کد خبر: ۲۹۰۷۲۷
زمان انتشار: ۲۳:۳۱     ۰۸ بهمن ۱۳۹۳
روزی حضرت به حجره کفاشی او تشریف آوردند در حالی که او مشغول کفاشی بود. پس از دقایقی حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم، کفش من نیاز به تعمیر دارد ، برایم پینه می زنی؟»
وفاي به عهد یک دستور قرآنی است که در علم حقوق و تجارت گاه به جاي آن واژه‌هاي ايفاي تعهد، پرداخت و اجراي تعهد به کار برده مي‌شود. در لغت به معناي به جاي آوردن تعهد و انجام دادن عهد و پيمان و در واقع به معناي اجراي قرارداد است. در تجارت این اصطلاح شامل پرداخت پول، انجام کار يا خودداري از انجام کار و انتقال يا تسليم حق يا مال است.
در آیه ۷۶ سوره آل عمران در همین رابطه می خوانیم:
«بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ.»
«آرى هر كه به پيمان خود وفا نمايد و پرهيزگارى كند، خدا پرهيزگاران را دوست دارد.»

 

سه نکته:
* انواع وفای به عهد

وفاى به عهد در تمام موارد زير لازم است:
الف: عهدى كه خداوند از طريق فطرت يا انبيا با انسان‏ها بسته است.
ب: عهدى كه انسان با خدا مى‏بندد.
ج: عهدى كه انسان با مردم مى‏بندد.
د: عهد رهبر با امّت و بالعكس.
 

** مشرکان هم به عهدشان وفادارند!
وقتی به تاريخ جوامع می نگريم، به وضوح مشاهده می كنيم كه پايبندي به معاهدات، يكي از اصول اخلاق اجتماعي مورد توجه آن ها بوده است. مولای متقیان علي (ع) در اين رابطه می فرمايند: «هيچ موضوعي همانند وفاي به عهد در ميان مردم با تمام اختلافاتي كه دارند، مورد اتفاق نيست. حتي مشركان هم، پيمان ها را در ميان خود محترم مي شمردند، زيرا عواقب پيمان شكني را دريافته بودند.» (نهج البلاغه، نامه ۵۳)
 

*** داستان سید عبدالکریم کفاش
سید عبدالکریم کفاش شخصی بود که مورد عنایت ویژه امام زمان (عج) قرار داشت و حضرت دائماً به او سر می زد. روزی حضرت به حجره کفاشی او تشریف آوردند در حالی که او مشغول کفاشی بود. پس از دقایقی حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم، کفش من نیاز به تعمیر دارد ، برایم پینه می زنی؟»
 سید عرض کرد: آقاجان به صاحب این کفش که مشغول تعمیر آن هستم قول داده ام کفش را برایش حاضر کنم، البته اگر شما امر بفرمائید چون امر شما از هر امری واجب تر است، آن را کنار می گذارم و کفش شما را تعمیر می کنم. حضرت چیزی نگفتند و سید مشغول کارش شد.
 پس از دقایقی مجدداً حضرت فرمودند: «سید عبدالکریم! کفش من نیاز به تعمیر دارد، برایم پینه می زنی!؟»
سید کفشی را که در دست داشت کنار گذاشت، بلند شد و دستانش را دور کمر مبارک حضرت حلقه زد و به مزاح گفت : قربانت گردم اگر یک بار دیگر بفرمایید "کفش مرا پینه می زنی" داد و فریاد می کنم آی مردم آن امام زمانی که دنبالش می گردید، پیش من است، بیایید زیارتش کنید !
حضرت لبخند زدند و فرمودند: «خواستیم امتحانت کنیم تا معلوم شود نسبت به قولی که داده ای چقدر مقید هستی.» (کتاب روزنه هایی از عالم غیب؛ آیت الله سید محسن خرازی)

اخبار ویژه
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
انتشاریافته:
در انتظار بررسی: ۰
* نظر:
جدیدترین اخبار پربازدید ها