- سه روز اخير که شاهد بارش برف و باران بوديم مي گويد. حسين موحديان همکاري مردم را خوب توصيف مي کند و مي افزايد: يکي دو نفر از اهالي که روابط عمومي خوبي دارند با مأموران سرشماري همکاري مي کنند.

وي ادامه مي دهد: يکي از مشکلات ما، پراکنده بودن حوزه است که حوزه ما شامل زشک، شهرک صنعتي و گراخک مي شود.

وي ساعت کاري سرشماري را ۸ صبح تا ۵بعدازظهر اعلام مي کند و در مورد حقوقي که قرار است در ازاي کار دشوار سرشماري به مأموران طرح پرداخت کنند نيز مي گويد: گفته اند که به مأموران حدود ۴۵۰ هزار تومان پرداخت مي کنند و هر مأمور بايد حداقل ۴۰۰ خانوار را سرشماري کند.

هر چند ارزش کار مأ موران سرشماري بيش از اين مبلغ است.وي همچنين به مشکل رفت و آمد به روستاهاي داراي کلاته هاي فرعي اشاره مي کند و از همکاري خوب بعضي دهياران تقدير مي کند.او اين را هم مي گويد که بعضي از مأموران سرشماري با وجود سرماخوردگي و بيماري کار خود را انجام مي دهند تا اين طرح ملي به موقع به پايان برسد.
هفته اي ۳ هزار تومان حقوق

يکي از مأموران سرشماري در بخش شانديز شهرستان طرقبه شانديز که در حال سرشماري مردم روستاي چاهشک است نيز به خبرنگار ما مي گويد: در اين روستا افغاني زياد است که بعضي از اين افراد همکاري مي کنند و بعضي ديگر خير. سعيد آقابيگي مي افزايد: اين چند روز که هوا واقعا سرد است، بعضي به علت سرماي هوا حاضر به آمدن به ورودي منزل خود و ارائه مدارک نيستند.

وي ادامه مي دهد: يکي از مشکلات اين است که مرز نقشه ما (مرز چاهشک با منزل آباد) مشخص نيست.وي همچنين به نکته اي قابل تأمل که در حين سرشماري با آن برخورد کرده است اشاره مي کند و مي گويد: پسر ۱۲ ساله اي بود که سواد نداشت و سرکار مي رفت. او فقط هفته اي ۳ هزار تومان حقوق دريافت مي کرد و شاغل نيز به حساب مي آمد!
خطر برق گرفتگي!

يکي ديگر از مأموران سرشماري نفوس و مسکن اين منطقه نيز در اين باره به خراسان مي گويد: بعضي مردم همکاري خوبي ندارند و بايد ۲ تا ۳ بار به منزل آنان مراجعه کنيم تا متوجه شوند که قرار نيست چيزي از آنان کسر شود. سيد امير علي مديرخازني مي افزايد: يکي از مشکلات عمده بر سر راه سرشماري نامناسب بودن شرايط آب و هوا است و يکي ديگر از مشکلات نبودن مردم در منازل است که مجبور به مراجعه ۳ تا ۴ بار به اين منازل هستيم.

وي خاطره اي نيز از سرشماري نقل مي کند و مي گويد: در منطقه ويلاشهر به منزلي مراجعه کرديم که در اطراف آن منزل ديگري وجود نداشت. روي هر ديوار آن نيز دو دستگاه دوربين نصب شده بود.به علت اين که زنگ را پيدا نکردم. در زدم که در زدن همان و پرت شدن به عقب همان. در داراي برق بود و به اين علت چند دقيقه اي دست بنده بي حس شده بود. بالاي در را ديدم که نوشته بود خطر برق گرفتگي!
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها